این پورتال با تکنولوژی مبتنی بر وب 2 طراحی شده است
لطفا از یکی از مرورگرهای پیشرفته زیر استفاده نمایید
FireFox | Google Chrome | Opera | Internet Explorer 10
  • پيام به كنگره‌ي هفت هزار زن شهيد كشور

    بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
    امروز در این‌جا برای تعظیم به ارتش هزاران نفره‌ی زنان شهیدی گرد آمده‌اید كه در تغییر مسیر تاریخ اسلام و كشور، نقشی شایسته ایفاء كردند و سربلند به محضر خدای متعال رفتند؛ لشكری از فرشتگان كه از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند، تماشاچی نبودند و قدم در میدان عمل نهادند و در نقش معماران ایران جدید ظاهر شدند. 
    اینان زنان بزرگی بودند كه تعریف جدیدی از «زن» به شرق و غرب ارائه كردند.
    زن در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی، و در تعریف غالباً غربی، به مثابه‌ موجودی كه جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند كه الگوی سوم، «زن نه شرقی، نه غربی» است.
    زن مسلمان ایرانی تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان گشود و ثابت كرد كه می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود و درعین حال، در متن و مركز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاكیزه نگاه‌داشت و در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازی‌های جدید كرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی كه اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت درآمیختند و مردانه‌ترین میدان‌ها را با شجاعت و اخلاص و فداكاری خود فتح كردند.
    در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور كردند كه می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر به معروف و نهی از منكر، و جهاد اجتماعی را جهانی كنند و بن‌بست‌های بزرگ را در هم بشكنند.
    اقتدار و جذبه‌ی تازه‌ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید ظهور كرده است كه زنان را ابتداء در جهان اسلام تحت تأثیر قرار داد و دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان دست خواهد برد.
    تا آفتاب درخشان خدیجه‌ی كبری علیها‌السلام و فاطمه‌ی زهرا علیهاالسلام و زینب كبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرح‌های كهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن كربلایی ما نه‌تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شكسته‌اند، بلكه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو كرده و نشان داده‌اند كه حق كرامت الهی زن، بالاترین حقوق زن است كه در جهان به اصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته‌شدن آن است. به خانواده‌ی این شهیدان والامقام تبریك می‌گویم و امیدوارم كه به بركت خون این زنان شریف و مجاهد، رسانه‌ها و هنرمندان و فرزانگان و سینماگرانی بتوانند جهاد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا كه سخت محتاج شناختن آن است، بنمایانند.
    زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلّم ثانی برای زنان جهان خواهد بود؛ پس از معلم اول كه زنان مجاهد صدر اسلام بودند.
    سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه‌ی زهرا و بر همه‌ی زنان بزرگ صدر اسلام و بر بانوان فداكار و از جان گذشته‌ی ایران اسلامی.
    سیّد علی خامنه‌ای
    ۱۵ اسفند ۱۳۹۱

  • تشکر از بانوان معظم قم

    امام خمینی(ره) من بايد تشكر كنم از اهالى قم و از بانوان معظم قم كه در يك همچو اوقاتى كه ما گرفتار ابرقدرت ها و قدرت هاى فاسد هستيم و ايران از هر طرف مورد حمله آن ها هستند، شما بانوان در پشت جبهه، آن فعاليتى را مى كنيد كه آن سلحشوران در جبهه ها، و همان طورى كه آن ها مشغول فعاليت هستند، شما مشغول فعاليت هستيد. يك راه، از راه ساختن خود و جوان هاى خود و خانم هاى جوان و يك راه، از راه پشتيبانى به آن هايى كه در جبهه هستند؛ و اين يك امرى است كه بسيار مورد تشكر است و بسيار ارزنده است و در پيش خداى تبارك و تعالى ارزندگى شايان دارد

  • کمک به جنگ و جبهه

    امام خمینی(ره)
    ملت اين مردم كوچه و بازار هستند، اين مردم دهات و- نمى دانم- قصبات و شهرستان ها، اين ها هستند كه دارند به جنگ كمك مى كنند و به جبهه ها، پشت جبهه ها كمك مى كنند، و بانوانشان و بچه هاشان و بزرگ هايشان و همه شان مشغول خدمت هستند. اين ها كه خسته نشده اند. از چى خسته بشوند؟ از اسلام رو برگردانند؟

  • رهين منت توده هاي مردم هستيم

    انصافا ما رهين منت اين توده هاى بزرگوارى هستيم كه همه چيزشان را مى دهند و چيزى هم نمى خواهند. از آن پيرزن ها كه آن چيزى كه در طول عمرشان تهيه كردند، حالا مى آيند براى اسلام مى دهند تا آن اشخاصى كه قلكشان را مى شكنند و پولش را مى آورند براى اسلام مى دهند. من نمى توانم توصيف كنم از اين ملت و نمى توانم تجليل كنم. ما واگذار مى كنيم تا خداى تبارك و تعالى به آن ها عنايت خاص خودش را اعطا بفرمايد. خداوند، همه شما را حفظ كند و در اين سنگرها محكم پابرجا نگه دارد.
    امام خمینی(ره)

  • کمک و همکاري با رزمندگان

    درود بر شما شيرمردان و شيرزنانى كه با بسيج عشاير و ارسال كمكهاى مالى و همكاري هاى ديگر، چه در خط مقدم جبهه و چه در پشت جبهه، موجبات دلگرمى رزمندگان دلير ما را فراهم ساخته و پشتوانه محكمى براى جنگجويان و وسيله اى براى كشف و خنثى كردن توطئه هاى دشمنان ما گشته ايد.
    امام خمینی(ره)

  • انفاق در راه خدا

    امروز همكارى و هميارى مردم بيسابقه است، ما هر روز شاهد زنانى هستيم كه ما حصل عمرشان، يك تكه طلا را مى آورند و در راه خدا و جنگ انفاق مى كنند
    امام خمینی(ره)

  • تعهد بانوان

    و خداى تبارك و تعالى بر اين ملت منت نهاد و اين پيروزى را نصيب كشور ما فرمود كه به واسطه تعهد بانوان اميدواريم كه در آتيه، پشتوانه اين ملت و اسلام محكمتر بشود. و با كوشش شما بانوان محترم، جوانان كشور و كسانى كه هم در جبهه ]هستند[، بتوانند از عهده جنگ تا پيروزى ]بيرون آيند[ و هم در داخل و در پشت جبهه ها بتوانند به كارهاى عمرانى و كارهاى ديگرى كه مفيد به حال كشور است قيام كنند.
    امام خمینی(ره)

  • مجاهدات پشت جبهه

    امام خمینی(ره)
    اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه ها و پشت جبهه ها، كه با اخلاص خود عنايات خاص خداوند قادر را جلب نموديد، كدام قدرت و كدام ابزار جنگى مى توانست جمهورى اسلامى و كشور عزيز شما را از اين درياى مواج متلاطم، كه شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو به بازوى يكديگر داده و در پى غرق آن كوشيدند و مى كوشند، نجات دهد.

  • پشتيباني از مجاهدان عزيز دفاع مقدس

    امام خمینی(ره)
    بر ماست كه، با اعتراف به عجز خويش، از رزمندگان عزيزى كه با شهادت طلبيها و رشادت هاشان از ميهن اسلامى خود دفاع نموده و با خون پاك خود چراغهايى فرا راه آزادى تمام ملت هاى دربند برافروختند قدردانى نماييم و نيز از مادران و پدران و خواهران و همسران و برادران بزرگوارى كه در پشت جبهه ها با جديت تمام در دفاع مقدس از اسلام و كشور اسلامى به پشتيبانى از مجاهدان عزيز برخاسته و از هيچ چيز كوتاهى نمى كنند، و از تمام ملت بزرگ و متعهد كه در تمامى صحنه ها حاضرند، تشكر نماييم.

  • انجام کارهاي مفيد

    آنچه كه در ايران بزرگتر از هر چيز بود، تحولى است كه در بانوان ايران حاصل شد.
    بانوان ايران در اين نهضت و انقلاب سهم بيشترى از مردان دارند و امروز هم كه در پشت جبهه ها مشغول فعاليت هستند، سهم آن ها بيشتر از ديگران است و در تربيتى كه اشتغال دارند، چه تربيت كودكانشان و چه تربيت خردسالانشان و چه تربيتهايى كه در كلاسها و جاهاى ديگر مجالس دارند، باز سهم بزرگى در اين انقلاب دارند. عواطفى كه در بانوان هست مخصوص خودشان است؛ در مردها اين عواطف نيست و لهذا، آن چيزى كه در پشت جبهه از روى عواطف از بانوان صادر مى شود، بيشتر و بالاتر و ارزنده تر است از آن چيزى كه از مردها صادر مى شود. به موجب عواطفى كه بانوان دارند، آن ها براى جبهه ها كارهاى بسيار مفيد انجام داده اند و انجام مى دهند
    امام خمینی(ره)

  • حضور در صحنه گرفتاري ها

    تمام ملت ما، نه فقط جوان ها و آن هايى كه در جبهه ها هستند، بلكه پيرمردها و پيرزن ها و دختر و بچه هاى نابالغ در صحنه گرفتاري ها و در صحنه جنگ حاضرند و همه خود را در جبهه مى بينند.
    امام خمینی(ره)

  • کمک در پشت جبهه

    امام خمینی(ره)
    شما خانم ها، شما زن ها توجه به اين معنا داشته باشيد كه همان طورى كه بر مردها در جبهه لازم است كه جلو بروند و پيشقدم باشند، شما هم در خارج، در پشت جبهه بايد كمك كنيد.

  • حفظ ارزش ها

    اگر زمان محمد رضا يك جنگى واقع مى شد، مثلا فرض كنيد در اهواز واقع مى شد، در خراسان برايش زن ها نان مى پختند؟! دعا مى كردند كه- ان شاء الله- شكست بخورد. حالا وضع اين طورى است. در كجاى دنيا شما سراغ داريد يك همچو مطلبى. يك همچو پشتيبانى مردم از حكومت، از ارتش. سراغ نداريم ما جايى در اين، نظير نداشته است اين، در تاريخ هم نمى توانيد پيدا بكنيد. از بچه هاى كوچكى كه ده تومان دارند مى دهند براى ارتشى كه آنجا، قواى مسلحه اى كه آنجا كار مى كنند. با آن پير زن هشتاد ساله اى كه چند تا تخم مرغ دارد، اين ها ارزش دارد. ارزش اين ها زياد است، و ما بايد حفظ كنيم اين ارزش را. پيروزى مملكت ما براى همين ارزش هاست. اين پيروزى قلوب، بالاتر از پيروزى كشور است.
    امام خمینی(ره)

  • کمک خانم هاي عراقي

    امام خمینی(ره)
    مبلغ بسيار ارزنده اى كه خانم هاى معظم عراقى- كه خداوند به آن ها هر چه بيشتر توفيق خدمت به اسلام و رزمندگان عزيزى كه براى رفع شر قدرت ها و وابستگان پست آنان، جانفشانى مى كنند عنايت فرمايد واصل شد. از خداوند تعالى سلامت و سعادت همه را خواهانم .

  • فعاليت در پشت جبهه

    الآن كه شما در جبهه هاى جنگ هستيد و ارتشيهاى ما، كه خداوند نصرتشان بدهد، در مراكز فعال هستند، الآن كى هست كه دارد از آن ها پشتيبانى مى كند؟ آن زن هايى كه براى شما نان مى پزند و آن مردمى كه براى شما پول مى دهند و آن مردمى كه براى شما ذخيره مى دهند و آن قدر چيزها را مى فرستند. همين مردم مسلمانند. شما ببينيد در تلويزيونتان كه يك زنى كه ده تا تخم مرغ آورده، دارد مى آورد مى دهد همين را. يك بچه اى كه ده تومان دارد اين را مى دهد. اين ها براى چه اين ها را مى دهند؟ اين ها براى اسلام است، براى كشور اسلامى است
    امام خمینی(ره)

  • بي نظير بودن بانوان در مسير خدمت

    اگر پيدا كرديد يك دهى در عراق اين جورى كمك كرده باشد به اين ها. اين ها به زور البته مى گيرند، غارت مى كنند، به زور مى گيرند. اما اگر پيدا كرديد يك ده را در تمام كشور عراق كه جوان هايش، زن هايش، براى اين ها نان بپزند و- نمى دانم- بسته بندى كنند! ندارند اين ها.يك همچو ملتى از كى مى ترسد؟! چرا بايد بترسد؟!
    امام خمینی(ره)

  • آمادگي براي جنگ

    الآن شما مى بينيد سرتاسر مملكت ما در حال جنگند، دخترهاى توى خانه هايشان هم در حال جنگند؛ براى جنگيها دارند كار مى كنند.
    امام خمینی(ره)

  • افتخار عالم

    امام خمینی(ره)
    فردا روز زن است. روز زنى است كه عالم به او افتخار دارد؛ روز زنى است كه دخترش در مقابل حكومتهاى جبار ايستاد و آن خطبه را خواند و آن حرفها را زد كه همه مى دانيد.

  • همرا با قواي مسلح

    جايى را كه زن ها و زن هاى جوانى كه حالا بايد- فرض كنيد كه- بروند سراغ جوانى شان، و پيرزنش، پيرمردش، پيرزنش، اين طور كوشش كند در اينكه پشتيبانى از ارتشش بكند، پشتيبانى از پاسدارهايش بكند. شما كجا ]سراغ داريد[؟ اگر سراغ داريد، بگوييد ما هم بفهميم. كجا شما همچو چيزى داريد كه دوش به دوش مردها و پاسدارها و ژاندارمرى و ارتش و همه قواى مسلح، دوش به دوش اين ها، زن ها هم همراهى بكنند؟
    امام خمینی(ره)

  • داشتن طمأنينه

    شما مى آييد نماز جمعه را مى زنيد. نماز جمعه را كه مى زنيد خيال مى كنيد ملت ما عقب مى نشيند! مى بينيد كه در نماز جمعه چه كردند. اين يك مطلبى است گفتنى، تاريخى، تا كسى نبيند آنجا را، آن منظره را نبيند، باورش نمى آيد كه زن بچه اش تو بغلش است، مرد بچه اش پهلويش است هيچ حركت نكند، اين همه فشار، هيچ حركت نكند، از آن ور انفجار، آن نامردها، از آن طرف هم آن طور رگبارى كه ملاحظه كرديد همه. مع ذلك همه هم با طمأنينه نشسته اند سر جاى خودشان و هيچ ابدا حركتى نمى كنند. و ملت، يك همچو ملت است.
    امام خمینی(ره)

  • افتخار خاندان وحي

    امام خمینی(ره)
    اگر روزى بايد روز زن باشد، چه روزى والاتر و افتخارآميزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا- سلام الله عليهاست. زنى كه افتخار خاندان وحى است و چون خورشيدى بر تارك اسلام عزيز مى درخشد.

  • نمونه ي انسان کامل

    امام خمینی(ره)
    روز بزرگى است، يك زن در دنيا آمد كه مقابل همه مردان است. يك زن به دنيا آمد كه نمونه انسان است. يك زن به دنيا آمد كه تمام هويت انسانى در او جلوه گر است. پس روز، روز بزرگى است؛ روز شما زنان است.

  • دل دادن به خدا

    ملتى كه زن و مردش عاشق شهادت هستند و فرياد شهيد شدن مى زنند، يك همچو ملتى ديگر از اينكه فلان چيز كم است، فلان چيز زياد است، اين نمى نالد. اقتصادش چطور است، اين مال آن هايى است كه وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آن هايى كه دل به خدا دادند، آن ها اين طور نيستند كه دنبال اين باشند كه فلان چيز فراوان باشد؛ فلان چيز كم باشد، زياد باشد، نرخش كم باشد، نرخش زياد باشد.
    امام خمینی(ره)

  • سرود شهادت

    زنان و مردان و كودكان نمونه اى كه در زير بمباران ها و از بستر بيمارستانها سرود شهادت سر مى دهند و با دست و پاى قطع شده بازگشت به جبهه هاى انسان ساز را آرزو مى كنند، فوق آنچه ما تصور مى كنيم و فلاسفه و عرفا به رشته تحرير در مى آورند و هنرمندان و نقاشان عرضه مى كنند، مي باشند.آنچه آنان با قدمهاى علمى و استدلالى و عرفانى يافته اند، اينان با قدم عينى به آن رسيده اند و آنچه آنان در لابلاى كتابها و صحيفه ها جست وجو كرده اند اينان در ميدان خون و شهادت در راه حق يافته اند.
    امام خمینی(ره)

  • نمونه ي انسان کامل

    امام خمینی(ره)
    روز بزرگى است، يك زن در دنيا آمد كه مقابل همه مردان است. يك زن به دنيا آمد كه نمونه انسان است. يك زن به دنيا آمد كه تمام هويت انسانى در او جلوه گر است. پس روز، روز بزرگى است؛ روز شما زنان است.

  • اعجاب آميز بودن فداکاري زنان

    مقاومت و فداكارى اين زنان بزرگ در جنگ تحميلى آن قدر اعجاب آميز است كه قلم و بيان از ذكر آن عاجز بلكه شرمسار است.
    اين جانب در طول اين جنگ صحنه هايى از مادران و خواهران و همسران عزيز از دست داده ديده ام كه گمان ندارم در غير اين انقلاب نظيرى داشته باشد. و آنچه براى من يك خاطره فراموش نشدنى است- با اينكه تمام صحنه ها چنين است- ازدواج يك دختر جوان با يك پاسدار عزيز است كه در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسيب ديده بود. آن دختر شجاع با روحى بزرگ و سرشار از صفا و صميميت گفت: «حال كه نتوانستم به جبهه بروم، بگذار با اين ازدواج دين خود را به انقلاب و به دينم ادا كرده باشم.» عظمت روحانى اين صحنه و ارزش انسانى و نغمه هاى الهى آنان را نويسندگان، شاعران، گويندگان، نقاشان، هنرپيشگان، عارفان، فيلسوفان، فقيهان و هر كس را كه شماها فرض كنيد، نمى توانند بيان و يا ترسيم كنند. و فداكارى و خداجويى و معنويت اين دختر بزرگ را هيچ كس نمى تواند با معيارهاى رايج ارزيابى كند. و اين روز مبارك، روز اين زن و اين زن هاست- كه خدايشان براى اسلام و ايران و عظمت آن پايدار نمايد.
    امام خمینی(ره)

  • عنصر تابناک و فضيلت انساني

    مبارك باد بر ملت عظيم الشأن ايران بويژه زنان بزرگوار روز مبارك زن؛ روز شرافت عنصر تابناكى كه زيربناى فضيلتهاى انسانى و ارزشهاى والاى خليفة الله در جهان است.
    و مباركتر و پربهاتر انتخاب بسيار والاى روز بيستم جمادى الثانى است، روز پر افتخار ولادت زنى كه از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است .امام خمینی(ره)

  • فداکاري مادران

    شما مي بينيد در اين جنگي که واقع شده است اين مردم چطور فداكارى دارندمى كنند، اين جوان ها و اين مادرها و اين پدرها چطور دارند فداكارى مى كنند.
    امام خمینی(ره)

  • تولد حضرت زهرا (عليه السلام) افتخاري براي زن ها

    امام خمینی(ره)
    من عيد سعيد مولود معظم حضرت زهرا- سلام الله عليها- را به همه شما خانمها و زنهاى تمام كشورهاى اسلامى تبريك عرض مى كنم و از خداوند تعالى مسألت دارم كه همه زنهاى محترمه را در راهى كه خداى تبارك و تعالى مقرر فرموده است، همان راه را بروند و به مقاصد عاليه اسلامى برسند. براى زن ها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده اند، افتخار است و مسئوليت.

  • عشق شهادت

    ملتى كه عشق شهادت در دل زن و مرد و كوچك و بزرگش جوش مى زند و براى شهادت هر يك بر ديگرى سبقت مى گيرد و از شهوات حيوانى و دنيايى گريزان بوده و عالم غيب و رفيق اعلى را باور كرده است، با اين خسارات، هر چه بزرگ باشد، از صحنه خارج نمى شود.
    امام خمینی(ره)

  • يک انسان به تمام معنا

    تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا (سلام الله عليها) جلوه كرده و بوده است. يك زن معمولى نبوده است؛ يك زن روحانى، يك زن ملكوتى، يك انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان. او زن معمولى نيست؛ او موجود ملكوتى است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلكه موجود الهى جبروتى در صورت يك زن ظاهر شده است. پس، فردا روز زن است. تمام هويتهاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد- تمام- در اين زن است. و فردا همچو زنى متولد مى شود؛ زنى كه تمام خاصه هاى انبيا در اوست. زنى كه اگر مرد بود، نبى بود؛ زنى كه اگر مرد بود، به جاى رسول الله بود. پس، فردا روز زن است؛ تمام حيثيت زن و تمام شخصيت زن فردا موجود شد. معنويات، جلوه هاى ملكوتى، جلوه هاى الهى، جلوه هاى جبروتى، جلوه هاى ملكى و ناسوتى- همه- در اين موجود مجتمع است. انسانى است به تمام معنا انسان؛ زنى است به تمام معنا زن. از براى زن ابعاد مختلفه است؛ چنانچه براى مرد، و براى انسان. اين صورت طبيعى نازلترين مرتبه انسان است و نازلترين مرتبه زن است و نازلترين مرتبه مرد ست؛ لكن از همين مرتبه نازل، حرکت به سوى كمال است. انسان، موجود متحرك است؛ از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب، تا فنا در الوهيت. براى صديقه طاهره اين مسائل، اين معانى حاصل است. از مرتبه طبيعت شروع كرده است، حركت كرده است؛ حركت معنوى؛ با قدرت الهى، با دست غيبى، با تربيت رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) مراحل را طى كرده است تا رسيده است به مرتبه اى كه دست همه از او كوتاه است. پس، فردا تمام جلوه زن تحقق پيدا كرده است؛ و زن به تمام معنا متحقق است. فردا روز زن است.امام خمینی(ره)

  • نايل شدن به درجه والاي شهادت

    درود خداوند بر زنانى كه در اين انقلاب و در دفاع از ميهن، به درجه والاى شهادت نايل شده اند. و بر آنانى كه در بيمارستان ها و درمانگاه ها در خدمت معلولان و بيماران مى باشند. و درود بر مادرانى كه جوانان خود را با افتخار از دست داده اند.
    امام خمینی(ره)

  • فضايل او همطراز فضايل نبي

    امام خمینی(ره)
    فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است. زنى كه افتخار خاندان وحى  است و چون خورشيدى بر تارك اسلام عزيز مى درخشد. زنى كه فضايل او همطراز فضايل بى نهايت پيغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود. زنى كه هر كسى با هر بينش درباره او گفتارى دارد و از عهده ستايش او بر نيامده- كه احاديثى كه از خاندان وحى رسيده به اندازه فهم مستمعان بوده- و دريا را در كوزه اى نتوان گنجاند، و ديگران هر چه گفته اند به مقدار فهم خود بوده، نه به اندازه مرتبت او. پس اولى آنكه از اين وادى شگفت در گذريم .

  • فداکاري در راه آزادي و استقلال

    مردم ما امروز- از زن و مرد، صغير و كبير- عازم اين هستند كه در مقابل تجاوزهايى كه تا كنون به آن ها شده است و امروز جلوگيرى شده است بايستند؛ و جان خودشان را فداى آزادى و استقلال و فداى بيرون رفتن از زير بار ظلم كنند. و ما از همه ملت ها و از همه دولتها اين توقع انسانى را داريم.
    امام خمینی(ره)

  • داوطلب شهادت

    ملتى كه تازه عروس و تازه دامادش براى شهادت داوطلبند و خود را براى هر پيشامدى در راه خدا مهيا كرده اند از چه مى ترسند؟ ملتى كه شهادت براى او سعادت است پيروز است. ملتى كه خود و همه چيز خود را براى اسلام مى خواهد، پيروزمند است. ما در كشته شدن و كشتن پيروزيم.
    امام خمینی(ره)

  • مجاهدت براي پيشبرد آمال اسلامي

    ملتى كه شهيد در راه اسلام، هم از بانوان دارد و هم از مردها و شهادت را هم بانوان طلب مى كنند و هم مردها، آسيب نخواهد ديد.
    ما اميدواريم به اين سيل خروشان ملت كه در جلوى آن ها بانوان محترم كه ارزشمندترين قشرهاى ملت هستند و براى پيشبرد آمال اسلامى مجاهدت مى كنند؛ به ملت ايران تبريك عرض مى كنم. و باك از هيچ قدرتى نداريم؛ براى اينكه يك ملتى كه زن و مردش براى جانفشانى حاضرند و طلب شهادت مى كنند، هيچ قدرتى با آن نمى تواند مقابله كند.
    قدرت شما قدرت الهى است.
    امام خمینی(ره)

  • نزول جبرئيل بر حضرت زهرا (سلام الله عليها)

    من راجع به حضرت صديقه- سلام الله عليها- خودم را قاصر مى دانم كه ذكرى بكنم، فقط اكتفا مى كنم به يك روايت كه در كافى شريفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روايت اين است كه حضرت صادق- سلام الله عليه- مى فرمايد: فاطمه- سلام الله عليها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در اين دنيا، بودند و حزن و شدت برايشان غلبه داشت و جبرئيل امين مى آمد خدمت ايشان و به ايشان تعزيت عرض مى كرد و مسائلى از آينده نقل مى كرد.
    ظاهر روايت اين است كه در اين 75 روز مراوده اى بوده است؛ يعنى، رفت و آمد جبرئيل زياد بوده است و گمان ندارم كه غير از طبقه اول از انبياى عظام ، درباره كسى اين طور وارد شده باشد كه در ظرف 75 روز جبرئيل امين رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتيه اى كه واقع مى شده است، مسائل را ذكر كرده است و آنچه كه به ذريه او مى رسيده است در آتيه، ذكر كرده است و حضرت امير هم آنها را نوشته است، كاتب وحى بوده است حضرت امير، همان طورى كه كاتب وحى رسول خدا بوده است- و البته آن وحى به معناى آوردن احكام، تمام شد به رفتن رسول اكرم- كاتب وحى حضرت صديقه در اين 75 روز بوده است. مسئله آمدن جبرئيل براى كسى يك مسئله ساده نيست. خيال نشود كه جبرئيل براى هر كسى مى آيد و امكان دارد بيايد، اين يك تناسب لازم است بين روح آن كسى كه جبرئيل مى خواهد بيايد و مقام جبرئيل كه روح اعظم است، چه ما قائل بشويم به اينكه قضيه تنزيل، تنزل جبرئيل، به واسطه روح اعظم خود اين ولى است يا پيغمبر است. او تنزيل مى دهد او را و وارد مى كند تا مرتبه پايين يا بگوييم كه خير، حق تعالى او را مأمور مى كند كه برو و اين مسائل را بگو. چه آن قسم بگوييم كه بعض اهل نظر مى گويند و چه اين قسم بگوييم كه بعض اهل ظاهر مى گويند، تا تناسب ما بين روح اين كسىكه جبرئيل مى آيد پيش او و بين جبرئيل كه روح اعظم است نباشد، امكان ندارد اين معنا و اين تناسب بين جبرئيل كه روح اعظم است و انبياى درجه اول بوده است مثل رسول خدا و موسى و عيسى و ابراهيم و امثال اينها، بين همه كس نبوده است، بعد از اين هم بين كسى ديگر نشده است. حتى درباره ائمه هم من نديده ام كه وارد شده باشد اين طور كه جبرئيل بر آنها نازل شده باشد، فقط اين است كه براى حضرت زهرا- سلام الله عليها- ست كه آنكه من ديده ام كه جبرئيل به طور مكرر در اين 75 روز وارد مى شده و مسائل آتيه اى كه بر ذريه او مى گذشته است، آن مسائل را مى گفته است و حضرت امير هم ثبت مى كرده است. و شايد يكى از مسائلى كه گفته است، راجع به مسائلى است كه در عهد ذريه بلندپايه او حضرت صاحب- سلام الله عليه- است، براى او ذكر كرده است كه مسائل ايران جزو آن مسائل باشد، ما نمى دانيم، ممكن است. در هر،
    صورت من اين شرافت و فضيلت را از همه فضايلى كه براى حضرت زهرا ذكر كرده اند- با اينكه آنها هم فضايل بزرگى است- اين فضيلت را من بالاتر از همه مى دانم كه براى غير انبيا- عليهم السلام- آن هم نه همه انبيا، براى طبقه بالاى انبيا- عليهم السلام- و بعض از اوليايى كه در رتبه آنها هست، براى كس ديگر حاصل نشده. و با اين تعبيرى كه مراوده داشته است جبرئيل در اين هفتاد و چند روز، براى هيچ كس تا كنون واقع نشده و اين از فضايلى است كه از مختصات حضرت صديقه- سلام الله عليها- است. امام خمینی(ره)

  • روحيه پيشرفت

    از آن وقتى كه اين نهضت شروع شد مكرر هر چند روز يك مرتبه، زنان و مردان مى آمدند پيش من و اصرار مى كردند كه شما دعا كنيد تا ما شهيد بشويم. من دعا مى كنم كه شما موفق بشويد و ثواب شهادت را داشته باشيد. براى اسلام خدمت كنيد. اين روحيه موجب پيشرفت است. جديت كنيد كه اين روحيه محفوظ باشد.
    امام خمینی(ره)

  • ثواب شهيد

    مى دانيد كه جوانهاى ما شهادت را مى خواهند و از ما گاهى وقتها كه من ملاقات مى كنم، گاهى بعضى شان قسم مى دهند، بعضى از خانم ها قسم مى دهند كه شما دعا كنيد كه ما شهيد بشويم، و من دعا مى كنم كه آن ها ثواب شهيد را ببرند و پيروز بشوند.
    امام خمینی(ره)

  • عاشق شهادت

    يك عقدى اينجا كردم بين يك جوانى و يك دخترى. آن دختر بعد كه مى خواست برود يك كاغذ داد به من. كاغذ را كه من خواندم ديدم كه خوب، بعد از اينكه، شما دعا كنيد كه اين جوان هاى ما چه، چه، چه، آخرش نوشته من عاشق شهادتم. يك دخترى كه تازه، ديروز من عقدش كردم مى نويسد، من عاشق شهادتم. و از اين قبيل زيادند. اين ها يك تحول انسانى است كه خدا ايجاد كرده در شما، قدرش را بدانيد چيزى كه از ناحيه خدا اهدا شده به شما.
    امام خمینی(ره)

  • خيرات و برکات معنوي کوثر

    امام خمینی(ره)
    قلم و بيان من عاجز است كه مقاومت عظيم و گسترده ميليونها مسلمان شيفته خدمت و ايثار و شهادت را در اين كشور صاحب الزمان- ارواحنا فداه- ترسيم نمايد، و از حماسه ها و رشادت ها و خيرات و بركات فرزندان معنوى كوثر، حضرت فاطمه زهرا- سلام الله عليها- سخن بگويد؛ كه همه اينها از هنر اسلام و اهل بيت و از بركات پيروى امام عاشورا سرچشمه گرفته است .

  • «صحيفة فاطمه» کتاب الهام شده از جانب خدا

    امام خمینی(ره)
    ما مفتخريم كه ادعيه حياتبخش كه او را قرآن صاعد مى خوانند از ائمه معصومين ما است. ما به مناجات شعبانيه امامان و دعاى عرفات ; حسين بن على- عليهما السلام- و صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد و صحيفه فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است از ما است.


  • سادگي خانة فاطمه (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره)
    ضرت امير- سلام الله عليه- كه خليفه مسلمين بود، خليفه يك مملكتى كه شايد ده مقابل مملكت ايران بود، از حجاز تا مصر، آفريقا، كذا و يك مقدار هم از اروپا، اين خليفه الهى وقتى توى جمعيت بود مثل همه ما كه نشسته ايم با هم، اين هم زير پايش نبود، همين بود كه يك پوست داشتند- به حسب نقل- يك پوست داشتند كه شب خودش و حضرت فاطمه رويش مى خوابيدند، و روز روى همين پوست علوفه شترش را مى ريخت. پيغمبر هم همين شيوه را داشت. اسلام اين است.

  • عصاره وحي الهي

    امام خمینی(ره)
    مكتبى كه مى رفت با كجروي هاى تفاله جاهليت و برنامه هاى حساب شده احياى مليگرايى و عروبت با شعار لا خبر جاء و لا وحى نزل محو و نابود شود، و از حكومت عدل اسلامى يك رژيم شاهنشاهى بسازد و اسلام و وحى را به انزوا كشاند؛ كه ناگهان شخصيت عظيمى كه از عصاره وحى الهى تغذيه و در خاندان سيد رسل محمد مصطفى و سيد اوليا على مرتضى، تربيت و در دامن صديقه طاهره، بزرگ شده بود قيام كرد و با فداكارى بى نظير و نهضت الهى خود، واقعه بزرگى را به وجود آورد كه كاخ ستمكاران را فرو ريخت و مكتب اسلام را نجات بخشيد.

  • خانه کوچک فاطمه (سلام الله عليها)، تجلي قدرت حق تعالي

    امام خمینی(ره)
    اين خانه كوچك فاطمه- سلام الله عليها- و اين افرادى كه در آن خانه تربيت شدند كه به حسب عدد، چهار- پنج نفر بودند و به حسب واقع، تمام قدرت حق تعالى را تجلى دادند، خدمتهايى كردند كه ما را و شما را و همه بشر را به اعجاب درآورده است.

  • تحول روحي و فکري طبقات

    بعضى از خانم ها مى آيند مى گويند شما دعا كنيد ما شهيد بشويم. بعضى از برادرها مى گويند كه دعا كنيد ما شهيد بشويم- اين تحول روحى و فكرى كه در ملت ما- همه طبقاتش- پيدا شد، و همه هم يك مطلب را دنبال كردند و آن جمهورى اسلامى، اين باعث پيروزى شد، براى اينكه حق بود، و حق پيروز است. اين را بايد حفظ بكنيد.
    امام خمینی(ره)

  • حجره محقر فاطمه (سلام الله عليها)، پرورشگاه زبدگان

    امام خمینی(ره)
    زنى كه در حجره اى كوچك و محقر، انسانهايى تربيت كرد كه نورشان از بسيط خاك تا آن سوى افلاك و از عالم ملك تا آن سوى ملكوت اعلى مى درخشد. صلوات و سلام خداوند تعالى بر اين حجره محقر كه جلوه گاه نور عظمت الهى و پرورشگاه زبدگان اولاد آدم است.

  • آرزوي شهادت

    زن ها به من مى گويند، بعضى زن ها مى آيند، كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم. براى كردستان بعضى از زن ها مى آمدند اينجا مى گفتند كه شما اجازه بدهيد ما برويم كردستان، برويم در آنجا جنگ بكنيم. من گفتم نه، صلاح نيست خود ملت، خود ارتش، كار را انجام مى دهد. يا مثلا زن ها و مادرهايى كه بچه هايشان شهيد شده است مى گويند ما مفتخر هستيم، و يكى دوتاى ديگر كه داريم اين ها را هم مى خواهيم شهيد بشوند؛ و دعا كنيد كه شهيد بشوند.
    امام خمینی(ره)

  • روحيه شهادت طلبي بانوان

    دسته اى از خانم ها، محترمات، اينجا بودند، يكى اصرار مى كرد كه شما بگذاريد كه ما برويم كردستان. من گفتم آخر شما؟! نه ]مشكل [ كردستان حل مى شود، لازم نيست شما تشريف ببريد. يكى گرفته بود جلوى من، تا آنجا آمد يكيشان دنبال من، كه شما دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم من دعا مى كنم كه شما ثواب شهيد را ببريد و خدمت كنيد. اين ها يك تحولاتى است كه پيدا شده است. صدر اسلام با يك همچو روحيه اى كه شهادت را مى خواستند. آن طور پيشرفت كردند در نيم قرن تقريبا معموره دنيا را، دنياى متمدن آن وقت را، فتح كردند.
    امام خمینی(ره)

  • برکات کوخ فاطمه (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره)
    ما يك كوخ چهار پنج نفرى در صدر اسلام داشتيم، و آن كوخ فاطمه زهرا- سلام الله عليها- است. از اين كوخها هم محقرتر بوده لكن بركات اين چى است؟ بركات اين كوخ چند نفرى آن قدر است كه عالم را پر كرده است از نورانيت و بسيار راه دارد تا انسان به آن بركات برسد. اين كوخ نشينان در كوخ محقر، در ناحيه معنويات آن قدر در مرتبه بالا بودند كه دست ملكوتيها هم به آن نمى رسد؛ و در جنبه هاى تربيتى آن قدر بوده است كه هر چه انسان مى بيند بركات در بلاد مسلمين هست و خصوصا در مثل بلاد ماها، اينها از بركت آنهاست.

  • زنان آماده شهادتند

    جوانان ما همه براى شهادت حاضرند. مرد و زن ما براى شهادت حاضرند.
    امام خمینی(ره)

  • سرمشق گرفتن از خوي فاطمه (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره)
    ما بايد سرمشق از اين خاندان بگيريم: بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلكه همه از همه آنها. آنها زندگى خودشان را وقف كردند از براى طرفدارى مظلومين و احياى سنت الهى. ما بايد تبعيت كنيم و زندگى خود را براى آنها قرار بدهيم. كسى كه تاريخ اسلام را مى داند، مى داند كه اين خاندان هر يكى شان مثل يك انسان كامل، بلكه بالاتر، يك انسان الهى- روحانى، براى ملتها و مستضعفين قيام كردند در مقابل كسانى كه مى خواستند مستضعفين را از بين ببرند.

  • جلوه نور قرآن در قلوب بانوان

    اين نور قرآن و اسلام است كه در دل هاى شما و در قلوب همه ملت ايران جلوه كرده است. اين نور ايمان است كه شما خانم ها هم از شهادت نمى هراسيد.
    امام خمینی(ره)

  • خضوع در مقابل صبر و استقامت بانوان

    به تمامى شما و خواهران و برادرانى كه در محيط جنگ به زندگانى دلاورانه خود ادامه مى دهيد و از كشته شدن به دست دشمنان خدا در راه خدا ترسى نداريد و با چنگ و دندان از ميهن عزيزتان براى رضاى خدا دفاع مى كنيد و موجب دلگرمى رزمندگان اسلام مى شويد و همه چيز خود را در طبق اخلاص قرار داده ايد و با فداييهاى مكرر صحنه هاى شجاعت و شهامت را در تاريخ سراسر مبارزات بى امانتان ثبت نموده و مى نماييد و با درس فداكارى و رشادت به مستضعفين جهان مى آموزيد كه وعده خدا بر حكومت پابرهنگان جهان حق است، به شما كه با مبارزات خويش روى ابرقدرتها و قدرتها را سياه كرديد، درود مى فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم.
    امام خمینی(ره)

  • الگو بودن حضرت زهرا (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره)
    الگو حضرت زهرا- سلام الله عليها- است. الگو پيغمبر اسلام است. ما وقتى مملكتمان اسلامى است، وقتى مى توانيم ادعا كنيم كه جمهورى اسلامى داريم، كه تمام اين معانى كه در اسلام است تحقق پيدا بكند.

  • خضوع در مقابل صبر و استقامت بانوان

    به تمامى شما و خواهران و برادرانى كه در محيط جنگ به زندگانى دلاورانه خود ادامه مى دهيد و از كشته شدن به دست دشمنان خدا در راه خدا ترسى نداريد و با چنگ و دندان از ميهن عزيزتان براى رضاى خدا دفاع مى كنيد و موجب دلگرمى رزمندگان اسلام مى شويد و همه چيز خود را در طبق اخلاص قرار داده ايد و با فداييهاى مكرر صحنه هاى شجاعت و شهامت را در تاريخ سراسر مبارزات بى امانتان ثبت نموده و مى نماييد و با درس فداكارى و رشادت به مستضعفين جهان مى آموزيد كه وعده خدا بر حكومت پابرهنگان جهان حق است، به شما كه با مبارزات خويش روى ابرقدرتها و قدرتها را سياه كرديد، درود مى فرستم و در مقابل صبر و استقامتتان خاضع و خاشعم.
    امام خمینی(ره)

  • فداکاري بانوان

    درود بر خواهران و برادران مصدوم و معلول كه شجاعانه در راه حق و پيروزى، قيام و فداكارى كردند و ملت را در جهان سرفراز كردند.
    امام خمینی(ره)

  • تبعيت از اوليا

    امام خمینی(ره)
    خطبه فاطمه زهرا- سلام الله عليها- در مقابل حكومت و قيام امير المؤمنين و صبر امير المؤمنين در مدت بيست و چند سال و در عين حال كمك كارى به حكومت موجود و بعد هم فداكارى در راه اسلام و فداكارى دو فرزند عزيزش، امام مجتبى كه يك خدمت بسيار بزرگ و دولت جابر اموى را با آن خدمت رسوا فرمود و خدمت بزرگ برادر ارجمندش حضرت سيد الشهدا، چيزهايى بود كه همه مى دانيد و مى دانيم. و با اينكه عده كم و اسباب و ابزار جنگ پيش آنها كم بود، لكن روح الهى و روح ايمان آنها را آن طور كرد كه بر همه ستمكاران عصر خودشان غلبه پيدا كردند و اسلام را زنده كردند و براى ما و شما برادرهاى عزيز الگو شدند كه ما از كمى عده و كمى عده و كمى ابزار جنگ در مقابل تمام قدرتهايى كه امروز با ما به جنگ برخاسته اند، مقاومت كنيم، و همان طورى كه اولياى ما- عليهم السلام- نشان دادند كه در مقابل مستكبران گاهى با تبليغ و گاهى با اسلحه بايد ايستاد و مستكبران را بايد به جاى خودشان نشاند، ما هم الگوى آنها را، تبعيت از آنها را مى پذيريم .

  • حضور بانوان موجب پيروزي ملت

    ملتى كه ]بانوانش [ در ميدان هاى جنگ با ابرقدرتها و با مواجه شدن با قواى شيطانى قبل از مردها در اين ميدان ها حاضر شده اند پيروز خواهد شد. ملتى كه شهيد در راه اسلام، هم از بانوان دارد و هم از مردها و شهادت را هم بانوان طلب مى كنند و هم مردها، آسيب نخواهد ديد.
    ما اميدواريم به اين سيل خروشان ملت كه در جلوى آن ها بانوان محترم كه ارزشمندترين قشرهاى ملت هستند و براى پيشبرد آمال اسلامى مجاهدت مى كنند؛ به ملت ايران تبريك عرض مى كنم. و باك از هيچ قدرتى نداريم؛ براى اينكه يك ملتى كه زن و مردش براى جانفشانى حاضرند و طلب شهادت مى كنند، هيچ قدرتى با آن نمى تواند مقابله كند.
    قدرت شما قدرت الهى است. شما بانوان محترم براى خدا قيام كرديد و براى خدا در اين قيام پايدار هستيد و آسيب نخواهيد ديد.
    هر چه مى توانيد اين صفهاى خودتان را فشرده تر كنيد و انقلاب را حفظ كنيد و به پيش برويد. گوش به حرفهاى مفسدينى كه مى خواهند بين شماها تفرقه بيندازند يا شما را از انقلاب دلسرد كنند، ندهيد كه اين ها بلندگوهاى شيطان هستند و خداى تبارك و تعالى آن ها را ان شاء الله سركوب خواهد كرد.
    امام خمینی(ره)

  • بانوان در عرض سربازان اسلام

    شما در عرض سربازان اسلام و همدوش با بانوان صدر اسلام هستيد. همان طور كه بانوان صدر اسلام به اسلام كمك مى كردند و در نهضتها و در جنگ هاى اسلام كمك كار بودند.
    امام خمینی(ره)

  • بانوان در اسلام بلند پايه هستند

    بانوان از صدر اسلام- در صدر اسلام- با مردان در جنگ ها هم شركت داشته اند. مقام زن مقام والاست؛ عالى رتبه هستند. بانوان در اسلام بلندپايه هستند. ما مى بينيم و ديديم كه زن ها، بانوان محترمات همدوش مردان بلكه جلو مردان در صف قتال ايستادند. بچه هاى خودشان را از دست دادند، جوانان خودشان را از دست دادند، و شجاعانه مقاومت كردند.
    امام خمینی(ره)

  • يادگيري دستورات اسلام از او و فرزندانش

    امام خمینی(ره)
    كوشش كنيد در تهذيب اخلاق و در وادار كردن دوستانتان به تهذيب اخلاق. كوشش كنيد كه در مقابل آن جناياتى كه بر شما وارد شد عكس العمل نشان بدهيد، در حفظ همه حيثياتى كه حيثيت بزرگ زن است، آن طورى كه زن فريد ، حضرت زهرا (سلام الله عليها) بود. همه بايد به او اقتدا كنيد و كنيم و همه بايد دستورمان را از اسلام به وسيله او و فرزندان او بگيريم، و همان طورى كه او بوده است، باشيد. و در علم و تقوا كوشش كنيد كه علم به هيچ كس انحصار ندارد، علم مال همه است، تقوا مال همه است. و كوشش براى رسيدن به علم و تقوا وظيفه همه ماست و همه شماست.

  • اقتدا به حضرت زهرا (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره)
    اگر شما زن ها هم و زنهاى ما هم همه، كشور ما همه، پذيرفتند كه امروز روز زن است؛ يعنى روز تولد حضرت زهرا كه آن كمال و آن وضعيت را دارد، پذيرفتيد كه روز زن است، به عهده شما مسائل بزرگى خواهد آمد از قبيل مجاهده، كه حضرت مجاهده داشته است، حضرت به اندازه خودش كه در اين ظرف كوتاه مجاهده داشته است، مخاطبه داشته است با حكومتهاى وقت، محاكمه مى كرده است حكومتهاى وقت را، شما بايد اقتدا به او بكنيد تا پذيرفته باشيد كه اين روز، روز زن است؛ يعنى، روز تولد اين حضرت روز زن است. زهد و تقوا و همه چيزهايى كه داشته است و عفافى كه او داشته است و همه چيز، شما بايد اگر پذيرا شديد، آنها را تبعيت كنيد و اگر تبعيت نكرديد، بدانيد كه شما داخل در روز زن نيستيد، هر كس نپذيرفت، اين در روز زن وارد نشده است و در اين شرافت وارد نشده است.

