0
نفر دوست دارند به این شهر سفر کنند.
جمعیت مجازی : 1

جمعیت شهری : 104364

معرفی شهر ایذه با لهجه

معرفی شهر ایذه


از آثار به دست آمده ايذه از جمله نگاره‌ها و نقش برجسته هاى عيلامى (اولين حجارى هاى ايران باستان قبل از هخامنشيان)، مى توان نتيجه گرفت كه آنجا مركز مهمى در زمان عيلامى ها بوده است. اين آثار به دو دسته آثار عيلام قديم و نو تقسيم مى شود كه به شرح زير مى باشند: 1) دوره عيلام قديم: اين دوره به سلسله سيمشكى متعلق است كه چندين بار توسط حاكم اور نابود گشت.آثار باقى مانده از اين دوره به شرح ذيل است:
الف) نقش برجسته شاهسوار: شاهسوار جايگاهى باستانى در حومه ايذه است كه در آن آثار باستانى از جمله نقش برجسته اى متعلق به دوره عيلام قديم (قرن 20 ق. م.) واقع شده است. اين نقش برجسته به احتمال زياد نمايانگر صحنه بار عام يك پادشاه يا ابراز بندگى در مقابل يك خدا است. ب) نقش برجسته خونگ اژدر: اين جايگاه به خونگ نوروزى نيز معروف است و در نزديكى درياچه ميانگران (12 كيلومترى شمال ايذه) واقع شده است كه نقش برجسته هاى آن مانند شاهسوار حجارى شده است. 2) دوره عيلام نو: ايذه در دوره عيلام نو «آياپير» ناميده مى شده است و پادشاهان آن به صورت مستقل زير نظر سوخالماهو وزير اعظم عيلام حكومت مى نمودند. حكومت عيلام در اين دوران به صورت اتحاديه اى بود و متشكل از تعدادى حكومتهاى محلى مستقل اداره مى شد.
آثار اين دوره عبارتند از:
الف) كول فره (کول فرح): كول فره برسى دره مانند در كوههاى اطراف دشت، واقع در 7 كيلومترى شمال شرقى ايذه است كه در عصر عيلام نو به عنوان نيايشگاهى باز مورد استفاده قرار مى گرفته است. در اين شكاف 6 نقش برجسته به همراه نوشتارهاى عيلامى (ميخى) اطلاعات تاريخى ارزشمندى را در اختيار مى گذارند. بيشتر اين نقش برجسته‌ها مراسم مذهبى يا ميهمانى هاى هانى شاه، پسر تاهى هى (تاخى هى) حاكم دست نشانده آياپير از طرف شوتروك ناهونته را يادآور مى نمايند. از نكات جالب توجه اين نقش برجسته‌ها مى توان به آداب و رسوم امور مذهبى عيلام اشاره نمود كه در آن كاهنان در حال قربانى كردن حيوانات و نوازندگان در حال نواختن موسيقى و مردم يا بزرگان داراى حالتى خاص (شايد حالت خلسه) در نيايش و حمل خدايان مى باشند.
ب) اشكفت سلمان: تنگه اى در كوه الهك واقع در شمال غربى ايذه است. در اين تنگه چهار نقش برجسته وجود دارد كه تمامى آنها به هانى تعلق دارند كه بيشتر به خانواده سلطنتى و خدايان اشاره نموده است. در اين جايگاه باستانى روزگارى نيايشگاه «تاريشا» وجود داشته است. براساس نظريه برخى مستشرقين و محققين در دوره هخامنشيان به ايذه، اينزان مى گفتند كه از مراكز مهم مذهبى و سياسى آن دوره به حساب مى آمده است.