  • نسبت دادن حرف غلط به اسلام

    اين تبليغات كه اگر اسلام پيدا شد، مثلا ديگر زن ها بايد بروند توى خانه ها بنشينند يك قفلى هم درش بزنند بيرون نيايند! ]خنده حضار[ اين چه حرف غلطى است كه به اسلام نسبت مى دهند. صدر اسلام زن ها توى لشكرها هم بودند؛ توى ميدان هاى جنگ هم مى رفتند.
    امام خمینی(ره)

  • حضور زنان صدر اسلام در ميدان

    اين حرف ها و اين شعرها و اين چيزهايى كه در خارج درست كردند، اين ها خوف اين است كه يك وقت خداى نخواسته بعض جوان هاى ما هم به اشتباه بيفتند كه مبادا يك همچو چيزى بشود؛ مبادا يك وقتى اسلام بيايد در خانه را روى زن ها ببندند، قفلش كنند كه ديگر بيرون نيا از خانه! زن ها در صدر اسلام توى ميدان ها مى رفتند. در همين جنگ هاى اسلامى توى ميدان ها مى رفتند براى پرستارى اين چيزها، اين هايى كه كشته مى شدند آنجا زن ها در محفظه بمانند؟! چه كسى همچو چيزى به شما گفته است كه بايد اين طور باشد؟ ... آزادند مثل مردها.
    امام خمینی(ره)

  • تأسف و تأثر نسبت به سهل انگاري

    امام خمینی(ره)
    با كمال تأسف و تأثر روز گذشته از صداى جمهورى اسلامى مطلبى در مورد الگوى زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد. فردى كه اين مطلب را پخش كرده است تعزير و اخراج مى گردد، و دست اندركاران آن تعزير خواهند شد. در صورتى كه ثابت شود قصد توهين در كار بوده است، بلاشك فرد توهين كننده محكوم به اعدام است. اگر بار ديگر از اين گونه قضايا تكرار گردد، موجب تنبيه و توبيخ و مجازات شديد و جدى مسئولين بالاى صدا و سيما خواهد شد. البته در تمامى زمينه ها قوه قضاييه اقدام مى نمايد.

  • شرکت زنان در جنگ هاي صدر اسلام

    اينها مى ترسانند شما را از حكومت اسلامى. مى گويد اگر حكومت اسلامى باشد زن ها را مى كنند توى يك اتاقى درش را قفل مى كنند تا آخر، تا آخر اينها توى اين اتاق باقى باشند. زن ها در صدر اول اسلام جنگ مى رفتند! در لشكرها در طول جنگ بودند براى مداواى زخم ها.
    امام خمینی(ره)

  • خديجه، اولين بانوي مسلمان

    امام خمینی(ره)
    رسول اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- اول كه مأمور شد، خودش- تنها- مأمور شد: قم فأنذر نهضت كن و مردم را دعوت كن. دعوت، ابتداء از خود حضرت شروع شد. آن روز كه اعلام نبوت فرمود، يك زن و يك بچه به او ايمان آورد؛ لكن استقامت- كه لازمه رهبرى انبياى گرام است- به طور كامل در رسول اكرم بود: و استقم كما أمرت؛ نهضت كن و استقامت كن.

  • رنج هاي همسر پيامبر

    امام خمینی(ره)
    ما همه مى دانيم كه گرانى امروز سرسام آور است، و يك دسته اى از آن رنج مى برند. اما در مقابل آن رنجهايى كه خود پيغمبر و همسر بزرگ عزيزش حضرت خديجه در آن چند سال بردند، كه مشك را از قرارى كه نقل مى كنند، مشك را مى گذاشتند توى آب و مى مكيدند براى اينكه، از آن چربى، مثلا از آن چيزى كه در مشك هست به آنها برسد وقتى كه آنها براى اسلام اين طورى عمل كردند و اين طور مقاومت كردند در مقابل دشمن هاى اسلام، شما هم كه ملت و امت همان بزرگوار هستيد نبايد از اينكه فلان چيز كم است، آنى كه كم است ارزاق كه نيست ارزاق كه كم نيست، آنى كه كم است آن وضع آرايشى است كه آنها مى خواستند، يك دسته مى خواستند باشد، آنها ديگر انشاء الله نيست و بايد از بين هم برود.

  • فعاليت بانوان در صحنه هاي متعدد

    ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند؛ و آنان كه توان جنگ دارند، در آموزش نظامى كه براى دفاع از اسلام و كشور اسلامى از واجبات مهم است شركت، و از محروميت هايى كه توطئه دشمنان و ناآشنايى دوستان از احكام اسلام و قرآن بر آن ها بلكه بر اسلام و مسلمانان تحميل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قيد خرافاتى كه دشمنان براى منافع خود به دست نادانان و بعضى آخوندهاى بى اطلاع از مصالح مسلمين به وجود آورده بودند، خارج نموده اند؛ و آنان كه توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندى كه دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمى آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب مى لرزاند، اشتغال دارند. و ما مكرر ديديم كه زنان بزرگوارى زينب گونه- عليها سلام الله- فرياد مى زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر؛ و مى دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا.
    امام خمینی(ره)

  • ايستادگي در مقابل جباران

    امام خمینی(ره)
    فردا روز زن است. روز زنى است كه عالم به او افتخار دارد؛ روز زنى است كه دخترش در مقابل حكومتهاى جبار ايستاد و آن خطبه را خواند و آن حرفها را زد كه همه مى دانيد؛ زنى كه در مقابل يك جبارى ايستاد- كه اگر مردها نفس مى كشيدند همه را مى كشتند- و نترسيد و ايستاد و محكوم كرد حكومت را، يزيد را محكوم كرد. به يزيد فرمود تو قابل آدم نيستى، تو انسان نيستى. زن يك همچو مقامى بايد داشته باشد. زنهاى عصر ما بحمد الله شبيه به همانها هستند. ايستادند در مقابل جبار با مشت گره كرده؛ بچه ها در آغوششان، و به نهضت كمك كردند.


  • حفظ جهات اسلام در محيط نظامي

    و من اميدوارم كه شما بپذيريد و شما هم به آن وظايفى كه بايد عمل كنيد كه هم در ميدان تحصيل كه يكى از امور مهمه است مجاهده كنيد و هم در ميدان دفاع از اسلام، اين از مهماتى است كه بر هر مردى، بر هر زنى، بر هر كوچك و بزرگى جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از كشور اسلامى، احدى از علماى اسلام، احدى از اشخاصى كه در اسلام زندگى كرده اند و مسلم هستند، در اين جهت خلاف ندارند كه اين واجب است. آن چيزى كه محل حرف است، محل صحبت است، قضيه جهاد اولى است، آن بر زن واجب نيست، اما دفاع از حريم خودش، از كشور خودش، از زندگى خودش، از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم بايد عمل بشود، از آن جمله قضيه اينكه ترتيب نظامى بودن، يادگرفتن انواع نظامى بودن را براى آن هايى كه ممكن است. اين طور نيست كه واجب باشد بر ما كه دفاع كنيم و ندانيم چه جور دفاع كنيم، بايد بدانيم چه جور دفاع مى كنيم. البته در آن محيطى كه شما تعليم نظامى مى بينيد بايد محيط آزاد باشد، محيط صحيح باشد، محيط اسلامى باشد، همه جهات عفاف محفوظ باشد، همه جهات اسلامى محفوظ باشد.
    امام خمینی(ره)

  • ايستادگي در مقابل يزيد

    امام خمینی(ره)
    سيد الشهدا و اصحاب او و اهل بيت او آموختند تكليف را: فداكارى در ميدان، تبليغ در خارج ميدان. همان مقدارى كه فداكارى حضرت ارزش پيش خداى تبارك و تعالى دارد و در پيشبرد نهضت حسين- سلام الله عليه- كمك كرده است، خطبه هاى حضرت سجاد و حضرت زينب هم به همان مقدار يا قريب آن مقدار تأثير داشته است آنها به ما فهماندند كه در مقابل جائر، در مقابل حكومت جور، نبايد زن ها بترسند و نبايد مردها بترسند. در مقابل يزيد، حضرت زينب- سلام الله عليها- ايستاد و آن را همچو تحقير كرد كه بنى اميه در عمرشان همچو تحقيرى نشنيده بودند، و صحبتهايى كه در بين راه و در كوفه و در شام و اينها كردند و منبرى كه حضرت سجاد- سلام الله عليه- رفت و واضح كرد به اينكه قضيه، قضيه مقابله غير حق با حق نيست؛ يعنى، ما را بد معرفى كرده اند؛ سيد الشهدا را مى خواستند معرفى كنند كه يك آدمى است كه در مقابل حكومت وقت، خليفه رسول الله ايستاده است. حضرت سجاد اين مطلب را در حضور جمع فاش كرد و حضرت زينب هم.

  • سلب قدرت تفکر از دشمنان

    ]ملت عزيز ما[ امروز بحمد الله تعالى جوانان رزمنده از خواهران و برادران دارد كه با تعليمات نظامى در سرتاسر كشور قدرت تفكر را از دشمنان ايران و اسلام سلب و با اعتماد به قدرت الهى و فداكارى در راه اسلام بر همه مشكلات و همه قدرت هاى شيطانى غلبه خواهد كرد.
    امام خمینی(ره)

  • بيان تعبير: «ما جز زيبايي چيزي نديديم»

    امام خمینی(ره)
    شما ملاحظه كنيد كه بهترين خلق الله در عصر خودش، حضرت سيد الشهدا- سلام الله عليه- و بهترين جوانان بنى هاشم و اصحاب او شهيد شدند و از اين دنيا رفتند با شهادت، لكن وقتى كه در آن مجلس پليد يزيد صحبت مى شود، حضرت زينب- سلام الله عليها- قسم مى خورد كه ما راينا الا جميلا؛ رفتن يك انسان كامل، شهادت يك انسان كامل در نظر اولياى خدا جميل است، نه براى اينكه جنگ كرده و كشته شده، براى اينكه جنگ براى خدا بوده است، قيام براى خدا بوده است .

  • زينب گونه بودن

    امام خمینی(ره)
    ما مكرر ديديم كه زنان بزرگوارى زينب گونه- عليها سلام الله- فرياد مى زنند كه فرزندان خود را از دست داده و در راه خداى تعالى و اسلام عزيز از همه چيز خود گذشته و مفتخرند به اين امر؛ و مى دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعيم است، چه رسد به متاع ناچيز دنيا.

  • آموزش همه جانبه در بسيج

    من از آنچه تا كنون به همت مردان و زنان با شرف و رزمنده شده است، اميد آن دارم كه در بسيج همه جانبه آموزش نظامى و عقيدتى و اخلاقى و فرهنگى با تأييد خداوند متعال موفق شوند، و دوره تعليمات و تمرين هاى عملى نظامى و پارتيزانى و چريكى را شايسته، و به طورى كه سزاوار يك ملت اسلامى بپاخاسته است، به پايان رسانند.
    امام خمینی(ره)

  • مريم عذرا و صديقه حورا

    امام خمینی(ره)
    صلوات و سلام خداى بزرگ بر حضرت عيسى بن مريم روح الله و پيغمبر عظيم الشأن كه مردگان را احيا و خفتگان را بيدار فرمود! صلوات و سلام خداى بزرگ بر مادر عظيم الشأنش مريم عذرا و صديقه حورا، كه با نفخه الهى چنين فرزند بزرگى را به تشنگان رحمت الهى تسليم نمود!

  • پاسدار شدن خانم ها منع شرعي ندارد

    سوال: دختري هستم که علاقه دارم به خاطر خدمت به انقلاب در سپاه پاسداران وارد شوم ولي پدرم موافقت نمي کند، خواهشمندم حکم شرعي را بيان فرماييد؟
    جواب: پاسدار شدن خواهران هم با مراعات وظايف شرعيه مانع ندارد، ولي شما مراعات رضايت پدرتان را بکنيد.
    امام خمینی(ره)

  • مساله اسلام بر زن و مرد واجب است

    مسأله، مسأله يك حكومت نيست، مسأله، مسأله يك جنبه نيست، مسأله، مسأله اسلام است. مسأله اسلام؛ يعنى، بر زن و مرد اين كشور واجب است كه دفاع كنند، هر كس به اندازه اى كه تواند بايد دفاع بكند و اين دفاع را بايد تعقيب بكنيم تا ان شاء الله، به پيروزي هايى كه خداى تبارك و تعالى مى خواهد، برسيم.
    امام خمینی(ره)

  • حضور بانوان در صحنه ها

    شما خانم ها، شما زن ها توجه به اين معنا داشته باشيد كه همان طورى كه بر مردها در جبهه لازم است كه جلو بروند و پيشقدم باشند، شما هم در خارج، در پشت جبهه بايد كمك كنيد و مهيا بشويد كه چنانچه - خداى نخواسته - يك وقت دفاع عمومى واجب شد بر همه؛ يعنى، همه ما بى استثنا، هر كس قدرت دارد بى استثنا، دفاع بر او واجب شد، مهيا باشيد از براى دفاع. و البته سنگر علم هم يك سنگر دفاعى است، دفاع از همه فرهنگ اسلام. شما مى دانيد كه فرهنگ اسلام در اين مدت مظلوم بود، در اين مدت چند صد سال، بلكه از اول بعد از پيغمبر- سلام الله عليه- تا برسد به حالا، فرهنگ اسلام مظلوم بود، احكام اسلام مظلوم بودند و اين فرهنگ را بايد زنده كرد. و شما خانم ها همان طورى كه آقايان مشغول هستند، همان طورى كه مردها در جبهه علمى و فرهنگى مشغول هستند، شما هم بايد مشغول باشيد. و من اميدوارم كه خداوند به همه شما توفيق عنايت كند و در اين سنگر هم پيشروى كنيد و دعا كنيد كه آن هايى كه در جبهه ها مشغول به دفاع از كشور خودشان و از اسلام هستند، آن ها هم ان شاء الله، پيروز باشند. و همه شما ان شاء الله مؤيد و موفق و سالم و سلامت باشيد.
    امام خمینی(ره)

  • آمادگي براي دفاع

    وقتى كشور اسلام مورد تهديد دشمن هاى اسلام است، دفاع از كشور اسلام و نواميس مسلمين بر همه ما، بر تمام ما واجب است؛ با همه كوشش واجب است. وقتى يك همچو مطلبى پيش آمد و شما هم بحمد الله، همه كشور ما، هم زن و مردش آماده براى اين مسأله هستند، ديگر خوف اين نيست كه از پاريس يك دسته راه بيفتند بيايند چه بكنند يا از يك جاى ديگر مى خواهند بيايند چه؛ نه اين خوفى نيست. يك دفعه هم تجربه اش را كردند و صدام را رها كردند تا پريد به ايران و سيلى اش را هم خورد.
    امام خمینی(ره)

  • دفاع يک امر عمومي

    ما وظيفه داريم كه اين اسلامى كه الآن به ما رسيده حفظش كنيم تا آن فرد آخرى هم كه- خداى نخواسته- كشته مى شود، موظف براى حفظ اسلام، براى دفاع از ملت، دفاع از كيان اسلامى، دفاع از كشور اسلامى تا آن آخر زن و مرد، بچه و بزرگ مكلف اند كه دفاع كنند. مسأله دفاع يك امر عمومى است براى همه؛ هر كس قدرت دارد دفاع كند. به هر مقدار كه قدرت دارد دفاع كند از كشور اسلام، بايد دفاع كند.
    امام خمینی(ره)

  • مريم عذرا و صديقه حورا

    امام خمینی(ره)
    صلوات و سلام خداى بزرگ بر حضرت عيسى بن مريم روح الله و پيغمبر عظيم الشأن كه مردگان را احيا و خفتگان را بيدار فرمود! صلوات و سلام خداى بزرگ بر مادر عظيم الشأنش مريم عذرا و صديقه حورا، كه با نفخه الهى چنين فرزند بزرگى را به تشنگان رحمت الهى تسليم نمود!

  • صايم بودن حضرت مريم (سلام الله عليها)

    امام خمینی(ره) :
    حضرت عيسى- سلام الله عليه- كه اين اشخاصى كه تابع او هستند خيال مى كنند كه حضرت عيسى فقط يك معنوياتى مى گفته است، ايشان هم همين طور بوده؛ از اول بنا بوده بر اين كه معارضه كند. آن وقتى كه متولد شده، تازه متولد شده است، مى گويد كه من كتاب آوردم. قرآن اين را نقل مى كند كه تازه متولد شده بود، وقتى كه مادرش به واسطه آن تهمت هايى كه مى زدند- يهود برش مى زدند- ناراحت بود؛ همچو كه متولد شد، گفت كه نه، غصه نخور اگر كسى آمد پيشت باهات صحبت بكند، تو بگو كه من صايمم- و صايم بوده لا بد- و برويد از آن بچه بپرسيد. اينها آمدند، حضرت تازه متولد شده بود. آمدند بنا كردند به حضرت مريم حرفهاى نامربوط زدن. حضرت مريم هم اشاره كرد به او كه برويد آنجا. گفتند: ما چه جور با اين بچه تكلم كنيم؟ بعد ايشان شروع كرد كه خدا به من كتاب داده است.

  • خدمت اسلام به زن

    امام خمینی(ره)
    اسلام مى خواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن ها را نجات داده است از آن چيزهايى كه در جاهليت بود.آن قدرى كه اسلام به زن خدمت كرده، خدا مى داند به مرد خدمت نكرده؛ آن قدر كه به زن خدمت كرده. شما نمى دانيد كه در جاهليت زن چه بوده و در اسلام چه شده.

  • شخصيت دادن به زن

    امام خمینی(ره)
    اسلام به زن خدمتى كرده است كه در تاريخ همچو سابقه اى ندارد.اسلام زن را از توى لجنزارها برداشته آورده شخصيت به او داده.

  • جايگاه رفيع زن در مکتب تشيع

    امام خمینی(ره)
    تشيع در نظر كشورهاى غربى به عنوان عنصرى محافظه كار در پيشرفت قلمداد شده است. همچنين ما خواسته هاى شيعيان را مبنى بر كناره گيرى زنان از صحنه زندگى اجتماعى و نيز بازگشت به قوانين شيعى كه مى خواهد سنت مذهبى مبناى قوانين حكومتى قرار گيرد، همان طورى كه در قانون اساسى- كه به طور غير قانونى به صورت از بين رفته درآمده- نيز ذكر شده است، شنيده ايم. ما همچنين شنيده ايم كه تشيع سبك زندگى غربى را براى اينكه با سنت هاى مذهبى توافق ندارد رد مى كند. آيا ممكن است شما نظر خود را درباره اين مسأله بر اساس مذهب تشيع بيان كنيد؟

  • قدرت دادن زن در اسلام

    امام خمینی(ره)
    اسلام زن ها را دستشان گرفته آورده در قبال مردها نگه داشته؛ در صورتى كه در زمانى كه پيغمبر اسلام آمد، زن ها را هيچ حساب مى كردند. اسلام زن ها را قدرت داده است .

  • مقام والاي زن در اسلام

    امام خمینی(ره)
    ما مى خواهيم زن به مقام والاى انسانيت خودش باشد نه ملعبه باشد؛ نه ملعبه در دست مردها باشد، در دست اراذل باشد حق دخالت زن در همه شئون از نظر اسلام زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.

  • زن انسان ساز

    امام خمینی(ره):
      اگر زن هاى انسان ساز از ملت ها گرفته بشود، ملت ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد، شكست خواهند خورد، منحط خواهند شد.

  • دفاع از اسلام و قرآن، بر همه واجب است

    و اى عشاير غيور دجله و فرات و اى رزمندگان و سلحشوران! بپاخيزيد و از اسلام دفاع كنيد و قرآن و احكام آن را حفظ كنيد كه بر تمام مسلمين، چه زن و چه مرد، دفاع از اسلام و قرآن كريم واجب است .
    امام خمینی(ره)

  • دفاع از اسلام؛ مساله عقيده است

    مرد و زن اين كشور همه پاسدار اسلام هستند. مسأله، مسأله عقيده است نه مسأله، مسأله ماديت و به دست آوردن يك چيزى تا اينكه بياييد بگوييد كه خوب، وقتى نمى شود ديگر برويم كنار. خير، مسأله عقيده است، دفاع از اسلام ]است [ تا آن آخر فردى كه زنده است بايد دفاع بكند. يا 35 ميليون جمعيت بايد از بين بروند؛ ]بنابراين [ كشورى ديگر نيست تا اينكه كودتايى باشد و هرگز نخواهد اين طور شد. اين ها اشتباه دارند، نمى فهمند.
    امام خمینی(ره)

  • احترام اسلام به زن ها

    امام خمینی(ره)
    اسلام به شما آن قدر احترام قائل است كه براى مردها نيست. اسلام شما را مى خواهد نجات بدهد؛ اسلام شما را مى خواهد از اين ملعبه اى كه اينها مى خواهند شما را ملعبه قرار بدهند نجات بدهد؛ اسلام مى خواهد شما را يك انسان كامل تربيت كند كه در دامن شما انسانهاى كامل تربيت بشود.

  • ايستادگي با کمال قاطعيت

    برادرهاى من، خواهرهاى من، ما در يك موقعيتى واقع هستيم كه بايد هوشيارانه با آن مواجه باشيم. ما با يك ابرقدرتى در طرف غرب و يك ابرقدرتى در طرف شرق مواجه هستيم، كه هر دوى آن ها مى خواهند ما را ببلعند. ما به خواست خداى تبارك و تعالى و همت برادرها و خواهرهاى ايمانى ايران در مقابل همه آن ها با كمال قاطعيت ايستاديم، و اجازه نخواهيم داد كه هيچ قدرتى با ما مواجهه كند، و تصرف در مقدرات ما كند. و شما هيچ از اين قدرت هاى بزرگ نترسيد كه شما در پناه خدا هستيد و قدرت ها همه فانى هستند در مقابل قدرت خداى تبارك و تعالى.
    امام خمینی(ره)

  • بيرون آوردن زن از مظلوميت

    امام خمینی(ره)
    اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلوميتى كه در جاهليت داشت بيرون كشيد. مرحله جاهليت مرحله اى بود كه زن را مثل حيوانات- بلكه پايين تر از او ]مى شمردند[. زن در جاهليت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهليت بيرون كشيد.

  • وجوب دفاع بر همه

    اول بايد تشكر كنم كه آقايان زحمت كشيدند تشريف آوردند اينجا كه از نزديك با هم ملاقات كنيم. ما الآن كه با قدرت هاى بزرگ دنيا مواجه هستيم، حال دفاعى داريم. يعنى ما مدافع از آن چيزهايى كه نهضت ما، قيام ما براى ما هديه آورده است، و از اهداف اسلامى و از كشور اسلامى خودمان و از تمام چيزهايى كه مربوط به اسلام و مربوط به كشور است در حال دفاع هستيم، و در حال دفاع، بسيج بايد عمومى باشد. يعنى قضيه جهاد يك قضيه است، قضيه دفاع قضيه ديگر. قضيه جهاد يك شرايطى دارد. براى اشخاص خاصى هست. براى گروه معينى هست با شرايطى. لكن قضيه دفاع، عمومى است. مرد، زن، بزرگ، كوچك، پير، جوان همان طورى كه عقل انسان هم آن حكم مى كند كه اگر كسى هجوم آورد براى منزل يك كسى، اهالى آن منزل، هر يك كه هست دفاع مى كنند از خودشان. چنانچه هجوم آورد كسى به شهر يك كسى، اهالى شهر براى حفظ جهات خودشان دفاع مى كنند. ديگر اينجا هيچ شرطى نيست. همه دفاع بايد بكنند.
    و اگر به كشور ما، كشور اسلامى ما هجوم بكنند و بخواهند تعدى بكنند، تجاوز بكنند، بر همه افراد مملكت، بر همه افراد كشور، چه زن، چه مرد، كوچك، بزرگ اينجا ديگر شرطى نيست، بر همه واجب است كه دفاع كنند. و لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد.
    حال جهاد شرايط دارد، حال دفاع شرطى ندارد. بايد دفاع بكنند. حتى يك پيرمردى هم كه خيلى كار از او نمى آيد بايد شركت كند در دفاع. آن قدر كه مى تواند دفاع كند. و ما امروز كه مواجه هستيم با قدرت هاى بزرگ و شيطنت هاى بزرگ بايد مهيا بشويم براى دفاع.
    امام خمینی(ره)

  • دفاع از کشور

    من از برادران و خواهران كردستانى مى خواهم كه برادرانه با ساير برادران مسلمان خود و در كنار هم از كشور خود دفاع كنيد.
    امام خمینی(ره)

  • زن، مبدأ سعادت ها

    زن انسان است؛ آن هم يك انسان بزرگ. زن مربى جامعه است، از دامن زن انسانها پيدا مى شوند. مرحله اول مرد و زن صحيح، از دامن زن است. مربى انسانها زن است. سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مى كند؛ و با تربيت صحيح خودش كشور را آباد مى كند. مبدأ همه سعادت ها از دامن زن بلند مى شود. زن مبدأ همه سعادت ها بايد باشد.


  • همه بايد دفاع کنند

    اگر يك وقت خداى نخواسته، يك هجومى به مملكت اسلامى بشود، بايد همه مردم، يعنى مرد و زن مسأله دفاع ديگر اين طور نيست كه تكليف مال مرد باشد، تكليف مال يك دسته اى باشد، همه بايد بروند و دفاع بكنند از مملكت خودشان.
    امام خمینی(ره)

  • مادر، مبدأ خير

    امام خمینی(ره)
    مادرها مبدأ خيراتند و اگر خداى نخواسته مادرى باشد كه بچه را بد تربيت كند، مبدأ شرورند.

  • دفاع از ملت و کشورهاي اسلامي

    خواهران و برادران عزيز! در هر كشورى كه هستيد از حيثيت اسلامى و ملى خود دفاع كنيد؛ و بى پروا در مقابل دشمنان خود، يعنى امريكا و صهيونيسم بين المللى و ابرقدرت هاى شرق و غرب، بدون هيچ ملاحظه اى، از ملت ها و كشورهاى اسلامى دفاع كنيد؛ و مظالم دشمنان اسلام را برملا كنيد.
    امام خمینی(ره)

  • زن، مظهر تحقق آمال بشر

    امام خمینی(ره)
    زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورش ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن مرد به معراج مى رود. دامن زن محل تربيت بزرگ زنان و بزرگ مردان است.

  • انسان سازي، وظيفه زن

    امام خمینی(ره)
    زن ها مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مى كنند.قرآن كريم انسان ساز است، و زن ها نيز انسان ساز.وظيفه زن ها انسان سازى است.اگر زن هاى انسان ساز از ملت ها گرفته بشود، ملت ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد.

  • دفاع از اسلام، زن و مرد نمي شناسد

    من اميدوارم كه شما بپذيريد و شما هم به آن وظايفى كه بايد عمل كنيد كه هم در ميدان تحصيل كه يكى از امور مهمه است مجاهده كنيد و هم در ميدان دفاع از اسلام، اين از مهماتى است كه بر هر مردى، بر هر زنى، بر هر كوچك و بزرگى جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از كشور اسلامى، احدى از علماى اسلام، احدى از اشخاصى كه در اسلام زندگى كرده اند و مسلم هستند، در اين جهت خلاف ندارند كه اين واجب است. آن چيزى كه محل حرف است، محل صحبت است، قضيه جهاد اولى است، آن بر زن واجب نيست، اما دفاع از حريم خودش، از كشور خودش، از زندگى خودش، از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. اگر دفاع بر همه واجب شد، مقدمات دفاع هم بايد عمل بشود، از آن جمله قضيه اينكه ترتيب نظامى بودن، ياد گرفتن انواع نظامى بودن را براى آن هايى كه ممكن است. اين طور نيست كه واجب باشد بر ما كه دفاع كنيم و ندانيم چه جور دفاع كنيم، بايد بدانيم چه جور دفاع مى كنيم. البته در آن محيطى كه شما تعليم نظامى مى بينيد بايد محيط آزاد باشد، محيط صحيح باشد، محيط اسلامى باشد، همه جهات عفاف محفوظ باشد، همه جهات اسلامى محفوظ باشد.
    امام خمینی(ره)

  • زنان ايران پيشقدم در جهاد

    زنان در عصر ما ثابت كردند كه در مجاهده همدوش مردان بلكه مقدم بر آنانند. زنان ايران، هم مجاهدات انسانى عظيم كرده اند و هم مجاهدات مالى. اين طبقه محترم زن ها كه در جنوب تهران و در شهر قم و در ساير شهرها هستند، همين خانم هاى محجبه، همين ها كه مظهر عفاف هستند، در نهضت پيشقدم بودند و در ايثار مال هم پيشقدم. ايثار كردند جواهرات و طلاهايى كه دارند، براى مستضعفين، عمده در اين امور آن قصد پاك است. خداوند چند آيه براى چند قرص نان كه حضرت امير- سلام الله عليه- و عائله اش صدقه دادند، ... چند آيه نازل فرمود. اين آيات براى قرص نان نيست، اين آيات براى اخلاص، براى آنكه براى خدا بود. ارزش اعمال به معنويات اعمال است. خواهرهاى ما كه در عصر نهضت شركت داشتند ارزش اعمال آن ها بيشتر بود از ارزش اعمال مردها، آن ها با پرده هاى عفاف بيرون آمدند و با پرده عفاف با مردان هم صدا شدند و پيروزى را تحصيل كردند و حالا هم با قصد خالص آنچه كه در ايام عمر تهيه كردند براى مستمندان دادند. اين ارزش دارد، متمكنين اگر ميليون ها بدهند، به قدر ارزش اين نيست.
    امام خمینی(ره)

  • اجتناب از فساد

    امام خمینی(ره)
    اسلام زن را مثل مرد در همه شئون- در همه شئون- همان طورى كه مرد در همه شئون دخالت دارد زن هم دخالت دارد. همان طورى كه مرد بايد از فساد اجتناب كند، زن هم بايد از فساد اجتناب كند. زن ها نبايد ملعبه دست جوانهاى هرزه بشوند. زن ها نبايد مقام خودشان را منحط كنند و خداى ناخواسته بزك كرده بيرون بيايند و در انظار مردم فاسد قرار بگيرند.زنها بايد انسان باشند.زنها بايد تقوا داشته باشند.زنها مقام كرامت دارند.زنها اختيار دارند؛ همان طورى كه مردها اختيار دارند زن مربى انسان خداوند شما را با كرامت خلق كرده است مقام زن مقام والاست؛ عالى رتبه هستند.بانوان در اسلام بلندپايه هستند.

  • عنايت اسلام به زن

    امام خمینی(ره)
    اسلام نظر خاص بر شما بانوان دارد.اسلام در وقتى كه ظهور كرد در جزيره العرب، بانوان حيثيت خودشان را پيش مردان از دست داده بودند؛ اسلام آنها را سربلند و سرافراز كرد، اسلام آنها را با مردان مساوى كرد. عنايتى كه اسلام به بانوان دارد بيشتر از عنايتى است كه بر مردان دارد

  • زن عضو مؤثر جامعه

    امام خمینی(ره)
    امروز به بركت نهضت اسلامى، زن عضو مؤثر جامعه تا حدودى مقام خود را يافته است.

  • رجوع به فقيه جهت رفع گرفتاري

    امام خمینی(ره)
    طلاق در صورتى كه شرط بشود در ضمن عقد با مرد، وقتى كه مى خواهند عقد كنند، شرط بكنند و در ضمن عقد اين شرط بشود كه وكيل باشد ]زن [ در طلاق خودش، يا مطلقا، يا در شرايطى يك سؤالى پيش آورده است.و آن اينكه اين زنهايى كه حالا تحت زوجيت هستند چه؟ اين ولايت فقيه را اينها مخالفت مى كنند، در صورتى كه نمى دانند از شئون فقيه هست كه چنانچه يك مردى با زن خودش رفتارش بد و ناسالم باشد، او را اولا نصيحت كند، و ثانيا تأديب كند، و اگر ديد نمى شود، اجراى طلاق كند ولايت فقيه؛ هديه اى الهى شما موافقت كنيد با اين ولايت فقيه.ولايت فقيه براى مسلمين يك هديه اى است كه خداى تبارك و تعالى داده است.من جمله همين معنايى كه شما سؤال كرديد و طرح كرديد كه خوب، زنهايى كه الآن شوهر دارند چنانچه گرفتاريهايى داشته باشند، چه بايد بكنند؟ آنها رجوع مى كنند به آنجايى كه فقيه هست، به مجلسى كه در آن فقيه هست، به دادگاهى كه در آن فقيه هست؛ و فقيه رسيدگى مى كند؛ چنانچه صحيح باشد، شوهر را تأديب مى كند؛ شوهر را وادار مى كند به اينكه درست عمل كند.و چنانچه نكرد، طلاق مى دهد، ولايت دارد براى اين امر.اگر ديديد به فساد مى كشد، يك زندگى به فساد كشيده مى شود، طلاق می دهد.و طلاق اگر چه در دست مرد است، مى تواند لكن فقيه در جايى كه مصلحت اسلام را ديد، مصلحت مسلمين را ديد، و در جايى كه ديد نمى شود به غير از اين، طلاق بدهد. اين ولايت فقيه هست، ولايت فقيه براى شما يك هديه الهى است.


  • هيچ فرقي بين زن و مرد در اسلام نيست

    امام خمینی(ره)
    اسلام زن ها را در مقابل مردها قرار داده؛ نسبت با آنها تساوى دارند. البته يك احكام خاص به مرد است كه مناسب با مرد است؛ يك احكام خاص به زن است، مناسب با زن است. اين نه اين است كه اسلام نسبت به زن و مرد فرقى گذاشته است .

  • تساوي حقوق زن و مرد در نظام اسلامي

    زنان توده عظيمى از مسلمانان را تشكيل مى دهند، چه نقشى، چه حقى شما براى زن در نظامى اسلامىقائل هستيد؟- هم اكنون زنان مسلمان ايران، در مبارزات سياسى و تظاهرات بر ضد شاه شركت دارند. به من اطلاع داده اند كه در شهرهاى ايران زنان جلسات سياسى دارند. در نظام اسلامى، زن همان حقوقى را دارد كه مرد دارد، حق تحصيل، حق كار، حق مالكيت، حق رأى دادن، حق رأى گرفتن. در تمام جهاتى كه مرد حق دارد، زن هم حق دارد. لكن در مرد هم مواردى است كه چيزهايى به دليل پيدايش مفاسد بر او حرام است و هم در زن مواردى هست كه به دليل اينكه مفسده مى آفريند حرام است. اسلام خواسته است كه زن و مرد، حيثيت انسانى شان محفوظ باشد. اسلام خواسته است كه زن ملعبه دست مرد نباشد. اينكه در خارج منعكس كرده اند كه در اسلام با زنها، با خشونت رفتار مى شود، امر غير صحيحى است و تبليغات باطلى است كه از مغرضين حاصل شده و الا مرد و زن هر دويشان در اسلام اختيارات دارند. اگر اختلافاتى هست براى هر دو هست و آن مربوط به طبيعت آنان است ]آيا هيچ يك از دولتهاى عربى به نهضت شما كمك كرده اند، يا خير؟- هيچ كدام تا كنون كمك نكرده اند.امام خمینی(ره)

  • زنـان در دفـاع مقـدس ، به روايت امـام خمینی

    ديرگاهى است كه آتـش جنگ خفته و آرامش رخوتآورش پنجه در جان ما مى افكند. در خلوت هر شب مى شنويـم صداى دردآلـود مادرى تنها را.
    بى شك نور ستاره از اشكهاى فرزند شهيد نشانى دارد در ايـن شبهاى تار. شاهدان رزم شهيدان گفتنيها دارند از آن عزيزان, گرچه ايـن رزم بـى وجـود آنـان ره بـدينجـا نمـى بـرد.
    آنچه كه تـاكنـون از تصـويـر زنان ; زنان در ايـن رزم نشـان داده شـده سايه هاى مبهمى است از حضـور پرقدرت آنها, در حالى كه به استناد پيام امام خمينى نيمى از بار جنگ را بر دوشهاى خـود مى كشيدند و كمتر نامى از آنان برده مى شد.
    آنان كه جـان بـر كف از تيغ نـابكـاران وابسته داخلـى كـومله و دمـوكرات نهراسيدند و در برابر هجـوم جانيان خارجـى ايستادند و كوه را ايستادگى آموختند.
    دريادلان شيرزن كه هجـوم خائنانه منافقيـن را در نطفه خفه كردند و از ميـدان علـم چـون رزمشان پيروز و سـرافراز بيرون آمـدنـد.
    براى شناساندن نقـش زن در دفاع مقدس تاكنون كارهاى كاملى صـورت نگرفته است. گاه و بيگاه هر كـس از ايـن درياى بيكـران جـرعه اى نـوشيـده به قـدر طاقت, نه عظمت دريا را بازگـو كرده و نه خروش امواج آن را.
    بى شك هر گفتارى در ايـن زمينه زيور به كلام امام روح الله بسته و به سنت عشق, ميثاق خون را نيز نگاهى دارد. نقـش زنان زنان در يك كلام و دو كلام نيست كه بتـوان صحنه اى از آن را به نمـايــــش گذارد.
    بر آن شـديم كه روايت امام را معيار قـرار دهيـم و بـر اساس آن شاهد ذكر كنيـم. بـى ترديـد كلام امام خمينـى محتاج شاهـد نيست و نخـواهـد بـود, بـرهان قاطعى است كه قلـم از شـرح آن عاجز است.
    همچنان كه شـرح ايثـار و دلاوريهاى زنان زنان در جنگ قلـم را آشفته و دل را بـى طاقت مـى سـازد. اما بيانـش وظيفه اى است كه بـر دوش ما احساس مى شود. اميد كه ايـن وظيفه را بخـوبى به انجام برسانيـم.
    ايـن نـوشتار تقديـم به شاهدان شيرزنى است كه در طلـوع هر صبح, نـويـد ظهور را خـواهانند. باشـد كه جزء ياران حضرتـش باشنـد و باشيم. ان شإالله.
    امام خمينى همـواره بر نقـش عظيـم زنان زنان در پيشبرد اهداف اسلامـى تإكيد داشتنـد و همـواره آنان را با بانـوان صـدر اسلام مقايسه مى نمودند. بـويژه بانـوان قـم را, نمـونه اى از مسلمانان صديق و هـم پايه بانوان صـدر اسلام مـى دانستند و تإكيد داشتنـد بانـوان همان گـونه كه نهضت را تا اينجـا رسانـده انـد, بـايـد تـا آخـر برسانند. امام خمينى يك ماه پيـش از شروع رسمـى جنگ تحميلـى در جمع بانوان فرمود:
    ((ملتى كه بانـوانـش در ميدانهاى جنگ با ابرقدرتها و با مـواجه شدن با قواى شيطانى, قبل از مردها در ايـن ميدانها حاضر شده اند پيروز خـواهنـد شـد)).خانـم دكتر زريـن تاج كيهانـى در بيان خاطرات خـود در كردستان مى گويد: ((در كامياران بـوديـم. گفتند:بـراى محلـى كه تعدادى از بچه ها در آن مجـروح هستند, چنـد نفـر مى خواهيم. مـن دستـم را بلند كردم. نمى دانـم چرا؟ ... با اينكه پزشكان مرد هـم بودند. مـن و همسرم دستمان را بلند كرديم)).
    9 ماه پـس از شروع جنگ به صورت رسمى, امام خمينى ارزش مبارزه و تلاش زنان زنان را بالاتر و ارزشمنـدتـر از مردان اعلام كـرد. ايشان در جمع بانوان عضـو جهاد دانشگاهى فرمـود: ((عواطفى كه در بانـوان است, مخصـوص خـودشان است و در مـردها ايـن عواطف نيست. لهذا آن چيزى كه در پشت جبهه از روى عواطف از بـانـوان صـادر مـى شــود, بيشتر و بالاتـر و ارزنـده تـر است از آن چيزى كه از مـردها صادر مـى شـود. به مـوجب عواطفـى كه بانـوان دارنـد, آنها بـراى جبهه كارهاى بسيار مفيد انجام داده اند و مـى دهند)).خـواهر مريـم كاتبـى كه از امدادگران كردستان و نيز دفاع مقدس است, در قسمتى از خاطرات خود گفته است: ((هنگامى كه در مريوان بوديـم, يك روز خـواهرى را آوردنـد كه دستـش سفيد سفيـد شـده بـود و حالت غش و بيهوشى داشت و از ضعف مفرطى رنج مى برد. ما بلافاصله به مداوايـش مشغول شديـم. بعدا كه قدرى حالش بهتر شد, از وضعيت او پرس و جو كـرديم. فهميـديـم كه ايـن خـواهر اهل شمال است. چنـدى پيـش كه عمليـات شـروع شـده, نيمه شب به منطقه رسيـده و اظهار داشته كه مـى خـواهـم در يك مـركز درمـانـى كنـار پـرستـارهـا كـار كنـم.
    او به مـدت 72 ساعت بـىآنكه چيزى بخـورد, در اتاق عمل پنسها را مى شسته و دسته بندى مى كرده است. از بـس كه دستـش داخل آب بوده و خون به دستـش نرسيده است, سفيد شده بـود. ايـن خواهر شمالى بعد از بهبـودى مجـددا در منطقه ماند و به صـورت تجربـى به پرستارى مجروحيـن جنگـى پرداخت)).در همان سخنرانى, امام خمينى تعهد بانـوان را پشتـوانه محكمى براى ملت و اسلام معرفى مى كند. ايشان مى فرمايد:((خـداى تبارك و تعالـى بـر اين ملت منت نهاد و ايـن پيروزى را نصيب كشـور ما فرمود كه به واسطه تعهد بانوان اميدواريـم كه در آتيه پشتـوانه اين ملت و اسلام محكمتر شود)). خانـم زريـن تاج كيهانى در بيان يكى از خاطراتـش مى گويد كه هنگام ترك بيمارستان خانمى با سلاح ژ.ث جلوى او آمده و مانع از رفتـن او مى شـود و از او به عنـوان اوليـن كسـى ياد مـى كنـد كه در كامياران بچه ها را معالج كـرده است ... خـانـم دكتـر كيهانـى مـى گـويد:آن مسإله باعث شـد هر وقت كه احساس كـردم در باره مـريضـى كـم مى گذارم, دو مرتبه بـرمى گـردم و باز معاينه اش را كامل مـى كنـم, حتـى اگـر وقت كـم باشـد. امام خمينـى همچنيـن مـى فـرمايـد: ((بانوان محترم ايران ثابت كردند كه دستخـوش ايـن طور تـوطئه ها نشده اند و نمـى شـوند و ثابت كرده اند كه در دژ محكـم عفت و عصمت هستند و جـوانان صحيح و نيرومند و دختران عفيف و متعهد به ايـن كشـور تسليم خـواهند كرد)). سخنانـى كه يادآور شديـم قبل از شروع رسمى جنگ تحميلى بـوده است و زنان زنان آنچنان باصلابت و پرقدرت در صحنه حاضر شـده بـودنـد كه جهانيان را به شگفتـى وا داشته و امـام خمينـى آنـان را تحسيـن مـى نمـود.
    پـس از قضاياى كـردستان, بعد ديگرى در تاريخ ايران گشـوده شـد. خطاب پيام و سخنان گهربار امام خمينـى به زنان زنان شكل ديگرى يافت.
    الف ـ وجـوب دفـاع از اسلام و مملكت اسلامـى بـر زنان زنان
    امام خمينـى در پيام دوازدهـم فـرورديـن خطاب به مردم كـردستان فـرمـود: ((مـن از بـرادران و خواهران كردستانـى مـى خـواهـم كه برادرانه با ساير برادران مسلمان خود در كنار هـم از كشور دفاع كنيد)). و نيز فرمودند:((اگر به كشور ما, كشـور اسلامى ما هجـوم بكنند و بخـواهند تعدى بكنند, تجاوز بكننـد, بر همه افراد مملكت, بر همه افراد كشـور, چه زن و چه مرد, كـوچك و بزرگ, اينجا ديگر شرطـى نيست, بـر همه واجب است كه دفاع بكننـد. لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد, حال دفاع شرطـى نـدارد)). عمل به سخنان گهربار امام خمينـى صحنه هاى فرامـوش نشدنى را پديد مـىآورد. يكـى از مددكاران دفاع مقـدس, خـانـم حميـرا خـان بيگـى, در خـاطـرات خـود مـى گـويــد:((هنگام عمليات مرصاد در كرمانشاه از داخل يكـى از اتاقها صداى يك زن را شنيـدم كه با لهجه كـردى و بـا شجاعت, جـريان درگيـرى خـودش با منافقيـن را تـوضيح مـى داد. كنجكاو شـدم. به طرف اتاق رفتـم تا چهره ايـن زن را ببينم. او يك زن قوىهيكل و رشيد بود.
    وقتـى چشمـش به مـن افتـاد, گفت: مـن اهل گيلان غرب هستـم. وقتـى منافقيـن به شهر حمله كـردنـد, با هميـن دستهايـم چهار نفـر از زنهاى منافق را به درك فـرستـادم. بعد بـا پـوزخنـد ادامه داد:جان خودشان! منافقيـن مـى خـواستند خانه هايمان را قتلگاه كننـد, اما آرزويشان را به گـور بردند. آنها در شهر شايع كرده بـودنـد شام:گيلان غرب, صبحـانه: بـاختـران! الحمـدلله ... صبحـانه در جهنــم نصيبشان شد!)) گرچه امام خمينـى دفاع از اسلام و قرآن كريـم و دفاع از مرزهاى عقيـده در ايران اسلامـى را بـر همه, مرد و زن واجب مـى دانـد, ليكـن در بحبـوحه جنگ بر امر ديگرى نيز تإكيـد مى نمايد:((مـن اميدوارم شما خواهران هـم در ميدان تحصيل كه يكى از امور مهمه است مجاهـده كنيـد و هـم در ميـدان دفاع از اسلام. ايـن از مهماتى است كه بر هر مردى, بر هر زنى, بر هر كـوچك و بزرگى جزء واجبات است)). همسـران شهيـد و رزمنـده بسيارى به امر امام لبيك گفتند.
    خـواهر حـوريه بنى اشرف مى گـويد: ((پـس از اسارت همسرم با شنيدن صداى گرم و كـوبنده او از راديو, روحى دوباره به كالبد غمگينـم دميده شد و تصميـم گرفتـم ادامه تحصيل بدهـم. در كنكـور آن سال مـوفق شـدم و در دانشگاه ثبت نام كـردم. ايام تحصيل را با سختـى فـراوان و بـا اميـد به بـازگشت همسـرم پشت سـر گذاشتــــم ...
    پـس از فارغ التحصيلـى از دانشگاه در آمـوزش و پرورش به تـدريـس مشغول شدم, تا در اين سنگر به اداى دين بپردازم و ايـن در حالى بـود كه آزادگـان گـروه گـروه به آغوش خـانـواده خـود بـــــاز مى گشتند)).تإكيد امام خمينى همواره به حضـور پرقدرت زنان زنان در صحنه هـاى دفـاع از اسلام همـدوش بـرادران بـوده است. ايشــان مى فرمايد:((ملت عزيز مـا امـروز بحمـدالله تعالـى جـوانـانـى رزمنـده از خـواهران و برادران دارد كه با تعليمات نظامـى در سرتاسر كشـور قدرت تفكر را از دشمنان اسلام و ايران سلب و با اعتماد به قـدرت الهى و فـداكـارى در راه اسلام بـر همه مشكلات و همه قــــدرتهاى شيطانى غلبه خـواهد كرد)). و نيز مـى فرمايد: ((ما مفتخريـم كه بانوان و زنان زنان پير و جـوان و خرد و كلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامـى حاضر و همـدوش مردان يا بهتـر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند)).خانـم مريـم سياول كه زمانـى در كردستان و مناطق جنگـى مربـى آمـوزش نظامـى بـود, مـى گـويـد: ((هـواپيماهاى عراقـى كه بـراى بمباران شهرها مـىآمـدنـد, گاهـى آنقـدر نزديك بـودنـد كه ما خلبانان آنها را مى ديديم و تيرانـدازى مـى كرديـم. يك دفعه مـن و 15 برادر كه به آنها آمـوزش مى دادم, به پشت خـوابيده و تيراندازى مى كرديـم. در ايـن تيراندازيها تـوانستيم چند هواپيما را بزنيـم)). محور ديگـرى كه در كلام امام خمينـى در بـاره دفاع مقـدس قابل تـإمل است, شـركت و حضـور در ميدانهاى رزم است.
    ب ـ شركت زنان زنان در ميدان جنگ
    ((ايـن تبليغات كه اگر اسلام پيدا شد, مثلا ديگر زنها بروند توى خانه ها بنشينند و قفلى هـم درش بزنند كه بيرون نيايند, ايـن چه حرف غلطى است كه به اسلام نسبت مى دهند! صدر اسلام زنها تـوى لشكر هم بـودند, توى ميدانهاى جنگ هـم مى رفتند)). امام اينچنيـن باورهاى غلط و تبليغات سـوء دشمنان را در هـم مـى ريزد و جنگ را عرصه اى بـراى ظهور خلاقيتهاى زنـان و مـردان مـى داند.
    ((بانوان از صدر اسلام, در صدر اسلام با مردان در جنگها هـم شركت داشته انـد. مقام زن والاست. عالـى رتبه هستنـد. بـانـوان در اسلام بلندپايه هستند. ما مى بينيم و ديديـم كه زنها, بانـوان محترمات همـدوش مـردان بلكه جلـوى مـردان در صف قتال ايستادنـد, بچه هاى خـودشان را از دست دادنـد, جـوانان خـودشان را از دست دادنـد و شجاعانه مقاومت كردند)).
    دكتر كرامت يـوسفيان مى گـويد: ((مادرى همراه پسر مجروحـش بـود. آرنج مجروح بر اثر اصابت گلوله پر از خون شده بـود. وقتى او را به اتاق عمل مى برديـم, مادرش آمد جلـو و گفت: دكترجان! يك كارى بكـن دستش زودتر خوب شود تا به جبهه برگردد. اول فكر كردم براى روحيه دادن به پسرش ايـن حرف را مى زند, ولى دستيارم ـ خليلـى ـ گفت: دكتـر! ايـن مادر يك پسرش شهيـد شـده و حرفهايـش هـم جـدى است)).
    امام خمينـى همـواره بانـوان را پيشگامان ميـدان جنگ مـى دانست:((ملتى كه بانـوانـش در ميدانهاى جنگ با ابرقدرتها و در مـواجه شدن با قواى شيطانى قبل از مردها در ايـن ميدانها حاضر شده اند, پيروز خواهد شد)).
    خانـم زهرا محمـودى كه به ((مادر جبهه)) معروف است, مـى گـويـد:((وقتـى فـرودگاه تهران بمباران شـد, بلافاصله به مجلـس رفتـم و گفتـم: مـن مجوز مى خواهم تا راحت به جبهه رفت و آمد كنـم. برگه عبـور بـرايـم صادر شـد و از آن زمان خانه ام مقر فعاليت خانمها شد)).
    ج ـ فداكارى زنان زنان در دفاع مقدس
    فـداكارى و ايثارگريهاى زنان زنان از چشـم بابصيرت امام دور نمانـد. ايشان بارها مراتب قدردانـى خـود را از فداكاريها ابراز كردند.
    امام خمینی(ره)

  • ملاحظه حقوق زن در اسلام

    امام خمینی(ره)
    همان طورى كه حقوق مردها در اسلام مطرح است، حقوق زن ها ]هم مطرح است [. اسلام به زن ها بيشتر عنايت كرده است تا به مردها.اسلام زن ها را بيشتر حقوقشان را ملاحظه كرده است تا مردها. اين هم ]آن [ معنا كه بعد از اين چه خواهد شد: زن ها حق رأى دارند- از غرب بالاتر است اين مسائلى كه براى زن ها ما قائل هستيم- حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند، حق انتخاب شدن دارند. همه اينها هست. تمام معاملاتشان به اختيار خودشان است، و آزاد هستند. اختيار شغل را آزاد هستند.البته در شرق براى مردها يك محدوديت هايى هست كه آن محدوديت ها به صلاح خود مردها هست و آن محدوديت ها، يعنى در آنجاهايى كه مفسده هست براى مرد، از قماربازى جلوگيرى مى كند اسلام، از شراب خوارى جلوگيرى مى كند اسلام، از هروئين جلوگيرى مى كند اسلام؛ براى اينكه مفسده دارند. براى همه يك محدوديت هايى هست، و محدوديت هايى شرعى و الهى. محدوديت هايى است كه به صلاح خود جامعه است؛ نه اين است كه براى جامعه يك چيزى مثلا نافع بوده است كه محدوديت برايش ايجاد كرده اند.

  • ملاحظه حقوق همه اقشار در قانون

    امام خمینی(ره)
    در قانون هم همه اقشار حقوقشان ملاحظه شده است و اقليت هاى مذهبى، نسوان، ديگر اقشار- همه- حقوقشان ملاحظه شده است و هيچ فرقى ما بين گروه و گروهى در اسلام نيست؛ فقط به تقوا و به اتقاء عن الله تعالى فرق است.

  • نقش زنان در دفاع مقدس

    زن در طول تاريخ مظلوم بوده و با تحقير به او نگريسته شده است، لكن حضرت امام خميني به اين قشر عظيم جامعه بها داد و ديدگاه اسلام ناب محمدي را درباره زن، بيان داشت. حضرت امام پرده از چهره فريب جاهليت قرن بيستم، برگرفت و ياوه هاي استعمارگران را درباره زن، نقش بر آب كرد و دغلبازان شهوت پرست را، رسوا ساخت. و به فريادرسي اين موجود مظلوم شتافت و اين گوهر گرانبها را كه لابلاي خزه ها وتبليغات دروغين دشمنان انسانيت گم شده بود، به صحنه آورد و به زن آنچنان درك و آگاهي درستي از نقش و مسئوليت، بخشيد كه تجلي و بروز ان را در احياي هويت زن مسلمان در انقلاب اسلامي شاهديم.
    اين تلقي از زن بود كه عليرغم حضور و وجود سنتهاي متحجرانه كه در هيأت وفاداري به اسلام ظاهر شده بود، زنان را آنچنان به صحنه كشيد كه از سوي خبرگزاري ها و ناظران و تحليل گران، انقلاب اسلامي بعضاًبه انقلاب چادرها لقب گرفت.
    زن در ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي مقامي والا و سيمايي ملكوتي يافت كه مي تواند سرچشمه خيرات باشد و مردان بزرگي را در دامن خود تربيت كند. او به عنوان مربي جامعه ، سرچشمه خيرات ، جلوه گاه عظمت الهي معرفي شد. وجوب دفاع از مملكت اسلامي امام خميني در مورد حكم جهاد زنان و لزوم جهاد براي اين قشر از مردم ايران اينگونه بيان ميفرمايند: من اميدوارم كه شما (خواهران) هم در ميدان تحصيل كه يكي از امور مهمه است مجاهده كنيد و هم در ميدان دفاع از اسلام، اين از مهماتي است كه بر هر مردي و بر هر زني، بر هر كوچك و بزرگي جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از كشوراسلامي.
    احدي از علماي اسلام،احدي از اشخاصي كه در اسلام زندگي كرده اند و مسلم هستند در اين جهت اختلاف ندارند كه اين واجب است. آن چيزي كه محل حرف و صحبت است قضيه جهاد اولي است، آن بر زن واجب نيست، اما دفاع از حريم خودش، از كشور خودش، از زندگي خودش، از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. و در جاي ديگر در مورر اين مهم فرموده اند: مسأله، مسأله يك حكومت نيست،مسأله، مسأله يك جنبه نيست، مسأله، مسأله اسلام است. مسأله اسلام يعني بر زن و مرد اين كشور واجب است كه دفاع كنند، هر كس به اندازه اي كه مي تواند بايد دفاع بكند و اين دفاع را بايد تعقيب بكنيم تا انشاءالله به پيروزي هايي كه خداي تبارك و تعالي مي خواهد، برسيم. علت حضور زنان در صحنه جهاد و شهادت دومين مسأله اي كه مورد بررسي قرار مي دهيم، مسأله علت حضور زنان در صحنه جهاد و شهادت است كه يكي از مسائل مهم در امر جهاد و شهادت است، اينكه چرامردم بخصوص زنها وارد ميدان مجاهده مي شوند: امام خميني اسلام و قرآن را از علل آن برشمرده اند و فرموده اند: خانم ها براي اينه يك چيزي مثلاً دستشان بيايد يا فرض كنيد صاحب منصب شوند نمي آيندبيرون خودشان و بچه هايشان را به كشتن بدهند. اين اسلام و قرآن است كه خانم ها را بيرون آورده است و همدوش مردها بله جلوتر از مردها وارد صحنه سياست كرده. و يكي از مسائل مهم در امر نهراسيدن از شهادت را نور ايمان ذكر كرده اند و فرموده اند: اين معجزه است كه خانم ها را در مقابل تانك و توپ، در مقابل مسلسل ها، در مقابل توپها و تانكها برقرار كرده. و از هيچ چيز نهراسيدند. اين نور قرآن و اسلام است كه در دلهاي شما و در قلوب همه ملت ايران جلوه كرده است. اين نور ايمان است كه شما خانمها از شهادت مي هراسيد. و بدين ترتيب مشخص شد آنچه زنها را به ميدان مجاهده آورده است نور ايمان واسلام و قرآن است بنابراين اين زنان با ايمان بودند كه با تأسي به قرآن و اسلام به مجاهده عليه باطل مشغول و قيام براي خدا را به انجام رساندند.
    حضور زنان صدر اسلام در عرصه جهاد از مسائلي كه بايد مورد توجه واقع شود اين است كه برخلاف عده اي كه اسلام و حكومت اسلامي را موجب ماندن زنها در محفظه ها مي دانند و عقيده دارند كه در حكومت اسلامي زن را در اتاقي ميكنند و درش را قفل ميكنند، امام به زنها چنان بهايي داده است كه در مقابل اين صحبتها موضع مي گيرند و مي فرمايد: اينها مي ترساند شما را از حكومت اسلامي، ميگويند اگر حكومتاسلامي باشد زنها را ميكند توي يك اتاق و درش را قفل ميكنند تا آخر توي آن اتاق باشيد زنها در صدر اسلام جنگ ميرفتند، بيشتر آنها در طول جنگ بودند براي مداواي زخميها. و زنان صدر اسلام را به عنوان مجاهداني در صحنه جهاد يادآوري مي كنند و مي فرمايند: زنان در صدر اسلام با مردان در جنگها شركت مي كردند. ما مي بينيم و ديديم كه زنان همدوش مردان بلكه جلوتر ازآنان در صف قتال ايستادند و خود و بچه هاي خود و جوانان خودشان را از دست دادند و باز هم مقاومت كردند.
    مشاركت فعال زنان در مراحل انقلاب زنان مسلمان ايران نقش بزرگي در پيروزي انقلاب اسلامي داشتند و در همه امور پيشتاز بودند و موجب از بين رفتن يك قدرت شيطاني در ايران شدند. امام در اين مورد مي فرمايد: شما ديديد. ما ديديم كه زن در اين نهضت چه كرد. تاريخ ديده است كه چه زن هايي در دنيا بوده است و زن چيست. تاريخ دور (تكرار) است. ما خود ديديم كه چه زن هايي تربيت كرده است اسلام، چه زن هايي در اين عصر اخير قيام كردند و آنها كه قيام كردند همين زن هاي محجوب جنوب شهر، قم، و ساير بلاد اسلامي بود...، اين هايي كه تربيت اسلامي داشتند خون دادند، كشته دادند، به خيابان ها ريختند، نهضت راپيروز كردند، ما نهضت خودمان را مديون زن ها مي دانيم. مقام معظم رهبري حضور زنان را در همه مراحل انقلاب حضوري قوي و نيرومند خواندند و پيروزي را در گرو پشتيباني خانم ها دانستند: حضور خانم ها درهمه مراحل انقلاب، حضور زنده و نيرومندو قوي بود و توانستند بارهاي سنگين را تحمل كنند و مصيبت هاي بزرگ را از سر بگذرانند.
    در طول تاريخ اسلام مانند زنهاي ما نادر و كمياب بوده است، يقيناً اگر پشتيباني و حمايت بانوان كشورمان نمي بود، در دوران جنگ و پيش از آن در همه مراحل انقلاب اين پيروزيها به دست نمي آمد. و آنجايي كه خبرنگار خارجي از امام خميني سوال كرد: مشارکت فعال زنان در انقلاب چه معنايي دارد ايشان فرمودند: زندانهاي شاه از زنان شيردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خياباني زنان ما، بچه هاي خردسال خود رابه سينه فشرد، بدون ترس از تانك و توپ و مسلسل به ميدان مبارزه آمده اند. جلسات سياسي كه زنان در شهرهاي مختلف ايران به پا مي كنند كم نيست. آنان نقش بسيار سازنده اي را در مبارزات ايفا كرده اند.
    نقش زنان در طول هشت سال دفاع مقدس زنان در طول هشت سال دفاع مقدس، حضور گسترده اي داشتند، چه در جبهه و چه در پشت جبهه و اين از مسائلي بود كه بسيار كم ديده شده و باعث قوت نظام اسلامي بود. امام خميني فداكاري آنها را اعجاب آميز مي دانند كه قلم از بيان آن عاجز و شرمسار است: مقاومت و فداكاري اين زنان بزرگ در جنگ تحميلي آنقدر اعجازآميز است كه قلم و بيان از ذكر آن عاجزبلكه شرمسار است. اينجانب در طول اين جنگ، صحنه هايي از مادران و خواهران و همسران عزيزان از دست داده ديده ام كه گمان ندارم در غير اين انقلاب نظيري داشته باشد و آنچه براي من يك خاطره فراموش نشدني است، با اينكه تمام اين صحنه ها چنين است، ازدواج يك دختر جوان با يك پاسدار عزيز است كه در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسيب ديده بود.
    آن دختر شجاع با روحي بزرگ و سرشار از صفا و صميميت گفت حال كه نتوانستم به جبهه بروم، بگذاريد با اين ازدواج دين خود را به انقلاب و به دينم ادا كرده باشم. عظمت روحاني اين صحنه و ارزش انساني ونغمه هاي الهي آنان را، نويسندگان، شاعران، گويندگان، نقاشان، هنرپيشگان، عارفان، فليسوفان، فقيهان و هر كس را كه شماها فرض كنيد، نمي توانند بيان يا ترسيم كنند، و فداكاري و خداجويي و معنويت اين دختر بزرگ را هيچ كس نمي تواند با معيارهاي رايج ارزيابي كند.
    حضور زنان در پشت جبهه و پشتيباني از رزمندگان اسلام از مسائل مهمي كه امام خميني بدان اشاره داشتند، حضور زنان در پشت جبهه و پشتيباني از رزمندگان اسلام است كه امام بزرگوارمان در اين موردفرموده اند: شما در تاريخ نگاه كنيد از صدر اسلام تا آخر پيدا كرديد يك جايي را كه زنها و زنهاي جواني كه حالا فرض كنيد بروند سراغ جوانيشان و پيرزنش و پيرمردش، پيرزنش اينطور كوشش كند در اين كه پشتيباني از ارتشش بكند و پشتيباني از پاسدارهايش بكند، شما تا كجا اگر داريد سراغ، بگوئيد ما بفهميم.
    و زنان را سربازان گمنامي خواندند كه مشغول جهادند و اين را يك هديه الهي ميدانند: من وقتي در تلويزيون مي بينم اين بانوان محترم راكه اشتغال دارند به همراهي كردن و پشتيباني كردن از لشكر و قواي مسلح، ارزشي براي آنها در دلم احساس ميكنم كه براي كس ديگري نمي توانم اين طور ارزش قائل بشوم، آنها كارهايي را كه مي كنند يك كارهايي است كه دنبالش توقع اينكه مقامي داشته باشند يا يك پستي رااشغال كنند يا يك چيزي را از مردم خواهش كنند هيچ اين مسائل نيست، بلكه سربازان گمنامي هستند كه در جبهه ها بايد گفت مشغول به جهاد هستند و ما اگر فايده اي از اين جمهوري اسلامي نداشتيم، الاهمين حضور ملت با همه قشرهايش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، اين يك معجزه اي است كه هيچ جاي ديگر من گمان ندارم تحقق پيدا كرده باشند، اين يك هديه الهي است كه بدون اين كه دستهاي بشر در آن دخالت داشته باشند،خداي تبارك و تعالي به ما اعطا فرموده است و ما بايد قدر اين نعمت بزرگ را بدانيم و اقتدا كنيم به اين زنان و بانوان و بچه هاي پشت جبهه و آنهايي كه در خود شهرهاي مخروبه، نيمه مخروبه حاضرند.
    ماها بايد از اينها اخلاق اسلامي و ايمان و توجه به خدا را ياد بگيريم. نقش زنان در فداكاري مردان از مسؤوليت هاي مهم و خطير بانوان در طول نهضت اسلامي و دفاع مقدس كه بر هيچ كس پوشيده نيست اين است كه اين بانوان بودند كه باعث وارد كردن ديگران به صحنه دفاع بودند: چنانچه يك عده از زن وارد بشوند در يك محلي كه محل جنگ است، علاوه بر اينكه خودشان جنگ مي كنند، مردها را كه يك احساسي دارند نسبت به زنها، حساسيت دارند نسبت به زن ها، مردها را قوه شان را دوچندان مي كنند، اين طور نيست كه اين ها اگر بروند دفاع كنند، فقط خودشان دفاع كرده اند، خير، دفاع كرده اند، خودشان دفاع كرده اند وديگران را هم به دفاع وارد كرده اند...
    بنابراین پيشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاعي، مسائل جهاد، مسائل كمك كردن به جبهه ها، وارد شدن در هر طريقه اي اسباب اين مي شود كه مردها بيشتر وارد بشوند، مردها هم قويتربشوند. مقام معظم رهبري در مورد اين مسئوليت مهم زنان كه پشتوانه حركت مردها بودند مي فرمايند: زنان كشور ما، در طول انقلاب پشتوانه حركت مردها بودند،اگر احساسات و ايمان قوي زنها نبود، شايدبسياري از مردهاي ما اين قدرت را پيدا نمي كردند كه در ميدان هاي سخت مبارزات گوناگون حضور داشته باشند، امروز هم همان مسئوليت بر دوش خانمهاست.
    و نقش زنان را در انقلاب به طور مستقيم و غيرمستقيم، نقش اول ميدانند: اگر زنان به انقلاب نپيوسته بودند، انقلاب پيروز نمي شد، جوانان براي پيوستن به صفوف انقلاب از خانه ها بيرون نمي آمدند،مادرانشان نمي گذاشتند، يا حداقل آنها را تشويق نمي كردند اگر زنان دل در گرو انقلاب نداشتند، مردان اين طور آزادانه در صفوف انقلاب جانفشاني نمي كردند. نقش زنان در انقلاب، هم به طور مستقيم و هم به طورغيرمستقيم نقش برجسته و مجموعاً نقش اول است، در جنگ هم همين طور بود. شهادت و روحيه شهادت طلبي بانوان به عنوان آخرين مطلب، سخنان امام را فراروي خويش قرار مي دهيم و با الهام گيري از آنهامسأله شهادت و روحيه شهادت طلبي بانوان را بيان مي كنيم.
    امام خميني در مورد شهادت طلبي بانوان مي فرمايد: از آن وقتي كه اين نهضت شروع شد مكرر هر چند روز يك مرتبه، زنان و مردان مي آمدند پيش من و اصرار ميكردند شما دعا كنيد تا شهيد بشويم، من دعاميكنم كه شما موفق بشويد ثواب شهادت داشته باشيد، براي اسلام خدمت كنيد، اين روحيه موجب پيشرفت است، جديت كنيد كه اين روحيه محفوظ باشد. امام اين روحيه را يك تحول روحي و فكري مي خوانندكه باعث رسيدن به پيروزي مي شود: بعضي خانمها مي آيند، مي گويند شما دعا كنيد، شهيد بشويم، بعضي از برادرها مي گويند كه دعا كنيد ما شهيد بشويم. اين تحول روحي و فكري كه در ملت همه طبقاتش پيدا شد، همه هم يك مطلب را دنبال كردند و آن جمهوري اسلامي، اين باعث پيروزي شد براي اينكه حق بود و حق پيروز است. اين را بايد حفظ كنيد.
    و بدين ترتيب نمي توان آنها را از صحنه خارج نمود هر چند خسارت زيادي بر آنها وارد كنند: ملتي كه عشق شهادت در دل زن و مرد و كوچك و بزرگش جوش مي زند و براي شهادت، هر يك برديگري سبقت مي گيرد واز شهوات دنيايي و حيواني گريزان بوده و عالم غيب و رفيق اعلي را باور كرده است، با اين خسارت هر چند بزرگ باشد از صحنه خارج نمي شوند. و بدين گونه است كه همه براي شهادت آماده اند: جوانان ماهمه براي شهادت آماده اند و حاضرند، مرد و زن ما براي شهادت حاضرند. به عنوان نتيجه بحث هايي كه گذشت از سخن امام استعانت مي جوييم و سخن خود را به پايان مي رسانيم: شهادت در راه خداوند چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجشهاي بشري و انگيزه هاي عادي ارزيابي كرد و شهيد در راه حق و هدف الهي را نتوان با ديدگاه امكاني به مقام والاي آن پي برد كه ارزش عظيم آن، معيارهاي الهي و مقام والاياين، ديدي ربوبي لازم دارد و نه تنها دست ما خاك نشينان از آن و اين كوتاه است كه افلاكيان نيز از راه يافتن به كنه آن عاجزند چه كه آنها از مختصات انسان كامل است و ملكوتيان با آن مقام اسرارآميز فاصله هادارند.
    قلم اينجا رسيد و سربشكست و ما بازماندگان و عقب افتادگان در آرزوي آن و اين بايد روزشماري كنيم و حسرت شهادت و شهيد و شهيدپروران اينچناني را، كه با ايثار ثمره حيات خود عاشقانه به اين شهيدان شاهد افتخار مي كنند به گور ببريم، و از شجاعتهاي بي نظير شهيدان و دوستان اسير و مفقودشان و آسيب ديدگان و اشتياق زايدالوصف اينان براي بازگشت به ميدان شهادت احساس خجلت و حقارت كنيم. زنانو مردان و كودكان نمونه اي كه در زير بمباران ها و از بستر بيمارستانها سرود شهادت سر مي دهند و با دست و پاي قطع شده بازگشت به جبهه هاي انسان ساز را آرزو مي كنند فوق آنچه ما تصور مي كنيم و فلاسفه وعرفا به رشته تحرير در مي آوردند و هنرمندان و نقاشان عرضه مي كنند مي باشد. آنچه آنان با قدم هاي علمي و استدلالي و عرفاني يافته اند، اينان با قدم هاي غيبي به آن رسيده اند و آنچه آنان در لابلاي كتاب ها وصحيفه ها جستجو كرد ه اند اينان در ميدان خون و شهادت در را حق يافته اند.
    والسلام
    زينب اكبري

  • شهادت و شهيد

    شهادت و شهيد يکي از برجسته ترين موضوعات اسلام است. شهداي ما کساني نيستند که در يک جنگ توسعه طلبانه کشته شده باشند، آن ها با کشته شدگان جنگ هاي معمولي در بسياري از مناطق دنيا که براي تعرض به خاک و حريم ديگران جنگيده اند، فرق مي کنند. اگر نيروهاي مسلح خودشان را در مقابل دشمن تجهيز و سينه سپر نمي کردند، اگر آحاد ملت ايران در کنار نيروهاي مسلح و در قالب بسيج به ميدان نمي رفتند و خودشان را آماده نمي کردند، فداکاري نمي کردند، مي دانيد بر سر کشور چه مي آمد؟ مي دانيد آبرو و ناموس و شخصيت و غرور اين ملت بزرگ چگونه لگدمال دشمنان مي شد؟ رزمندگان و به خصوص شهداي عزيز به ما و گردن اين ملت و به گردن همه ي ما حق حيات دارند، سينه را سپر کردند، از خطر نهراسيدند و به شهادت رسيدند، بعضي به بهشت الهي پرکشيدند، بعضي هم جانباز شدند. در واقع همان طور که گفته مي شود و تعبير درستي است، اين ها شهيد زنده اند. در اين روزها و سال ها به بهاي خون شهدا و آسيب ديدن سلامت جانبازان و به برکت مجاهدت رزمندگان، کشور ما از امنيت و آسايش برخوردار است ... شهادت، گل خوشبو و معطري است که جز دست برگزيدگان خداوند در ميان انسان ها، به آن نمي رسد و آن را بو نمي کند. خانواده ي شهدا به شهدايشان افتخار کنند. همسران رنج کشيده، پدر و مادرهاي داغديده، فرزندان سايه ي پدر بر سر نديده، اين رنج ها را کشيده اند، اما حالا احساس سربلندي مي کنند. پدران و شوهران و فرزندان شما بودند که توانستند اين کشور را - که امروز به حمدالله عزيز است - به اين عزت برسانند، اگر آن ها نبودند، وضع ما طور ديگري بود ...
    مقام معظم رهبری

  • استقامت و صبر زنان

    زنان ما در طول حوادث انقلاب و بعد از انقلاب تا امروز، نشان داده اند که در آن چيزهايي که معيار واقعي زندگي و ارزش و برجستگي آن هاست، در سطوح عالي قرار دارند. مادري که فرزندان خود را در راه خدا و راه هدفي که براي او مقدس است و پيش خدا هم مقدس است تقديم مي کند و خم به ابرو نمي آورد؛ يک عمل برجسته انجام داده است و اين امر کوچکي نيست. اين را با هر معيار و ميزاني اندازه گيري کنيد، با عظمت است. زن جواني که حرمت همسرش و خودش را به مدت ده، يازده سال که همسرش در زندان هاي دشمن اسير بوده، با کمال عفت و سربلندي و پاکدامني حفظ کرده است، آيا کارش باارزش نيست؟ اين ها ارزشند.
    مقام معظم رهبری

  • اجر همسران جانبازان

    همسران جانبازان در رنج هاي زندگي يک جانباز، داوطلبانه خودشان را شريک کردند و مشکلاتي را بر خود هموار کردند که پيش خداي متعال اجر دارد. همسران جانبازان اجرشان خيلي بالاست و حقيقتا ما بايد از آن ها تشکر کنيم. البته آن ها هم بايد بدانند که اين جانباز يک نعمت خداست در دست آن ها و براي آن ها. چون وسيله ي اجر و پاداش الهي و جلب رضايت خداست و البته جلب رضايت خدا با تلاش و زحمت و جديت به دست مي آيد. همه ي خيرات عالم اين گونه است. هيچ کس با راحتي و تن پروري به چيزي نمي رسد. هر کس هر دستاوردي در هر مقوله اي از مقولات مادي و معنوي دارد، با رنج دارد، اگر کسي علمي به دست مي آورد؛ اين ها با رنج به دست مي آيد؛ با راحتي و تن پروري به دست نمي آيند. ملت ها پيروزي و عزتي که به دست مي آورند؛ با رنج به دست مي آورند. دستاوردهاي اخروي هم عينا همين طورند. ثواب الهي، رضاي الهي و بهشت خداوند با رنج به دست مي آيد؛ بدون رنج به دست نمي آيد. انسان بايد تلاش و جد و جهد کند. يکي از اين رنج ها و جد و جهدها هم همين است که همسران جانبازان نسبت به جانبازان متحمل مي شوند.
    مقام معظم رهبری

  • تزلزل بنياد خانواده در کشورهاي غربي

    امروز يكى از بزرگ ترين بلاهايى كه گريبان كشورهاى غربى را به شدت گرفته و آن ها را به وضعيت نامطلوب شديدى دچار كرده، مسأله خانواده است. لذا هر مردى كه شعار خانواده بدهد، از نظر غربي ها و بخصوص از نظر زنان در غرب، يك فرد مطلوب و يك مرد محبوب است. چرا؟ چون از تزلزل بنياد خانواده رنج مى برند؛ به خاطر اين كه متأسفانه غرب، خانواده؛ يعنى كانونى را كه براى مرد و زن و بخصوص براى زن محيط امن و آرامش است، از دست داده است. بسيارى از خانواده ها متلاشى شده اند. بسيارى از زنان تا آخر عمر تنها زندگى مى كنند. بسيارى از مردان، زن مورد علاقه و مورد نظر خود را نمى يابند و بسيارى از ازدواج ها در اولين سال هاى پيدايش از بين مى رود.
    خانواده ها آن ريشه ها و پايه هاى عميق را كه در كشورهاى ما وجود دارد، امروز كمتر در غرب دارند. آن خانواده اى كه پدربزرگ، مادربزرگ، نوه ها، خويشاوندان، پسرعموها، دخترعموها و ساير شعبش با هم باشند، هم را بشناسند و با هم ارتباط داشته باشند، امروز در غرب بسيار بسيار كمياب است. زن و شوهر هم با يكديگر صميميت لازم را ندارند. اين بلايى است كه با كارهاى غلط، با حركت افراطى از آن طرف كه در مقابل افراط هاى قبلى انجام گرفت، بر جامعه بشرى نازل شد و بيشتر از همه بر سر زن غربى آمد.
    مقام معظم رهبری

  • غربي ها در شناخت زن دچار افراط و تفريط شده اند

    اول من نكته اى را در مورد گرفتاري هاى غربيان و فرهنگ غربى در اين زمينه عرض كنم، بعد به نظر اسلام اشاره نمايم. غربي ها در زمينه شناخت طبيعت زن و چگونگى برخورد با جنس زن، دچار افراط و تفريط بوده اند. اساسا نگرش غربى نسبت به زن، يك نگرش مبنى بر عدم برابرى و عدم تعادل است. شما به شعارهايى كه در غرب داده مى شود، نگاه نكنيد؛ اين شعارها پوچ است و حاكى از واقعيت نيست. فرهنگ غربى را از اين شعارها نمى شود فهميد. فرهنگ غربى را بايد در ادبيات غربى جستجو كرد. كسانى كه با ادبيات اروپايى، با شعر اروپايى، با رمان و داستان و نمايشنامه هاى اروپايى آشنا هستند، مى دانند كه در چشم فرهنگ اروپايى، از دوران قرون وسطى و بعد از آن تا اواسط قرن فعلى، زن موجود درجه دوم بوده است! هر چه بر خلاف اين ادعا كنند، خلاف مى گويند. شما به نمايشنامه هاى معروف شكسپير انگليسى نگاه كنيد، ببينيد با چه نفسى و با چه زبانى و با چه ديدى در اين نمايشنامه ها و ساير ادبيات غربى به زن نگاه مى شود! مرد در ادبيات غربى، سرور و ارباب زن و اختياردار اوست، كه بعضى از نمونه هاى اين فرهنگ و آثار آن، امروز هم باقى است.
    امروز هم وقتى زنى با مردى ازدواج مى كند و به خانه شوهر مى رود، حتى نام خانوادگى او عوض مى شود و نام خانوادگى مرد را بر خود مى گذارد. زن تا وقتى نام خانوادگى خود را دارد كه شوهر نكرده است؛ وقتى شوهر كرد، نام خانوادگى زن به نام خانوادگى مرد تبديل مى شود. اين رسم غربي هاست؛ در كشورما اين طور نبوده، هنوز هم نيست. زن هويت خانوادگى خودش را با خودش حفظ مى كند؛ ولو بعد از ازدواج. آن، نشانه همان فرهنگ قديمى غربى است كه مرد سرور زن است.
    در فرهنگ اروپايى، وقتى زن با همه موجودى و املاك خود ازدواج مى كرد و به خانه شوهر مى رفت، نه فقط جسم او در اختيار شوهر قرار مى گرفت، بلكه تمام اموال و املاك و دارايي هاى او هم كه از پدر و خانواده اش به او رسيده بود، متعلق به شوهر مى شد! اين حقيقتى است كه غربي ها نمى توانند آن را انكار كنند. اين در فرهنگ غربى بود. در فرهنگ غربى، زن وقتى به خانه شوهر مى رفت، شوهر در واقع اختيار جان او را هم داشت! لذا شما در داستان هاى غربى و در اشعار اروپايى بسيار مى بينيد كه شوهر به خاطر يك اختلاف اخلاقى، همسر خود را مى كشد و كسى هم او را ملامت نمى كند! دختر در خانه پدر هم حق هيچ گونه گزينشى را نداشت.
    البته در همان زمان هم در ميان غربي ها معاشرت هاى زن و مرد تا حدودى آزاد بود، ولى اختيار ازدواج و اختيار انتخاب شوهر، يكسره به دست پدر بود. در همان نمايشنامه هايى كه اشاره كردم، آنچه كه شما مى بينيد، همين است: دخترى است كه مجبور به ازدواج شده است؛ زنى است كه از طرف شوهر خود به قتل رسيده است؛ خانواده اى است كه زن در آن در نهايت فشار است. آنچه كه هست، از همين قبيل است. اين، ادبيات غربى است. تا اواسط قرن فعلى، همين فرهنگ ادامه داشته؛ اگرچه از اواخر قرن نوزدهم ميلادى، حركت هايى به نام آزادى زنان شروع شده است.
    بانوان گرامى؛ بخصوص زنان جوان كه مى خواهند در اين زمينه ها فكر بينديشند، درست توجه كنند. نكته مهم اين است كه حتى وقتى در اروپا براى زن حق مالكيت معين شد - طبق بررسى موشكافانه جامعه شناسان خود اروپا - به خاطر اين بود كه كارخانه ها كه تازه بساط فناورى مدرن و صنعت در غرب را گسترده بودند، احتياج به كارگر داشتند؛ اما كارگر كم بود و احتياج به كارگر زياد احساس مى شد. لذا براى اين كه زنان را به كارخانجات بكشانند و از نيروى كارشان استفاده كنند - كه البته مزد كمترى هم هميشه به زنان مى دادند - اعلان شد كه زن داراى حق مالكيت است! در اوايل قرن بيستم بود كه اروپاييان حق مالكيت را به زن دادند. اين، آن نگرش افراطى و غلط و ظالمانه نسبت به زن در غرب و در اروپاست.
    يك افراط اين چنين، در مقابل تفريط هم دارد. وقتى نهضتى به نفع زنان در چنان فضايى به وجود مى آيد، طبعا دچار تفريط هايى از طرف مقابل مى شود. لذا شما مى بينيد در طول چند ده سال، آن چنان فساد و بى بند و بارى در غرب به وسيله آزادى زنان به راه افتاد و رواج پيدا كرد كه خود متفكران غربى را دچار وحشت كرد! امروز دلسوزان و مصلحان، انسان هاى خردمند و باانگيزه در كشورهاى غربى، از آنچه پيش آمده است، متوحش و ناراحتند و البته نمى توانند هم جلو آن را بگيرند. به عنوان اين كه مى خواهند به زن خدمت كنند، بزرگترين ضربه را به زندگى او وارد آوردند. چرا؟ به خاطر اين كه با بى بندوبارى، با اشاعه فساد و فحشا و با آزادى بى قيد و شرط معاشرت زن و مرد، بنيان خانواده متلاشى شد. مردى كه مى تواند آزادانه در جامعه اطفاى شهوت كند و زنى كه مى تواند بدون هيچ ايراد و اشكالى در جامعه با مردان گوناگون تماس داشته باشد، هرگز در خانواده، همسران خوب و شايسته اى نخواهند بود. لذا بساط خانواده متلاشى شد.
    مقام معظم رهبری

  • نقش زن در دوران انقلاب و جنگ تحميلي

    مادران در دوران انقلاب و در جنگ تحميلى، فرزندان خود را به سربازان جانباز و شجاع در راه اسلام و مسلمين تبديل كردند، و همسران در دوران انقلاب و دوران جنگ تحميلى، شوهران خود را به انسان هاى مقاوم و مستحكم مبدل ساختند. اين است نقش و تأثير زن بر روى فرزند و شوهر. اين، نقشى است كه زن مى تواند در داخل خانواده ايفا كند و جزو بزرگ ترين نقشهاست و به نظر من از همه ى كارهاى زن مهم تر، همين كار است. از همه ى كارهاى زن مهم تر، تربيت فرزندان و تقويت روحى شوهران براى ورود در ميدان هاى بزرگ است، و خدا را شكر مى كنيم كه زن ايرانى و مسلمان، در اين ميدان هم بيشترين هنر را نشان داده است.
    البته زنان شجاع و آگاه و مقاوم و صبور ايران، در دوران انقلاب، در دوران جنگ - چه در پشت جبهه، چه در جبهه، چه در داخل خانه ها - و كلا در همه ى ميدان ها، حضورى فعال داشتند. امروز هم در ميدان سياست، در ميدان فرهنگ، در ميدان انقلاب، در فعاليت هاى مقابل چشم دشمنان جهانى، زنان ما حضور فعال دارند. امروز اجتماع عظيم شما در اين جا، يك مفهوم فرهنگى، يك مفهوم سياسى و يك مفهوم اجتماعى دارد. آن كسانى كه قضاياى كشور عزيز ما و نظام جمهورى اسلامى را تحليل مى كنند، وقتى اين اجتماع عظيم، اين اراده هاى استوار، اين آگاهى و اين شور و شوق را از شما مشاهده مى كنند، نسبت به ايران بزرگ و ملت عظيم الشأن ايران و نظام مقدس جمهورى اسلامى، احساس تعظيم و ستايش خواهند كرد.
    مقام معظم رهبری

  • لزوم تحصيلات عاليه براي دختران

    زنان مى توانند تحصيلات عاليه كنند. بعضي ها خيال مى كنند كه دختران نبايد تحصيل كنند. اين، اشتباه و خطاست. دختران بايد در رشته هايى كه براى آن ها مفيد است و به آن علاقه و شوق دارند، تحصيل كنند. جامعه، به تحصيلات دختران هم نيازمند است؛ همچنان كه به تحصيلات پسران نيازمند است. البته محيط تحصيل بايد سالم باشد؛ هم براى پسر و هم براى دختر. دانشگاه بايد براى فرزندان مردم امنيت داشته باشد؛ چه دختر و چه پسر. كوچه و خيابان بايد از لحاظ ناموسى و اخلاقى امنيت داشته باشد؛ چه براى دختران و چه براى پسران؛ فرق نمى كند. در صورتى كه اين امنيت حاصل شود، آن وقت در محيط امن، در كوچه و بازار امن، در دانشگاه امن، در دبيرستان امن كه امنيت اخلاقى و فكرى تأمين شده است - و مسؤولان و پدران و مادران بايد آن را تأمين كنند - دختر مسلمان، پسر مسلمان، مرد مسلمان، زن مسلمان مى توانند فعاليت خودشان را بكنند.
    مقام معظم رهبری

  • بازسازي کشور و نقش زنان

    آن چه که من عرايضم را با آن شروع مي کنم، اين است که در دوران بازسازي کشور اسلامي - که در اين دوران، هم ملت و هم مسؤولان، درصدد آن هستند که ايران بزرگ را هم از لحاظ مادي و هم از لحاظ نظم اجتماعي و هم از جهات معنوي، بازسازي حقيقي بکنند - بيشترين تکيه بر نيروي انساني است. يعني يک کشور اگر مي خواهد به معناي واقعي بازسازي بکند، بايد بيشترين تکيه اش، بيشترين نگاه و توجهش، به انسان و نيروي انساني باشد. وقتي که صحبت از نيروي انساني است، بايد توجه کنيم که نصف جمعيت کشور و نيمي از نيروي انساني، بانوان کشورند. اگر بينش غلطى در مورد زن وجود داشته باشد، بازسازى به معناى حقيقى و در سطح وسيع آن، شدنى نيست. هم خود بانوان كشور بايد نسبت به موضوع زن از نظر اسلام، داراى آگاهى كافى و لازم باشند، تا بتوانند با اتكا به نظر والاى دين مقدس اسلام، از حقوق خود به طور كامل دفع كنند، و هم همه ى افراد جامعه و مردان در كشور اسلامى بايد بدانند كه نظر اسلام در مورد زن، حضور زن در عرصه هاى زندگى، فعاليت زنان، تحصيل زنان، كار و تلاش اجتماعى و سياسى و اقتصادى و علمى زنان، نقش زن در خانواده و نقش زن در بيرون از خانواده چيست.
    مقام معظم رهبری

  • ستم به زن در کشورهاي غربي

    اين همه که در روايات نبوي و روايات ائمه (عليهم السلام)، در زمينه ي معاشرت با زن و در داخل خانه حرف هست، به خاطر مقابله با اين است. متاسفانه تا زمان ما هم ادامه داشت. البته مخصوص جامعه ي ما هم نيست. اين را هم بايد توجه داشته باشند که اين ستم در دنيا وجود دارد؛ بلکه در دنياي غرب، به شکل بسيار بدتري است. فقط غربي ها يک چيزي دارند - که البته آن هم در جاي خودش، با مداقه و تامل، معلوم مي شود که چيز مثبتي نيست، ليکن حالا در جاهايي يک مقدار تظاهر به اين مي شود که گويا اين ستم وجود ندارد- و آن اين است که غربي ها رفتار و برخورد مرد و زن را مثل برخورد زن و زن، يا مرد و مرد، قرار مي دهند، يعني اين دو جنس براي آن ها تفاوتي ندارد! در کوچه، در بازار، در خانه، در برخورد و معاشرت و رفاقت، اين گونه است. البته ظاهرا اين چيز جذابي به نظر مي رسد، اما وقتي به باطن قضيه برسيم، بسيار چيز منفي و نادرستي است که اسلام اين را برداشته است. اسلام بين مرد و زن، يک حجاب گذاشته است که در معاشرت ها، مرد و زن بايد حدودي را رعايت بکنند. بنابراين، اين ستمي که از آن صحبت مي کنيم، مخصوص جامعه ي ايراني نيست، مخصوص گذشته هم نيست، از گذشته هاي دور تا امروز، در ايران و در همه جاي دنيا وجود داشته است، امروز هم در همه جاي دنيا هست و در کشورهاي غربي، به خصوص در امريکا و بعضي کشورهاي اروپايي، آزار زنان؛ با استفاده هاي ظالمانه از زنان و شکنجه هاي زنان، به مراتب شديدتر است که آمارهاي زيادي دارد. البته من اين آمارها را در مطبوعات غربي و امريکايي مشاهده کرده ام، نه اين که بخواهيم از زبان دشمنان و مخالفين آن ها نقل کنيم. چيزي است که خود آن ها گفته اند - بايد با اين مقابله کرد.
    آن نکته اي که من مي خواهم بگويم، اين است که مشکلات زن، ناشي از اين ستم تاريخي و ديرين است که اگر امروز مردي خيلي با نزاکت، با اخلاق و خيلي مراقب باشد، ممکن است واقعا در محيط زندگي و در معاشرت با زن خودش- در خانواده - به او ظلم نشود، والا اگر مرد، آن نزاکت و دقت لازم، آن ملاحظه و تقواي لازم را در اين جهت نداشته باشد، قاعدتا به زن ها ظلم مي شود. مثلا زن فاضل و شوهر بي سواد، اين شوهر بي سواد به آن زن فاضل و دانشمند ظلم مي کند. موارد زيادي وجود داشته است که مثلا خانم، يک دکتر، يا يک فاضله است و آقا، يک مرد بي سواد است، باز آن مرد در محيط خانواده، به اين زن ستم مي کند!
    به نظر من شما بايد به اين مسأله توجه بکنيد و الا قضيه ي مسايل اجتماعي، به خودي خود حل مي شود. البته نمي گويم براي آن مسايل کاري نبايد انجام داد و به طور طبيعي حل مي شود؛ نه؛ منظور اين است که با اين روندي که وجود دارد، روز به روز به سمت بهتر شدن پيش خواهد رفت. کما اين که - همان طور که گفتم- ملاحظه مي کنيد، الان در زمينه ي مساله ي قضاوت، در حوزه ها بحث جدي هست. آقايان بحث مي کنند.
    در گزارش شما ديدم که مواردي را در مورد قانون مدني مطرح کرده ايد. حالا من نمي خواهم روي آن موارد انگشت بگذارم. بعضي از آن اشکالات که در آن بخش تفصيلي آمده است که: اين اشکال وارد است، ديدم که نه، اين اشکال به صورتي هم نيست که لازم باشد حتما با فقه کنوني ما معارضه داشته باشد؛ نه؛ بلکه اگر با ديد حقوقي خوب تنظيم شود - البته آن چند موردي که من نگاه کردم - قانوني مدني مي تواند تغيير پيدا کند، بدون اين که با همين فقهي که امروز معمول، متداول و در دست ما است، تعارضي داشته باشي. يعني به نظر من بسيار کار خوب و مثبتي است که بايد شما خانم ها در اين زمينه تلاش کنيد. اين خيلي مهم تر از بقيه کارهايي است که وجود دارد.
    مقام معظم رهبری

  • پيغمبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) با ظلم به زنان مبارزه مي کرد.