براساس برخى روايات تاريخى، اسكندر پس از ورود به ايران و توقف در همدان به خاطر مرگ هفس تيون سردار جوان خود سخت آشفته شد و دستور داد كه يالهاى اسب و قاطرها را بچينند و كنگره هاى برج و باروها را برافكنند. سپس غيب گوى وى از طرف ژوپى تر، هفس تيون را نيم خدايى ناميد و براى آمرزش وى قربانى طلب كرد. بالاخره اسكندر براى اينكه در جنگ تسلى بيابد، به مملكت كوسى ها رفته و پس از مطيع كردن آنها شكار انسان ترتيب داد و امر نمود تفاوتى بين مرد و زن، بزرگ و كوچك نگذاشته و همه را بكشند و اين قصابى وحشت انگيز را قربانى دفن هفس تيون ناميد. اين حادثه در كوههاى بختيارى در ايذه اتفاق افتاد.از اين دوران و سپس از دوران پارتى چندين مجسمه و چند نقش برجسته و... باقى مانده است. از اين زمان به بعد، ايذه مستقل اداره و به نام اليمائيد خوانده مى شد.
آثار اين دوره عبارتند از:
الف) خونگ يارعلى وند: در اين جايگاه باستانى كه در 3 كيلومترى خونگ اژدر واقع شده است، نقش برجسته اى شامل دو فرد اليمايى در يك مراسم آيينى وجود دارد. ب) خونگ كمال وند: اين جايگاه باستانى در 4 كيلومترى شمال خونگ يار على وند واقع شده و داراى نقش برجسته اى به همراه كتيبه اى اليمايى است. ج) خونگ اژدر (2): (142 ق. م) درست پشت تخته سنگى كه نقش برجسته عيلام قديم قرار داشت، نقش برجسته اى متعلق به زمان پارتى ها قرار دارد كه مهرداد دوم شاه اشكانى را به همراه افراد بلندپايه اليمايى نشان مى دهد. د) قلعه كژدمك: در ارتفاعات خونگ اژدر قلعه اى از لاشه سنگ و ساروج و خشت با تاقهاى هلالى و سنگى واقع شده كه در اين ناحيه به «قلعه كژدمك» معروف است. اين قلعه احتمالاً در زمان اردشير ساسانى متروك شده است. ايذه در دوره ساسانى نيز از شهرهاى آباد و پرجمعيت به شمار مى رفت و آتشكده آن تا زمان هارون الرشيد برقرار بوده است.از روزگار خلافت عمر بن الخطاب، واژه ايذه عربى شد و آن را ايذج خواندند. اولين رويارويى اين مردم استقلال طلب تاريخ ايران با مسلمانان در سال 17 هـ . ق (638 م) رخ داد. در اين واقعه نعمان بن مقرن مزنى، سردار عرب به خوزستان آمد و پس از گشودن رامهرمز، به ايذه رفت و با شيرويه حكمران آنجا صلح نمود و شهر تسليم شد.در سال 22 هـ . ق اولين درآمد حاصل از خراج ايذه و رامهرمز به حكومت بصره تخصيص يافت. در سال 29 هـ . ق مردم ايذه در برابر ابوموسى اشعرى حاكم بصره سر به شورش برداشتند، ولى كارى از پيش نبردند.شهر ايذه در زمان خلفاى عباسى، كرسى ولايت بود و «ايذج الاهواز» خوانده مى شد، تا با محلى ديگر به همين نام در نزديكى سمرقند اشتباه نشود.اين شهر در سده 6 هـ . ق، در دوران مغول، مركز حكومت اتابكان لرستان يا امراى فضلويه بود كه از 550 هـ . ق توسط ابوطاهر در سرزمين لر بزرگ و بخشى از خوزستان حكومت مى كردند و براى نخستين بار آنان بودند كه ايذه را مالمير يا مال امير (ملك امير) ناميدند.نخستين بار ابن بطوطه در نيمه نخست سده 8 هـ . ق آن را به صورت مال امير در سفرنامه خود آورده است: «از تستر (شوشتر) حركت كرديم. سه روز از كوههاى بلند راه مى رفتيم تا به شهر ايذه رسيديم، ايذه را مال الامير نيز مى نامند.»آثار دوره اتابكان لر بنايى از لاشه سنگ است كه در اشكفت سلمان پس از حفارى نمايان شد. پس از برافتادن حكومت اتابكان در 857 هـ . ق ايذه رو به خرابى گذارد و ساكنان آن به كوچروى روى آوردند.همچنين آثار دوره ايلخانى و مغول از جايگاه باستانى به نام تاق طويله به صورت بنايى سنگى ـ گچى با آثار گچبرى و كاشى كارى در شهر كنونى ايذه به دست آمده است. از دوره صفويه گورستانى با شيرهاى سنگى در شاهسوار وجود دارد كه البته تا دوره قاجار هم از آن استفاده مى كردند.

رادیو شهر ایذه

رای و نظر

نظر شما درباره کشور مجازی ایران و استفاده از آن چیست؟




ثبت
کنگره شهدای یزد
تبلیغ
جاوید بویری پیانیجاوید بویری پیانی

اوقات شرعی ایذه

  • اذان صبح : 05:38
  • طلوع آفتاب : 06:58
  • اذان ظهر : 13:04
  • اذان عصر : 16:31
  • غروب آفتاب : 19:09
  • اذان مغرب : 19:26
  • اذان عشاء : 20:11

آب و هوا ایذه

نظرات

هنوز نظری نوشته نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.