    البته اگر قانون يک عامل معنوي، مثل محبت خيلي شديد، يا ايماني قوي وجود داشته باشد، جلوي زورگويي را خواهد گرفت. البته بايد ايمان هم قوي باشد. والا خيلي از علما هستند که ايمانشان هم خيلي خوب است، اما در عين حال، آن رفتار مناسب را نسبت به زن ندارند، برخورد نامناسبي دارند، يعني باز هم مشمول آن حرف کلي قرار مي گيرند. ما بايستي برويم سراغ اين که ببينيم علت، اين ستمي که هميشه در طول تاريخ به زن شده است، چيست؟ در زمان پيغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) هم شده است و پيغمبر با اين ستم مبارزه مي کرد. اين که پيغمبر اين همه راجع به زن حرف زده است، به خاطر مبارزه ي با اين است؛ والا اگر مي خواستند فقط مقام زن را بيان کنند، اين اظهارات پراحساس و پرجوش لازم نبود. اين احساسات حاکي از اين است که پيغمبر مي خواهد با چيزي مبارزه کند و آن عبارت است از آن ستم که مي شد و پيغمبر در مقابل آن ايستاده است.
    مقام معظم رهبری

  • ظلم به زن در طول تاريخ

    عقيده ي من اين است که در طول تاريخ، در جوامع مختلف به جنس زن ظلم شده است. يک وقت هم اشاره کردم، گفتم که اين ظلم، از چه چيز نشأت مي گيرد. اين به خاطر جهل بشر است. طبيعت بشر جاهل اين است که در آن جايي که زور و اجبار کننده يي بالاي سر نباشد - يا از درون خود انسان، که اين خيلي کم است، يعني همان ايمان قوي و روشن و صريح؛ يا از بيرون او، يعني قانون- چنان چه شمشير و تازيانه ي قوي نباشد. معمولا اين گونه است که قوي به ضعيف ظلم مي کند.
    اگر چه زن از لحاظ ترکيب عقلي، ضعيف تر از مرد نيست، گاهي خيلي هم قوي تر است. البته انديشه ي زنانه، با انديشه ي مردانه فرق دارد. نوع احساسات زنانه با احساسات مردانه فرق دارد. هر کدام براي کاري درست شده است. اين ها در وجود افراد، به وديعه گذاشته شده است.
    بعضي از جاها، مثلا در مواجهه با يک مسأله ي علمي، فکر زنانه و مردانه تفاوتي ندارد، ولي در اداره ي زندگي تفاوت دارد. در بين زن هاي پخته و عاقل؛ اين حرف رايج است. من مکرر از بزرگ تر هاي خودمان، زن هايي که بودند، شنيده ام و درست هم هست - مي گويند: مرد مثل بچه است. راست هم مي گويند؛ واقعا اين طوري است. مرد، يعني مرد عالم فاضل باشعور، بدون هيچ گونه عقب افتادگي ذهني، در داخل خانه، در مواجهه و در معامله با زن، مثل بچه است و زن، مثل مادر بچه است! همچنان که اگر غذاي بچه، يک خرده دير بشود، بداخلاقي مي کند و بايد به صورتي قانعش بکنند وگرنه بهانه مي گيرد, چنانچه زن بتواند با پختگي اين کارها را انجام بدهد، مرد به يک موجود رام در دست زن، تبديل مي شود.
    ببينيد من اين را براي چه نقل مي کنم، نمي خواهم به بچه بودن مرد امضا بدهم - البته اين واقعيتي است - منظور من، آن قسمت قضيه نيست. منظور من اين نکته ايي هست که گفتم ذهنيت زن با ذهنيت مرد فرق دارد. پختگي زن هم در جاي خودش به درد کار خود او مي خورد. يعني زن در خانه؛ مي فهمد که مرد بچه است، بايد غذايش را آماده کرد و به او داد که گرسنگي نکشد، والا بداخلاق مي شود. نبايد بهانه دست او داد. يا فرض کنيد يک وقت ايرادي مي گيرد، بايد يک طور قانعش کرد - توجه مي کنيد - زن هاي عاقل و پخته اين کار را مي کنند و بر مرد و بر ذهنيت و رفتار و حرکات مرد، کاملا مسلطند. بنابراين رئيس حقيقي در درون خانه، زن است - با اين که به ظاهر، رئيس ظاهري مرد است، به خاطر اين که صدايش کلفت تر و سر و صدايش بيش تر و قدش بلندتر است.
    پس مطلب را اين گونه ادامه بدهيم، يعني زن با اين که بعضا از لحاظ ذهنيت قوي تر از مرد است، يا از لحاظ تفکر و علم و احساسات و غيره؛ با مرد تفاوتي ندارد، اما جسم زن از مرد، به طور متوسط - ضعيف تر است.
    التفات مي کنيد - نکته اين جاست. فرض کنيد درست مثل يک دانشمند که در جايي با يک گردن کلفت لات بي سواد، تنها بمانند و بنا باشد يکي از اين ها آب بخورد. قاعدتا آن کس که زورش بيش تر است، آب را خواهد خورد؛ مگر اين که او به صورتي سرش را کلاه بگذارد و آب را از دستش بگيرد. هميشه اين قضيه در طول تاريخ وجود داشته است. مردها به خاطر اين که قدشان بلندتر، صدايشان کلفت تر، جسمشان قوي تر و استخوانشان درشت تر بوده است، بر زن ها به خاطر اين که استخوانشان ريزتر، صدايشان باريک تر، قدشان کوتاه تر و جسمشان ضعيف تر بوده است، زور گفته اند! اين واقعيتي است. به نظر من چنان چه شما قضيه را بشکافيد، به اين جا خواهيد رسيد. منشأ زورگويي ها اين است.
    مقام معظم رهبری

  • حضور زن در انقلاب اسلامي

    يک نوع مطلب تمجيد و ستايش و سپاس از حضور زن در انقلاب، کارهاي بعد از انقلاب و در اساس نهضت است که واقعا چنان چه حضورشان در اين ميدان مبارزه نبود، يقينا اين نهضت اصلا پيروز نمي شد؛ يا گزارش آنچه که امروز هست و مي بينيم که مسؤولين گزارش مي دهند- مثلا تعداد زن ها در دانشگاه بيشتر شده است. زن ها مسؤوليت هايي دارند. حضورشان در اجتماع اين طوري است- اين ها يک سلسله از بحث هايي است که مي شود انجام بگيرد و انجام هم مي گيرد و خوب هم هست. ايرادي ندارد که اين بحث ها بشود. هم مشوق است؛ هم مبين حقايقي است؛ هم بالاخره ديدگاه جمهوري اسلامي را در اين زمينه نشان مي دهد؛ ليکن در آينده ي مسأله زن، خيلي تأثير نمي گذارد.
    مقام معظم رهبری

  • مخالفت فرهنگ غرب با خويشتندارى در مقابل آزادى جنسى

    نقطه ى مقابل اين، درست همان فرهنگ رومى حاكم بر امروز اروپاست. آن ها با همه چيز كنار مى آيند، جز با دو، سه چيز؛ يكى از آن ها - و شايد مهم ترينش - حفظ اين حالت حفاظ منضبط ميان دو جنس زن و مرد است؛ يعنى خويشتندارى در مقابل چيزى كه به آن آزادى جنسى گفته مى شود. در مقابل اين، بشدت سرسختند؛ هر كار ديگرى بكنند، مهم نيست. از نظر آن ها كسى مرتجع است كه روى اين مسأله تكيه بكند. اگر در كشورى، زنان با يك حدودى از مردان مجزا شدند، اين مى شود خلاف تمدن! راست هم مى گويند؛ تمدن آن ها كه بر ويرانه هاى همان تمدن رومى بنا شده، چيزى جز اين نيست؛ اما اين از لحاظ ارزشى غلط است؛ عكسش درست است.
    مقام معظم رهبری

  • بايد گوهر انسانى در زن و مرد رشد پيدا كند

    دانش، چيز بسيار عزيزى است و من طرفدار اين هستم كه زنان در جامعه ى ما در همه ى رشته ها دانشمند بشوند. البته در آن جلسه ى قبلى - كه پارسال يا پيرارسال بود - من رشته ى پزشكى را اولويت دادم؛ اين به خاطر آن است كه پزشكى، ضرورت نقد و فورى ماست؛ والا در همه ى رشته ها، خانم ها بايستى به آن استعدادهاى عالى خودشان پاسخ بدهند. فرض بفرماييد در بين اين پنجاه ميليون جمعيت كشور ما، اگر مثلا سى ميليون يا سى و پنج ميليون انسانى هست كه در سنين متناسب براى ثمر رساندن به اين كشور است، طبيعتا از اين سى وپنج ميليون، نصفش زنان هستند. مگر مى شود از كنار اين همه استعدادى كه در اين ها نهفته، به آسانى گذشت؟ مگر مى شود اين خزانه هاى الهى را در وجود اين ها ناديده بگيريم؟ در ميان اين ها بايد دانشمند باشد؛ منتها دانش با همه ى عظمتش، در مقابل آن حيثيت معنوى يى كه خداى متعال به زن داده، چيزى نيست.
    شما خانمى را فرض كنيد كه در حد اعلاى دانش باشد، اما در مسائل انسانى و در ارتباطات انسانيش به عنوان يك جنس از دو جنس، دچار ابتذال باشد؛ شما خيال مى كنيد اين فرد ارزشى دارد؟ البته خانمى كه دانشمند باشد، به يك شكل، كمتر دچار اين ابتذالات مى شود - يكى از آفات بى سوادى همين است كه زنان را قدرى بيشتر از اين ها به ابتذال مى كشاند - ليكن حد ابتذال، يك حد محدودى نيست.
    خانمى باشد، ولو در حد بالاى علمى، اما اگر قدر آن گوهر انسانى يى كه در او عزيز است - كمااين كه در مرد هم آن گوهر عزيز است و زن و مرد تلاش مى كنند، علم و حكمت مى آموزند، تا آن را در خودشان متجلى كنند - پوشيده و مغفول عنه بماند و مورد بى توجهى و بى احترامى قرار بگيرد، چه ارزشى دارد؟ بايد گوهر انسانى در زن و مرد رشد پيدا كند؛ اين يك مسأله ى ارزشى است.
    بايد مسائل ارزشى اسلام در جامعه ى ما احياء بشود. مثلا مسأله ى حجاب، يك مسأله ى ارزشى است. مسأله ى حجاب، مسأله يى است كه اگرچه مقدمه يى است براى چيزهاى بالاتر، اما خود يك مسأله ى ارزشى است. ما كه روى حجاب اين قدر مقيديم، به خاطر اين است كه حفظ حجاب به زن كمك مى كند تا بتواند به آن رتبه ى معنوى عالى خود برسد و دچار آن لغزشگاه هاى بسيار لغزنده يى كه سر راهش قرار داده اند، نشود.
    مقام معظم رهبری

  • فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) ، در اوج ملكوت انسانى

    آن وقت در چنين دنيايى، پيامبر اكرم دخترى تربيت مى كند كه اين دختر، شايستگى آن را پيدا مى كند كه پيامبر خدا بيايد دست او را ببوسد! بوسه بر دست فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) از طرف پيامبر را، هرگز نبايد حمل بر يك معناى عاطفى كرد. اين خيلى غلط و خيلى حقير است اگر ما خيال كنيم كه چون دخترش بود و دوستش مى داشت، دستش را مى بوسيد. مگر شخصيتى به آن ارجمندى، آن هم با آن عدل و حكمتى كه در پيامبر هست و اتكايش به وحى و الهام الهى است، خم مى شود و دست دخترش را مى بوسد؟ نه، اين يك چيز ديگر و يك معناى ديگرى است؛ اين حاكى است كه اين دختر جوان، اين زنى كه وقتى از دنيا رفته، بين هجده سال تا بيست و پنج سال سن داشته - هجده سال هم گفته اند، بيست وپنج سال هم گفته اند - اصلا در اوج ملكوت انسانى قرار داشته و يك شخص فوق العاده بوده است. اين، نگرش اسلام به زن است؛ سراغ اين برويد؛ هم در بررسي هاى مربوط به فرهنگ و مسائل اجتماعى و نگرش ها - كه اين خانم هاى عضو شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان مسؤولش هستند - و هم در پرورش علمى - كه شما خانم هاى دانشمند دنبالش هستيد - سراغ اين برويد.
    مقام معظم رهبری

  • حق رأي در انتخابات مجلس

    امام خمینی(ره)
    من از خداى بزرگ سلامت و سعادت شما را خواهانم و اميدوارم كه دوشادوش مردان در قضيه مجلس مؤسسان و مجلس شوراى ملى رأى بدهيد تا اينكه جمهورى اسلامى و قانون جمهورى اسلامى و مجلس شوراى جمهورى اسلامى تأسيس و ما به آنچه كه خواهان آن هستيم برسيم

  • حق رأي زنان

    امام خمینی(ره)
    زن ها حق رأى دارند- از غرب بالاتر است اين مسائلى كه براى زن ها ما قائل هستيم- حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند

  • شرکت در رفراندوم

    امام خمینی(ره)
    آنچه لازم است تذكر دهم شركت زنان مبارز و شجاع سراسر ايران در رفراندم است. زنانى كه در كنار مردان بلكه جلوتر از آنان در پيروزى انقلاب اسلامى نقش اساسى داشته اند، توجه داشته باشند كه با شركت فعالانه خود، پيروزى ملت ايران را هر چه بيشتر تضمين كنند. شركت در اين امر براى مرد و زن از وظايف ملى و اسلامى است.

  • رأي زنان به جمهوري اسلامي

    امام خمینی(ره)
    همه شما بايد رأى بدهيد؛ رأى جمهورى اسلامى نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد. شما هم بايد رأى بدهيد؛ شما هم فرقى با سايرين نداريد بلكه شما مقدميد بر مردها.

  • ويژگي خاص نقش زنان در عالم

    امام خمینی(ره)
    نقش زنان در عالم از ويژگي هاى خاصى برخوردار است. صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مى گيرد.زن، يكتا موجودى است كه مى تواند از دامن خود افرادى به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، بلكه جامعه ها به استقامت و ارزش هاى والاى انسانى كشيده شوند و مى تواند بعكس آن باشد.

  • عبرت کشورهاي اسلامي از زنان ايران

    امام خمینی(ره)
    اميد آن است كه جامعه زنان، از غفلت و خواب مصنوعى كه از جانب چپاول گران بر آنان تحميل شده است، برخيزند و همگان دوش به دوش هم به داد بازى خوردگان برسند. و زن را به مقام والاى خود، هدايت كنند. و اميد است كه زنان ساير كشورهاى اسلامى، از تحول معجزه آسايى كه براى زنان ايران در اثر انقلاب بزرگ اسلامى حاصل شد، عبرت گرفته و بكوشند تا جامعه خود را اصلاح نمايند و كشورهاى خود را به آزادى و استقلال برسانند.

  • نصيحت خانم ها

    امام خمینی(ره)
    درود بر شما بانوان معظم كه با نصيحت هاى خودتان مى خواهيد ما را به راه راست واداريد.

  • حق دخالت خانم ها در سياست

    امام خمینی(ره)
    خانم ها حق دارند در سياست دخالت بكنند؛ تكليفشان است. روحانيون هم حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليف آن هاست. دين اسلام يك دين سياسى است.يك دينى است كه همه چيزش سياست است، حتى عبادتش.امام خمینی(ره)

  • رفع آشفتگي، تکليف همه

    امام خمینی(ره)
    اين آشفتگي ها بايد به دست ما و شما، به دست ملت و دولت، تنها هيچ كدام نمى توانند اين كارها را درست بكنند.اگر خانمها خيال كردند كه كنار بروند و مردها اين كارها را انجام بدهند و يا مردها خيال بكنند كنار بروند و خانمها اين كار را انجام بدهند، يا هر دو خيال بكنند دولت انجام بدهد، و يا هر سه خيال كنند روحانيت انجام بدهد، اين خيال، خيال صحيحى نيست براى اينكه كارها اين قدر آشفته است، گرفتاري ها اين قدر زياد است كه هر شخصى در هر محلى هست، تكليفى كه دارد اين است كه آن جا را خوب بسازد.امام خمینی(ره)

  • حقوق ويژه اسلام براي زن ها

    براى آنكه اسلام براى زن ها حقوق ويژه اى قائل است، و سياهپوستان، كه عمرى را تحت فشار و ظلم امريكا به سر برده اند، و شايد به طور الزام به ايران آمده باشند، نسبت به آنان، در صورتى كه جاسوسى آن ها ثابت نشده باشد، تخفيف دهيد. دانشجويان عزيز، سياهپوستان و زنانى كه جاسوسى آنان معلوم نيست، به وزارت امور خارجه تحويل دهيد، كه فورا آن ها را از ايران خارج نمايند. ملت شريف ايران اجازه آزادى بقيه را نمى دهد. لذا ديگران در بازداشت هستند، تا دولت امريكا به خواست ملت عمل كند.
    امام خمینی(ره)

  • قوانين اسلام به صلاح زنان

    زن هايى كه مى خواهند ازدواج كنند، از همان اول مى توانند اختياراتى براى خودشان قرار بدهند كه نه مخالف شرع باشد و نه مخالف حيثيت خودشان. مى توانند از اول شرط كنند كه اگر چنانچه مرد فساد اخلاق داشت، اگر بد زندگى كرد با زن، اگر بدخلقى كرد با زن، وكيل باشند در طلاق، اسلام براى آن ها حق قرار داده است.اسلام اگر محدوديتى براى مردان و زنان قايل شده است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانين اسلام، چه آنهايى كه توسعه مى دهد چه آنهايى كه تحديد مى كند، همه بر صلاح خود شماست، براى خود شماست. همان طورى كه حق طلاق را با مرد قرار داده است، حق اين را قرار داده است كه شما در وقت ازدواج شرط كنيد با او كه اگر چه كردى يا چه كردى، من وكيل باشم در طلاق. و اگر اين شرط را كرد ديگر نمى تواند او را معزول كند. اگر اين ... شرط در ضمن عقد واقع شد نمى تواند او را ديگر محدود كند، نمى تواند اخلاق بد انجام بدهد. و اگر مردى با زن خودش بدرفتارى كرد، در حكومت اسلام او را منع مى كنند؛ اگر قبول نكرد تعزير مى كنند، حد مى زنند؛ و ]باز[ اگر قبول نكرد مجتهد طلاق مى دهد.
    امام خمینی(ره)


  • فرهنگ امپراتورى روم، پايه ى تمدن امروز اروپا

    پايه ى تمدن امروز اروپايى، همان فرهنگ رومى است. يعنى امروز آنچه كه بر سر تا پاى فرهنگ اروپايى و غربى و به تبع آن ها فرهنگ امريكايى و خرده ريزهاى غرب حاكم است، همان اصول و خطوطى است كه در امپراتورى روم وجود داشته؛ همان هاست كه امروز ملاك و معيار است. آن زمان هم زنان را به بالاترين مقام مى رساندند، احترامشان مى كردند و به آرايش ها و زيورها تزيينشان مى كردند؛ اما براى چه؟ براى اشباع يكى از خاكى ترين و مادى ترين خصلت هاى بشرى در مرد! اين، چه قدر توهين و چه قدر تحقير نسبت به انسان و نسبت به جنس زن است!
    در ايران هم عينا همين طور بود. از حرمسراهاى پادشاهان ساسانى مطالبى شنيده ايد. حرمسرادارى يعنى چه؟ حرمسرادارى يعنى همان اهانت به زن. يك مرد چون قدرت دارد، به خودش حق مى دهد كه هزار نفر زن در حرمسراى خودش نگه دارد! اگر همه ى ملت آن پادشاه هم همان طور قدرت داشتند، هر كدام به قدر خودشان هزار نفر، پانصد نفر، چهارصد نفر يا دويست نفر زن نگه مى داشتند! اين حاكى از چه نگرشى به زن است؟!
    مقام معظم رهبری

  • قوانين اسلام براي صلاح جامعه

    خداوند همان طورى كه قوانينى براى محدوديت مردها در حدود اينكه فساد بر آن ها راه نيابد دارد، در زن ها هم دارد. همه براى صلاح شماست. همه قوانين اسلامى براى صلاح جامعه است.
    امام خمینی(ره)

  • راه حل الهى، علاج مشكلات فراوان زن و مرد

    نارسايي ها زياد و مشكلات فراوان است؛ علاج چيست؟ علاج اين است كه ما سراغ راه حل الهى برويم و آن را پيدا كنيم؛ چون درباره ى مسأله ى زن و مرد، پيام وحى حاوى مسائل مهمى است؛ برويم ببينيم وحى دراين باره چه مى گويد. وحى هم فقط به موعظه كردن بسنده نكرده، بلكه نمونه سازى كرده است. شما ببينيد وقتى كه خداى متعال مى خواهد براى انسان هاى مؤمن در طول تاريخ نبوت ها در قرآن مثالى بزند، مى فرمايد: و ضرب الله مثلا للذين امنوا امرأت فرعون . در زمان موسى ، اين همه مؤمن بودند، اين همه كسانى در راه ايمان تلاش و فداكارى كردند؛ اما آن نمونه را اسم مى آورد. اين ناشى از چيست؟ آيا خداى متعال خواسته از زنان جانبدارى كند؛ يا نه، مسأله چيز ديگرى است؟ مسأله اين است كه اين زن در اوج حركت معنوى به جايى رسيده كه فقط او را مى شود مثال زد و لاغير. حالا اين قبل از فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) است؛ اين قبل از مريم كبرى (سلام الله عليها) است؛ اين متعلق به آن زمان است. زن فرعون، نه پيامبر است، نه پيامبرزاده است، نه همسر پيامبر است، نه در خانواده ى هيچ پيامبرى بوده است. تربيت معنوى و رشد و بالندگى يك زن، او را به اين جا مى رساند.
    البته نقطه ى مقابلش هم هست؛ يعنى در فساد هم اتفاقا همين است. باز براى اين كه خداى متعال بدترين انسان ها را مثال بزند، مى فرمايد: ضرب الله مثلا للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط . باز هم دو زن را مثال مى زند كه بدترين انسان ها بودند. زمان نوح و زمان لوط، اين همه كفار بودند، بدها بودند، اما قرآن آن ها را مثال نمى زند؛ زن نوح و زن لوط را مثال مى زند.
    اين عنايت به جنس زن و توجه به اوجهاى گوناگون و حضيض هاى گوناگون زن، ناشى از چيست؟ شايد از اين جهت باشد كه قرآن مى خواهد به نگرش غلط مردم آن روز دنيا - كه متأسفانه امروز هم همان نگرش غلط باقى است؛ چه مردم جزيرةالعرب كه دخترانشان را زير خاك مى كردند، و چه مردم امپراتوري هاى بزرگ دنيا، مثل روم و ايران - اشاره كند.
    مقام معظم رهبری

  • راه سهل طلاق در اسلام

    مسئله اختيار طلاق به دست مرد، موجب ناراحتى و تشويش خاطر گروهى از زنان مبارز ايران شده است؛ و گمان مى كنند كه ديگر به هيچ وجه حق طلاق ندارند.و از اين موضوع افرادى سوء استفاده كرده و مى كنند. نظر حضرت عالى راجع به اين مسأله چيست؟
    بسم الله الرحمن الرحيم
    براى زنان، شارع مقدس راه سهلى معين فرموده كه خودشان زمام طلاق را به دست بگيرند، به اين معنا كه در ضمن عقد نكاح اگر شرط كنند كه وكيل باشند در طلاق، يا بطور مطلق يا به طور مشروط، يعنى اگر مرد بدرفتارى كرد يا مثلا زن گرفت، زن وكيل باشد كه خود را طلاق دهد، در اين صورت هيچ اشكالى براى خانم ها پيش نمى آيد، و مى توانند خود را طلاق دهند از خداوند تعالى توفيق بانوان را خواستارم. اميد است تحت تأثير مخالفين اسلام و انقلاب اسلامى واقع نشوند، كه اسلام براى همه است و براى همه نافع است.
    امام خمینی(ره)


  • استقلال زن در تقليد

    سوال: (بفرماييد زن شوهر دار چگونه بايد تقليد کند و مي تواند مجتهد ديگري داشته باشد و اگر مي تواند منافاتي با لزوم اطاعت زن از شوهر دارد يا نه؟)
    جواب: زن در تقليد مستقل است ولي در امور زناشويي بايد از شوهر اطاعت کند و بدون اجازه شوهر نمي تواند از منزل خارج شود.
    امام خمینی(ره)

  • بحران

    مسأله ى خانواده كه امروز يك مشكل اساسى در دنياست، از كجا ناشى مى شود؟ از نحوه ى نگرش به مسأله ى زن، يا از نگرش به ارتباط زن و مرد ناشى مى شود. چرا خانواده كه يك نهاد طبيعى و اساسى وجود بشرى است، الان در دنيا اين قدر دچار بحران است؛ به طورى كه اگر كسى در دنياى به اصطلاح متمدن غربى امروز، يك پيام ولو خيلى رقيقى درباره ى استحكام بنيان خانواده داشته باشد، از او استقبال مى كنند؛ هم زنان استقبال مى كنند، هم مردان استقبال مى كنند، هم كودكان استقبال مى كنند؟ اگر اين يك قلم مسأله ى خانواده را شما در دنيا بررسى كنيد و اين بحرانى را كه در مسأله ى خانواده وجود دارد، درست مورد توجه و كاوش قرار بدهيد، مى بينيد كه اين ناشى از آن است كه مسائل مربوط به ارتباطات دو جنس و همزيستى دو جنس و روابط دو جنس حل نشده، يا به تعبير ديگرى، نگرش، نگرش غلطى است. حالا ما كه در مجموعه ى افكارى كه مردان آن ها را درست كرده اند، قرار مى گيريم، مى گوييم نگرش به مسأله ى زن درست نيست؛ مى توان گفت نگرش به مسأله ى مرد درست نيست - تفاوتى نمى كند - يا نگرش به كيفيت دو جنس، يعنى هندسه ى قرار گرفتن دو جنس، نگرش غلطى است.
    مقام معظم رهبری



  • جايز نبودن اجازه مهريه

    سوال: (در زمان طاغوت دادگاه هاي به اصطلاح حمايت از خانواده هنگام طلاق علاوه بر اصل مهريه به خاطر گذشت زمان، پولي را به عنوان اجاره مهريه جبرا از داماد مي گرفتند اگر مهريه اي عين پول باشد و شرعا نيز وقت وصول مهريه معين نشده باشد آيا جايز است که اجاره مهريه بر اصل مهريه افزوده گردد؟)
    جواب: پول اجاره ندارد و گرفتن زيادي حرام است.
    امام خمینی(ره)

  • مشارکت فعال زنان در جامعه

    - بازگشت به قوانين قرآن براى زنان، مردم عامى، و در مورد تفريحات- الكل، فيلم و غيره- به چه معنى است؟
    - در نظام اسلامى، زن به عنوان يك انسان مى تواند مشاركت فعال با مردان در بناى جامعه اسلامى داشته باشد ولى نه به صورت يك شى ء. نه او حق دارد خود را به چنين حدى تنزل دهد و نه مردان حق دارند كه به او چنين بينديشند. و در مورد آنچه را كه به نام تفريحات شناخته شده است، اسلام با هر چيزى كه انسان را به پوچى و از خود بيگانه شدن مى كشاند، مبارزه مى كند. شراب خوارى و مي گسارى در اسلام ممنوع است. فيلمهاى منحرف كننده از اخلاق متعالى انسانى، ممنوع است.
    امام خمینی(ره)

  • کج بيني و کج روي و کوته نظري نسبت به مسائل زنان

    درباره ى مسأله ى زن - كه امروز همچنان در دنيا يك مسأله است - حرف هاى فراوانى گفته شده و گفته مى شود. وقتى ما به نقشه ى انسانى عالم و جوامع بشرى نگاه مى كنيم - هم جوامع اسلامى مثل كشور خودمان و ساير كشورهاى اسلامى، هم جوامع غير اسلامى و از جمله جوامع به اصطلاح متمدن و پيشرفته - مى بينيم كه در همه ى اين جوامع، متأسفانه مسأله يى به نام مسأله ى زن همچنان وجود دارد؛ اين نشان دهنده ى نوعى كج بينى و كجروى و حاكى از نوعى كوته نظرى نسبت به مسائل انسانى است. معلوم مى شود كه بشر با همه ى ادعاهايش، با همه ى تلاش هايى كه مخلصان و دلسوزان كرده اند، با همه ى كارهاى فرهنگى وسيعى كه بخصوص در مورد مسأله ى زن انجام گرفته است، هنوز نتوانسته درباره ى مسأله ى دو جنس و مسأله ى زن - كه به تبع او، مسأله ى مرد هم به شكل ديگرى مطرح مى شود - به يك صراط مستقيم و راه درستى دست پيدا كند.
    شايد در بين شما خانم ها كسانى باشند كه آثار ادبى و هنرى زنان هنرمند دنيا را - كه بعضى هم به فارسى ترجمه شده، و بعضى هم با زبان هاى اصليش وجود دارد - ديده يا خوانده باشند. همه ى اين ها حاكى از همين مسأله يى است كه عرض شد؛ يعنى هنوز بشر نتوانسته مسأله ى زن را، و به تبع اين مسأله، مسأله ى دو جنس - يعنى زن و مرد - را، و قهرا مسأله ى انسانيت را، حل كند. به عبارت ديگر، زياده روي ها و كجروي ها و بدفهمي ها، و به تبع اين ها، تعدي ها، ظلم ها، نارسايي هاى روانى، مشكلات مربوط به خانواده و مشكلات مربوط به نحوه ى اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس، هنوز جزو مسائل حل نشده ى بشريت است. يعنى بشرى كه در زمينه هاى مادى، در زمينه هاى اجرام آسمانى، در اعماق درياها، اين همه كشفيات انجام داده و اين همه دم از ريزه كاري هاى روان شناسى و روانكاوى و مسائل اجتماعى و مسائل اقتصادى و ساير چيزها مى زند و واقعا هم در خيلى از اين رشته ها پيشرفت كرده، در اين مسأله درمانده است! اگر من بخواهم اين نارسايي ها را حتى فهرست وار بيان كنم، زمان زيادى مى طلبد و شما خودتان هم واقفيد.
    مقام معظم رهبری

  • نقش حساس زن در بناي جامعه اسلامي

    -از نظر اسلامى، زنان تا چه حد مجازند در ساختمان بناى حكومت اسلامى شركت نمايند؟- زنان از نظر اسلام نقش حساسى در بناى جامعه اسلامى دارند و اسلام زن را تا حدى ارتقا مى دهد كه او بتواند مقام انسانى خود را در جامعه باز يابد و از حد شى ء بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدى، مى تواند در ساختمان حكومت اسلامى مسئوليت هايى را به عهده بگيرد.
    امام خمینی(ره)

  • زن جاى بسيار اساسى و رفيعى در خانواده دارد

    در اين دو، سه دهه ى قبل از انقلاب، به خاطر ورود فرهنگهاى اروپايى، بنيان خانواده متزلزل شده بود؛ يعنى حقيقتا خانواده، آن اصالت و ارزش و عظمتى را كه در اسلام و فرهنگ سنتى ما دارد، ديگر نداشت. وقتى خانواده هست، همسر و مادر عضو اصلى است. زن در اين مجموعه، جاى بسيار اساسى و رفيعى دارد. به همين خاطر، وقتى اصل خانواده - يعنى زن - زير سؤال و متزلزل است، در آن جا هيچ چيزى در جاى خودش قرار ندارد. اين ها بحث هايى است كه واقعا بايد روى آن ها خيلى تأمل و تدقيق بشود.
    اسلام، چه تأملات صحيح و چه راهنمايي هاى ارزشمندى در مورد اين مسايل دارد. اين چيزى است كه انقلاب به زنان جامعه ى ما اعطا كرد و آن ها را در صحنه ى جهاد، سياست و تأثير در سازندگى اساسى كشور - كه همان سازندگى انقلاب است - وارد نمود. اين، چيز خيلى مهمى است و جز با صدر اسلام، با هيچ وقت ديگر قابل مقايسه نيست.
    مقام معظم رهبری

  • مشارکت زنان در ساختن جامعه

    زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامى فردا شركت دارند. آنان از حق رأى دادن و رأى گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخير ايران، زنان ايران نيز سهمى چون مردان دارند.
    امام خمینی(ره)

  • امروز زنان نقاط دورافتاده هم براى خود شأن قايلند

    شخصيت اجتماعى زن به عنوان عضوى از اين مجموعه ى عظيم، خيلى حايز اهميت است. زنان در گذشته، اصلا به اين بخش توجهى نداشتند و اهميتى نمى دادند. در مسؤوليت هاى عمومى جامعه، نقشى براى زنان فرض نمى شد؛ خودشان هم نقشى را فرض نمى كردند؛ بخصوص در اين سطح وسيعى كه امروز مطرح است. الان شما ملاحظه كنيد، همه ى زنان روستاها و شهرهاى دورافتاده، به عنوان افرادى از مجموعه ى نگهدارنده ى اين انقلاب و اصحاب و صاحبان آن، براى خودشان شأن قايلند. از اين جهت، هيچ فرقى بين زن و مرد نيست؛ بلكه گاهى زنان، ايمان پرشورتر و ديد روشنترى نسبت به مسايل جامعه دارند و كشور و مسايل آن را متعلق به خودشان مى دانند.
    چه زمانى چنين احساسى در بين زنان ما، آن هم در چنين سطح وسيعى از جامعه وجود داشت؟ اين، به بركت انقلاب است. همان حالت خودآگاهى و احساس شخصيت اجتماعى كه در مردان به وجود آمده است، مى توان گفت كه در زنان با جست بيشترى به وجود آمده است. قبلا هيچ نبوده؛ ولى حالا به ميزان خيلى بالايى هست. همچنين آن جنبه ى مشاغل و شؤون خاص زنانه و قدر مادر و همسر بودن را دانستن، از جمله چيزهايى است كه به آن توجه شده است.
    مقام معظم رهبری

  • حق دخالت زن در مقدرات اساسي مملکت

    زن بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت بكند.... شما همان طورى كه تا كنون در نهضت ها دخالت داشتيد و سهيم بوديد در اين نهضت و سهيم بوديد در اين پيروزى، حالا هم باز بايد سهيم باشيد؛ و هر وقت اقتضا بكند نهضت كنيد، قيام كنيد. مملكت از خود شماست ان شاء الله.... دست اجانب كوتاه شد از مملكت، شما بايد بسازيد مملكت را.
    امام خمینی(ره)

  • حمايت قانون از زن در خانه ي شوهر

    اگر بتوانيد به قوانين و مقرراتي برسيد که وقتي زن در خانه ي شوهر است، احساس امنيت بکند، خيلي خوب است. انسان دختري را با زحمت زيادي، با محبت و ملاطفت، با عشق به پدر و مادرش پرورش مي دهد، به سن جواني مي رسد، هنوز در خانه ي پدر و مادرش بچه است - بچه حساب مي شود - بعد خانه ي شوهر مي رود، به عنوان خانمي که از او توقع فهميدن همه چيز، توقع انجام دادن همه کار، و توقع بلد بودن همه چيز هست! پس با اندک اشتباهي از او، مورد تعرض قرار مي گيرد!
    اين، نبايد باشد. کاري کنيد که زن وقتي به خانه ي شوهر مي رود، در هر سني که هست، احساس امنيت کند؛ احساس کند که مي تواند زور نشود. توجه مي کنيد! اگر بتوانيد اين را تأمين کنيد، به نظر من بزرگ ترين قدم را برداشته ايد. بتواند زور نشنود. اگر زور شنيد، بتواند از حق خودش دفاع کند. اگر اين بشود، به نظر من کار خيلي بزرگي انجام گرفته است. بيشترين همت و بيشترين دغدغه ي من، اين است که اين تأمين بشود. مي بينيم که اين، الان تأمين نيست! حتي در خانواده هاي مومن و خانواده هاي متقي نيست! در خانواده هاي امروزي هم نيست.
    خانم دکتري چند سال قبل از اين، اين جا به ما شکايت کرده بود که شوهرش - که سواد چنداني نداشته، به اين خانم دکتر زور مي گفت؛ و اين خانم دکتر نمي توانست از خودش دفاع کند! اين نمونه ها هست. متأسفانه الان اين گونه است.
    اگر بتوانيد، اين را با قوانين و مقررات جبران کنيد. آن نکته يي را هم که اول عرض کردم - که چون زن به طور متوسط، از لحاظ ترکيب جسماني، به قوت مرد نيست، موجب شده است که اين زورها گفته بشود - بايد با معرفت و سواد از يک سو و قانون از سوي ديگر - جبران کرد، يعني ابزارهاي اقتدار را بايد در اختيار زن گذاشت.
    اين ابزارها از طرفي معرفت و سواد و اين هاست، که مانع مي شود از اين که زن مورد ستم قرار بگيرد؛ از طرف ديگر قانون است. اگر اين دو مورد تأمين شود، خوب است. زن ها را وادار کنيد به درس خواندن، دخترها را به تحصيلات عاليه وادار کنيد. وسيله ي ورود دخترها در مراکز عالي را از طرق قانوني فراهم و تسهيل کنيد. اگر اين هاشد، به نظر من همه چيز انجام گرفته است.
    فرض بفرماييد حالا ممکن است غصه ي بعضي زن ها اين باشد که چرا رانندگي نمي کنند، چرا راننده ي کاميون نمي شوند؛ چرا فلان! اين ها اهميتي ندارد، اين ها ارزش اين را ندارد که انسان براي آن مبارزه کند.
    من يادم نمي رود در هند، منزل يکي از دانشجوها مهمان بودم، بعداز ظهر مي خواستيم استراحت کنيم. ديدم از بيرون پنجره، صداي کوبيدن چيزي مي آيد. نگاه کردم، ديدم محوطه يي است - فرض کنيد - پانصد متري، که در آن جا سنگ هايي ريخته شده است، و يک خانم حدود چهل، پنجاه سال، عمله است و پتکي در دستش گرفته است - آن خانم، چاق و سياه بود و از اين لباس هاي خاص پوشيده بود، که وقتي خانم ها مي پوشند، قسمتي از بدنشان را (در قسمت سينه) باز مي گذارند. اين به اصطلاح پز آن هاست که قسمتي از بدن را باز مي گذارند - اين خانم عمله، اين قسمت بدنش را باز گذاشته بود! اتفاقا! در همان حال عملگي هم فراموشش نشده بود که اين جنبه ي زينتي را حفظ کند! با وضع رقت باري داشت سنگ مي کوبيد.
    من گفتم اين خانم چرا اين کار را مي کند؟ گفتند عمله است. گفتم روزي چقدر مي گيرد؟ گفتند روزي چهار يا پنج روپيه مي گيرد - که آن وقت روپيه با پول ما، شايد پانزده ريال بود - سال 59، بعد از انقلاب، اين خانم روزي حدود ده تومان مي گرفت، براي اين که چهارده، يا دوازده ساعت سنگ شکني کند!
    به نظر مي رسد اين که در محيط اسلامي، به زن اين گونه کاري نمي دهند، افتخاري است. البته زن در مزارع خودش کار مي کند، در شمال براي خودش کار مي کند؛ ولي براي ديگري عمله نمي شود! يعني آدم حالا بيايد، تلاش کند، يک مبارزه ي کذايي را راه بيندازد، براي اين که مي خواهد - فرض کنيد که - اين طور چيزهايي را به زن بدهد! اين ها ارزشي ندارد.
    ان شاء الله خداوند کمک کند، تا اين کارها بتوانند به خوبي پيش برود. شما خانم ها در مجلس موفق باشيد و تلاش کنيد، تا ان شاء الله به يک جايي برسيم.
    و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته
    مقام معظم رهبری

  • رفع آشفتگي، تکليف همه

    امام خمینی(ره):
    اين آشفتگي ها بايد به دست ما و شما، به دست ملت و دولت، تنها هيچ كدام نمى توانند اين كارها را درست بكنند.اگر خانمها خيال كردند كه كنار بروند و مردها اين كارها را انجام بدهند و يا مردها خيال بكنند كنار بروند و خانمها اين كار را انجام بدهند، يا هر دو خيال بكنند دولت انجام بدهد، و يا هر سه خيال كنند روحانيت انجام بدهد، اين خيال، خيال صحيحى نيست براى اينكه كارها اين قدر آشفته است، گرفتاري ها اين قدر زياد است كه هر شخصى در هر محلى هست، تكليفى كه دارد اين است كه آن جا را خوب بسازد.

  • حق دخالت خانم ها در سياست

    خانم ها حق دارند در سياست دخالت بكنند؛ تكليف شان است. روحانيون هم حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليف آن هاست. دين اسلام يك دين سياسى است.يك دينى است كه همه چيزش سياست است، حتى عبادتش.

  • ستم به زن در طول تاريخ

    آن چيزي که به نظر من در اين قضيه مهم است، دو سه نکته است؛ که من توقع و خواهش دارم به اين نکات توجه شود.
    اولا قضيه ي حقوق زن، مسأله يي نيست که حالا مخصوص ايران، يا مخصوص جمهوري اسلامي باشد، يا خيال کنيم که ما داريم با جامعه ي خودمان مي جنگيم، نه، اين يک مبارزه ي تاريخي است. يعني در طول تاريخ به دليل واضحي، زنان مورد ستم مردان قرار گرفتند. دليل واضحش هم اين است که زن از لحاظ جسماني، ضعيف تر از مرد است. اين چيز روشني است.
    صداي مرد، کلفت تر از صداي زن، قد او بلندتر از قد اين و استخوان او درشت تر از استخوان زن است. خصوصيات خلقت مرد هم، خصوصيات مسلط و فعال است، خصوصيات زن، خصوصيات نرمش و انعطاف و انجذاب است.
    مقام معظم رهبری

  • نصيحت خانم ها

    درود بر شما بانوان معظم كه با نصيحت هاى خودتان مى خواهيد ما را به راه راست واداريد.

  • ارزش زن در خانواده و اجتماع

    ارزش زن به اين است که بتواند محيط زندگي را براي خود و براي مرد و فرزندان، يک بهشت، يک مدرسه، يک محيط امن، يک جايگاه عروج به معارف معنوي و مقامات معنوي تبديل کند؛ و آن وقتي که وظيفه ي او ايجاب مي کند، بتواند در سرنوشت کشور اثر بگذارد و در سرنوشت جامعه، نقش ايفا کند. که در اين صورت نقش زن - همچنان که گفته شد - فقط پنجاه درصد نيست، نقش کمي نيست؛ بلکه نقش کيفي است. هم خود او نقش ايفا مي کند، هم با استفاده از جاذبه يي که خداي متعال در وجود زن گذاشته است، فرزند و شوهر خود را در آن راهي که مطلوب است، سوق مي دهد و پيش مي رود. بنابراين نقش زن در اين صورت، نقشي مضاعف است.
    آن هايي که درس مي خوانيد، درس بخوانيد. آن هايي که در جامعه به هر نحوي، اهل کار و فعاليت سازنده هستيد، خوب کار کنيد. البته مهم ترين سازندگي ها، سازندگي انسان است. نه فقط سازندگي جسم انسان، بلکه سازندگي عواطف و اخلاق انسان. انسان بي عقده و انسان صحيح و سالم در دامن خود پروراندن، بزرگ ترين و با ارزش ترين کار زن است، با کار علمي و با کار عملي هم منافاتي ندارد و محبوب ترين کار هم براي زنان، همين است.
    زن هيچ کاري را با تربيت فرزند خود معادل و برابر نمي کند، خداي متعال اين را در وجود زن گذاشته است! و آن کساني که مي خواهند زنان را از اين راه دور بکنند، خودشان را خسته مي کنند! همه بايد تلاش کنند، تا ان شاء الله بتوانند با تفکر عالي، ذهن روشن، پيشرفت علمي، پيشرفت اجتماعي و تأمين قوانين براي سعادت زن و تأثير زن و ايفاي نقش، در تکامل و پيشرفت جامعه موثر باشند. اين چيزي است که همه بايد در راه آن تلاش کنند، براي اين که ان شاء الله جامعه ي بانوان کشور بتوانند اين وسايل الهي را که در نظام جمهوري اسلامي فراهم و در اختيار آنان گذاشته شده است، تمهيد کنند و از آن استفاده کنند.
    اميدوارم خداوند متعال به همه ي شما توفيق بدهد. من خرسندم، خوشحالم از اين که امروز اين اجتماع بسيار خوب در اين جا تشکيل شد. از برنامه هايي که خانم هاي محترم اجرا کردند، بهره برديم. اميدواريم که اين اجتماع هم بتواند ما را در راه مسؤوليت بزرگي که در قبال بانوان کشور داريم، قدمي به پيش ببرد و برده باشد.
    و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته
    مقام معظم رهبری

  • اهميت تحصيل معرفت

    من به شما زنان مسلمان و مومن در اين استان - که امروز به اين جا تشريف آورده ايد- عرض مي کنم، آن هايي که مشغول تحصيل هستيد، تحصيل را جدي بگيريد، البته تحصيل، مقدمه ي شغل نيست. نه اين که شغل، ايرادي داشته باشد، اما تحصيل براي بانوان به منظور تحصيل معرفت، مهم است، براي بالا بردن رشد فکري، اهميت دارد. شغل، در درجه ي دوم است.
    اساسي ترين کار زن، کاري است که با خلقت زنانه ي او، با احساسات و عواطف به وديعت نهاده ي الهي در وجود او، همخوان و هماهنگ باشد. رسيدن و پرداختن به عواطف جوشان و پاسخ گفتن به آن محبتي که خداي متعال در همه ي وجود زن نهاده است، مهم است.
    البته شغل هم ممکن است در مواردي براي بعضي از زنان، اجتناب ناپدير و براي بعضي لازم باشد؛ بههرحال شغل براي زن، امري مباح و جايز است؛ اما اسلام، ارزش زن را لزوما به آن نمي دانند.
    مقام معظم رهبری

  • عبرت کشورهاي اسلامي از زنان ايران

    اميد آن است كه جامعه زنان، از غفلت و خواب مصنوعى كه از جانب چپاول گران بر آنان تحميل شده است، برخيزند و همگان دوش به دوش هم به داد بازى خوردگان برسند. و زن را به مقام والاى خود، هدايت كنند. و اميد است كه زنان ساير كشورهاى اسلامى، از تحول معجزه آسايى كه براى زنان ايران در اثر انقلاب بزرگ اسلامى حاصل شد، عبرت گرفته و بكوشند تا جامعه خود را اصلاح نمايند و كشورهاى خود را به آزادى و استقلال برسانند.

  • ويژگي خاص نقش زنان در عالم

    نقش زنان در عالم از ويژگي هاى خاصى برخوردار است. صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مى گيرد.زن، يكتا موجودى است كه مى تواند از دامن خود افرادى به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، بلكه جامعه ها به استقامت و ارزش هاى والاى انسانى كشيده شوند و مى تواند بعكس آن باشد.

  • مهم ترين مشکل بانوان

    آن کساني که درباره ي زن، در دنياي غرب فکر کردند و حرف زدند و بعضي از مقلدين آن ها در اين جا، متاسفانه راه را عوضي رفته اند، براي اين که بتوانند - به گفته ي خودشان - از حقوق زن دفاع کنند! آن حقوق را بد مي فهمند. نظر اسلام را بد تعبير مي کنند! و احيانا! از روي جهالت، به روشن ترين تفکر اسلامي انتقاد مي کنند.
    مشکل زن در جوامعي که زن مشکل دارد - از جمله در جامعه ي خود ما که متاسفانه بانوان در ميان خانواده ها، دچار مشکلاتي هستند - با مسايلي که طرفداران به اصطلاح حقوق زن - کارمندي، کارگري و مشاغل زن، مطرح مي کنند، برطرف نخواهد شد. آنچه که مورد نياز جامعه ي زنان است، آن چيزي نيست که امروز بعضي از قلم به دستان و بعضي از مناديان تفکرات ضد اسلامي و غربي در ايران اسلامي بر زبان جاري مي کنند! آن ها همان اشتباهي را تکرار مي کنند که زنان ما را در دوران حکومت طاغوت، به لبه ي پرتگاه رساند. مشکلات بانوان کشور، از اين راه ها برطرف نمي شود.
    مهم ترين مشکل بانوان، متاسفانه مشکل درون خانواده و عايله است؛ آن جاست که متاسفانه در مواردي حرمت بانوان مسلمان، شأن و حق بانوي مسلمان ناديده گرفته مي شود! با استفاده از عواطف جوشان زنانه ي بانوي مسلمان، آنچه که حق و شأن اوست، از او دريغ مي شود. اين را بايد اصلاح کرد، به اين بايد رسيدگي کرد.
    من بارها گفته ام بخش مهمي از اين کار، بر عهده ي قانون گذاران است.
    بخش مهم ديگري به عهده ي خود زنان است. اولا با تحصيلات، با کسب معارف دين و علم، فقط هم تحصيلات رسمي مطرح نيست. با کتاب و با معارف آشنا بودن و با کتاب انس گرفتن امکان دارد، و بخش عمده يي هم بر اثر آگاهي از آن حقوقي که اسلام براي زن مسلمان و براي زن در خانواده قرار داده است. اگر از اين راهي که انگشت اشاره ي اسلام به آن اشاره مي کند، استفاده بشود و آن راه پيموده بشود، يقينا آن ستمي که در طول تاريخ در جوامع مختلف - از جمله متاسفانه در جوامع مسلمان- بر زن مي رفته است، خبري نخواهد ماند و از بين خواهد رفت.
    من شنيده ام که در همين استان بعضي از پدران، فرزندان دختر خود را در سنين زودرس، اجبار به ازدواج هاي تحميلي مي کنند! اين، درست عکس آن چيزي است که اسلام خواسته و گفته است. اگر چنين چيزي راست باشد، اگر در اين استان يا بعضي استان هاي ديگر، پدراني دختران کم سن خود را مجبور کنند و بدون رضايت آن ها، آن ها را شوهر بدهند، حرکت در جهت تضعيف زن است، حرکت برخلاف حقوق زن است، چيزي است که قانون بايد با آن مقابله کند.
    آگاهي، رشد و معرفت و هوشياري زنان، بايد در مقابل اين نوع تعدي ها بايستد. اين ها راه هايي است که اسلام در مقابل زن قرار داده است. والا آنچه که بعضي از نويسندگان متمايل يا مجذوب و فريفته ي تفکرات غربي مي گويند و مي نويسند، هيچ گره يي را از کار بانوان جامعه باز نمي کند، به آن ها خدمتي و کمکي نمي کند.
    مقام معظم رهبری

  • درخشش زن مسلمان در انقلاب و در نظام اسلامي

    عزيزان من زن مسلمان، در انقلاب و در نظام اسلام درخشيد. زن مسلمان توانست جايگاه بسيار ارزشمند و درخشاني را در جامعه ي خود و در جامعه ي زنان عالم، به خود اختصاص بدهد. اين، شعار نيست، واقعيت محض است. اگر زنان مسلمان همت نمي کردند و احکام و معارف اسلامي و مسؤوليت عظيم اسلامي را به خودشان متوجه نمي ديدند و عمل نمي کردند، اين انقلاب پيروز نمي شد، اين جنگ تحميلي و دفاع هشت ساله ي ملت مسلمان ايران، به نتيجه نمي رسيد. امروز هم اگر زنان مسلمان در صحنه نباشد، ميدان سازندگي هم ناقص و کار سازندگي لنگ خواهد ماند.
    تنها مطلب اين نيست که زنان، نيمي از جمعيت کشورند، نبايد به اين قضيه به چشم کميت نگاه کرد. بله، زنان نيمي از جمعيت کشورند؛ اما تأثير زن - تأثير اين نيم جمعيت - در سرنوشت اين کشور، آن وقتي که بخواهند در سرنوشت دخالت کنند، بيش از تأثير نيمي از کل جمعيت در سرنوشت است. يک وقت است که ما مجموعه يي از انسان ها را در نظر مي گيريم، نيمي از آن ها نقشي به قدر پنجاه درصد دارند. مسأله ي زن در جامعه، اين گونه نيست، بالاتر از اين هاست.
    اگر زنان در يک جامعه، به فکري مومن بشوند و در راهي قدم بگذارند و علي رغم موانع؛ آن راه را ادامه بدهند، تأثير آن ها بر روي فرزندان، همسران، حتي برادران و پدرانشان، يک تأثير تعيين کننده و سازنده است. آن که جوانان را تربيت مي کند و در راه هاي گوناگون قرار مي دهد، در درجه ي اول، مادر است. البته عوامل ديگر نقش دارند، نقش هاي زيادي هم دارند، اما نقش مادر از آن نقش ها کمتر نيست و در مواردي بيشتر است. زن، تنها خود به راهي نمي رود، مردها را در آن راه مي برد؛ اهميت تفکر زمان در يک جامعه، در اين است!
    مقام معظم رهبری

  • اهتمام جمهوري اسلامي بر مسأله ي بانوان

    البته ديروز در اجتماع عظيم مردم اين شهر و اين استان، بانوان هم حضور داشتند، همچنان که در استقبال صميمانه و محبت آميزي که شما ديروز انجام داديد، خانم هاي اين شهر و اين استان حضور داشتند، اما در عين حال، من مايل بودم اين اجتماع مخصوص را هم با شما زنان اين استان و اين شهر داشته باشم. اين کار در درجه ي اول و مهم تر از همه چيز، براي اين است که اهتمام نظام جمهوري اسلامي به مسأله ي بانوان و مسأله ي زن در جامعه، آشکار بشود.
    حقيقت اين است که اسلام و نظام اسلامي، زن را همچنان در نظام هاي گوناگون عالم و در ميان عادات و سنن و روش ها و شکل هاي گوناگون زندگي، از بسياري از حقوق الهي و انساني خود، دور و محروم احساس مي کند. ما معتقد هستيم که نظام جمهوري اسلامي براي اين که بتواند در جامعه ي اسلامي و قرآني ما، زن را در جايگاه حقيق خود قرار بدهد، بايد هنوز تلاش، تبليغ و فعاليت بسياري انجام دهد و انجام بگيرد.
    خواهران و دختران عزيز من، در ميان شما تعداد زيادي جوانان تحصيل کرده و دانش آموخته در رشته هاي گوناگون حضور داريد؛ حتما از بسياري از آنچه که در کشورهاي گوناگون عالم در مورد زن گفته و عمل مي شود، مطلع هستيد، يقينا بسياري از از شما با آنچه که در تاريخ نسبت به زن جفا شده، يا تلاش و خدمت شده است، مطلع هستيد. من مي خواهم به همه ي شما عرض بکنم که از نظر نظام اسلامي، براي زنان و براي اين که زن بتواند در آن جايگاهي که خدا براي موجود انساني زن خواسته است، هنوز بايستي خود شما تلاش بسياري- بيش از همه- انجام بدهيد، و همچنين همه ي کساني که مسؤوليت هايي بر عهده دارند. بايد انجام بدهند. البته در نظام اسلامي علي رغم بسياري از کوتاهي ها، در مراکزي که مقيدند از نظر اسلام پيروي کنند، بينش بسيار روشن و خوبي نسبت به زنان هست، بينش بسيار متعالي و نزديک به حقيقت، بلکه در مواردي عين حقيقت است. اگر به سنت هاي غلط و عادات نادرست نگاه نکنيم، نظر اسلام- آنچه که لب اسلام است- درباره ي زن، مانند نظر اسلام درباره ي مرد، مبتني بر اعتنا به واقعيت هايي است که آفرينش زن و مرد و نيازهاي آن ها ايجاب مي کند، تا بتوانند خود را به اوج کمال انساني برسانند.
    اگر به نظر اسلام در هر زمينه، درست عمل بشود و آن نظر، درست شناخته بشود، بسياري از مشکلات - شايد همه ي مشکلات - در آينده مرتفع خواهد شد. افسوس که بسياري از مردم، از نظرات قرآني و اسلامي در خيلي از مسايل، از جمله اين مسأله، مطلع نيستند! به سنن و عادات، به پرداخته هاي اذهان ناسالم، به سوغات فرهنگ هاي بيگانه ي از اديان الهي و بيگانه ي از اسلام، بيشتر اهميت مي دهند، آن را بيشتر مي شناسند، لذا راه غلط و اشتباه، همچنان ادامه پيدا مي کند.
    مقام معظم رهبری

  • چند نكته اساسى كه بايد مورد توجه باشد

    حال چند نكته اساسى را كه بايد مورد توجه باشد، عرض مى كنم:
    اولا فكر رشد زنان از لحاظ معنوى و اخلاقى، بايستى يك فكر رايج در ميان خود زنان باشد. خود بانوان بايد بيشتر به اين مسأله بينديشند. خود آن ها به معارف، به معلومات، به مطالعه و به مسائل اساسى زندگى رو كنند. همان تربيت غلط غربى موجب شد كه در دوران حكومت طاغوت در اين كشور، زنان به آرايش، تجملات، زينت هاى بيخودى، تبرج و خودنمايى تمايل پيدا كنند، كه اين هم از نشانه هاى مردسالارى است. يكى از نشانه هاى مردسالارى غربي ها همين است كه زن را براى مرد مى خواهند؛ لذا مى گويند زن آرايش كند، تا مرد التذاذ ببرد! اين مردسالارى است، اين آزادى زن نيست؛ اين در حقيقت آزادى مرد است. مى خواهند مرد آزاد باشد، حتى براى التذاذ بصرى؛ لذا زن را به كشف حجاب و آرايش و تبرج در مقابل مرد تشويق مى كنند! البته اين خودخواهى را بسيارى از مردان در جوامعى كه از دين خدا بهره مند نبودند، از دوران هاى قديم هم داشتند، امروز هم دارند؛ غربي ها هم مظهر اعلاى اين بودند. پس، اين مسأله كه زن به سمت معرفت، علم، مطالعه، آگاهى، كسب معلومات و معارف حركت كند، بايد در ميان خود بانوان خيلى جدى گرفته شود و به آن اهميت بدهند.
    دوم، اصلاح قوانين است. بعضى از قوانين در برخورد با زن و با مرد احتياج به اصلاح دارد. بايد كسانى كه اهل اين كارها هستند، مطالعه كنند، بررسى كنند و آن قوانين را درست كنند.
    يك مسأله ديگر كه باز از كارهاى لازم است، اين است كه نظر اسلام در مورد حقوق زن و حقوق مرد بايد تبيين شود. خود بانوان هم در اين زمينه بايد كار كنند؛ اما بيشتر بايد كسانى كه در معارف اسلامى آگاهى دارند، تلاش كنند و بتوانند نظر اسلام را در آن جاهايى كه حقوق زن و مرد متفاوت است، درست تبيين نمايند، تا هر كسى تصديق كند كه اين دقيقا براساس طبيعت و فطرت انسانى زن و مرد و بر طبق مصالح جامعه است. البته كارهاى خوبى هم شده است؛ امروز هم بايد با زبان امروز اين كار بشود، والا در گذشته هم در اين زمينه كارهاى خوبى انجام گرفته است و اگر كسى مطالعه و توجه كند، به همين اذعان و تصديق هم خواهد رسيد.
    نكته بعدى اين است كه از بحث هاى انحرافى در اين زمينه ها بايد اجتناب شود. بعضى كسان به عنوان اين كه از زن دفاع مى كنند، به بحث هاى انحرافى كشانده مى شوند و بعضى از مسائل از قبيل ديه و امثال اين ها را مطرح مى كنند؛ در حالى كه اين ها بحث هاى انحرافى است. نظر اسلام در مورد زن و مرد واضح و روشن است. همان طور كه بيان شد، نظر اسلام در مورد خانواده كاملا روشن است. اين كه كسى بيايد اين طور مسائل را مطرح كند، جز دور كردن راه و منحرف كردن ذهن ها هيچ فايده اى ندارد و كار صحيح و منطقى نيست. بحث هاى انحرافى نبايد مطرح شود. اين به نفع حركت صحيح دراين باره نيست.
    يك نكته ديگر كه بايد مورد توجه باشد، دفاع اخلاقى و قانونى از زن، بخصوص در داخل خانواده است. دفاع قانونى با اصلاح قوانين - همان طور كه گفته شد - و ايجاد قوانين لازم و دفاع اخلاقى با طرح اين مسأله و مواجهه با كسانى كه اين را درست نمى فهمند و زن را در خانه، مستخدم مورد ستم مرد، بدون تمكن از خودسازى معنوى تلقى و اين گونه هم عمل مى كنند. بايد با اين فكر با قوت و شدت مقابله شود؛ البته به شكل كاملا منطقى و عقلانى.
    مسأله بعد، مسأله اهميت دادن به عفاف در زن است. هر حركتى كه براى دفاع از زنان انجام مى گيرد، بايد ركن اصلى آن رعايت عفاف زن باشد. همان طور كه عرض كردم، در غرب به خاطر اين كه به اين نكته توجه نشد - يعنى مسأله عفت زنان مورد اهتمام قرار نگرفت و به آن اعتنايى نكردند - كار به اين بى بندوباري ها كشيد. نبايد بگذارند عفت زن - كه مهمترين عنصر براى شخصيت زن است - مورد بى اعتنايى قرار گيرد. عفت در زن، وسيله اى براى تعالى و تكريم شخصيت زن در چشم ديگران، حتى در چشم خود مردان شهوتران و بى بندوبار است. عفت زن، مايه احترام و شخصيت اوست. اين مسأله حجاب و محرم و نامحرم و نگاه كردن و نگاه نكردن، همه به خاطر اين است كه قضيه عفاف در اين بين سالم نگهداشته شود. اسلام به مسأله عفاف زن اهميت مى دهد. البته عفاف مرد هم مهم است. عفاف مخصوص زنان نيست؛ مردان هم بايد عفيف باشند. منتها چون در جامعه، مرد به خاطر قدرت جسمانى و برترى جسمانى، مى تواند به زن ظلم كند و برخلاف تمايل زن رفتار نمايد، روى عفت زن بيشتر تكيه و احتياط شده است.
    شما امروز هم كه در دنيا نگاه كنيد، مى بينيد يكى از مشكلات زنان در دنياى غرب، بخصوص در كشور ايالات متحده امريكا، همين است كه مردان با تكيه به زورمندى خودشان، به عفت زن تعدى و تجاوز مى كنند. آمار منتشر شده از سوى مقامات رسمى خود امريكا را من ديدم كه يكى مربوط به دادگسترى امريكا و يكى هم مربوط به يك مقام ديگرى بود. آمارها واقعا وحشت انگيز است. در هر شش ثانيه، يك تجاوز به عنف در كشور امريكا صورت مى گيرد! ببينيد چقدر مسأله عفت مهم است و وقتى بى اعتنايى كردند، قضيه به كجا مى رسد. هر شش ثانيه، يك تجاوز به عنف! برخلاف تمايل زن، مرد زورگو، ظالم، بى بندوبار و بى عفت بتواند به حريم عفت زن تعدى و تجاوز كند. اسلام اين ها را ملاحظه مى كند. مسأله حجاب كه اين همه مورد توجه اسلام است، به خاطر اين هاست. پس، مسأله حفظ عفاف و اهميت دادن به حجاب و عفاف هم مسأله ديگرى است.
    يك مسأله هم مسأله تعليم و تربيت بانوان است. من بر اين هميشه تأكيد كرده ام. خوشبختانه امروز در جامعه ما، تعليم و تربيت زنان رايج است؛اما در عين حال هنوز خانواده هايى هستند كه دختران خودشان را از تحصيل منع مى كنند. اگر يك روز محيط هاى تحصيلى، محيط هاى ناسالمى بود، امروز بحمدالله در دوران اسلامى آن گونه نيست. بايد اجازه بدهند كه دختران درس بخوانند، مطالعه كنند، كتاب بخوانند، با معارف دينى و با معارف انسانى آشنا شوند و ذهن و مغزشان قوت و قدرت پيدا كند. اين، كار بسيار لازمى است كه بايد انجام گيرد.
    نكته آخر اين كه جامعه، هم از لحاظ قانونى و هم از لحاظ اخلاقى، بايد با كسانى كه تعدى به زن را حق خودشان مى دانند، برخورد سخت بكند؛ قانون هم بايد در اين زمينه مجازات هاى سختى را پيش بينى كند. باز همين جا من عرض كنم، در كشورهاى غربى على رغم اين همه شعارى كه مى دهند، هنوز نتوانسته اند اين را تأمين كنند. يعنى در داخل خانواده ها، زنانى كه از دست شوهرانشان كتك مى خورند و دخترانى كه از دست پدرانشان صدمه مى بينند و مجروح مى شوند، فراوانند. آمارهاى تكان دهنده و وحشت آورى هم در اين زمينه وجود دارد. منتها در آن جا يك چيز ديگر هم هست و آن قتل نفس است. راحت خون مى ريزند، راحت مى كشند. كشتن، آن قبحى را كه در محيط اسلامى دارد، در آن محيط هايى كه از معارف الهى بويى نبرده اند - متأسفانه - ندارد. كشتن زنان، يكى از بليه هاى بسيار زشت و نفرت انگيزى است كه در كشورهاى غربى - به ويژه امريكا - رايج است. اين كارها خوشبختانه در كشور ما به آن شدت نيست و جز موارد استثنايى، ديده نمى شود؛ اما به هر حال هر گونه ستم و هرگونه تعدى جسمانى اى نسبت به زن، بايد با برخورد بسيار سختى مواجه شود، تا در اين زمينه جامعه اسلامى ما به آن سطحى كه اسلام خواسته است، برسد.
    اگر كشور بتواند جامعه زنان را با تكيه بر تعليمات اسلامى، با همان معارفى كه اسلام خواسته است، آشنا كند، من ترديدى ندارم كه پيشرفت و ترقى و تعالى كشور مضاعف و چند برابر خواهد شد. در هر ميدانى كه بانوان مسؤولانه وارد شوند، پيشرفت در آن ميدان چند برابر خواهد شد. خصوصيت حضور خانم ها در ميدان هاى مختلف اين است كه وقتى زن خانواده وارد ميدان مى شود، يعنى همسر و فرزندان او هم واردند. حضور مرد به اين معنا نيست، اما حضور زن به اين معناست. در هر ميدانى كه زن وارد شود - زنى كه خانم و كدبانوى يك خانه است - درحقيقت همه آن خانه را در آن ميدان وارد مى كند. حضور زنان در بخش هاى مختلف بسيار مهم است.
    اميدواريم كه خداوند متعال به مسؤولان كشور، به قانونگذاران، به برنامه ريزان مسائل زنان و به كسانى كه در زمينه مسائل زنان فعاليت مى كنند، كمك كند و توفيق دهد، تا بتوانند راه درست اسلامى و صحيح را بدون تمايل و انعطاف به روش هاى غلط بيگانه و تحميلى بيابند و ان شاءالله در آن راه حركت كنند، و بانوان كشور ما بتوانند به آن وضع و سطحى كه اسلام براى آن ها خواسته است - كه شامل خوشبختى مادى و معنوى و خوشبختى دنيا و آخرت است - برسند.
    پروردگارا! تو را به فاطمه زهرا سلام الله عليها و زينب كبرى عليهاسلام و مكتب روح بخش فاطمى و زينبى سوگند مى دهيم، بانوان كشور ما را به اهداف اسلامى و والايشان نائل فرما. پروردگارا! موانع رشد و تعالى بانوان را از سر راه بردار. پروردگارا! همه ما را مشمول ادعيه زاكيه حضرت بقيةالله الاعظم قرار بده. اميدواريم كه خداوند متعال همه شما را موفق و به سلامت بدارد.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • ظلم به زن در خانواده و جامعه

    چنان چه نگذارند زن به تحصيلات صحيح و به علم و معرفت دست پيدا كند، اين ظلم است. اگر شرايط طورى باشد كه زن فرصت پيدا نكند به خاطر زيادى كار و فشار كارهاى گوناگون، به اخلاق خود، به دين خود و به معرفت خود برسد، اين ظلم است. اگر زن امكان پيدا نكند كه از مايملك خود به طور مستقل و با اراده خود استفاده كند، اين ظلم است. اگر به زن در هنگام ازدواج، شوهرى تحميل شود - يعنى خود او در انتخاب شوهر نقشى نداشته باشد و اراده و ميل او مورد اعتنا قرار نگيرد - اين ظلم است. اگر زن، چه آن وقتى كه داخل خانه با خانواده زندگى مى كند و چه در صورتى كه از شوهر جدا مى شود، نتواند از فرزند خود بهره عاطفى لازم را ببرد، اين ظلم است. اگر زن استعدادى دارد - مثلا استعداد علمى دارد، استعداد براى اختراعات و اكتشافات دارد، استعداد سياسى دارد، استعداد كارهاى اجتماعى دارد - اما نمى گذراند از اين استعداد استفاده كند و اين استعداد شكوفا شود، ظلم است.
    ممكن است انواع ظلمها در جامعه وجود داشته باشد، كه بايد اين ظلم ها برداشته شود؛ اما درعين حال به مسؤوليت زن و مسؤوليت مرد كه در قبال هم هر دو مسؤوليتى به عنوان تشكيل خانواده دارند، بايد به چشم اهميت نگريسته شود؛ چون خوشبختى زن و خوشبختى مرد در اين است. بعضى خيال مى كنند زن كمبودش اين است كه مشاغل بزرگ و سروصدادار ندارد! خير؛ مشكل زن اين نيست. حتى آن زنى هم كه شغل بزرگى دارد، به محيط امنى در خانواده، به يك شوهر مهربان بامحبت، به يك تكيه گاه مطمئن عاطفى و روحى - كه شوهر و مرد اوست - نيازمند است. طبيعت و نياز عاطفى و روحى زن اين است؛ بايد اين نياز برآورده شود.
    مسأله شغل هم مسأله ديگرى است؛ البته مسأله درجه اولى نيست. اگرچه اسلام مانع مشاغل و مسؤوليتهاى زنان نيست - مگر در موارد استثنايى، كه بعضى مورد اتفاق بين فقهاست، بعضى هم مختلف فيه است، و در اين زمينه ها هم البته بايد كار شود - ليكن مسأله اصلى زن اين نيست كه آيا شغلى دارد يا ندارد. مسأله اصلى زن، آن مسأله اساسى است كه امروز در غرب متأسفانه از بين رفته است، و آن همان احساس آرامش و احساس امنيت و احساس امكان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه شوهر و در خانه پدر و امثال اين هاست. كسانى كه در خصوص مسأله زن تلاش مى كنند، بايد در اين زمينه ها تلاش كنند.
    مقام معظم رهبری

  • رأي زنان به جمهوري اسلامي

    همه شما بايد رأى بدهيد؛ رأى جمهورى اسلامى، نه يك كلمه كم نه يك كلمه زياد. شما هم بايد رأى بدهيد؛ شما هم فرقى با سايرين نداريد بلكه شما مقدميد بر مردها.

  • شرکت در رفراندوم

    آنچه لازم است تذكر دهم شركت زنان مبارز و شجاع سراسر ايران در رفراندم است. زنانى كه در كنار مردان بلكه جلوتر از آنان در پيروزى انقلاب اسلامى نقش اساسى داشته اند، توجه داشته باشند كه با شركت فعالانه خود، پيروزى ملت ايران را هر چه بيشتر تضمين كنند. شركت در اين امر براى مرد و زن از وظايف ملى و اسلامى است.

  • حق رأي زنان

    زن ها حق رأى دارند- از غرب بالاتر است اين مسائلى كه براى زن ها ما قائل هستيم- حق رأى دادن دارند، حق انتخاب دارند.

  • حق رأي در انتخابات مجلس

    من از خداى بزرگ سلامت و سعادت شما را خواهانم و اميدوارم كه دوشادوش مردان در قضيه مجلس مؤسسان و مجلس شوراى ملى رأى بدهيد تا اينكه جمهورى اسلامى و قانون جمهورى اسلامى و مجلس شوراى جمهورى اسلامى تأسيس و ما به آنچه كه خواهان آن هستيم برسيم.

  • شغل صحيح براي زن

    البته شغل براى زن، شغل صحيح براى زن، هيچ مانعى ندارد؛ لكن نه آن طورى كه آن ها مى خواستند.آن ها نظرشان به اين نبود كه زن يك اشتغالى پيدا بكند. نظرشان به اين بود كه زن را مثل مردها هم، زن ها را و مردها را، از آن مقامى كه دارند منحط كنند، نگذارند يك رشد طبيعى از براى قشر زن پيدا بشود؛ يا يك رشد طبيعى از براى قشر مرد.امام خمینی(ره)

  • ورود بانوان به مسائل سياسي

    اين از بركات نهضت است كه شما بانوان ساحلى را و ساير بانوان محترم ايران را در مسائل روز، در مسائل سياسى، وارد كرده است. دست هاى جنايتكار، كه مظهرش دست محمد رضا و پدر او بود، همه قشرهاى ملت را از امور اجتماعى و سياسى كنار گذاشته بود. مسائل سياسى در پيش بانوان اصلا مطرح نبود.و پيش برادرها هم مطرح نبود. يا اگر بعضى مطرح مى كردند، روى همان جريان سياست چپاول گرى بود. اگر بعض قشرهاى به اصطلاح سياسى هم در آن وقت در مسائل سياسى وارد مى شده اند، آن سياست هاى ديكته كرده از غرب براى چپاول كردن شرق بود.امام خمینی(ره)

  • دخالت در سرنوشت خود

    امروز است كه همه قشرها در مسائل خودشان، در مسائل كشورشان، در مسائل سياسى دولت، دخالت مى كنند. امروز است كه تمام ملت، چه بانوان محترم و چه برادران، در سرنوشت خودشان دخالت مى كنند.امام خمینی(ره)

  • ارزش عمل بانوان

    بانوان هم درهمين معنا شريكند كه در وقتى كه همه خطرها بود، هم شما در خيابان ها رفتيد هم آن بانوان محترمه. و هيچ كس هم شما را الزام نكرده بود كه بياييد بريزيد در خيابان، يا برويد پشت بامها الله اكبر بگوييد و مورد اصابت گلوله مثلا شايد واقع بشويد. اين قدرت ايمان بود كه شما را به خيابان ها كشيد و بانوان را به خيابان ها. و ارزش عمل همين است .امام خمینی(ره)

  • ارزش عمل بانوان

    زن هاى محترمه و خانم هاى عزيز، كه بايد در جاهاى چه باشند، همين ها در اين روستاها رفته اند و دارند درو مى كنند؛ چه مى كنند. البته دروگر نيستند به آن معنايى كه رعيت دروگر است ؛ اما يك عمل كوچك اين ها همچو قدرت مى دهد به اين دروگرها كه اگر يك جريب زمين را آن وقت درو مى كردند، حالا دو جريب زمين درو مى كنند. وقتى دروگر آمد ديد كه اين خانم هايى كه بايد زير سايه بنشينند آمدند توى آفتاب و گرفتند دارند جو را درو مى كنند و جمع مى كنند، و اين ها قدرتى در نفس آن ها پيدا مى شود. يك ارزشى دارد عمل اين ها كه قدرت به آن ها مى دهد، و آن ها كارشان چند برابر مى شود.امام خمینی(ره)

  • زنان بزرگ در انقلاب اسلامي

    در جامعه خودمان هم از اين قبيل زنان زياد داشتيم. در دوران اختناق هم كم وبيش داشتيم. در دوران مبارزات، بعد در دوران نظام اسلامى، زنان بزرگ؛ اين زنانى كه توانستند شهيدانى را پرورش دهند؛ اين زنانى كه توانستند شوهران يا فرزندان خود را به صورت انسان هاى فداكارى درآورند كه بروند و از كشور و انقلاب دفاع كنند؛ از هستى ملت و از آبروى ملت دفاع كنند. اين ها زنان بزرگى هستند. اين زنان بودند كه توانستند اين كار بزرگ را بكنند، و من موارد متعددى را شاهد بود.
    خيلى از كسانى كه امروز به اصطلاح سنگ حقوق زن را به سينه مى زنند، در واقع سنگ آزادى غربى و بى بندوبارى را به سينه مى زنند و از غربي ها تقليد مى كنند؛ همين هايى كه گاهى چيزهايى هم مى نويسند. اين ها از آن افتخارات سهمى نداشتند؛ از آن عظمتى كه زن ايرانى در اين هجده ساله بعد از پيروزى انقلاب نشان داده و آفريده است، سهمى نداشتند و كار بزرگى نكردند. خيلى از اين ها به فكر جيب خود، درآمد خود، كيف خود و وسايل آرايش و زينت خود بودند. اين ها هيچ عظمتى ندارند. آن نسخه، نسخه غلطى است. اگر نسخه غربى در مورد زن درست بود، غربي ها مجبور نمى شدند دوباره بعد از هفتاد، هشتاد سال، صد سال، مجددا يك نهضت حقوق زنان راه بيندازند. مقصود، نهضتى است كه سال هاى اخير به راه انداختند.
    الان ده، بيست سال است كه مجددا نهضتهاى ديگرى به عنوان نهضت دفاع از حقوق زن و دفاع از آزادى زن به راه انداخته اند. چرا؟ اگر آزادى غربى برنامه موفقى بود، اگر دفاع از حقوق زن حقيقى بود، احتياج به اين نبود كه بعد از صد سال دوباره عده اى بيايند نهضت به راه بيندازند و جنجال كنند. پس، آن نسخه غلط بود؛ نسخه فعليشان هم غلط است و جز به بدبختى و مشكلتراشى براى زن و مرد - بخصوص براى زن - به چيزى نخواهد انجاميد
    مقام معظم رهبری

  • ويژگي هاي حرکت درست براي احقاق حقوق زنان

    در هر حركت اجتماعى، آن وقتى حركت درست خواهد بود و به نتايج درست خواهد رسيد كه مبنى بر خرد و تأمل و تشخيص و مصلحت و مبتنى بر پايه هاى درست و عقلانى باشد. در هر حركتى كه به قصد احقاق حق زنان انجام مى گيرد، عينا بايد همين معنا ملاحظه شود؛ يعنى بايد هر گونه حركتى، بر اساس يك بينش خردمندانه، مبتنى بر حقايق هستى - شناسايى طبيعت و فطرت زن و طبيعت و فطرت مرد، مسؤوليت ها و مشاغل اختصاصى زن، مسؤوليت ها و مشاغل اختصاصى مرد و آنچه مى تواند مشترك بين اين ها باشد - انجام گيرد و از روى انفعال و تقليد نباشد. اگر حركت، حركتى از روى انفعال و تقليد و تصميم كوركورانه و چشم بسته باشد، حتما مضر خواهد بود.
    اگر در كشور ما و جامعه ايرانى، كسانى نام زن و حقوق زن را از اين جهت بياورند كه مجلات غربى، يا گزارشهاى غربى، يا سياسيون غربى، ايران اسلامى را متهم كرده اند به اين كه به حقوق زن نمى رسد، اين غلط است. با اين هدف نبايد وارد اين ميدان شد؛ چون به انحراف و اشتباه خواهد انجاميد. اگر ما با اين قصد، وارد اين ميدان دفاع از زن شويم كه از غربي ها عقب نيفتيم، اشتباه خواهيم كرد. اگر به اين قصد وارد شويم كه آن ها به ما نظر بد و منفى نداشته باشند، اشتباه خواهيم كرد. اگر با اين تصور و توهم وارد اين ميدان شويم كه خيال كنيم آن ها در اين زمينه راه صواب پيموده اند و راه درست را پيدا كرده اند، به شدت اشتباه خواهيم كرد. با اين هدف ها و با اين نيت ها وارد اين ميدان نبايد شد؛ چون مبتنى بر اشتباه است.
    متأسفانه امروز من مى بينم بعضى از مقالاتى كه به عنوان دفاع از زن نوشته مى شود و بعضى از سخنانى كه به عنوان احقاق حقوق بانوان بر زبان جارى مى گردد، كاملا از موضع انفعال است؛ چون غربي ها اين طور گفته اند، چون اروپايي ها اين گونه نوشته اند، چون به ما اين طور نسبت داده اند. اگر ما هم در مقام دفاع حرفى بزنيم و راهى را بپيماييم، اين كاملا منحرف كننده و اغواكننده است. ما بايد ببينيم حقايقى كه در عالم وجود دارد - كه بيشترين اين حقايق هم در تعاليم اسلامى نهفته است - چيست؟
    مقام معظم رهبری

  • شعارهاي غرب در مورد زنان

    آنچه در غرب با عنوان شعار وجود دارد، در درجه اول آزادى زن است. آزادى، معناى وسيعى را شامل مى شود؛ هم شامل آزادى از اسارت است، هم شامل آزادى از اخلاق است - چون اخلاق هم يك قيد و بند است - هم آزادى از نفوذ مبنى بر سوء استفاده كارفرمايى است كه زن را با مزد كمترى به كارگاه مى كشد و هم شامل آزادى از قوانينى است كه زن را در مقابل شوهر، متعهد مى كند. آزادى، به همه اين معانى مى تواند باشد. كمااين كه در همين شعارهايى كه نسبت به زن وجود دارد، طيف وسيعى از اين مطالبات و درخواست ها هست، كه بعضى با يكديگر به كلى مناقضند. اين آزادى معنايش چيست؟
    متأسفانه در دنياى غرب، بيشتر متفاهم از اين آزادى، آزادى به معناى نادرست و مضر آن است - يعنى آزادى از قيد و بندهاى خانوادگى، آزادى از نفوذ مطلق مرد، آزادى از حتى قيد ازدواج و تشكيل خانواده و پرورش فرزندان در آن جايى كه هدف شهوانى زودگذرى در مقابل قرار گيرد - نه آزادى به معناى صحيح آن. لذا شما مى بينيد جزو حرف هايى كه در دنياى غرب زده مى شود، مسأله آزادى سقط جنين است، كه اين نكته بسيار مهمى است و با اين كه ظاهرساده و كوچكى دارد، اما باطن بسيار خطرناك و سهمگينى در اين سخن مضمر و مندرج است. اين، وسيله و شعار و مطالبه اى است كه در غرب غالبا مطرح مى شود؛ لذا مى گويند نهضت آزادى زنان. در نظام صحيح، در يك مطالبه و مبارزه صحيح، هدف نمى تواند اين معناى وسيعى باشد كه يك بخش آن قطعا مضر است؛ اگر چه ممكن است بخش هاى مفيدى هم در آن باشد. بايد به دنبال شعارهايى بهتر، مناسبتر، صحيحتر و گره گشاتر گشت.
    نقطه اصلى سخنم به شما بانوان عزيز، مخصوصا خانم هاى جوان است كه هم سال هاى طولانى اى را در اين دنيا زندگى خواهيد كرد و هم بايد از امكاناتى كه خداوند متعال در اين عالم براى تكامل انسان به وجود آورده است، بهره ببريد؛ بايد آن را درست بشناسيد و راه آن را درست بدانيد؛ پس احتياج به فكر كردن داريد. همچنين براى شما مسأله مبارزه جهت رفع ستم از زنان مطرح خواهد شد؛ لذا بايد بدانيد كه آنچه مطرح مى شود چيست؟ آنچه لازم است چيست؟ آنچه مضر است چيست؟ بنابراين اين نكته براى شما مهم است.
    مقام معظم رهبری

  • انجام وظيفه خانم ها

    ما همه رأى به جمهورى اسلامى داديم شما هم داديد رأى؛ رأى تنها كافى نيست، رأى همين قدر است كه رسما الآن مملكت ايران رژيمش جمهورى اسلامى است. لكن وقتى به حسب واقع جمهورى اسلامى مى شود كه شما خانم ها به وظيفه تان عمل كنيد. و اين آقايان هم به وظيفه شان و همه ما خودمان را وظيفه دار و مكلف بدانيم.امام خمینی(ره)

  • ساختن مملکت

    مهم اين است كه ما هر كدام وظيفه براى خودمان بدانيم، يعنى من كه يك طلبه هستم اين جا براى خودم وظيفه بدانم كه آن قدرى كه مى توانم خدمت بكنم؛ شما خواهرها هم كه در محال خودتان هستيد وظيفه بدانيد كه يك مملكتى را كه آشفته است و خراب كردند و از بين بردند؛ خودتان با همتتان اين مملكت را بسازيد و تربيت كنيد.امام خمینی(ره)

  • هدف از طرح مسايل زنان

    در اين سال هاى اخير، در فضاى فكرى و فرهنگى كشور و در زمينه مسائل زنان، تلاش قابل تقديرى را مشاهده مى كنيم؛ اما يك سؤال اساسى وجود دارد: ما كه براى حقوق زنان يا براى فراهم كردن زمينه هاى تكامل و رفع ستم از زنان و درباره آنان صحبت مى كنيم، هدفمان چيست؟ هدف از اين تلاش ها، از اين نوشتن ها و گفتن ها و فعاليت هاى قانونى چيست؟ اين يك سؤال است كه حتما بايد به آن جواب داده شود.
    سؤال دوم اين است: براى اين كه در جامعه، زن به جايگاه حقيقى خود نائل شود، ما چه شعارهايى را مى خواهيم مطرح كنيم و از چه وسايلى مى خواهيم استفاده كنيم؟ چون امروز در كشورهاى غربى و همچنين در كشورهايى كه با فرهنگ غربى و در حال و هواى كشورهاى غربى حركت و زندگى مى كنند، چيزى به نام نهضت حقوق زنان وجود دارد؛ آن جا هم زن گرايى، نهضت به اصطلاح فمينيسم و زن گرايى با نيت و هدف دفاع از حقوق زنان امروز مطرح است. آيا آنچه ما امروز در ايران اسلامى مشاهده مى كنيم، همان است؟ اين شبيه آن است، يا با آن متفاوت است؟ بايد سؤال جدى اى نسبت به اين مسأله بشود و پاسخى جدى نيز به آن داده شود. من امروز در اين زمينه قدرى صحبت مى كنم و آنچه را كه نظر اسلام در اين باره است، به صورت خلاصه و مختصر عرض خواهم كرد.
    براى تلاش فرهنگى و حقوقى در راه رسيدن زن به نقطه مطلوب، از لحاظ اجتماعى و از لحاظ فردى دو گونه هدف مى شود تصوير كرد:يك هدف اين است كه ما براى رسيدن زن به كمال وجودى خود تلاش كنيم، به مبارزه بپردازيم و بنويسيم و بگوييم. يعنى زن در جامعه، اولا به حق انسانى و حقيقى خود برسد؛ ثانيا استعدادهاى او شكوفا شود و رشد حقيقى و انسانى پيدا كند و در نهايت به تكامل انسانى نائل گردد. زن در جامعه به صورت انسان كامل در آيد؛ انسانى كه مى تواند به پيشرفت بشريت و جامعه خود كمك كند و در محدوده توانايي هاى خود، دنيا را به بهشت برين و زيبايى مبدل سازد.
    يك نوع هدف ديگر اين است كه ما از اين گفتن و تلاش كردن و احيانا به مبارزه پرداختن بخواهيم يك نوع حالت تخاصم و جدايى و رقابت خصمانه ميان دو جنس زن و مرد به وجود آوريم و دنيايى بر اساس رقابت بسازيم؛ كانه در جامعه بشرى، مردان يك طرف قرار دارند، زنان هم در طرف ديگر و اين ها بر سر دستاوردى با هم نزاع مى كنند و زن مى خواهد در اين قسمت بر مرد غالب و فائق شود! آيا هدف اين است؟
    پس، دو ديدگاه در مورد هدف اين تلاش و اين حركت - يا اگر تعبير كنيم اين نهضت - مى تواند ترسيم شود: هدف اول، هدف اسلامى است؛ هدف دوم، هدف كوته بينانه است، كه در تلاش هايى كه در كشورهاى غربى مى شود، ما رد پاى هدف دوم را بيشتر مشاهده مى كنيم. در خلال صحبت، توضيح بيشترى در اين زمينه داده خواهد شد. اين يك سؤال است كه بايد روشن شود؛ هدف از اين تلاش براى زن يا براى حقوق زنان چيست؟
    سؤال دوم - كه آن هم به همين اندازه داراى اهميت است - اين است كه ما وقتى به نام زن سخن مى گوييم و به دفاع از زن مى پردازيم، چه شعارهايى را مطرح مى سازيم، چه چيزى را مطالبه مى كنيم و براى چه چيزى تلاش مى نماييم؟ اين هم خيلى مهم است. در اين جا هم روش اسلامى - يعنى آن چيزى كه از مباحث اسلامى درباره زن و تعاريف اسلامى و معارف اسلامى مى شود فهميد - با آن چيزى كه امروز در غرب وجود دارد، متفاوت است.
    مقام معظم رهبری

  • داخل شدن در مسائل روز

    امام خمینی(ره)
    خواهرها يى كه تا كنون داخل در مسائل روز نبودند داخل بشوند.

  • حضور زنان در نهضت انقلابي ايران

    البته از بعد از پيروزى انقلاب، درباره مسأله زن و تلاش براى دفاع از حقوق زنان، فعاليت هاى زيادى شده است. در حقيقت بايد گفت كه بعد از انقلاب، از زن ايرانى تجليل شده است. پيشقراول اين تجليل هم امام بزرگوار بود كه با همه وجود براى زن ايرانى مسلمان ارزش و احترام قائل بود. همين بينش بود كه موجب شد زنان كشور در انقلاب اسلامى سهم بزرگى را ايفا كردند؛ به طورى كه اگر حضور زنان در نهضت انقلابى ملت ايران نمى بود، به احتمال زياد اين انقلاب به اين شكل پيروز نمى شد؛ يا اصلا پيروز نمى شد، يا مشكلات بزرگى در سر راه آن پديد مى آمد. بنابراين، حضور زنان مشكل گشا بود. در جنگ هم همين طور بود، در مسائل ديگر از اول انقلاب تا به حال هم همين گونه بوده است. بنابراين، تلاش زيادى شده است؛ ليكن در عين حال درباره مسأله ى زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم كردن زمينه هاى مناسب براى زنان كشورمان، لازم است كار فرهنگى بزرگى انجام گيرد. من امروز با اين نيت اين بحث را مى كنم كه به ايجاد اين فضاى فرهنگى كمك شود.
    اگر فضاى فرهنگى جامعه در زمينه مسائل زن، شفاف شود و احكام اسلامى و نظرات قرآنى در اين زمينه روشن گردد، راه هموار خواهد شد، براى اين كه بانوان كشور ما بتوانند به آن نقطه اى كه براى يك زن، آرمانى و غايت مطلوب است، برسند. اگر چه بحث است، سخن است، گفتن است، اما در واقع عمل است؛ زيرا اين گفتن، فضاى فرهنگى جامعه را شفاف خواهد كرد و ذهن ها را روشن خواهد نمود.
    مقام معظم رهبری

  • داشتن حق رأي در جمهوري اسلامي

    زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زن ها در جمهورى اسلام رأى بايد بدهند. همان طورى كه مردان حق رأى دارند زن ها حق رأى دارند.امام خمینی(ره)

  • تلاش در سازندگي کشور

    تلاش در سازندگي کشور
    امروز زنان در جمهورى اسلامى، همدوش مردان در تلاش سازندگى خود و كشور هستند.امام خمینی(ره)

  • استقلال زن ايراني و حضور در ميدان سياست

    اين اجتماع باشكوه و بزرگ، يكى از معدود اجتماعاتى است كه در كشور اسلامى ما به معناى حقيقى كلمه براى تجليل از بانوان فداكار ميهن عزيزمان تشكيل شده است. تشكيل اين مجلس و اين ديدار باعظمت بانوان اهواز و خوزستان، اولا به خاطر اين است كه مقام والاى زن ايرانى، مخصوصا در اين منطقه ى خونبار مورد احترام و اهتمام ويژه اى قرار گرفته باشد. ثانيا درباره ى مسأله ى زن ايرانى و زن مسلمان، در اجتماعى كه از خود بانوان تشكيل شده است، مطالب لازم و مهمى مطرح شود، تا در تصحيح بينش عمومى ملت عظيم الشأن ايران و همه ى مسلمانان جهان نسبت به زن مسلمان و ديدگاه اسلام درباره ى زن، مؤثر واقع شود. ثالثا اين اجتماع، نشان دهنده ى استقلال زن ايرانى و حضورش در ميدان سياست و ميدان مسائل انقلابى است و اين، نمايش قدرت ملت ايران، مخصوصا بانوان در مقابل چشم جهانيان است.
    مقام معظم رهبری

  • والاترين روز

    روز ولادت سرتاسر سعادت صديقه طاهره كه والاترين روز براى انتخاب روز زن است، به ملت شريف ايران، خصوصا زنان محترم تبريك و تهنيت عرض مى كنم. اين ولادت با سعادت در زمان و محيطى واقع شد كه زن به عنوان يك انسان مطرح نبود و وجود او موجب سرافكندگى خاندانش در نزد اقوام مختلف جاهليت به شمار مى رفت. در چنين محيط فاسد و وحشتزايى، پيامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهليت نجات بخشيد. و تاريخ اسلام گواه احترامات بى حد رسول خدا صلى الله عليه و آله- به اين مولود شريف است، تا نشان دهد كه زن، بزرگى ويژه اى در جامعه دارد كه اگر برتر از مرد نباشد، كمتر نيست. پس اين روز، روز حيات زن و روز پايه گذارى افتخار و نقش بزرگ او در جامعه است.امام خمینی(ره)

  • دفاع از حقوق زن

    من متأسفانه مي بينم گاهي اوقات، کساني که به زبان از حقوق زن دفاع مي کنند، در دام اشتباهاتي واقع مي شوند که به هيچ وجه به خير زن ها نيست! يعني به زن غربي نگاه مي کنند که ببينند او چگونه است، از او الگو بگيرند، در حالي که اساسا بينش او با بينش اسلامي متفاوت است. ما نبايد بخواهيم که از او ياد بگيريم. بعضي ها هم حالت انفعالي پيدا مي کنند. وقتي آن ها مي گويند که به زن ظلم مي شود، اين ها براي اين که ثابت کنند در داخل کشور ما به زن ظلم نمي شود، حرف هايي مي زنند و کارهايي مي کنند و تظاهراتي نشان مي دهند که مطلقا ارتباطي به ستم زن ندارد. فرض کنيد بعضي از همين تخلف هايي که من شنيدم در بعضي از جاها، در امر ورزش زنان، وجود پيدا مي کند - که واقعا اين ها تخلف است - هيچ ارتباطي ندارد به اين که مي گويند به زن ظلم مي شود.آن ها نمي گويند که در ميدان اجتماعي به زن ظلم مي شود، عمده ي ستم به زن، اصلا در داخل خانواده و به وسيله ي شوهر است. شايد بيش از نود درصد اين ستم؛ به وسيله ي شوهر است. بايد به اين فکر افتاد، اين را بايد اصلاح کرد؛ والا فرض کنيد ستم به وسيله ي برادر و خواهر و پدر و امثال آن هم، آن قدر نيست؛ خيلي به ندرت است. چيزهايي هست. مثل اين که ممکن است برادري به برادر ظلم کند. به همان روال، برادر و خواهر به همديگر، ارتباطات مناسب يا نامتناسب، ظالمانه يا عادلانه دارند، اما آن که مهم تر از همه است - که خوبش هم گاهي بد است - مناسبت داخل خانواده است که حتي گاهي مي بينيم نوع خوب و ملاحظه کارانه اش هم بد و نامناسب و همراه با ستم است.
    شما دختري را با ناز و محبت بزرگ مي کنيد - پانزده يا شانزده ساله - بعد او را به منزل شوهر مي فرستيد. در منزل شوهر، با اين دختر شما، مثل دختر خودشان رفتار نمي کنند. مي دانيد که اين يک چيز عمومي است. يعني شما هم که براي پسرتان زن مي گيريد، همين حالت را داريد. آن هم که دختر شما را براي پسر خودش مي گيرد، همين حالت را دارد. اين را بايد علاج بکنيد، و اين برمي گردد به مسأله ي ارتباطات زن و مرد؛ والا اگر روابط آن زن و مرد با هم، کاملا عادلانه و اسلامي و صحيح و محبت آميز باشد، رفتار اين و آن تأثيري نمي گذارد، يعني تحميلات اين و آن، اصلا جرأت و مجال وجود و حضور پيدا نمي کند. اشکال بر مي گردد به رابطه ي زن و مرد و تعلقات گوناگوني که وجود دارد، که به ستم به زن منتهي مي شود. اين نکته اي است که من مي خواستم به خانم ها عرض بکنم.
    انشاء الله موفق باشيد. البته اگر دراين زمينه مقتضي باشد که از اين جا کاري انجام بگيرد، ما حرفي نداريم. من سال ها است که اين کار را، کاري لازم مي دانم - شايد بيش از ده سال است - به بعضي از خانم هايي که گاهي مي آمدند و راجع به اين قضيه ي صحبت مي کردند، من نکاتي از اين موضوع را گفته ام. متاسفانه دنبال نمي شود! البته اگر جسارت به خانم ها نباشد، يک مقدار تقصير خانم هاي برجسته ي ما است - يعني همين خانم هايي که از لحاظ فکر و فرهنگ، به آن سطحي راقي رسيده اند که آن ها را به دنبال گيري اين قضيه وادار کند - در بعضي از موارد کوتاهي مي کنند يعني کاري را که بايد انجام بدهند، تکليفي را که بايد به دوش بگيرند و آن سوزي را که بايد به خرج بدهند، نمي دهند. يعني کار را به پيشامد، محول مي کنند. البته پيش نخواهد رفت. پس بايد روي آن قسمت سوم متمرکز شد.
    بحث هايي درباره ي زن ايراني
    آن مطالبي که گفتيم، يعني بحث هايي که ما مي توانيم درباره ي زن ايراني مطرح کنيم، سه نوع است: يک نوع، ستايش و تعريف و تمجيد و گزارش از آن چه که هست. نوع دوم، تبيين نظرات اسلام در قلمروهاي مختلف. نوع سوم، بيان مشکلات و جست وجو و دنبال گيري مشکلات. از نظر من، اين نوع سوم، از همه اساسي تر، مهم تر و کارگشاتر است و انشاء الله اين را دنبال بفرماييد و به نظر من بسيار کار خوبي خواهد بود.
    والسلام عليکم و رحمه الله
    مقام معظم رهبری

  • رعايت احکام اسلام

    من باز برمى گردم سراغ شما خواهران و عزيزان، كه توجه داشته باشيد در اين محيطى كه هستيد رعايت احكام اسلام را بكنيد. مملكت اسلامى است. جمهورى اسلامى است. بايد در همه شئونش تحول حاصل بشود.امام خمینی(ره)

  • بناى حق بايد مرتفع باشد

    امروز مى بينيد كه وضع دنيا چگونه است. اين كاخ هاى مرتفع و خيلى پر زر و زيور، اما با پايه هايى از مقوا، يكى پس از ديگرى دارد فرو مى ريزد. اين شوروى، امپراتورى بزرگ به اصطلاح سوسياليستى و كارگرى بود؛ اما آن گونه فرو ريخت و در هم مچاله شد! نمى شود گفت فرو ريخت؛ اصلا نابود و له شد! شبيه همين فعل و انفعال، الان در بعضى از جاهاى ديگر دنيا هم دارد انجام مى گيرد؛ منتها تا آن وقتى كه آشكار بشود، مقدارى زمان مى طلبد. اين تمدن ها و زر و زيورهاى ضد حق دارند له مى شوند.
    بناى حق بايد مرتفع باشد. گمان نكنيد كه اگر باطل به خاطر زوال پذيريش از بين رفت، حق به خودى خود و بدون تلاش، در دنيا علم خواهد شد - ابدا - باطل ديگرى سر جايش مى آيد؛ مگر آن وقتى كه حق، خود را آن چنان كه هست، عرضه كند. اين باطلها مرتب پشت سر هم مى آيند و مى روند؛ مرتب به وجود مى آيند و از بين مى روند. طبيعت باطل، زايل شدن و از بين رفتن است. گمان نشود كه اگر باطل از بين رفت، ممكن است اسلام يا حق، بدون تلاش و مجاهدت، بدون تعريف و تبيين، بدون زحمت كشيدن من و شما، در دنيا جايگزين باطلها بشود؛ نه، بسته به اين است كه من و شما چه كار كنيم.
    پس، بايد از اهل بيت همچنان درس گرفت؛ همچنان اين درس ها را به مردم داد؛ همچنان تربيت كرد؛ تا بر اثر اين كوشش ها، مر حق و لب حق بتواند جانشين باطل ها بشود.
    پروردگارا ! به حق محمد و آل محمد، ظهور وليت را نزديك كن. پروردگارا ! عرض تبريك ما را امروز به آن وجود مقدس برسان. پروردگارا ! قلب مقدسش را از ما خشنود بفرما. پروردگارا ! ما را از ياران و نزديكان و جهاد كنندگان در راه او و به خون غلتيدگان در پيشگاه او قرار بده. پروردگارا ! به حق محمد و آل محمد، ما را روزبه روز با محمد و آل محمد آشناتر بفرما.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • عمل به وظايف ديني

    امروز بايد خانم ها وظايف اجتماعى خودشان را و وظايف دينى خودشان را عمل بكنند و عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند.امام خمینی(ره)

  • كارى كنيد كه دل هاى افراد به حقايق زندگى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) نزديك شود

    حالا چرا اين حرف ها را به شما گفتم؟ چون شما مداحيد و بايد برويد اين حرف ها را در مدح هاتان در مجالس فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) به مردم بگوييد؛ والا شماها كه معلوم است وضعتان چه طورى است. اين ها را درباره ى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بگوييد. با آن ذوق و هنر و صداى خوش و لحن مطلوب و كيفيت جذاب خوانندگى خودتان، كارى كنيد كه دل هاى ما مستمعان به اين حقايق نزديك شود. اگر فرض كنيم كه ما ابياتى در مقامات معنوى فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) بخوانيم كه مستمع ما چيزى هم از آن نفهمد و سر درنياورد، معلوم نيست كه او را به فاطمه ى زهرا نزديك كند. لازم است ما روزبه روز به اين خانواده نزديكتر بشويم. ملت ما از اين طريق خواهد توانست به رسالت خود عمل كند. اين ملت اين طورى مى تواند آن پيام بزرگ را به دنيا برساند
    مقام معظم رهبری

  • لبيک براي خدا


    اين بانوان را كى بسيج كرده كه در همه شئون كشور دخالت مى كنند و دخالت بجايى هم مى كنند؟ اين ها را كسى دعوت نكرده ، اين ها را خدا دعوت كرده است. اين ها لبيك براى خدا دارند مى گويند.امام خمینی(ره)

  • تعليم و تربيت صحيح


    من اميدوارم كه ان شاء الله اين نهضت به پيروزى منتهى باشد و شما ان شاء الله همه تان موفق باشيد و مؤيد و مجالس خود را باز هر چه شكوهمند تر در همه جا توسعه بدهيد كه زن ها بيدار بشوند و آن مسائل سابق نباشد، آن ملعبه هايى كه بود و آن آرايش هايى كه بود، آن مسائلى كه شما مى دانيد چقدر به اقتصاد ما صدمه وارد مى كرد و چقدر به عفت عمومى ضرر مى رساند. زن ها امروز بايد همان طورى كه مردها- يعنى مردهاى درست، نه مردهايى كه ... ديدند- در مسائل واردند، آن ها در مسائل وارد باشند و تعليم و تعلم صحيح داشته باشند و دخالت صحيح در امور بكنند و ان شاء الله موفق و مؤيد باشند.امام خمینی(ره)

  • اظهارنظر در مسائل اجتماعي و سياسي


    بايد همه زن ها و همه مردها در مسائل اجتماعى، در مسائل سياسى وارد باشند و ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهاى دولت ناظر باشند، اظهار نظر بكنند.امام خمینی(ره)

  • با تشريفات و تجمل گرايى، نمى شود پيرو فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) بود

    ما بايد شايستگى خود را ثابت كنيم. مگر نمى گوييم كه جهيزيه ى آن بزرگوار چيزهايى بود كه انسان با شنيدن آن ها اشكش جارى مى شود؟ مگر نمى گوييم كه اين زن والامقام، براى دنيا و زيور دنيا هيچ ارزشى قائل نبود؟ مگر مى شود كه روزبه روز تشريفات و تجمل گرايى و زر و زيور و چيزهاى پوچ زندگى را بيشتر كنيم و مهريه ى دخترانمان را زيادتر نماييم؟!
    اوايل كه گاهى بعضي ها مهريه ى عقد را يك خرده گران قرار مى دادند، ما شوخى مى كرديم و مى گفتيم شما كه مى خواهيد مثلا فلان قدر سكه قرار بدهيد، پس يكباره بگوييد 72 سكه! اما حالا مى بينيم كه تعيين مهريه هاى گران قيمت، واقعى شده است! واقعا چه خبر است؟ شما كه پدر آن دختر هستيد، آيا مى توانيد ادعا كنيد كه پيرو پدر فاطمه(سلام الله عليها) هستيد؟ اين طورى نمى شود؛ ما بايد به حال خودمان فكرى بكنيم.
    مقام معظم رهبری

  • ارشاد ملت


    يك كار بسيار بزرگى كه ارشاد يك ملت است، و بيشتر ارشاد نصف يك ملت است كه بانوان باشند، اين كار مشكلات زياد دارد. تصميم به اين كار، خودش يك كار مهمى است شما تصميم بعد گرفتيد، بعد از تصميم، هيچ به خودتان تزلزل و سستى راه ندهيد.امام خمینی(ره)

  • انجام عمل اسلامي ـ انساني


    شما بانوان هم كه مشغول يك عمل اسلامى- انسانى شديد، جازم باشيد به اينكه چون براى خدا داريد اين كار را ادامه مى دهيد موفق خواهيد شد.امام خمینی(ره)

  • پيش بردن پيروزي با اسلحه ايمان و تعهد


    امروز ما مى بينيم كه بانوان محترم ايران در سرتاسر كشور يك عضو مفيد و يك جمعيت متعهد معتقد هستند كه به كشور خودشان خدمت مى كنند و پشتوانه هستند از براى اين كشور و من اميدوارم كه تمام جهات اسلامى را در نظر بگيرند و با اسلحه ايمان و تعهد به اسلام، اين پيروزى را به پيش ببرند و پشتوانه اين انقلاب باشند.امام خمینی(ره)

  • بايد در عمل، پيرو فاطمه ى زهرا باشيم

    ما بايد اين راه را برويم. ما هم بايد گذشت كنيم، ايثار كنيم، اطاعت خدا كنيم، عبادت كنيم. مگر نمى گوييم كه حتى تورم قدماها ؟ اين قدر در محراب عبادت خدا ايستاد! ما هم بايد در محراب عبادت بايستيم. ما هم بايد ذكر خدا بگوييم. ما هم بايد محبت الهى را در دلمان روزبه روز زياد كنيم. مگر نمى گوييم كه با حال ناتوانى به مسجد رفت، تا حقى را احقاق كند؟ ما هم بايد در همه ى حالات تلاش كنيم، تا حق را احقاق كنيم. ما هم بايد از كسى نترسيم. مگر نمى گوييم كه يك تنه در مقابل جامعه ى بزرگ زمان خود ايستاد؟ ما هم بايد همچنان كه همسر بزرگوارش فرمود لا تستوحشوا فى طريق الهدى لقلة اهله ، از كم بودن تعدادمان در مقابل دنياى ظلم و استكبار نترسيم و تلاش كنيم. مگر نمى گوييم كه آن بزرگوار كارى كرد كه سوره ى دهر درباره ى او و شوهر و فرزندانش نازل شد؟ ايثار نسبت به فقرا و كمك به محرومان، به قيمت گرسنگى كشيدن خود؛ و يؤثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصه . ما هم بايد همين كارها را بكنيم.
    اين نمى شود كه ما دم از محبت فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) بزنيم، در حالى كه آن بزرگوار براى خاطر گرسنگان، نان را از گلوى خود و عزيزانش - مثل حسن و حسين(عليهماالسلام) و پدر بزرگوارشان(عليه السلام) - بريد و به آن فقير داد؛ نه يك روز، نه دو روز؛ سه روز! ما مى گوييم پيرو چنين كسى هستيم؛ ولى ما نه فقط نان را از گلوى خود نمى بريم كه به فقرا بدهيم، اگر بتوانيم، نان را از گلوى فقرا هم مى بريم!
    اين رواياتى كه در كافى شريف و بعضى از كتب ديگر در باب علامات شيعه هست، ناظر به همين است؛ يعنى شيعه بايستى آن طورى عمل كند. ما بايد زندگى آن ها را در زندگى خود - ولو به صورت ضعيف - نمايش بدهيم. ما و از ما بزرگترها كجا، آن آستان بلند كجا؟ معلوم است كه ما حتى به حدود دوردست او هم نمى رسيم؛ اما بايد تشبه كنيم. نمى شود در نقطه ى مقابل زندگى اهل بيت حركت كنيم، ولى ادعا كنيم كه ما جزو مواليان اهل بيتيم! چنين چيزى ممكن است؟ فرض بفرماييد كسى در زمان امام بزرگوار ما، از دشمنان اين ملت - كه امام دايم عليه آن ها حرف مى زد - تبعيت مى كرد؛ آيا او مى توانست بگويد من تابع امامم؟! اگر چنين چيزى از زبان كسى صادر مى شد، آيا شماها نمى خنديديد؟! همين قضيه در باب اهل بيت(عليهم السلام) هم هست.
    مقام معظم رهبری

  • حضور در پاي صندوق هاي رأي

    به زن و مرد و آن كسى كه به حد رأى دادن قانونى رسيده واجب است اين مسأله كه در پاى صندوق هاى تعيين رئيس جمهور حاضر بشوند و رأى بدهند. چنانچه سستى بكنيد، كسانى كه مى خواهند اين كشور را به باد فنا بدهند، ممكن است پيروز بشوند. بايد همه شما، همه ما، زن و مرد، هر مكلف همان طور كه بايد نماز بخواند، همان طور بايد سرنوشت خودش را تعيين كند.امام خمینی(ره)

  • شرکت در انتخابات


    به زن و مرد سفارش مى كنم كه هر كس به حد قانونى رسيده است، در اين مجلس، در اين انتخاب شركت كند و افرادى كه پيشنهاد مى شود و انتخاب شده است؛ يعنى، پيشنهاد شده است، هر يك را كه خواستند، به او رأى بدهند، لكن شركت كنند.امام خمینی(ره)

  • فعاليت اسلامي بانوان

    در هر جاى ايران كه انسان نگاه مى كند، بانوان آن جا مشغول فعاليت اسلامى، دينى و حتى فعاليت سياسى هستند، با حفظ عفافشان، با حفظ شرفشان. آن ها در طول اين مدت كه رها بودند در بين مردم، جز فساد ايجاد نكردند. و اين بانوان در اين مدت كم، آن قدر فعاليت كردند كه شما نمونه اش را در قم ملاحظه مى كنيد، و از اين نمونه در شهرهاى ديگرى هم هست .امام خمینی(ره)

  • خدمات شايسته

    آن هايى كه كارشكنى مى كنند اگر مسلمان هستند، اين خدمت بزرگى كه اين خانم ها و اين بانوان دارند مى كنند و پيش خدا خدمت شايسته است، از معاصى كبيره است كه كارشكنى در اين موضوع بكنند. و اگر چنانچه آن ها هستند كه پايبند به اسلام نيستند و مى خواهند هرزگى بكنند، فصل هرزگى گذشت. ديگر به شما اجازه نمى دهند بانوان ايران كه كارهايى كه سابق مى كرديد اين كارها را اعاده بدهيد. و من بايد از همه شماها تشكر كنم. و البته شماها بحمد الله مشغول فعاليت دينى هستيد و بينش سياسى هم در بين شماها هست و در بين بانوان ايران، هم بينش دينى هست و هم بينش سياسى، و از آن چيزى كه شما را باز مى داشت از اينكه فعاليت سياسى و دينى بكنيد آن موانع مرتفع شد. و اميدوارم بزودى شما به يك پايه اى برسيد كه هر كدامتان بتوانيد عده اى را تربيت كنيد.امام خمینی(ره)

  • فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) در عمرى كوتاه، فضايل زيادى را حايز شد

    شما ملاحظه كنيد، اين بزرگوارى كه ما امروز ساعتى با شما پاى استماع مدايح و فضايلش نشستيم - كه آنچه گفته شد، قطره يى از درياست - در چه سنى اين همه فضايل را حايز شد؟ در چه مدت عمرى اين همه درخشندگى را از خود بروز داد؟ در عمرى كوتاه؛ هجده سال، بيست سال، بيست وپنج سال؛ نقل ها متفاوت است. اين همه فضايل، بيهوده به دست نمى آيد؛ امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابره .خداى متعال، زهراى اطهر - اين بنده ى برگزيده - را آزمود. دستگاه خداى متعال، دستگاه حساب و كتاب است؛ آنچه مى بخشد، با حساب و كتاب مى بخشد. او، گذشت و ايثار و معرفت و فدا شدن اين بنده ى خاص خود را در راه اهداف الهى مى داند؛ لذا او را مركز فيوضات خود قرار مى دهد.
    مقام معظم رهبری

  • نقش بسيار فعال خانم ها در انتخابات


    شما بايد در همه صحنه ها و ميدان ها آن قدرى كه اسلام اجازه داده وارد باشيد. مثل انتخابات كه امروز عملى است كه بايد انجام بگيرد و صحبت روز است در ايران، خانمها همان طورى كه مردها فعاليت مى كنند براى انتخابات، خانمها هم بايد فعاليت بكنند براى اينكه فرقى ما بين شما و ديگران در سرنوشتتان نيست. سرنوشت ايران، سرنوشت همه است. يعنى آن قدرى كه اسلام خدمت به شما كرد، به مردها آن قدر خدمت نكرد اسلام، شما را حفظ كرد و شما متقابلا اسلام را حفظ بكنيد. حفظ اسلام به اين است كه اين انتخابات كه مى خواهد مجلس دوم را متحقق كند، بدانيد كه انتخابات از امورى است كه در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترين نقش است، و اين انتخابات است كه همه امور كشور را چه در داخل و چه در خارج بايد بگذراند. و لهذا بايد شما خانم ها يك نقش بسيار فعال داشته باشيد كه خداى نخواسته، مجلس يك مجلسى نشود كه به واسطه ورود بعض عناصر غير صالح بتدريج كشانده بشود به طرف شرق يا به غرب، و همان بشود كه در زمان سابق بود و همان بگذرد بر ما و شما كه در زمان سابق مى گذشت.امام خمینی(ره)

  • حضور در فعاليت هاي اجتماعي

    همان طورى كه مردها بايد در امور سياسى دخالت كنند و جامعه خودشان را حفظ كنند، زن ها هم بايد دخالت كنند و جامعه را حفظ كنند. زن ها هم بايد در فعاليتهاى اجتماعى و سياسى همدوش مردها باشند، البته با حفظ آن چيزى كه اسلام فرموده است، كه بحمد الله امروز در ايران جارى است.امام خمینی(ره)

  • حضور در صحنه هاي فرهنگي و اقتصادي

    ما مفتخريم كه بانوان و زنان پير و جوان و خرد و كلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامى حاضر، و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند.امام خمینی(ره)

  • خود را شايسته ى انتساب به خاندان رسالت كنيم

    برادران عزيز! آنچه ما وظيفه داريم، اين است كه خود را شايسته ى انتساب به آن خاندان كنيم. البته منتسب بودن به خاندان رسالت و از جمله ى وابستگان آن ها و معروفين به ولايت آن ها بودن، دشوار است. در زيارت مى خوانيم كه ما معروفين به دوستى و محبت شما هستيم؛ اين وظيفه ى مضاعفى را بر دوش ما مى گذارد.
    اين خير كثيرى كه خداوند متعال در سوره ى مباركه ى كوثر مژده ى آن را به پيامبر اكرم داد و فرمود: انا اعطيناك الكوثر - كه تأويل آن، فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) است - درحقيقت مجمع همه ى خيراتى است كه روزبه روز از سرچشمه ى دين نبوى، بر همه ى بشريت و بر همه ى خلايق فرو مى ريزد. خيلي ها سعى كردند آن را پوشيده بدارند و انكار كنند، اما نتوانستند؛ والله متم نوره و لو كره الكافرون .
    ما بايد خودمان را به اين مركز نور نزديك كنيم؛ و نزديك شدن به مركز نور، لازمه و خاصيتش، نورانى شدن است. بايد با عمل، و نه با محبت خالى، نورانى بشويم؛ عملى كه همان محبت و همان ولايت و همان ايمان، آن را به ما املاء مى كند و از ما مى خواهد. با اين عمل، بايد جزو اين خاندان و وابسته ى به اين خاندان بشويم. اين طور نيست كه قنبر در خانه ى على (عليه السلام) شدن، كار آسانى باشد. اين گونه نيست كه سلمان منا اهل البيت شدن، كار آسانى باشد. ما جامعه ى مواليان و شيعيان اهل بيت(عليهم السلام)، از آن بزرگواران توقع داريم كه ما را جزو خودشان و از حاشيه نشينان خودشان بدانند؛ فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست . دلمان مى خواهد كه اهل بيت درباره ى ما اين طور قضاوت كنند؛ اما اين آسان نيست؛ اين فقط با ادعا به دست نمى آيد؛ اين، عمل و گذشت و ايثار و تشبه و تخلق به اخلاق آنان را لازم دارد.
    مقام معظم رهبری

  • امکان رسيدن به رتبه اجتهاد


    سوال: آيا زن مي تواند به مقام اجتهاد برسد يا خير؟ لطفا توضيح دهيد.
    جواب: (امکان رسيدن به رتبه اجتهاد براي زن هم هست ولي نمي تواند مرجع تقليد براي ديگران باشد.)امام خمینی(ره)

  • نمونه بودن در علم و عمل

    نمونه بودن در علم و عمل
    زن و مرد قم نمونه اند در علم و در عمل.امام خمینی(ره)

  • بشريت، مرهون فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها)

    انا اعطيناك الكوثر. فصل لربك وانحر. ان شانئك هو الأبتر.
    خدا را سپاسگزاريم كه در چنين روز باعظمت و فرخنده و زيبايى، توفيق زيارت شما مادحان و ستايشگران خاندان عصمت و طهارت، مجددا نصيب ما شد. ما مدعيان آشنايى و معرفت و ارادت به آن بانوى دو عالم، بركات فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) را در سرتاسر ايام حيات خودمان و در جلوه هاى گوناگون زندگى مشاهده كرده ايم. ان شاءالله تداوم اين بركات و تفضلات را تا هميشه ى زندگى و پس از مرگ هم ببينيم و حس كنيم و همه ى دوستان و مواليان، از آن انوار مطهره مستفيض بشوند.
    فيوضات فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها)، به مجموعه ى كوچكى كه در مقابل مجموعه ى انسانيت، جمع محدودى به حساب مى آيد، منحصر نمى شود. اگر با يك ديد واقع بين و منطقى نگاه كنيم، بشريت يكجا مرهون فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) است - و اين گزاف نيست؛ حقيقتى است - همچنان كه بشريت مرهون اسلام، مرهون قرآن، مرهون تعليمات انبيا و پيامبر خاتم (صلى الله عليه واله وسلم) است. در هميشه ى تاريخ اين طور بوده، امروز هم همين طور است و روزبه روز نور اسلام و معنويت فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) آشكارتر خواهد شد و بشريت آن را لمس خواهد كرد.
    مقام معظم رهبری

  • تبليغات صحيح


    اگر شما در محلى هستيد كه در آن جا مثلا بايد تعليم و تربيت خانم كوچولوها را بكنيد، بايد خوب تربيت كنيد.اگر در جايى هستيد كه در آن جا تبليغ بايد بكنيد، بايد تبليغاتتان، تبليغات صحيح باشد و هر قشرى در هر جا هست، بايد همان پستى را كه دارد خوب عمل بكند.امام خمینی(ره)

  • وظيفه آموزشي


    يكى از آثار بزرگ اين نهضت اين تحولى است كه حاصل شده است براى همه تان، براى خانم ها، براى برادرها، براى خواهرها، حاصل شده است. و آن احساس وظيفه است كه ما همه وظيفه داريم، در مملكتمان وظيفه آموزش داريم؛ آموزش چيزهايى كه به دردشان مى خورد در دين و در دنيا.امام خمینی(ره)

  • نبايد زنان به سمت تجمل گرايى سوق پيدا كنند

    يك جمله را هم در پايان صحبتم عرض بكنم. اين گرايش به تجمل گرايى كه مدت ها بود در جامعه ى ما يواش يواش كم شده بود، يا در اوايل انقلاب مثلا خانم ها به تجملات و زر و زيورها اعتنايى نمى كردند، متأسفانه باز اين چيزها - آن طور كه شنيده مى شود - در جامعه ى ما دارد رشد مى كند. زنان انديشمند و بافكر و بامعرفت جامعه ى ما بايد اين را خطر بدانند. نبايد زنان به سمت تجمل گرايى سوق پيدا كنند. البته اين خطر براى مردان هم هست؛ منتها در زنان بيشتر و امكانش زيادتر است. وانگهى در اين قضيه، در موارد بسيارى، مردان تحت تأثير زنانشان قرار مى گيرند. شماها واقعا بايد با اين قضيه مبارزه كنيد؛ خودتان هم مراقبت نماييد.
    من با تظاهر به تجمل و تجمل گرايى در حد معتدل كم ناگزيرش مخالفتى نمى كنم؛ ليكن اگر بنا شد كه روند افراطى پيدا كند، چيز بسيار مزخرفى است. در لباس، در آرايش، در زر و زيورها و طلا و جواهرات، خانم ها بايستى خيلى اهميت بدهند كه امساك بشود و بى اعتنايى به اين چيزها انجام بگيرد، تا شايد ان شاءالله به درخشندگي ها و زيبايي هاى واقعى تر بيشتر توجه بشود، تا به اين زيبايي هاى ظاهرى.
    ان شاءالله كه موفق باشيد. صحبت هم طولانى شد، ليكن حرف هاى فراوانى در اين مسأله ى اساسى هست كه بسيارى از آن ها هم نگفته ماند. ان شاءالله خداوند به شماها توفيق بدهد و تأييدتان كند. ان شاءالله مشمول الطاف ولى عصر (ارواحنافداه) باشيد و توفيق پيدا كنيد كه راه زنان بزرگ اسلام، مخصوصا فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) را ادامه بدهيد.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • نقش زنان در انقلاب و جنگ، يك نقش تعيين كننده

    بحمدالله انقلاب كمك عظيمى به جامعه ى زنان كشور ما كرد. من خانواده ها و زنانى را ديدم و مى بينم كه واقعا گذشت و فداكارى و دريادلى آن ها در مقابل حوادث، از مردان بيشتر است. من با خانواده ى شهدا نشست و برخاست نسبتا زيادى دارم. مكرر اين نكته را گفته ام كه در ميان خانواده هاى شهدا، غالبا مادر شهيد، براى تحمل اين حادثه ى مهم، روحيه ى بهتر و برداشت بهتر و ظرفيت بيشترى نسبت به پدر شهيد دارد. البته موارد عكس هم هست؛ اما اين گونه موارد تقريبا بيشتر است و من آن را بيشتر ديده ام. بر اثر اين حادثه ى عظيم انقلاب، خانم ها خيلى خيلى پيش آمدند و رشد كردند. نقش زنان در انقلاب، يك نقش تعيين كننده بود؛ در جنگ، يك نقش تعيين كننده بود؛ در دوران آينده هم نقششان ان شاءالله تعيين كننده خواهد بود؛ به شرطى كه ما اين جهات ارزشى را در زن رعايت كنيم. اين هاست كه تأمين كننده و تضمين كننده ى اين آينده است. اميدواريم كه خداوند شماها را تأييد كند
    مقام معظم رهبری

  • برپايي نهضت سوادآموزي

    لازم است تمام بي سوادان براى يادگيرى و تمام خواهران و برادران با سواد براى ياد دادن بپاخيزند، و وزارت آموزش و پرورش با تمام امكانات بپاخيزد و از قرطاس بازى و تشريفات ادارى بپرهيزد.برادران و خواهران ايمانى، براى رفع اين نقيصه دردآور بسيج شويد و ريشه اين نقص را از بن بر كنيد. تعليم و تعلم، عبادتى است كه خداوند تبارك و تعالى ما را بر آن دعوت فرموده است. ائمه جماعات شهرستان ها و روستاها مردم را دعوت نمايند و در مساجد و تكايا، با سوادان نوشتن و خواندن را به خواهران و برادران خود ياد بدهند و منتظر اقدامات دولت نباشند، و در منازل شخصى، اعضاى بي سواد را تعليم كنند و بي سوادان از اين امر سرپيچى نكنند.امام خمینی(ره)

  • تشکيل جمعيت هاي فرهنگي و علمي

    زنان شيردل و متعهد، همدوش مردان عزيز به ساختن ايران عزيز پرداخته؛ چنانكه به ساختن خود در علم و فرهنگ پرداخته اند. و شما شهر و روستايى را نمى يابيد جز آن كه در آن ها جمعيتهايى فرهنگى و علمى از زن هاى متعهد و بانوان اسلامى ارجمند به وجود آمده است.امام خمینی(ره)

  • لزوم باسواد كردن، كتابخوان كردن و آموختن روش هاى كار داخل خانه به زنان

    از جمله ى كارهاى بسيار اساسى، باسواد كردن زنان است. از جمله ى كارهاى بسيار مهم، كتابخوان كردن زنان است. يك شيوه هاى ابتكارى پيدا كنيد، براى اين كه خانم هاى داخل خانه را كتابخوان كنيد. متأسفانه زنان ما با كتابخوانى خيلى انسى ندارند. هزاران كتاب در بازار مى آيد و مى رود، اما اين ها مطلع نمى شوند. اين كتاب ها معارف بشرى است كه ذهن ها را براى بهتر فهميدن، بهتر انديشيدن، بهتر ابتكار كردن، و در موضع بهتر و صحيح ترى قرار گرفتن، آماده مى كند.
    از جمله ى چيزهاى بسيار مهم ديگر، آموختن روش هاى صحيح كار داخل خانه - يعنى برخورد با همسر و برخورد با فرزندان - به زنان است. زنانى هستند كه خيلى هم خوبند؛ داراى حلم و صبر و گذشت و اخلاق خوبند؛ اما روش هاى برخورد با همسر يا با فرزندانشان را درست نمى دانند. اين روش ها علمى است؛ چيزهايى است كه با تجربه ى بشرى روزبه روز پيشرفت كرده و به مراحل خوبى رسيده است. كسانى هستند كه تجربه هاى خوبى دارند؛ بايد روش هايى پيدا كنيد كه افرادى كه مى توانند، خانم ها را به اين مسائل راهنمايى كنند.
    مقام معظم رهبری

  • دعوت به راه راست

    من اميدوارم كه معلمين در هر جا هستند، خواهران و برادران معلم، خواهران و برادران دانشجو، خواهران و برادران عالم، خودشان را دانشجو بدانند و معلم. معلم آن ها را به راه راست هدايت انبيا دعوت كند و آن ها هم به راه راست هدايت انبيا سفر كنند.امام خمینی(ره)

  • حق تحصيل

    پيرمرد و پيرزن هم مى توانند آموزش ببينند، مى توانند تحصيل كنند، مأيوس از خودشان نباشند.امام خمینی(ره)

  • در كنار فعاليت هايتان، سهم

    شما كار هم داريد، بيرون هم هستيد، جراحيتان را هم مى كنيد، مريضتان را هم مى بينيد، فلان كار علمى را هم مى كنيد، فلان طرح را هم مى نويسيد، فلان درس را هم در دانشگاه مى دهيد - همه ى اين ها به جاى خود محفوظ - اما بايستى سهم خانه را هم در نظر داشته باشيد. البته سهم خانه، مثل همه ى چيزهاى ديگر، مى تواند كميتش فداى كيفيتش بشود؛ يعنى از كميت كاستن. حضور بيست و چهار ساعته ى زن در خانه، يك معنا دارد؛ ولى وقتى از آن بيست و چهار ساعت كم كرديد، اما كيفيتش را بالا برديد، آن وقت يك معناى ديگرى خواهد داشت. اگر ديديد آن كارتان به اين قضيه ضربه مى زند، بايد برايش فكرى بكنيد. اين، مهم و اساسى است؛ مگر در موارد اضطرارى. در همه ى چيزها ضرورتى وجود دارد كه خارج از حد قاعده است. من قاعده را دارم مى گويم؛ به استثناها كارى ندارم.
    شنيدم كه زمزمه و صحبت اين هست كه ان شاءالله دانشگاهى مخصوص زنان به وجود بيايد؛ يعنى استاد و مدير و دانشجو و حتى كادر ادارى هم همه زن باشند؛ بخصوص در دانشگاه هاى پزشكى. اين، فكر بسيار خوبى است. من همين طور كه با يك نظر دورادور نگاه مى كنم، بدون اين كه درست جوانب قضيه را رسيده باشم - چون فرصت اين كار را نداشته ام - مى بينيم كه اجمالا اين كار با آن هدف هاى كلى و ارزشى حركت زن در جامعه ى ما كاملا متناسب و خيلى خوب است. اميدوارم كه ان شاءالله موفق و مؤيد باشيد.
    مقام معظم رهبری

  • تهذيب اسلامي

     اميدوارم كه خواهران و برادرانى كه در مدرسه عالى شهيد مطهرى- رحمه الله- هستند و مشغول تحصيل و تبليغ هستند توجه داشته باشند كه مدرسه به اسم شهيدى است كه براى اسلام مفيد بود و نوشته هاى او و گفتار او مربى جوانان ما هست، و بايد باشد. شما خواهرها و برادرها كه در اين مدرسه هستيد برنامه تان را آن طور تنظيم كنيد كه از بين شما مطهرى ها، يا يك مطهرى، پيدا بشود. عزمتان جزم اين معنا باشد، و توجهتان به خدا و اعمالتان خالص براى خداى تبارك و تعالى. جديت كنيد كه در آن مدرسه كه هستيد تحصيل كنيد. و بالاتر از تحصيل، تهذيب اخلاق است . اسلامى باشيد و علوم اسلامى را با نفوس اسلامى تكميل كنيد. در كنار تحصيل جدى در احكام اسلام و معارف اسلاميه، تهذيب اسلامى داشته باشيد.امام خمینی(ره)

  • از كار زن و خانواده گره گشايى كنيد

    البته مسأله ى خانواده خيلى مهم است. خانم به طرح هاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان اشاره كردند. همت مهمتان در اين طرح ها بايد اين باشد - و قاعدتا هم هست - كه واقعا از كار زن گره گشايى كنيد؛ ببينيد گره هاى عمده كجاست. يكى از مهمترين گره ها در خانواده است؛ برويد ببينيد در خانواده ها چه خبر است؛ خود شماها مى دانيد و مى بينيد. ببينيد چه چيزى اين نابساماني ها را به وجود مى آورد؛ ريشه هاى آن را پيدا كنيد و طرح هاى بلندمدت بريزيد، براى اين كه آن نابسامانيها برطرف بشود.
    مسأله ى مادرى، مسأله ى همسرى، مسأله ى خانه و خانواده، مسائل بسيار اساسى و حياتى است. در همه ى طرح هايى كه ما داريم، بايستى خانواده مبنا باشد. يعنى شما اگر بزرگترين متخصص پزشكى يا هر رشته ى ديگرى بشويد، چنان چه زن خانه نباشيد، اين براى شما يك نقص است. كدبانوى خانه شما بايد باشيد؛ اصلا محور اين است. اگر بخواهيم تشبيه ناقصى بكنيم، بايد به ملكه ى زنبور عسل تشبيه كنيم.
    كانون خانواده، جايى است كه عواطف و احساسات بايد در آن جا رشد و بالندگى پيدا كند؛ بچه ها محبت و نوازش ببينند؛ شوهر كه مرد است و طبيعت مرد، طبيعت خامترى نسبت به زن است و در ميدان خاصى، شكننده تر است و مرهم زخم او، فقط و فقط نوازش همسر است - حتى نه نوازش مادر - بايد نوازش ببيند. براى يك مرد بزرگ، اين همسر كارى را مى كند كه مادر براى يك بچه ى كوچك آن كار را مى كند؛ و زنان دقيق و ظريف، به اين نكته آشنا هستند. اگر اين احساسات و اين عواطف محتاج وجود يك محور اصلى در خانه - كه آن، خانم و كدبانوى خانه است - نباشد، خانواده يك شكل بدون معنا خواهد بود.
    مقام معظم رهبری

  • آموزش فرهنگ غني قرآن

    آموزش فرهنگ غني قرآن درود بى پايان بر زنان متعهدى كه اكنون در سراسر كشور، به تربيت نوباوگان و تعليم بي سوادان و تدريس علوم انسانى و آموزش فرهنگ غنى قرآنى اشتغال دارند.امام خمینی(ره)

  • حضور در عرصه هاي جامعه

    حضور در عرصه هاي جامعه زن ها كه بكلى خارج بودند از همه چيز جامعه، هر گز حتى نمى توانستند راه پيدا بكنند، بحمدالله در اين سال هاى اخير، آن ها هم وارد شدند و به طور شايسته با حفظ موازين شرعى وارد شدند و خودشان كلاس هايى دارند و- عرض كنم- تبليغات دارند امام خمینی(ره)

  • فعاليت در عرصه تعليم و تربيت

    بحمد الله امروز آن بندهايى كه به عقايد ما بسته شده بود رها شد. امروز تمام قشرهاى ملت مشغول تربيت و تعليم هستند. بانوان مشغول هستند.الآن بانوان جزو طلاب علوم دينيه در قم و در جاى ديگر هستند، و خودشان در هر جا هستند مشغول تربيت و تعليم هستند، و اين يك امرى است كه در اين انقلاب تحقق پيدا كرد. آن وقت همچو محصور كرده بودند كه براى بانوان هيچ حق قائل نبودند كه حتى در يك مجمع ده نفرى وارد بشوند و مسأله علمى بگويند يا مسأله عقيدتى بگويند. امروز اين ها مى توانند با همه حفظ جهات اسلام در همه جاى كشور تبليغات بكنند، بلكه در خارج از كشور هم ما بسيار عقب افتاده بوديم در اين امور، و امروز بايد تلافى كنيم، بايد نقيصه ها را رفع بكنيم.امام خمینی(ره)

  • آرزوي موفقيت بانوان

    من از خداى تبارك و تعالى، توفيق شما بانوان و خواهران را مى خواهم كه هم در علم كوشا باشيد، و هم در عمل و هم در تهذيب اخلاق. همان طورى كه علم تنها فايده ندارد، و تهذيب تنها كوركورانه فايده ندارد. علم و تهذيب نفس است كه انسان را به مقام انسانيت مى رساند. و من از خداى تبارك و تعالى خواستارم كه شما بانوان را موفق كند و ساير خواهران كه در سطح ايران هستند، و همين طور برادران را موفق كند، كه اين دو جناح را كه جناح علم و عمل باشد، توأم با اخلاق اسلامى به پيش ببرد و اسلام در ايران پياده بشود به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى مى خواهد.امام خمینی(ره)

  • فعاليت در حوزه ها

     حالا طورى شده است كه خانم ها همدوش با ساير برادران در تحصيل علم و عرفان و فلسفه و تمام شعب علم و ان شاء الله صنعت، فعاليت مى كنند. آن وقت مى گفتند كه نيمى از جمعيت ايران كه در پرده هستند ديگر كارى ازشان نمى آيد.نه اينكه مى خواستند كارى ازشان بيايد، براى اينكه مردها را هم آن ها محروم كردند از كارهاى فعال، بلكه مى خواستند كه اين ها را وارد كنند در جامعه به آن ترتيبى كه خود آن ها و رفقا و همراهان آن ها بودند و به فساد بكشند جامعه را.و خداوند خواست كه موفق نشدند.و شما بانوان امروز موجب افتخار هستيد كه همان طورى كه برادران شما در حوزه ها مشغول تحصيل و تدريس و ساير كارهاى اسلامى هستند، شماها هم با آن ها هستيد و اميدوارم فعال تر باشيد.و البته بايد شما توجه بكنيد و عكس عمل آن چيزى كه در رژيم سابق گذشت، شما عمل كنيد. آنها اخلاق اسلامى را مى خواستند ببرند و به جاى او اخلاق اروپايى بنشانند.شما عكس عمل او را كنيد كه بعضى از اين گول خورده هايى كه باز در ايران ممكن است پيدا بشوند، تحت تأثير شما واقع بشوند و آن ها هم به طريقه شما عمل بكنند.امام خمینی(ره)

  • بحث پوشش زن نبايد از هجوم تبليغاتى غرب متأثر باشد

    به نظر ما، بحث هايي كه درباب پوشش زن مى شود، بحث هاى خوبى است كه انجام مى گيرد؛ منتها بايد توجه كنيد كه هيچ بحثى در اين زمينه هاى مربوط به پوشش زن، از هجوم تبليغاتى غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلا بياييم با خودمان فكر كنيم كه حجاب داشته باشيم، اما چادر نباشد؛ اين فكر غلطى است. نه اين كه من بخواهم بگويم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من مى گويم چادر بهترين نوع حجاب است؛ يك نشانه ى ملى ماست؛ هيچ اشكالى هم ندارد؛ هيچ منافاتى با هيچ نوع تحركى هم در زن ندارد. اگر واقعا بناى تحرك و كار اجتماعى و كار سياسى و كار فكرى باشد، لباس رسمى زن مى تواند چادر باشد و - همان طور كه عرض كردم - چادر بهترين نوع حجاب است.
    البته مى توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همين جا هم بايستى آن مرز را پيدا كرد. بعضي ها از چادر فرار مى كنند، به خاطر اين كه هجوم تبليغاتى غرب دامنگيرشان نشود؛ منتها از چادر كه فرار مى كنند، به آن حجاب واقعى بدون چادر هم رو نمى آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار مى دهد!
    شما خيال كرده ايد كه اگر ما چادر را كنار گذاشتيم، فرضا آن مقنعه ى كذايى و آن لباس هاى و ليضربن بخمرهن على جيوبهن و همان هايى را كه در قرآن هست، درست كرديم، دست از سر ما بر مى دارند؟ نه، آن ها به اين چيزها قانع نيستند؛ آن ها مى خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان عينا اين جا عمل بشود؛ مثل زمان شاه كه عمل مى شد. در آن زمان، زن اصلا پوشش و حجابى نداشت؛ حتى در اين جاها وقتى نوبت به اين كارها مى رسد، بى بندوبارى خيلى بيشتر هم مى شود؛ كمااين كه در زمان شاه، بى بندوبارى يى كه در همين شهر تهران و بعضى ديگر از شهرهاى كشور ما بود، از معمول شهرهاى اروپا بيشتر بود! زن معمولى در اروپا، لباس و پوشش خودش را داشت؛ اما در اين جا آن طورى نبود. آن طور كه ديده بوديم و شنيده بوديم و مى دانستيم و مناظرى كه از آن وقت الان جلوى نظر من هست، انسان واقعا حيرت مى كند كه چرا بايستى اين گونه بشود؛ كما اين كه در خيلى از كشورهاى متأسفانه عقب مانده ى مسلمان و غيرمسلمان هم همين طور است. بنابراين، بايد بدقت و با نهايت كنجكاوى و بدون اغماض، مسائل ارزشى را رعايت كرد.
    مقام معظم رهبری

  • زنان غربى، تا اندكى پيش، حقوق مالى مستقلى نداشتند!

    ما از دنياى غرب كه آمدند زن بشرى را در طول دوره هاى گذشته تا امروز اين قدر مورد تحقير قرار دادند، طلبگاريم. شما ببينيد در اروپا و در كشورهاى غربى، تا اندكى پيش زنان حقوق مالى مستقلى نداشتند. من يك وقت بدقت آمارش را استخراج كردم و در صحبتى - ظاهرا در نماز جمعه ى چهار، پنج سال پيش از اين بود - آن را مطرح كردم. مثلا تا اوايل قرن بيستم، با همه ى آن ادعاهايى كه شده است، با آن كشف حجاب عجيب و غريبى كه در غرب روزبه روز هم بيشتر شده، با آن اختلاط جنسى بى نهايت و بى مهار - كه خيال مى كنند اين احترام كردن و ارزش دادن به زن است - درعين حال زن غربى حق نداشته از ثروتى كه متعلق به خودش بوده، آزادانه استفاده كند! در مقابل شوهر، مالك دارايى خودش نبوده است. يعنى زنى كه ازدواج مى كرد، ثروت و دارايى و ملكش متعلق به شوهرش بود؛ خودش حق نداشت نسبت به آن تصرفى بكند؛ تا اين كه بتدريج حق مالكيت و حق كار، تا اوايل قرن بيستم به زنان داده شد. يعنى اين مسأله يى كه جزو اولي ترين حقوق بشرى است، از زن دريغ داشتند؛ اما فشار و تكيه ى بيشتر را روى آن مسأله يى گذاشتند كه درست نقطه ى مقابل مسائل ارزشى واقعى است كه در اسلام به آن اهتمام شده است.
    اين كه ما حالا در باب حجاب اين همه تأكيد داريم، علتش اين است.
    مقام معظم رهبری

  • پيشتازي در تربيت و تعليم جامعه

    از آن جا كه علوم مطلقا، خصوصا علوم اسلامى، اختصاص به قشرى دون قشرى ندارد، و بانوان محترم ايران در طول انقلاب ثابت نمودند كه همدوش مردان مى توانند حتى در فعاليت هاى اجتماعى و سياسى خدمت هاى ارزشمندى به اسلام و مسلمانان نمايند و در تربيت و تعليم جامعه بزرگوار بانوان پيشتاز باشند، و اكنون بحمد الله تعالى مؤسسه اى در شهر مقدس قم، شهر علم و جهاد، براى تعليم و تربيت بانوان محترم در دست ساختمان است، و اميد است با كوشش علماى اعلام و مدرسين حوزه علميه قم- دامت بركاتهم- اين مقصد اسلامى جامه عمل پوشد و در رشد فكرى و شكوفا شدن دانش اسلامى بانوان قدم مؤثرى باشد، لهذا حضرات حجج اسلام، آقايان: حاج شيخ على مشكينى و موسوى اردبيلى و حاج شيخ احمد جنتى و حاج شيخ محمد فاضل و حاج شيخ محمد على شرعى و شيخ محمد رضا توسلى و حاج شيخ حسن صانعى- دامت افاضاتهم- را به عنوان هيأت مؤسس اين مكتب خواهران تعيين نمودم، تا براى تعيين هيأت مديره و تنظيم اساسنامه و تعيين نام مكتب و ساير امور مؤسسه اقدامات مقتضى را بنمايند. اميد است با تأييد خداوند متعال و دعاى حضرت بقيه الله- ارواحنا لمقدمه الفداء- اين مؤسسه بتواند خدمت ارزنده اى به جامعه بانوان مسلمان و انقلابى ايران بنمايد.امام خمینی(ره)

  • رنج و زحمت بانوان

    امام خمینی(ره)
    و شما بحمدالله زحمت كشيديد، رنج برديد و در همه مراحل پايدارى كرديد، و بانوان ايران در همه جا فعاليت كردند، چه فعاليت هاى فرهنگى و چه فعاليت هاى اقتصادى، كه قشر كثيرى از آن ها در كشاورزى دخالت دارند، و قشر كثيرى از آن ها در صنعت دخالت دارند و قشر كثيرى در فرهنگ و ادب و علم و هنر. و همه اين ها پيش خداى تبارك و تعالى مشكور است، و شماها مورد عنايت حق تعالى ان شاءالله هستيد، و مادامى كه به اين تعهد باقى باشيد، خداى تبارك و تعالى شما را نصرت مى كند.

  • زن مساوي مرد است

    امام خمینی(ره)
    شاه شما را مخالف با تمدن قلمداد مى كند؛ شما نيز همين اتهام را به شاه برمى گردانيد و اين مطلب لزوما قانع كننده نيست.لطفا ممكن است موضع و موقع خود را راجع به سه موضوع اصلى ايران بيان بفرماييد: اصلاحات ارضى، صنعتى كردن مملكت، و زنان - هدف از اصلاحات ارضى شاه، خصوصا اين بود كه بازارى براى كشورهاى خارجى، خصوصا امريكا، ايجاد كند.اما اصلاحات ارضى اى كه ما خواستارش هستيم، كشاورز را از محصول كارش بهره مند خواهد ساخت و مالكانى را كه بر خلاف قوانين اسلامى عمل كرده اند مجازات خواهد كرد زمين هايى كه گرفته اند، به مالكان قديمى اش برگردانيده خواهد شد؟ - مسلما نه، درست همين مالكان در طول سال ها درآمدهايى را روى هم انباشته بودند، بى آنكه مقررات اسلام را در خصوص توزيع آن ها اجرا نمايند. بدين ترتيب ثروتى را كه حق جامعه بوده و بايد به جامعه برسد در نزد خود نگه داشته و بر خلاف قوانين اسلامى عمل كرده اند و ثروتمند شده اند. بنا بر اين اگر ما به قدرت و حكومت برسيم، ثروتهايى كه اين مالكان به ناحق متصرف شد اند، ضبط خواهيم كرد و بر اساس حق و انصاف، مجددا ميان محتاجان توزيع خواهيم كرد در خصوص صنعتى كردن مملكت، كاملا با اين امر مواف قيم ولى ما خواستار يك صنعت ملى و مستقل هستيم كه در اقتصاد مملكت ادغام شده و همراه با كشاورزى در خدمت مردم قرار گيرد، نه يك صنعت وابسته به خارج بر اساس مونتاژ؛ نظير صنعتى كه فعلا در ايران مستقر ساخته اند. سياست شاه از لحاظ صنعتى و كشاورزى، مملكت ما را به نفع قدرت هاى استعمارى به صورت يك جامعه مصرفى درآورده است.

    در خصوص زنان، اسلام هيچ گاه مخالف آزادى آنان نبوده است، بر عكس اسلام با مفهوم زن به عنوان شى ء مخالفت كرده است و شرافت و حيثيت او را به وى باز داده است.زن مساوى مرد است.زن مانند مرد آزاد است كه سرنوشت و فعاليت هاى خود را انتخاب كند؛ اما رژيم شاه است كه با غرق كردن آن ها در امور خلاف اخلاق، مى كوشد تا مانع آن شود كه زنان آزاد باشند. اسلام شديدا معترض به اين امر است. رژيم آزادى زن را البته نظير آزادى مرد از ميان برده و پايمال ساخته است. زنان مانند مردان زندان هاى ايران را پر كرده اند. در اينجاست كه آزادى آن ها در معرض تهديد و در خطر قرار گرفته است. ما مى خواهيم كه زنان را از فساد، كه آنان را تهديد مى كند، آزاد سازيم.

  • باورهاى غلط ذهن زن ايرانى را بزداييد

    به نظر من، اهميت اين كارى كه امروز خانم ها دارند، از اهميت مشاغل معمولى آن ها در سطح كشور كمتر نيست؛ بلكه از اغلب آن ها بيشتر است. بله، شما همين سؤال را مطرح بكنيد كه چرا زنان مسؤوليتها و مديريتهاى كليدى ندارند؟ اين سؤال قابل قبولى است. چنان چه صلاحيتهاى خوبى در زنان هست - نه اين كه ما تعصب بورزيم و بگوييم بايد حتما زن در جايى مسؤول شود - آن جاهايى كه منع اسلامى ندارد - چون در جاهايى ممكن است منع اسلامى داشته باشد - تا سطوح بالا را شامل مى شود. وقتى در اين نوع موارد مى خواهند بررسى كنند و كسانى را به عنوان اصلح انتخاب نمايند، زنان را هم در كنار مردان و بين اين مجموعه ببينند و بدون هيچ گونه تعصب، اصلح را انتخاب كنند. البته اين، يك عرف و يك فرهنگ است. اين طور چيزها، دستورى هم نيست كه بخشنامه صادر كنيم. نه، اين ها جزو فرهنگ و باورهاى جامعه است. بايد اين قدر گفته بشود، اين قدر تكرار و استدلال بشود، تا اين كه جا بيفتد.
    به نظر من، آن چيزى كه امروز مجموعه ى شما و هر مجموعه يى از زنان - كه در شكلها و با هدف هاى مختلف كار مى كنند - برعهده دارند، اين است كه باور غلطى را كه فرهنگ غربى و اروپايى در اين دهها سال اخير در ذهن زن ايرانى وارد كرده است، بزدايد. البته باور غلطى هم در گذشته بوده است؛ يعنى گرايش به برخى از شكلهاى غلط مصرف و تجمل، از گذشته هم وجود داشته است. با ورود فرهنگ اروپايى، اين مدگرايى و نوگرايى در مصرف، به شكل عجيبى تشديد شد. اين، محاسبه شده و پيش بينى شده بود. سردمداران سياستهاى غربى - كه غالبا صهيونيستها و استعمارگران بودند - به قصدى و با نيتى اين كار را كردند. اين باورهاى غلط را بايد بزداييد؛ و اين نمى شود، مگر با ارايه ى بحثها و كارهاى اسلامى. اگر اين كار بشود، ريشه ى اين مشكلاتى كه گاهى اوقات مطرح مى شود - بدحجابى و رواج فساد و فحشا و اين چيزها - به خودى خود كنده خواهد شد. اين ها غالبا معلولند؛ علل، همان باورها و فرهنگها هستند كه بايد روى آن ها كار بشود.
    اميدواريم كه خداوند ان شاءالله به بركت هدايت اسلامى و به بركت وجود فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) اين توفيق را به زنان ما بدهد. در بين مسلمين و در فرهنگ اسلامى، زنى با اين عظمت وجود دارد. خداى متعال مى توانست بزرگترين و رفيعترين زن را در ميان ملت هاى ديگر و امت هاى سلف قرار بدهد - اشكالى هم نداشت؛ اين كار مى شد - اما در امت اسلام قرار داده است. اين هم براى ما حجت و تنبيهى است كه مى توان اين الگوى عالى و والا را در مقابل چشم قرار داد و آن را دنبال كرد. ان شاءالله شما خواهران عزيز هم موفق باشيد كه اين راه مهم را باقدرت و باصلابت بپيماييد و خداوند به شما هم توفيق عنايت كند.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • آزادي زنان در جامعه اسلامي

    در مورد مسائل اجتماعى، حضرت آيت الله حضور زنان را در دانشگاه و يا كار كردن آنان در جامعه چگونه مى بينيد؟ آيا براى آن ها شما محدوديت هايى قائل مى شويد كه الآن در جامعه كنونى وجود ندارد.و نظر حضرت عالى در مورد كنترل مواليد و تحصيل زنان و مردان در دانشگاه به صورت مخلوط چيست؟
    زنان در جامعه اسلامى آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسين به هيچ وجه جلوگيرى نمى شود. از چيزى كه جلوگيرى مى شود فساد اخلاقى است كه زن و مرد نسبت به آن مساوى هستند و براى هر دو حرام است.راجع به مواليد، تابع آن است كه حكومت چه تصميمى بگيرد.امام خمینی(ره)

  • ما بايد ببينيم كه زنان به چه ابزار قانونى احتياج دارند

    آن چيزى كه من مى خواستم عرض بكنم، اين است كه هر نقصى كه در وضع زن در جامعه ى ما وجود داشته باشد، علاجى دارد؛ چون اسلام نسبت به زن، ديد شامل و كامل و جامعى دارد. بايد راه هاى علاج را پيدا كرد. آن روزى كه شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان تشكيل مى شد، دقيقا به همين نكات نظر بود. در آن جمع، جناب آقاى احمدى و ديگر برادران هم شركت داشتند. ما بايد امروز ببينيم كه زنان براى حركت در آن مسير مطلوب اسلام براى زن، به چه ابزار قانونى احتياج دارند، چه تفكرات و تأملاتى بايستى انجام بگيرد، چه راهنمايي هايى بايد بشوند، چه مراكز هدايتى بايد به وجود بيايد؛ آن را بايستى برايشان فراهم كنيم و تدارك ببينيم. البته بايستى مركزى باشد كه اين تدارك ها و پشتيبان هاى معنوى را تدبير و اداره و دنبال كند - منظورم پشتيبان هاى مادى نيست؛ در پشتيبان ها مادى، همه با هم شريكند - آن مركز، همين شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان است كه شما خانم ها عضو آن هستيد.
    شما بايستى نسبت به اين مسأله، فكر و تأمل كنيد. با مجلس و دولت هم كه رابطه داريد. بعلاوه، خود شوراى عالى انقلاب فرهنگى، مصوباتى را كه لازم الاجراست، مى گذراند. از اوايلى كه اين شورا تشكيل شد، حضرت امام(رضوان الله تعالى عليه) تصريح فرمودند كه مصوبات اين جلسه بايد اجرا بشود. اصلا اين مجموعه يى كه شما خانم ها تشكيل داده ايد، وصل به آن مركز است؛ بايد جدى فكر كنيد و ببينيد مشكلات زنان چيست. البته منظور، اين مشكلات كوچك عمومى كه بايد در بخش هاى مختلف ادارى برطرف بشود - مثل مشكل بيمه و امثال آن - نيست. اين ها چيزهايى نيست كه مجموعه ى خاصى به آن ها رسيدگى كند.
    شما بايد ببينيد، زن به جهت زن بودن، چه تكاليفى دارد و براى تحمل اين تكاليف، احتياج به چه هدايتهايى دارد؛ چه توصيه هايى بايد به زنان بشود و چه قوانينى لازم است، براى اين كه آن ها از حقوق اجتماعى و انسانى خود برخوردار بشوند؛ چه سازمان هايى احيانا بايد به وجود بيايد كه بخشى از كارها را به عهده بگيرد. شما اين ها را بررسى كنيد؛ آن وقت به دستگاه هاى مختلف - مثل مجلس، يا شوراى عالى انقلاب فرهنگى - توصيه كنيد، تا مصوبه بگذرانند و اين كارها انجام بگيرد. وقتى ما اين مجموعه را نداشتيم، نداشته ايم؛ ولى حالا كه داريم، بايستى خيلى كار و حركت بكند.
    مقام معظم رهبری

  • مردم به خدمات و تعهد شما نيازمندند

    شما هر چه بتوانيد، بخصوص دانشجويان دختر را تشويق و تربيت كنيد و در رشته ى علوم پيش ببريد. اين كار، انقلاب و كشور را به اهداف خودش نزديكتر خواهد كرد. مردم به خدمات شما نيازمندند؛ همچنان كه به روش و منش و تعهد و پايبندى شما به دين هم نيازمندند.
    اميدوارم كه ان شاءالله خداوند به شما توفيق بدهد و همچنان كه گفتيد، فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) را الگوى خودتان بدانيد و قرار بدهيد و مشكلات كار تحصيلى هم از سر راه زنان مسلمان، بيشتر از پيش برطرف بشود. بعضى از مشكلات هنوز در بعضى از مراكز آموزشى شديدا وجود دارد. ان شاءالله اين مشكلات بر طرف بشود و دخترها و زن هاى مسلمان ما بتوانند اين جاده ى تحصيل علم را هر چه بيشتر و قويتر بپيمايند و ما به وجود خانم هايى كه با حفظ موازين اسلامى، به عاليترين قله هاى استعداد بشرى - چه از لحاظ علمى و چه از لحاظ اخلاقى و سياسى و اجتماعى - رسيده اند، افتخار كنيم.
    مجددا از خانم ها تشكر مى كنم و اميدوارم كه ان شاءالله خداوند شما را مشمول توفيقات خودش قرار بدهد.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • آزادي فعاليت زنان

    امام خمینی(ره)
    زن و مرد همه آزادند در اينكه دانشگاه بروند؛ آزادند در اينكه- عرض مى كنم رأى بدهند، رأى بگيرند. آنى كه مخالفند، اين است كه اين طورى كه اين ها زن را مى خواهند بار بياورند كه يك ملعبه اى در دست مردها باشد، به قول شاه زن خوب است فريبا باشد ما مى خواهيم اين كلمه را بگيريم، اين غلط را بگيريم. ما مى خواهيم زن آدم باشد مثل ساير آدم ها، انسان باشد مثل ساير انسان ها، آزاد باشد مثل ساير آزادها.

  • آزادي زن، طبق قانون اسلام

    امام خمینی(ره)
    در صورت پيروزى جنبشتان و تأسيس دولت اسلامى، توسعه و پيشرفت اجتماعى مخصوصا پيشرفت زنان را چگونه مى بينيد؟ و آيا تعدد زوجات را مجاز خواهيد دانست و اجازه خواهيد داد يا نه؟- زن ها آزادند، همان طورى كه مردها آزادند. ما طبق قانون اسلام عمل مى كنيم.

  • پيام عملى خود را دقيق و مسجل به دنيا بدهيد

    من مى خواهم بگويم كه شما خانم ها براى دنيا پيامى داريد. اين پيام را دقيق و مسجل كنيد و به دنيا بدهيد. پيام هم فقط پيام زبانى و شفاهى و كتبى نيست؛ بلكه بيشتر پيام عملى است. زن هاى ايران، بخصوص كسانى كه در رشته هاى گوناگون دانش و در چارچوب اسلام و احكام اسلامى و مهمتر از همه مسأله ى حجاب توانسته اند حركت بكنند، بايستى به زنان و دختران و دانشجويان زن دنيا عملا تفهيم كنند كه علم به معناى بى بندوبارى نيست و لازمه ى تحصيل علم، بى قيدى نسبت به موازين اخلاقى در مورد معاشرت زن و مرد نيست؛ بلكه مى توان با رعايت كامل اين موازين، علم را هم تحصيل كرد و به جاهاى بالايى رسيد و وجود شما مى تواند به عنوان يك نمونه از پيام جهانى اسلام نشان داده بشود.
    بله، من هم اين را قبول دارم كه گفتيد امروز دنيا تشنه است تا ببيند پيام اديان چيست. در ميان اديان عالم، آن دينى كه ادعا مى كند مى تواند جامعه را به صورت همه جانبه بسازد، اسلام است. مسيحيت امروز و بقيه ى اديان به طريق اولى، اين ادعا را ندارند؛ ليكن اسلام ادعا مى كند كه اركان بناى يك نظام اجتماعى را در اختيار دارد و مى تواند اين پايه ها و ركن ها را بنشاند و بر اساس اين پايه ها، يك نظام اجتماعى و يك جامعه ى سالم و پيشرفته بنا كند. ما بايستى در همه ى بخش ها، از جمله در مسأله ى كسب دانش و همچنين در پيوند با اين مسأله، مسأله ى زن و دانش، نشان بدهيم كه اين امكان در اختيار اسلام است.
    مقام معظم رهبری

  • گمراه کردن زنان به نام آزادي

    اين افرادى را كه شما به عنوان حقوق دان مى دانيد هميشه زنان ما را گمراه كرده اند.امروز زنان آزاده ما زندان ها را پر كرده اند و اين حقوق دانان هميشه پاى جنايت هاى شاه را امضا كرده اند.كدام يك از اين دو آزادند و آزاده؟امام خمینی(ره)

  • خانم ها موظفند همه ى رشته هاى تخصصى پزشكى را دنبال كنند

    البته، من اين نكته را در همين جا بگويم كه رشته ى پزشكى - نه فقط زنان - براى خانم ها از اولويت برخوردار است؛ زيرا ما كه به وجود يك فاصله ى ارتباطى و آميزشى اجتماعى بين زن و مرد معتقديم و تأكيد داريم كه نبايد اختلاط بى قيدوشرط بين زن و مرد باشد و معتقد به حجاب - به معناى كامل و واقعى كلمه - هستيم، نمى توانيم در مسأله ى پزشكى بى تفاوت باشيم. يعنى به همان تعداد كه پزشك مرد داريم، به همان تعداد هم پزشك زن لازم داريم. بگذاريم زن ها براى مراجعات پزشكى خود، به طبيب زن مراجعه كنند و هيچ لزومى ندارد كه ما اين فاصله را برنداريم. بايستى كارى بكنيم كه زن ها بتوانند بدون هيچ گونه مشكلى، به طبيب مراجعه كنند و آن طبيب هم طبيب زن باشد.
    بعضى از خانم ها خيال مى كردند كه اگر زن در رشته ى زنان درس مى خواند، بايستى فقط در زمينه ى بيماري هاى ويژه ى زنان و مسأله ى زايمان درس بخواند؛ درحالى كه اين طور نيست و خانم ها موظفند كه انواع و اقسام رشته هاى تخصصى پزشكى - مثل قلب و داخلى و اعصاب و... - را دنبال كنند. اين، فريضه است. امروز اين تكليف براى زن ها، بيشتر از مردهاست؛ اگر چه در جامعه ى ما، آموزش رشته هاى مختلف علوم كه براى ساختن اين جامعه لازم مى باشد، براى همه فريضه است. آن كسانى كه بتوانند، حقيقتا امروز از آن روزهايى است كه كسب علم فريضه ى شرعى است؛ علاوه بر اين كه فريضه ى اجتماعى هم است.
    كسب علم فقط يك امتياز نيست كه كسى بخواهد به جايى برسد و شغل پردرآمدى داشته باشد؛ مسأله اين است كه كسانى كه مى توانند درس بخوانند، واجب است كه درس بخوانند و تخصص ها را پيدا كنند. كسب علم و تخصص در رشته ى پزشكى - مثل بقيه ى رشته ها - براى مردها واجب است؛ اما براى زن ها واجبتر مى باشد؛ چون زمينه ى كار در ميان خانم ها كمتر است. به نسبت تعداد زنان در جامعه، ما پزشك زن كمتر داريم. بنابراين از نظر اسلام، اين مسأله يك مسأله ى حل شده است و جامعه ى ما بايد پيش برود.
    مقام معظم رهبری

  • حفظ شخصيت زن در اسلام

    در جامعه ايران چه تغييراتى را شما در موقعيت زن، مورد نياز حس مى كنيد؟ و به نظر شما دولت اسلامى چگونه شرايط زنان را تغيير خواهد داد؟ مثل اشتغال به كارهاى دولتى و كار كردن در حرفه هاى مختلف مانند پزشكى، مهندسى و غيره و نيز شرايطى چون طلاق، سقط جنين، حق مسافرت و پوشيدن اجبارى چادر- تبليغات سوء شاه و كسانى كه با پول شاه خريده شده اند، چنان موضوع آزادى زن را براى مردم مشتبه كرده اند كه خيال مى كنند فقط اسلام آمده است كه زن را خانه نشين كند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم؟ چرا با كار كردن زن مخالف باشيم؟ چرا زن نتواند كارهاى دولتى انجام دهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم؟ زن، چون مرد در تمام اين ها آزاد است. زن هر گز با مرد فرقى ندارد. آرى در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد، ولى لازم نيست كه چادر باشد. بلكه زن مى تواند هر لباسى را كه حجابش را به وجود آورد اختيار كند. ما نمى توانيم و اسلام نمى خواهد كه زن به عنوان يك شى ء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مى خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انسانى جدى و كارآمد بسازد. ما هر گز اجازه نمى دهيم تا زنان فقط شيئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند. اسلام سقط جنين را حرام مى داند و زن در ضمن عقد ازدواج مى تواند حق طلاق را براى خودش به وجود آورد. احترام و آزادى اى كه اسلام به زن داده است، هيچ قانونى و مكتبى نداده است.امام خمینی(ره)

  • سلب آزادي زن توسط شاه

    بسيارى از زنانى كه در ايران به سطحى از آزادى و تحصيل رسيده اند، ترس اين را دارند كه به يك رژيم مذهبى مرتجع بازگشت داده شوند. شما براى اطمينان خاطر آنان چه مى گوييد؟
    اسلام به زنان آزادى داده است و اين دولت و شاه است كه آزادى را از آنان سلب كرده است و آنان را از هر جهت به بند كشيده است.امام خمینی(ره)

  • موافقت اسلام با آزادي زن

    آيا حكومت اسلامى حكومتى قهقراگرا نيست؟ شاه مى خواهد يك كشور مدرن برقرار كند؛ كشورهاى عربى نيز به دنبال پيشرفت هستند؛ ولى اسلام با رفرم و تغييرات اجتماعى مثل آزادى زنان مخالف است. نظر شما در اين باره چيست؟
    - دولت شاه با رشد اجتماعى ما مخالف بود و تمام آزادى و استقلال كشور ما را از دست داده بود.دولت اسلامى قهقراگرا نيست و با همه مظاهر تمدن موافق است مگر آنچه كه به آسايش ملت لطمه وارد آورد و با عفت عمومى ملت منافات داشته باشد.اسلام با آزادى زن نه تنها موافق است بلكه خود پايه گذار آزادى زن در تمام ابعاد وجودى زن است.امام خمینی(ره)





  • اعطاي آزادي به همه

    امام خمینی(ره)
    سياست دولت جمهورى اسلامى در مورد آزادى زنان، پيكار با بيسوادى و سينماها چه خواهد بود؟- شاه كار مثبتى در ايران انجام نداده است.جبران خرابي هاى او تا مدتها طول خواهد كشيد. شاه نه آزادى به زنان داده است و نه به مردان.ما به همه آزادى خواهيم داد.سينماها در رژيم شاه در خدمت فساد بودند در حالى كه در جمهورى آينده در خدمت صلاح ملت خواهند بود. ما مبارزه با بي سوادى را به نحو احسن اجرا خواهيم كرد.

  • آزادي واقعي

    نقش زن در حكومت اسلامى آينده چيست؟
    امام خمینی(ره):
    - زنان آزاد هستند در بسيارى از امور شركت كنند؛ آزادى به معناى واقعى نه آن طور كه شاه مى خواست. زنان ما عده اى زندانند و آنهايى كه در بيرون زندانند باز عده كثير قريب به اتفاق در تظاهرات و مبارزات شركت دارند. ولى دسته اى ناچيز آزادند- البته نه آن طور كه شاه مى خواهد، كه ما حتما با آن آزادى مخالف هستيم.

  • زنان، سربازان خط مقدم انقلاب

    از برخوردهاى لوده و هرزه ى كسانى هم كه در دوران رژيم طاغوت، حجاب را مسخره مى كردند، مى گذريم. در آن دوران، افراد معدودى از خانم ها و دختر خانم ها در دانشگاه ها حجاب داشتند كه مورد تمسخر و استهزا بودند. آن برخورد، يك برخورد غير انسانى جلف و غلطى بود كه انسان چيزى را كه خودش قبول ندارد، آن را به لجن بكشاند و به باد استهزا بگيرد؛ كارى كه امروز رسانه هاى غربى عينا انجام مى دهند. در آن دوران، اين گونه افراد كار اجلاف را انجام مى دادند كه اصلا محل بحث نيست؛ اما كسانى هم كه اهل اين جلافت ها نبودند، بلكه اهل فكر و منطق و به ميزان گفتن و به ميزان انديشيدن بودند، باور نمى كردند كه ممكن باشد خانمى مقيد به مسايل اسلامى - از جمله مسأله ى حجاب - باشد و بتواند مدارج علمى را طى كند و عالم بشود؛ همچنان كه باور نمى كردند چنين كسى بتواند در زمينه ى مسايل سياسى و اجتماعى كسى بشود؛ كما اين كه فكر نمى كردند بتواند يك عنصر فعال انقلابى باشد.
    انقلاب ما، همه ى اين تصورات باطل را تخطئه كرد و ديديم كه خانم ها، سربازان خط مقدم انقلاب بودند و اين به معناى واقعى كلمه است و من به عنوان يك مبالغه نمى گويم. ما در جريان انقلاب شاهد بوديم كه زن در كشور ما، سرباز خط مقدم انقلاب شد. اگر زن ها با انقلاب سازگار نبودند و اين انقلاب را نمى پذيرفتند و به آن باور نداشتند، مطمئنا اين انقلاب واقع نمى شد. من به اين معنا اعتقاد دارم. اولا، اگر آنها نبودند، نيمى از گروه انقلابيون مستقيما در ميدان نبودند. ثانيا، به طور غيرمستقيم روى فرزندان و شوهران و برادران و محيط خانه - كه زن در محيط خانه داراى تأثير فرهنگى زيادى است - اثر مى گذاشتند. اين حضور آنها بود كه توانست ستون فقرات دشمن را بشكند و مبارزه را به معناى واقعى كلمه پيش ببرد.
    در ميدان هاى سياسى نيز، ما خانم هايى را ديده ايم و مى بينيم كه داراى قدرت تحليل و سخنورى هستند و براى پذيرش مسؤوليت در نظام اسلامى آماده اند. البته اين كار باز هم رو به گسترش است و بايد پيش برود. در زمينه هاى علمى هم كه خود شما مصداق و نمونه اش هستيد و از قبيل شما در رشته هاى مختلف وجود دارند.
    مقام معظم رهبری

  • حجاب به معنى منزوى كردن زن نيست

    وقتى كه به صحنه ى تفكرات عالم نگاه مى كنم و بينش اسلام را مشاهده مى نمايم، بروشنى درمى يابم كه جامعه ى بشرى هنگامى خواهد توانست نسبت به مسأله ى زن و رابطه ى زن و مرد، سلامت و كمال مطلوب خود را پيدا بكند كه ديدگاه هاى اسلام را بدون كم و زياد و بدون افراط و تفريط درك كند و كوشش نمايد آنها را ارايه كند. اين، ادعاى ما نسبت به مسأله ى زن در عالم است. ما آن چيزى را كه در تمدن هاى مادى امروز نسبت به زن عمل مى شود و وجود دارد، به هيچ وجه قبول نداريم و آن را به صرفه و صلاح زن و كل جامعه نمى شماريم.
    اسلام مى خواهد كه رشد فكرى و علمى و اجتماعى و سياسى و - بالاتر از همه - فضيلتى و معنوى زنان، به حد اعلى برسد و وجودشان براى جامعه و خانواده ى بشرى - به عنوان يك عضو - حد اعلاى فايده و ثمره را داشته باشد. همه ى تعاليم اسلام از جمله مسأله ى حجاب، بر اين اساس است. مسأله ى حجاب، به معناى منزوى كردن زن نيست. اگر كسى چنين برداشتى از حجاب داشته باشد، برداشتش كاملا غلط و انحرافى است. مسأله ى حجاب، به معناى جلوگيرى از اختلاط و آميزش بى قيدوشرط زن و مرد در جامعه است. اين اختلاط، به ضرر جامعه و به ضرر زن و مرد - بخصوص به ضرر زن - است.
    حجاب، به هيچ وجه مزاحم و مانع فعاليت هاي سياسى و اجتماعى و علمى نيست؛ دليل عينيش هم شما هستيد. شايد عده يى تعجب مى كردند و هنوز هم تعجب كنند كه خانمى در سطح بالاى علمى در هر رشته يى وجود داشته باشد كه خودش را با تعاليم اسلامى و از جمله با مسأله ى حجاب منطبق كند. اين، براى بعضى باورنكردنى بود و نمى توانستند تصورش را بكنند.
    مقام معظم رهبری

  • جلوگيري از آزادي مخالف عفت و مصلحت

    موقعيت و نقش زنان در دولت آينده شما چگونه خواهد بود؟
    امام خمینی(ره):
    - موقعيت يك انسان صحيح و يك شخصيت آزاد؛ بر خلاف اين زمان ها كه بر ما گذشت كه نه زنهايمان آزاد بودند و نه مردانمان. ملتى كه زن و مردش آزاد نبود و در خفقان بود از زير اين بار بيرون آمدند و از اين به بعد زن ها و مردها آزادند. ولى اگر چنانچه بخواهند كارهاى خلاف عفت بكنند و يا خلاف مصلحت مملكت بكنند، البته از آن ها جلوگيرى خواهد شد.امام خمینی(ره)

  • فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) در قله ى بشريت قرار دارد

    فاطمه ى زهرا (سلام الله عليها) در قله ى بشريت قرار دارد و كسى از او بالاتر نيست و مى بينيم كه آن بزرگوار به عنوان يك بانوى مسلمان، اين فرصت و قدرت را يافت كه خودش را به اين اوج برساند. پس، فرقى بين زن و مرد نيست و بخصوص شايد از همين جهت هم است كه خداى متعال در قرآن كريم، آن وقتى كه راجع به نمونه ى انسان هاى خوب و نمونه ى انسانهاى بد مثال مى زند، مثال را در هر دو مورد از زن انتخاب مى كند. يك مورد زن فرعون و در مورد ديگر، همسر نوح و لوط را مثال مى زند: و ضرب الله مثلا للذين امنوا امرات فرعون . در مقابل هم در مورد انسان بد و نگونسار و كج رفتار و انسانى كه در جهت غلط حركت مى كند، به زن نوح و لوط مثال مى زند.
    اين جا، جاى سؤال است كه مرد هم بود، حالا يكى را از مرد و يكى را از زن مثال مى زد. نه، در همه ى قرآن، وقتى كه مى گويد: ضرب الله للذين امنوا يا ضرب الله للذين كفروا ، در هر دو مورد از زن مثال مى زند. آيا اين به معناى آن نيست كه ما بايد از ديدگاه اسلام، به برداشت غلط و متأسفانه مستمر در تاريخ بشريت نسبت به جايگاه زن پاسخى بدهيم؟ اسلام مى خواهد بايستد و اين برداشت و روش و فهم غلط از مسأله ى زن را - كه در طول تاريخ هم وجود داشته است - تصحيح كند.
    من تعجب مى كنم - جز استثناها - چرا اين گونه بوده است؟ چرا بشريت همواره درباره ى مسأله ى زن و مرد، كج فكر كرده است و مى خواهد در مقابل اين بايستد. شما از تعليمات انبيا كه بگذريد، در همه ى برداشتها و تحليلها و تفكرات بشرى، جايگاه زن و مرد، جايگاه غلطى است و نسبت زن و مرد، نسبت غلطى مى باشد. حتى در تمدنهاى خيلى بلند پايه ى دنياى باستان - مثل تمدن روم يا ايران - برداشت از زن، يك برداشت غلط است كه من ديگر نمى خواهم جزييات و تفاصيل را بيان كنم و لابد خودتان مى دانيد و مى توانيد هم مراجعه كنيد.
    مقام معظم رهبری

  • اعطاي همه گونه آزادي به زن

    امام خمینی(ره):
    نقش زنان در حكومت اسلامى چگونه خواهد بود؟ آيا مثلا در امور كشور هم شركت خواهند داشت؟ براى مثال وكيل و وزير خواهند شد- البته اگر استعداد و لياقتى نشان دهند؟- در مورد اين گونه مسائل، حكومت اسلامى تكاليف را معين مى كند. و الآن وقت اظهار نظر در اين زمينه ها نيست. زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامى فردا شركت دارند. آنان از حق رأى دادن و رأى گرفتن برخوردارند. در مبارزات اخير ايران، زنان ايران نيز سهمى چون مردان دارند.ما همه گونه آزادى را به زن خواهيم داد. البته جلوى فساد را مى گيريم و در اين مورد ديگر بين زن و مرد فرقى نيست.

  • ما به وجود خانم هايى مثل شما افتخار مى كنيم

    از شما خانم ها خيلى متشكرم كه از نقاط مختلف - چه از شهرها و چه از دانشگاه هاى مختلف - تشريف آورديد و در اين جا اجتماع كرديد تا مجموعه ى خانم هاى عالم و متخصص را كه بحمدالله حظ وافرى از اعتقاد و عمل و ايمان دينى دارند، به عنوان يك مظهر از مظاهر سازندگى اسلامى، به هر كسى كه مى بيند و مطلع مى شود، نشان بدهيد. همين طور، از اظهارات و بياناتتان هم متشكرم. تحليلتان نسبت به مسايل دنياى امروز، تحليل درستى است و هر آنچه كه بر چنين بينش و تحليلى مترتب بشود، نويد بركت و پيشرفت را با خود خواهد داشت.
    در يك جمله بايد بگويم كه ما - كسانى كه امروز به نام اسلام سخن مى گوييم و رسالت اسلام را رسالت برتر مى دانيم - به وجود خانم هايى مثل شما افتخار مى كنيم و اين از آن جاست كه هر تبليغ و ادعايى، هرگاه به مرحله ى عمل و تحقق نزديك شد، ارزش واقعى خود را خواهد يافت. ما در مورد مسأله ى زن از يك سو و مسأله دانش و تخصص از سوى ديگر و مسأله ى خدمت به افراد بشر هم از جانب ديگر، به نام اسلام ادعاهايى داريم. ادعاهاى ما، در چارچوب اسلام است.
    ما معتقديم زنان در هر جامعه ى سالم بشرى قادرند و مى بايد فرصت پيدا كنند كه در حد سهم خود، تلاش و مسابقه ى خويش را در پيشرفتهاى علمى و اجتماعى و سازندگى و اداره ى اين جهان به عهده بگيرند. از اين جهت، ميان زن و مرد هيچ تفاوتى نيست. هدف از آفرينش هر فرد انسان، عبارت از همان هدف آفرينش بشريت است؛ يعنى رسيدن به كمال بشرى و بهره بردن از بيشترين فضايلى كه يك انسان مى تواند به آن فضايل آراسته بشود. فرقى هم بين زن و مرد نيست. نشانه اش در درجه ى اول، فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) و در درجه ى بعد، ديگر زنان بزرگ تاريخ است.
    مقام معظم رهبری

  • در جمع خانواده هاى شهدا، مفقودان و گروهى از جانبازان و آزادگان استان لرستان 1370/5/30

    امروز خانواده هاى شهدا آن چنان عزت و بزرگوارى از خود نشان داده اند كه چهره ى منور اسلام به وسيله ى آنان به بسيارى از مردم دنيا شناسانده شد. كشورهاى ديگر هم جنگ داشته اند، آن ها هم كشته داده اند، آن ها هم پدران و مادران و خانواده هاى كشته شدگان داشته اند؛ ولى آيا آن ها مثل شما صبر كرده اند؟ مثل شما پاى خدا حساب كرده اند؟ مثل شما هوشيارى به خرج داده اند؟ ابدا. من تاريخچه ى ملت هايى را كه جنگ داشتند و جوانانشان كشته شدند، خوانده ام. شايد بشود گفت كه مثل خانواده هاى شهداى عزيز ما، در هيچ ملتى نظير ندارد؛ اين هم به بركت اسلام است. آن مادرى كه دو پسر، سه پسر، يا چهار پسر را در راه خدا قربانى كرده، بايستد و بگويد فرزندان ديگرى هم كه دارم - يا اگر داشته باشم - فداى اسلام، ما اين روحيه را جاى ديگرى سراغ نداريم؛ اين مخصوص شماست.
    در كنار شهداى عزيز ما و خانواده هايشان، شهيدان زنده ى انقلاب، يعنى جانبازان و خانواده هاى آنان هستند؛ آن زجركشيده ها، آن كسانى كه سلامت خودشان را در راه خدا داده اند. در كنار آن ها، اين آزادگان عزيز ما هستند كه سال هاى متمادى در جبهه ى مقدم - يعنى در زندان ها و اسارتگاه هاى عراق - از شما و از آرمان هاى شما و شهيدانتان دفاع كردند و عزت اسلام را حفظ نمودند. اين صبر خانواده هاى آزادگان، در پيش پروردگار و اوليايش، چيزى بزرگ و مستوجب ثواب عظيمى است. اين مفقودان عزيز ما كه تاكنون از آن ها اثرى نيافته ايم، اما مى دانيم كه عده يى از عزيزان ما هنوز در بندهاى عراق هستند، چه قدر صبر كردند و صبر مى كنند؛ خانواده هايشان هم همين طور.
    پروردگارا ! به محمد و آل محمد، پاداش اين صبرها و اين فداكاري ها را از خزانه ى رحمت و فضل خودت به همه ى اين عزيزان و خانواده هايشان عنايت كن. پروردگارا ! دست دشمن را از اين آب و خاك و از اين ملت عزيز و از اين انقلاب شكوهمند كوتاه كن. پروردگارا ! مشكلات اين امت بزرگ و عزيز را با سرانگشت قدرت خود، بزودى و به آسانى حل بفرما. پروردگارا ! مهر و محبت ميان اين ملت و نيز وحدت و يكپارچگى آنان را روزبه روز مستحكم تر بفرما.
    مقام معظم رهبری

  • آزادي در کارهاي صحيح

    يكى از خبرنگاران زن: چون مرا به عنوان يك زن پذيرفته ايد، اين نشان دهنده اين است كه نهضت ما يك نهضت مترقى است؛ اگر چه ديگران سعى كردند نشان دهند كه عقب مانده است. فكر مى كنيد به نظر شما آيا زنان ما بايد حتما حجاب داشته باشند؟ مثلا چيزى روى سر داشته باشند يا نه؟
    امام خمینی(ره):
    - اين كه من شما را پذيرفته ام، من شما را نپذيرفته ام! شما آمده ايد اين جا و من نمى دانستم كه شما مى خواهيد بياييد اينجا! و اين هم دليل بر اين نيست كه اسلام مترقى است كه به مجرد اينكه شما آمديد اينجا، اسلام مترقى است. مترقى هم به اين معنى نيست كه بعضى زن ها يا مردهاى ما خيال كرده اند.ترقى به كمالات انسانى و نفسانى است، و با اثر بودن افراد در ملت و مملكت است نه اينكه سينما بروند و دانس بروند. و اين ها ترقياتى است كه براى شما درست كرده اند و شما را به عقب رانده اند؛ و بايد بعدا جبران كنيم. شما آزاديد در كارهاى صحيح.در دانشگاه برويد و هر كارى را كه صحيح است بكنيد؛ و همه ملت در اين زمينه ها آزادند.اما اگر بخواهند كارى خلاف عفت بكنند و يا مضر به حال ملت- خلاف مليت- بكنند، جلوگيرى مى شود؛ و اين، دليل بر مترقى بودن است.

  • ديدار با از پرستاران، به مناسبت ميلاد حضرت زينب كبرى (سلام الله عليها) و روز پرستار

    اگر زن به فكر تجملات و خوشگذراني ها و هوس هاى زودگذر و تسليم شدن به احساسات بى بنياد و بى ريشه باشد، نمى تواند آن راه را برود؛ بايد اين وابستگي ها را كه مثل تار عنكبوت بر پاى يك انسان رهروست، از خود دور كند، تا بتواند آن راه را برود؛ كمااين كه زن ايرانى در دوران انقلاب و در دوران جنگ همين كار را كرد، و انتظار اين است كه در همه ى دوران انقلاب همين كار را بكند.
    اگر زنان به انقلاب نپيوسته بودند، انقلاب پيروز نمى شد؛ جوانان براى پيوستن به صفوف انقلاب، از خانه ها بيرون نمى آمدند؛ مادرانشان نمى گذاشتند، يا حداقل آن ها را تشويق نمى كردند. اگر زنان دل در گرو انقلاب نداشتند، مردان اين طور آزادنه در صفوف انقلاب جانفشانى نمى كردند. نقش زن در انقلاب، هم به طور مستقيم، و هم به طور غيرمستقيم، يك نقش برجسته و مجموعا نقش اول است؛ در جنگ هم همين طور بود.
    من با خانواده هاى معظم شهدا ديدار و نشست وبرخاست زيادى داشته ام. در كمتر خانواده ى شهيدى است كه روحيه ى مادر از روحيه ى پدر بالاتر نباشد. در اغلب خانواده ها، روحيه ى مادر شهيد از روحيه ى پدر شهيد بالاتر است. اين، يك چيز فوق العاده است. اين، نقش زنان مؤمن را در اين انقلاب نشان مى دهد؛ زنانى كه براى پيروزى انقلاب و براى پيشرفت مقاصد انقلاب ايستادند و همه چيز را براى اهداف و آرمان هاى الهى و اسلامى خود فدا كردند.
    امروز شما زنان، سنگربان ارزش هاى اسلامى در مقابل وضع جاهلى دنياى غرب هستيد. شما هستيد كه داريد از اين حصار مستحكم فرهنگ اسلامى محافظت مى كنيد. در علم، در فرهنگ، در سياست و در همه چيز، زن بايد پرورش اسلامى پيدا كند؛ در ميدان هاى اجتماعى و اقتصادى و سياسى و همه جا برود و پيشتاز باشد؛ اما در مسائل شهوانى و جنسى، ملعبه ى دست اين و آن نشود؛ اين حرف ماست.
    در مكتب اسلام، حفاظ و حجابى بين زن و مرد وجود دارد. اين به معناى آن نيست كه زنان، عالم جداگانه اى غير از عالم مردان دارند؛ نه، زنان و مردان در جامعه و در محيط كار، با هم زندگى مى كنند؛ همه جا با هم سر و كار دارند؛ مشكلات اجتماعى را با هم حل مى كنند؛ جنگ را با هم اداره مى كنند و كردند؛ خانواده را با هم اداره مى كنند و فرزندان را پرورش مى دهند؛ اما آن حفاظ و حجاب در بيرون از محيط خانه و خانواده حتما حفظ مى شود. اين، آن نكته ى اصلى در الگوسازى اسلامى است. اگر اين نكته رعايت نشود، همان ابتذالى كه امروز غرب دچار آن است، پيش مى آيد. اگر اين نكته رعايت نشود، زن از پيشتازى در حركت به سمت ارزش ها - كه در ايران اسلامى ديده شد - باز خواهد ماند. غربي ها مايلند با تمام توان، آن نكته را هم در جايى به نحوى نسبت به هر كسى رسوخ دهند.
    مقام معظم رهبری

  • ديدارباهيأت نظارت، بازرسان شوراى نگهبان و هيأت اجرايى انتخابات ميان دوره يى مجلس

    در ديدار با هيأت نظارت، بازرسان و ناظران شوراى نگهبان و هيأت اجرايى انتخابات ميان دوره يى مجلس و خانواده هاى شهدا، اسرا، مفقودان و جانبازان استانهاى فارس و همدان:
    شما بايد در محيط كار و زندگى، با همسر و فرزندان و همسايه و دوستانتان، به وظايف شخصى خود عمل كنيد و پيوندهاى معمولى اجتماعى را به صورت سالم برقرار نماييد. در عين حال، بايد در ميدان سياست و صحنه ى انقلاب و كارهايى كه نظام اجتماعى از شما مى طلبد و انتخابات و ميدان جنگ و عرضه كردن خواست انقلابى و ملى خود در سطح كشور و جهان و بيان اراده ى سياسى خود در ميدان هاى سياست و انقلاب، حضور داشته باشيد.
    شما بايد در راهپيمايى و سازندگى و ميدان جنگ و انتخابات و بيان عقيده ى سياسى خود - آن جايى كه اظهار عقيده واجب است - حضورتان را حفظ كنيد و در تعيين سرنوشت كشور وانقلاب مؤثر باشيد. در عين حال، رابطه ى معنوى و قلبى خودتان با خدا را از طريق عبادت و توجه و ذكر و حضور و معنويت و استمداد از خدا و توكل به او و انجام نوافل و فرايض خوب كنيد. اين سه بعد، انسان مسلمان را مى سازد. اسلام، اين را از ما خواسته است و اگر بپرسند: چگونه ميسر است؟ پاسخ مى دهيم كه ما الگوهايى از جمله فاطمه ى زهرا(سلام الله عليها) داريم.
    مقام معظم رهبری

  • آزادي براي همه طبقات

    امام خمینی(ره):
    اختناق در اسلام نيست؛ آزادى است در اسلام براى همه طبقات: براى زن، براى مرد، براى سفيد، براى سياه، براى همه.مردم از اين به بعد بايد از خودشان بترسند نه از حكومت؛ از خودشان بترسند كه نبادا خلاف بكنند.

  • رأي آزادانه

    امام خمینی(ره)
    اسلام شما را آزاد كرده است؛ اسلام مرد و زن را آزاد فرموده است و همه آزادانه بايد رأى بدهيد

  • در ديدار با اقشار مختلف مردم و جمعى از پزشكان، پرستاران و كاركنان مراكز آموزش عالى و درمانى كشور 1368/9/15

    ما دوران دشوار جنگ را گذرانده ايم. در اين دوران است كه ارزش افراد و دستگاه هاى گوناگون مشخص مى شود. امروز، بعد از گذراندن دوره اى سرشار از ابتلا و سختى و امتحان، مى توانيم درباره ى مردم خودمان - به طور عموم - و همچنين درباره ى برخى از قشرهايى كه مسؤوليت برجسته و ويژه اى داشته اند، قضاوت كنيم. پرستاران ما از اين قبيلند؛ چون آن ها با بيمار مواجهند و آنچه از آن ها سر مى زند، خدمت و محبت است و آنچه آن ها با آن مواجهند، سختى و رنج است و اين، يكى از امتحان هاى بزرگ بنى آدم است كه با سختى و رنج و درد مواجه شود و از خود صبر و متانت و محبت و خدمت نشان دهد.
    به مناسبت روز ولادت زينب كبرى (سلام الله عليها) كه در اوج قله ى شرف انسانى و ارزش يك فرد آدمى قرار گرفته است، جا دارد كه ما روز پرستار را گرامى بداريم و به پرستاران - چه زن و چه مرد - به خاطر شغلشان و به خاطر امتحان سختى كه در اين شغل با آن مواجهند و به خاطر خدماتى كه در طول دوران جنگ و پيش از آن و بعد از آن و در آينده نيز داشته اند و خواهند داشت، مورد ستايش قرار بدهيم و به آن ها تهنيت بگوييم.لحظه ها و ساعت هاى دشوار، تمرين تكامل انسانى استپزشكان نيز كه از قشرهاى حساس جامعه هستند و مى توانند خدمتگزاران بزرگى باشند، جان انسان ها و سلامتشان به دست آن هاست. در دوران جنگ، آزمايش هاى خوبى دادند و برخى از پزشكان، شخصيت و كرامتى را در ميدان جنگ به نمايش گذاشتند كه نمونه است و بعضى ديگر هم خدمات فراوانى انجام داده اند. اشخاص خاطى و متخلف از روش صحيح در هر شغلى، نبايد پايه ى قضاوت قرار گيرند. قضاوت بايد بر مبناى كار كسانى كه به سلامت و درستكارى مقتضاى شغل وفادارند، انجام شود. پرستاران و مددكاران سازمان بهزيستى كه با معلولان و سالخوردگان و عقب افتادگان و بيماران دشوارى روبه رو هستند؛ نيز در حال مجاهدت و ابتلا و امتحان و تمرين تكامل انسانى هستند.
    لحظه هايى كه بر انسان مى گذرد و در آن براى هدف هاى بلند انسانى و الهى تلاش مى شود، لحظه هاى مباركى است. همه بدانند كه آن لحظه ها و ساعت هاى دشوار، تمرين تكامل انسانى است و از دست نمى رود. اين لحظات، باعث ايجاد رشد و تواندهى و نزديكى به خداى بزرگ مى شود و بركت خيز است. اين ارزش انسانى و فرهنگ پيشرفته ى جامعه است كه محور كلام امروز من خواهد بود.
    آنان، ما را متهم به جلوگيرى از رشد علمى و فرهنگى زنان مى كنند!! خودشان هم مى دانند اين اتهام دروغ است؛ ولى تكرار مى كنند. ما براى زن، ارزش واقعى انسانى قايليم. ما ميان زن و مرد تفاوتى قايل نيستيم. معتقديم زن و مرد هر دو انسانند و ميدان تكامل، پيش رويشان باز است. هر چه تلاش كنند، هر چه زحمت بكشند و هر چه به سمت خدا پيش روند، به همان اندازه رشد و تكامل پيدا خواهند كرد. راه علم و حضور سياسى هم، جلوى هر دوى آن ها باز است.
    ما در جنگ و انقلاب مشاهده كرديم كه نقش خانم ها اگر از مردها بيشتر نبود، كمتر نبود. اگر زن ها حماسه ى جنگ را نمى سرودند و جنگ را در ميان خانه ها به عنوان يك ارزش تلقى نمى كردند، مردها اراده و انگيزه ى رفتن به ميدان جنگ را پيدا نمى كردند. ده ها عامل دست به دست هم مى دهد تا خيل عظيم بسيجى را به سمت جبهه روانه مى كند. يكى از مهم ترين اين عامل ها، روحيه ى مادرها و همسرها و زن هاست.
    من، شايد بتوانم ادعا كنم كه در ملاقات با خانواده هاى معظم شهدا، روحيه ى مادرى را شكسته نديده ام. گرچه همه يكى نيستند، برخى قويتر و برخى ضعيفترند، بعضى مطلب را به آن روشنى درك نكرده اند و برخى آن را در اوج وضوح حقيقت دريافته اند، ولى در بيشتر خانواده ها، روحيه ى زن را از مرد بهتر يافتم. اين، وضع زن در جامعه ى ماست؛ اما غربي ها نه فقط زن، بلكه هر دو جنس را به لجنزار فساد سوق مى دهند.
    مردم ما بايد چشم و گوش خود را باز كنند. برگشت به سمت فرهنگ فاسد و منحط غربى، در جامعه ى انقلابى و اسلامى ما محال و ممنوع است. ملت و مسؤولان انقلاب ما، ممكن نيست اجازه دهند تا مجددا رفتار و زندگى مردم به سمتى رود كه فرهنگ فاسد غرب تزريق كرده بود و آن را به زور به اين ملت تحميل نموده بود.
    مقام معظم رهبری

  • در ديدار با جمع كثيرى از خانواده هاى معظم اسرا و مفقودان شهرهاى تهران، كرج، ورامين، قم، كاشان، زنجان و اهواز

    نكته اى را كه در اين جا بايد براى شما خانواده هاى اسرا و مفقودان عرض كنم، اين است كه شما از جمله قشرهاى فداكار اين انقلاب به حساب مى آييد. بعد از خانواده ى شهدا، شما هستيد. البته، رنج خانواده هاى مفقودان بيشتر است. مفقودى كه ما داريم، يا اسير و يا شهيد است. غم اين خانواده ها سنگين تر و رنج آن ها بيشتر است؛ اما به هر حال در دلشان نور اميدى هست كه عزيزشان را روزى خواهند ديد و خدا كند و دعاى ما اين است كه همين طور هم باشد. اما خانواده هاى اسيران عزيز ما مطمئند كه - حالا قدرى ديرتر و يا زودتر، ان شاءالله عزيزشان به سلامت و عافيت و با تجربه هاى زياد و ساخته شدن در محنت زندان دشمن، به آن ها برخواهد گشت. شهدا و خانواده هايشان در رتبه ى مقدمند و كسى را با آن ها نبايد مقايسه كرد؛ اما پشت سر خانواده هاى شهدا، همين خانواده هاى اسرا و جانبازان و مفقودان هستند كه يقينا نقش اساسى و مهمى را شما خانواده هاى اسرا و مفقودان در حفظ آبروى انقلاب داريد. به همان اندازه كه صبر و شكر مى كنيد و عظمت و افتخار مجاهدت در راه خدا را درك مى كنيد، به همان اندازه شرافت و كرامت وعزت و ثواب الهى متعلق به شماست. بنابراين، شما خانواده ها بايد افتخار كنيد كه جزو قشرهاى خدمتگزار انقلابيد و مى توانيد براى ملت و كشورتان آبرو و حيثيت درست كنيد و يقينا در صورت صبر، ثواب و اجر الهى شامل حال شما خواهد بود. اين، يك افتخار بزرگ است.
    نكته ى دوم اين است كه به حسب ظاهر، جنگ ما در جبهه و در سنگرهاى نظامى تمام شد و الان در دوران آتش بس هستيم. اگر چه لجاجت دشمن و سوء نيت سردمداران رژيم عراق، تا حالا مانع از اين شده است كه صلحى برقرار بشود و دو ملت نفس راحتى بكشند و مشغول كارهاى معمولى خودشان بشوند و هنوز دشمن يك حالت استخوان لاى زخمى را نگهداشته است؛ اما به هر حال در جبهه ها ديگر جنگ نيست. نكته ى مهم اين جاست كه هر چند نبرد ما در ميدان هاى جنگ و در سنگرهاى نظامى تمام شد، ولى نبرد رزمندگان در بند ما در اسارتگاه ها ادامه دارد و آن ها هنوز مقاومت مى كنند. اگر شما مادران و همسران و خواهران و پدران و برادران توجه داشته باشيد، بايد به اين مقاومت افتخار كنيد؛ كه البته توجه هم داريد. چه كسى مى تواند افتخار سربازى را كه جانانه در راه انقلاب و دين و ميهن و ملتش مى جنگد، انكار كند؟ افتخارى از اين بالاتر وجود دارد كه كسى در راه هم ميهنان و كشور و انقلاب و عقيده اش مبارزه كند؟ اين، افتخار خيلى بزرگى است. اين افتخار، در جبهه ها براى رزمندگان گوناگون ما به نقطه ى انتها رسيد؛ اما نسبت به آن عزيزان در بند هنوز ادامه دارد و بايد مقاومت بكنند.
    مقام معظم رهبری

  • در مراسم بيعت گروه كثيرى از خواهران شهرهاى مختلف كشور 1368/4/15

    بسم الله الرحمن الرحيم
    در همه ى مراحل انقلاب، حضور خواهران زنده و نيرومند بوده استاز همه ى خواهران عزيز كه از راه هاى دور و نزديك تشريف آوردند، صميمانه تشكر مى كنم و مصيبت جانگداز ارتحال امام عزيزمان را به شما تسليت مى گويم.
    حضور خانم ها در همه ى مراحل انقلاب، حضورى زنده و نيرومند و قوى بود و توانستند بارهاى سنگين را تحمل كنند و مصيبت هاى بزرگ را از سر بگذرانند. در طول تاريخ اسلام، مانند زن هاى ما، نادر و كمياب بوده است. يقينا اگر پشتيبانى و حمايت بانوان كشورمان نمى بود، در دوران جنگ و پيش از آن در همه ى مراحل انقلاب، اين پيروزي ها به دست نمى آمد.
    چه قدر مادران و همسران و خواهران شهدا و ساير بازماندگان آن ها در دوران جنگ و قبل از آن استقامت و ثبات از خود نشان دادند كه گاهى موجب تعجب انسان مى شود؛ زيرا نمونه ى آن را در تاريخ اسلام كم مى بينم. در مراحل ديگر هم حضور خواهران، حضور نيرومندى بود. در بسيج و نهادهاى انقلابى ديگر، خواهرانى را مى شناسيم كه وظايف سنگينى را برعهده دارند و مشغول كار هستند.
    زنان پشتوانه ى حركت مردان
    زنان كشور ما در طول مدت انقلاب، پشتوانه ى حركت مردها بودند. اگر احساسات و ايمان قوى زن ها نبود، شايد بسيارى از مردهاى ما اين قدرت را پيدا نمى كردند كه در ميدان هاى سخت مبارزات گوناگون حضور داشته باشند. امروز هم همان مسؤوليت بر دوش خانم هاست.
    شما كه مى دانيد دشمنان ما درصددند به انقلاب ضربه بزنند و اطلاع داريد كه وحدت به وجود آمده در كشور ما چه قدر باارزش است و حضور مردم ما در صحنه هاى انقلاب تا چه اندازه اهميت دارد، بايد اين حضور را حفظ كنيد و مردها و فرزندان و شوهران و برادرانتان را به حضور قوى در همه ى صحنه ها و حفظ وحدت و پشتيبانى از آرمان هاى عزيز انقلاب - كه امام بزرگوارمان تأمين آن ها را از ما انتظار داشتند - وادار كنيد.من براى همه ى شما خواهران دعا مى كنم. اميدوارم خداوند لطف خودش را نازل كند و به شما توفيق دهد و ان شاءالله اين زحمات را از همه ى شما قبول فرمايد و روح مقدس اماممان را شاد و خوشحال و راضى بدارد.
    والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته
    مقام معظم رهبری

  • آزادي در جهت کمک به رشد انسان

    امام خمینی(ره)
    اين آزادى كه الآن براى ملت ما هست، براى زن، براى مرد، براى نويسنده ها، اين آزادى آزادى است در كليه امورى كه اين امور به نفع خود شما هست. شما آزاديد بياييد بيرون مطالبتان را بگوييد؛ انتقاد از دولت بكنيد؛ انتقاد از هر كس كه پايش را كج گذاشت بكنيد. هيچ كس نيست كه به شما بگويد چرا. برويد در جهاد سازندگى؛ با ملت خودتان برويد و همراهى كنيد آزاديد، مى رويد مى كنيد. تمام چيزهايى كه در رشد انسان، در رشد خواهرها و برادرها، و اين كودك هاى عزيز، دخالت دارد، اين ها همه آزاد هستند توصيف دو قسم آزادى آنى كه اسلام جلويش را گرفته و آزاد نيست؛ قماربازى است كه تباه مى كند ملت را؛ شراب خوارى است كه تباه مى كند ملت را؛ انواع فحشايى كه در زمان اين مرد جنايتكار بود و فراهم كرده بودند اسبابش را. اين هاست كه در اسلام ممنوع است.


  • در اجتماع بزرگ مردم بوشهر 1370/10/11

    در صحنه هاى گوناگون سياسى كشور، در راهپيمايي ها، در اعلام نفرت از دشمنان، در پشتيبانى از مسؤولان كشور و از امام بزرگوار راحل (رضوان الله تعالى عليه) و در قضاياى گوناگون، آحاد مردم و قشرهاى مختلف، در وسط صحنه حضور داشته اند و هميشه رأى و حرفشان را گفته اند و طبق همان هم عمل شده است. در بزرگترين تجربه ى اين كشور - يعنى جنگ تحميلى - همين نيروهاى عظيم مردمى بودند كه صحنه هاى جنگ را تشكيل دادند و در صفوف مقدم جنگيدند و فداكارى كردند و در پشت جبهه، پدران و مادران و زنان و آحاد مردم اين كشور، از اين نظام دفاع كردند و از رزمندگان حمايت نمودند؛ يعنى يك نظام مردمى كامل. با وجود اين، شما مى بينيد كه دوازده، سيزده سال است كه دشمنان هرچه توانسته اند، عليه اين نظام تبليغات كرده اند؛ اين دشمنى آن ها را مى رساند. هر كس در راه اسلام حركت مى كند، بايد منتظر خصومت ها و دشمني هاى دشمنان اسلام باشد.
    ما بايد براى حركت و تلاش در راه خدا، خود را آماده نگهداريم. در اين جهت، زن و مرد هم فرقى نمى كند؛ مردان هم موظفند، زنان هم موظفند؛ مردان هم بايد علم و دانش را تحصيل كنند، زنان هم بايد علم و دانش را تحصيل كنند؛ مردان هم بايد تا آن جا كه مى توانند و در هر نقطه اى كه مى توانند، در راه سازندگى كشور تلاش كنند، زنان هم بايد در راه سازندگى كشور - و به خصوص سازندگى نسل نو و تربيت اسلامى او - تا آن جا كه مى توانند، تلاش كنند. اگر اين قشر عظيم از ملت ايران - يعنى زنان - دوشادوش مردان، با حفظ حدود اسلامى، علم و فن و كارهاى شايسته ى يك مسلمان را فرا بگيرند و عمل بكنند، يقينا موفقيت بيشتر خواهد بود.
    مقام معظم رهبری

  • جهاد و شهادت طلبي زنان از ديدگاه امام خميني و مقام معظم رهبري

    باسمه تعالی
    زن در طول تاريخ مظلوم بوده و با تحقير به او نگريسته شده است، لكن حضرت امام خميني به اين قشر عظيم جامعه بها داد و ديدگاه اسلام ناب محمدي را درباره زن، بيان داشت. حضرت امام پرده از چهره فريبجاهليت قرن بيستم، برگرفت و ياوه هاي استعمارگران را درباره زن، نقش بر آب كرد و دغلبازان شهوت پرست را، رسوا ساخت. و به فريادرسي اين موجود مظلوم شتافت و اين گوهر گرانبها را كه لابلاي خزه ها وتبليغات دروغين دشمنان انسانيت گم شده بود، به صحنه آورد و به زن آنچنان درك و آگاهي درستي از نقش و مسئوليت، بخشيد كه تجلي و بروز ان را در احياي هويت زن مسلمان در انقلاب اسلامي شاهديم.
    اين تلقي از زن بود كه عليرغم حضور و وجود سنتهاي متحجرانه كه در هيأت وفاداري به اسلام ظاهر شده بود، زنان را آنچنان به صحنه كشيد كه از سوي خبرگزاريها و ناظران و تحليلگران، انقلاب اسلامي بعضاًبه انقلاب ;چادرها لقب گرفت.
    زن در ديدگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي مقامي والا و سيمايي ملكوتي يافت كه ميتواند سرچشمه خيرات باشد و مردان بزرگي را در دامن خود تربيت كند. او به عنوان ;مربي جامعه سرچشمه خيرات جلوه گاه عظمت الهي معرفي شد. وجوب دفاع از مملكت اسلامي امام خميني در مورد حكم جهاد زنان و لزوم جهاد براي اين قشر از مردم ايران اينگونه بيان ميفرمايند من اميدوارم كه شما (خواهران) همدر ميدان تحصيل كه يكي از امور مهمه است مجاهده كنيد و هم در ميدان دفاع از اسلام، اين از مهماتي است كه بر هر مردي و بر هر زني، بر هر كوچك و بزرگي جزء واجبات است. دفاع از اسلام، دفاع از كشوراسلامي.
    احدي از علماي اسلام،احدي از اشخاصي كه در اسلام زندگي كرده اند و مسلم هستند در اين جهت اختلاف ندارند كه اين واجب است. آن چيزي كه محل حرف و صحبت است قضيه جهاد اولي است، آن بر زنواجب نيست، اما دفاع از حريم خودش، از كشور خودش، از زندگي خودش، از مال خودش و از اسلام، دفاع بر همه واجب است. ; و در جاي ديگر در مورر اين مهم فرموده اند مسأله، مسأله يك حكومت نيست،مسأله، مسأله يك جنبه نيست، مسأله، مسأله اسلام است. مسأله اسلام يعني بر زن و مرد اين كشور واجب است كه دفاع كنند، هر كس به اندازهاي كه ميتواند بايد دفاع بكند و اين دفاع را بايد تعقيب بكنيم
    تا انشاءالله به پيروزيهايي كه خداي تبارك و تعالي ميخواهد، برسيم. ;
    علت حضور زنان در صحنه جهاد و شهادت دومين مسألهاي كه مورد بررسي قرار ميدهيم، مسأله علت حضور زنان در صحنه جهاد و شهادت است كه يكي از مسائل مهم در امر جهاد و شهادت است، اينكه چرامردم بخصوص زنها وارد ميدان مجاهده ميشوند: امام خميني اسلام و قرآن را از علل آن برشمردهاند و فرموده اند: خانمها براي اينه يك چيزي مثلاً دستشان بيايد يا فرض كنيد صاحب منصب شوند نميآيند
    بيرون خودشان و بچه هايشان را به كشتن بدهند. اين اسلام و قرآن است كه خانمها را بيرون آورده است و همدوش مردها بله جلوتر از مردها وارد صحنه سياست كرده ; و يكي از مسائل مهم در امر نهراسيدناز شهادت را نور ايمان ذكر كرده اند و فرموده اند: اين معجزه است كه خانمها را در مقابل تانك و توپ، در مقابل مسلسلها، در مقابل توپها و تانكها برقرار كرده. و از هيچ چيز نهراسيدند. اين نور قرآن و اسلام
    استكه در دلهاي شما و در قلوب همه ملت ايران جلوه كرده است. اين نور ايمان است كه شما خانمها از شهادت مي هراسيد و بدين ترتيب مشخص شد آنچه زنها را به ميدان مجاهده آورده است نور ايمان واسلام و قرآن است بنابراين اين زنان با ايمان بودند كه با تأسي به قرآن و اسلام به مجاهده عليه باطل مشغول و قيام براي خدا را به انجام رساندند.
    حضور زنان صدر اسلام در عرصه جهاد از مسائلي كه بايد مورد توجه واقع شود اين است كه برخلاف عده اي كه اسلام و حكومت اسلامي را موجب ماندن زنها در محفظه ها ميدانند و عقيده دارند كه در حكومتاسلامي زن را در اتاقي ميكنند و درش را قفل ميكنند، امام به زنها چنان بهايي داده است كه در مقابل اين صحبتها موضع ميگيرند و ميفرمايد: اينها ميترساند شما را از حكومت اسلامي، ميگويند اگر حكومت اسلامي باشد زنها را ميكند توي يك اتاق و درش را قفل ميكنند تا آخر توي آن اتاق باشيد زنها در صدر اسلام جنگ ميرفتند، بيشتر آنها در طول جنگ بودند براي مداواي زخميها. و زنان صدر اسلام را به عنوانمجاهداني در صحنه جهاد يادآوري ميكنند و مي فرمايند: زنان در صدر اسلام با مردان در جنگها شركت ميكردند. ما ميبينيم و ديديم كه زنان همدوش مردان بلكه جلوتر ازآنان در صف قتال ايستادند و خود و بچه هاي خود و جوانان خودشان را از دست دادند و باز هم مقاومت كردند
    مشاركت فعال زنان در مراحل انقلاب زنان مسلمان ايران نقش بزرگي در پيروزي انقلاب اسلامي داشتند و در همه امور پيشتاز بودند و موجب از بين رفتن يك قدرت شيطاني در ايران شدند. امام در اين مورد ميفرمايد: شما ديديد. ما ديديم كه زن در اين نهضت چه كرد. تاريخ ديده است كه چه زنهايي در دنيا بوده است و زن چيست. تاريخ دور (تكرار) است. ما خود ديديم كه چه زن هايي تربيت كرده است اسلام، چه زنهايي در اين عصر اخير قيام كردند و آنها كه قيام كردند همين زنهاي محجوب جنوب شهر، قم، و ساير بلاد اسلامي بود...، اينهايي كه تربيت اسلامي داشتند خون دادند، كشته دادند، به خيابانها ريختند، نهضت راپيروز كردند، ما نهضت خودمان را مديون زنها ميدانيم. مقام معظم رهبري حضور زنان را در همه مراحل انقلاب حضوري قوي و نيرومند خواندند و پيروزي را در گرو پشتيباني خانمها دانستند حضور خانمها درهمه مراحل انقلاب، حضور زنده و نيرومندو قوي بود و توانستند بارهاي سنگين را تحمل كنند و مصيبتهاي بزرگ را از سر بگذرانند.
    در طول تاريخ اسلام مانند زنهاي ما نادر و كمياب بوده است، يقيناً اگر پشتيباني و حمايت بانوان كشورمان نميبود، در دوران جنگ و پيش از آن در همه مراحل انقلاب اين پيروزيها به دست نميآمد. و آنجايي كه خبرنگار خارجي از امام خميني سوال كرد: مشارت فعال زنان در انقلاب چه معنايي دارد ايشان فرمودند: زندانهاي شاه از زنان شيردل و شجاع مملو است. در تظاهرات خياباني زنان ما، بچه هاي خردسال خود رابه سينه فشرد، بدون ترس از تانك و توپ و مسلسل به ميدان مبارزه آمده اند. جلسات سياسي كه زنان در شهرهاي مختلف ايران به پا ميكنند كم نيست. آنن نقش بسيار سازندهاي را در مبارزات ايفا كرده اند. ;
    نقش زنان در طول هشت سال دفاع مقدس زنان در طول هشت سال دفاع مقدس، حضور گستردهاي داشتند، چه در جبهه و چه در پشت جبهه و اين از مسائلي بود كه بسيار كم ديده شده و باعث قوت نظاماسلامي بود. امام خميني فداكاري آنها را اعجاب آميز ميدانند كه قلم از بيان آن عاجز و شرمسار است: مقاومت و فداكاري اين زنان بزرگ در جنگ تحميلي آنقدر اعجازآميز است كه قلم و بيان از ذكر آن عاجزبلكه شرمسار است. اينجانب در طول اين جنگ، صحنه هايي از مادران و خواهران و همسران عزيزان از دست داده ديده ام كه گمان ندارم در غير اين انقلاب نظيري داشته باشد و آنچه براي من يك خاطره
    فراموش نشدني است، با اينكه تمام اين صحنه ها چنين است، ازدواج يك دختر جوان با يك پاسدار عزيز است كه در جنگ هر دو دست خود را از دست داده و از هر دو چشم آسيب ديده بود.
    آن دختر شجاع با روحي بزرگ و سرشار از صفا و صميميت گفت حال كه نتوانستم به جبه بروم، بگذاريد با اين ازدواج دين خود را به انقلاب و به دينم ادا كرده باشم. عظمت روحاني اين صحنه و ارزش انساني ونغمه هاي الهي آنان را، نويسندگان، شاعران، گويندگان، نقاشان، هنرپيشگان، عارفان، فليسوفان، فقيهان و هر كس را كه شماها فرض كنيد، نميتوانند بيان يا ترسيم كنند، و فداكاري و خداجويي و معنويت ايندختر بزرگ را هيچ كس نميتواند با معيارهاي رايج ارزيابي كند.
    حضور زنان در پشت جبهه و پشتيباني از رزمندگان اسلام از مسائل مهمي كه امام خميني بدان اشاره داشتند، حضور زنان در پشت جبهه و پشتيباني از رزمندگان اسلام است كه امام بزرگوارمان در اين موردفرموده اند: شما در تاريخ نگاه كنيد از صدر اسلام تا آخر پيدا كرديد يك جايي را كه زنها و زنهاي جواني كه حالا فرض كنيد بروند سراغ جوانيشان و پيرزنش و پيرمردش، پيرزنش اينطور كوشش كند در اين كه پشتيباني از ارتشش بكند و پشتيباني از پاسدارهايش بكند، شما تا كجا اگر داريد سراغ، بگوئيد ما بفهميم
    و زنان را سربازان گمنامي خواندند كه مشغول جهادند و اين را يك هديه الهي ميدانند: من وقتي در تلويزيون ميبينم اين بانوان محترم راكه اشتغال دارند به همراهي كردن و پشتيباني كردن از لشكر و قواي مسلح، ارزشي براي آنها در دلم احساس ميكنم كه براي كس ديگري نميتوانم اين طور ارزش قائل بشوم، آنها كارهايي را كه ميكنند يك كارهايي است كه دنبالش توقع اينكه مقامي داشته باشند يا يك پستي رااشغال كنند يا يك چيزي را از مردم خواهش كنند هيچ اين مسائل نيست، بلكه سربازان گمنامي هستند كه در جبهه ها بايد گفت مشغول به جهاد هستند و ما اگر فايده اي از اين جمهوري اسلامي نداشتيم، الاهمين حضور ملت با همه قشرهايش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، اين يك معجزه اي است كه هيچ جاي ديگر من گمان ندارم تحقق پيدا كرده باشند، اين يك هديه الهي است كه بدون اينكه دستهاي بشر در آن دخالت داشته باشند،خداي تبارك و تعالي به ما اعطا فرموده است و ما بايد قدر اين نعمت بزرگ را بدانيم و اقتدا كنيم به اين زنان و بانوان و بچه هاي پشت جبهه و آنهايي كه در خود شهرهاي مخروبه، نيمه مخروبه حاضرند.
    ماها بايد از اينها اخلاق اسلامي و ايمان و توجه به خدا را ياد بگيريم. نقش زنان در فداكاري مردان از مسؤوليتهاي مهم و خطير بانوان در طول نهضت اسلامي و دفاع مقدس كه بر هيچ كس پوشيده نيست ايناست كه اين بانوان بودند كه باعث وارد كردن ديگران به صحنه دفاع بودند: چنانچه يك عده از زن وارد بشوند در يك محلي كه محل جنگ است، علاوه بر اينكه خودشان جنگ ميكنند، مردها را كه يك احساسيدارند نسبت به زنها، حساسيت دارند نسبت به زنها، مردها را قوهشان را دوچندان ميكنند، اين طور نيست كه اينها اگر بروند دفاع كنند، فقط خودشان دفاع كرده اند، خير، دفاع كردهاند، خودشان دفاع كرده اند وديگران را هم به دفاع وارد كرده اند...
    بنابراین پيشقدم شدن شما در همه مسائل من جمله مسائل دفاعي، مسائل جهاد، مسائل كمك كردن به جبهه ها، وارد شدن در هر طريقه اي اسباب اين ميشود كه مردها بيشتر وارد بشوند، مردها هم قويتربشوند. مقام معظم رهبري در مورد اين مسئوليت مهم زنان كه پشتوانه حركت مردها بودند مي فرمايند: زنان كشور ما، در طول انقلاب پشتوانه حركت مردها بودند،اگر احساسات و ايمان قوي زنها نبود، شايدبسياري از مردهاي ما اين قدرت را پيدا نمي كردند كه در ميدانهاي سخت مبارزات گوناگون حضور داشته باشند، امروز هم همان مسئوليت بر دوش خانمهاست.
    و نقش زنان را در انقلاب به طور مستقيم و غيرمستقيم، نقش اول ميدانند: اگر زنان به انقلاب نپيوسته بودند، انقلاب پيروز نميشد، جوانان براي پيوستن به صفوف انقلاب از خانه ها بيرون نمي آمدند،مادرانشان نميگذاشتند، يا حداقل آنها را تشويق نميكردند اگر زنان دل در گرو انقلاب نداشتند، مردان اين طور آزادانه در صفوف انقلاب جانفشاني نميكردند. نقش زنان در انقلاب، هم به طور مستقيم و هم به طورغيرمستقيم نقش برجسته و مجموعاً نقش اول است، در جنگ هم همينطور بود. شهادت و روحيه شهادت طلبي بانوان به عنوان آخرين مطلب، سخنان امام را فراروي خويش قرار ميدهيم و با الهام گيري از آنهامسأله شهادت و روحيه شهادت طلبي بانوان را بيان ميكنيم.
    امام خميني در مورد شهادت طلبي بانوان مي فرمايد: از آن وقتي كه اين نهضت شروع شد مكرر هر چند روز يك مرتبه، زنان و مردان مي آمدند پيش من و اصرار ميكردند شما دعا كنيد تا شهيد بشويم، من دعاميكنم كه شما موفق بشويد ثواب شهادت داشته باشيد، براي اسلام خدمت كنيد، اين روحيه موجب پيشرفت است، جديت كنيد كه اين روحيه محفوظ باشد. امام اين روحيه را يك تحول روحي و فكري ميخوانندكه باعث رسيدن به پيروزي ميشود: بعضي خانمها مي آيند، ميگويند شما دعا كنيد، شهيد بشويم، بعضي از برادرها ميگويند كه دعا كنيد ما شهيد بشويم. اين تحول روحي و فكري كه در ملت همه طبقات شپيدا شد، همه هم يك مطلب را دنبال كردند و آن جمهوري اسلامي، اين باعث پيروزي شد براي اينكه حق بود و حق پيروز است. اين را بايد حفظ كنيد
    و بدين ترتيب نميتوان آنها را از صحنه خارج نمود هر چند خسارت زيادي بر آنها وارد كنند: ملتي كه عشق شهادت در دل زن و مرد و كوچك و بزرگش جوش ميزند و براي شهادت، هر يك برديگري سبقت ميگيرد واز شهوات دنيايي و حيواني گريزان بوده و عالم غيب و رفيق اعلي را باور كرده است، با اين خسارت هر چند بزرگ باشد از صحنه خارج نميشوند. و بدين گونه است كه همه براي شهادت آماده اند: ;جوانان ماهمه براي شهادت آماده اند و حاضرند، مرد و زن ما براي شهادت حاضرند. به عنوان نتيجه بحثهايي كه گذشت از سخن امام استعانت مي جوييم و سخن خود را به پايان ميرسانيم: شهادت در راه خداوند چيزي نيست كه بتوان آن را با سنجشهاي بشري و انگيزه هاي عادي ارزيابي كرد و شهيد در راه حق و هدف الهي را نتوان با ديدگاه ا مكاني به مقام والاي آن پي برد كه ارزش عظيم آن، معيارهاي الهي و مقام والاياين، ديدي ربوبي لازم دارد و نه تنها دست ما خاكنشينان از آن و اين كوتاه است كه افلاكيان نيز از راه يافتن به كنه آن عاجزند چه كه آنها از مختصات انسان كامل است و ملكوتيان با آن مقام اسرارآميز فاصله ها
    دارند.
    قلم اينجا رسيد و سربشكست و ما بازماندگان و عقب افتادگان در آرزوي آن و اين بايد روزشماري كنيم و حسرت شهادت و شهيد و شهيدپروران اينچناني را، كه با ايثار ثمره حيات خود عاشقانه به اين شهيدان شاهد افتخار ميكنند به گور ببريم، و از شجاعتهاي بي نظير شهيدان و دوستان اسير و مفقودشان و آسيب ديدگان و اشتياق زايدالوصف اينان براي بازگشت به ميدان شهادت احساس خجلت و حقارت كنيم. زنانو مردان و كودكان نمونه اي كه در زير بمبارانها و از بستر بيمارستانها سرود شهادت سر ميدهند و با دست و پاي قطع شده بازگشت به جبهه هاي انسانساز را آرزو ميكنند فوق آنچه ما تصور ميكنيم و فلاسفه وعرفا به رشته تحرير در ميآوردند و هنرمندان و نقاشان عرضه ميكنند ميباشد. آنچه آنان با قدمهاي علمي و استدلالي و عرفاني يافته اند، اينان با قدمهاي غيبي به آن رسيده اند و آنچه آنان در لا به لاي كتابها وصحيفه ها جستجو كرد ه اند اينان در ميدان خون و شهادت در را حق يافته اند.


  • در ديدار وزير، معاونين و رؤساى مناطق آموزش و پرورش سراسر كشور

    بسم الله الرحمن الرحيم
    به همه برادران و خواهران عزيز كه زحمت كشيديد و دراين جمع خودمانى و صميمى شركت كرديد، خوشامد عرض مى كنم و از همه شما تشكر مى كنم. مخصوصا از اين جوانان عزيزى كه گويا راهى طولانى را، با پاى پياده، از دورود تا اين جا، طى كرده اند و آمده اند. ان شاءالله موفق باشيد و ان شاءالله اين فرصت ديدار دوستانه، منشأ آثار خير براى اسلام و مسلمين شود.
    جلسه، يك جلسه فرهنگى است. مسؤولين و كاركنان بخش هاى مختلف فرهنگى كشور، از مطبوعات و صدا و سيما و آموزش و پرورش و مؤسسات هنرى و فرهنگى و تبليغى جمهورى اسلامى، در اين جا حضور داريد. من اين فرصت را براى يك بحث كوتاه در زمينه مسائل فرهنگى كشور، و اولى از همه اين مسائل، همين مسأله حاد جارى نظام ما در سه، چهار سال اخير - از بعد از جنگ تا امروز - يعنى ايجاد جبهه فرهنگى دشمن و تهاجم نوبه نو و سازمان يافته از سوى دشمن، مغتنم مى شمارم.
    اولا اين نكته را عرض كنيم كه تهاجم فرهنگى ، با تبادل فرهنگى متفاوت است. تبادل فرهنگى لازم است. هيچ ملتى بى نياز نيست از اين كه در همه زمينه ها، از جمله در زمينه مسائل فرهنگى - آن مجموعه مسائلى كه به آن ها نام فرهنگ داده مى شود - از ملت هاى ديگر بياموزد. هميشه تاريخ نيز همين بوده است. ملت ها در رفت و آمدهايشان، آداب زندگى را، خلقيات را، علم را، لباس پوشيدن را، آداب معاشرت را، زبان را، معارف را و دين را از يكديگر فراگرفته اند. اين، مهمترين تبادل هاى ملت ها با هم بوده است؛ حتى مهمتر از تبادل اقتصادى و كالا. بسيار اتفاق افتاده است كه اين تبادل فرهنگى، به تغيير مذهب يك كشور انجاميده است! مثلا در شرق آسيا، بيشترين عاملى كه اسلام را به اين كشورها - از جمله به كشور اندونزى، به كشور مالزى و حتى به قسمت هاى مهمى ازشبه قاره - برد، دعوت مبلغين نبود؛ بلكه رفت و آمد آحاد ملت ايران بود. تجار و سياحان ايرانى راه افتادند، رفتند، آمدند و در سايه اين رفت و آمدهاست كه شما مى بينيد ملت بزرگى كه امروز شايد بزرگترين ملت اسلامى در آسياست - يعنى اندونزى - مسلمان شده است. اين اسلام را اول بار، نه مبلغين دينى براى آن ها بردند و نه شمشیر و جنگ! اسلام را همين رفت وآمدها برد. خود ملت ما هم، در طول زمان، خيلى چيزها از ملت هاى ديگر آموخته است، و اين، يك روند ضرورى براى تروتازه ماندن معارف و حيات فرهنگى در سرتاسر عالم است. اين، تبادل فرهنگى است و خوب است.
    تهاجم فرهنگى اين است كه يك مجموعه - سياسى يا اقتصادى - براى مقاصد سياسى خود و براى اسيركردن يك ملت، به بنيان هاى فرهنگى آن ملت هجوم مى برد. چنين مجموعه اى هم چيزهاى تازه اى را وارد آن كشور و آن ملت مى كند؛ امابه زور؛ اما به قصد جايگزين كردن آن هابا فرهنگ و باورهاى ملى. اين، اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگى، هدف، باروركردن فرهنگ ملى و كامل كردن آن است. اما در تهاجم فرهنگى، هدف، ريشه كن كردن فرهنگ ملى و ازبين بردن آن است. در تبادل فرهنگى، آن ملتى كه از ملت هاى ديگر چيزى مى گيرد، مى گردد چيزهاى مطبوع و دلنشين و خوب و مورد علاقه را مى گيرد. فرض بفرماييد، دانش را از آن ها تعليم مى گيرد. فرض كنيد، ملت ايران به اروپا مى رود و مى بيند آن ها مردمى اهل سختكوشى و خطر كردنند. اگر اين را از آن ها ياد بگيرد، خيلى خوب است. به اقصاى شرق آسيا مى رود و مى بيند كه آن ها مردمى هستند داراى وجدان كار، علاقه مند به كار، مشتاق كار. اگر اين را از آن ها ياد بگيرد، خيلى خوب است. به فلان كشور مى رود و مى بيند مردم آن كشور، وقت شناس، داراى نظم و انضباط، داراى محبت، داراى حس ادب و حس احترامند. اگر ياد بگيرد، اين ها چيزهاى خوبى ست.
    در تبادل فرهنگى، قضيه چنين است. ملت فراگيرنده، مى گردد نقاط درست و چيزهايى را كه فرهنگ او را كامل مى كند، از ديگران تعليم مى گيرد. درست مثل انسانى كه ضعيف است و دنبال غذاى مناسبى مى گردد. دوا و غذاى مناسب را مصرف مى كند، تا سالم شود و نقصش از بين برود. در تهاجم فرهنگى، چيزهايى كه به ملت مورد تهاجم مى دهند، چيزهاى خوب نيست، بلكه چيزهاى بد است. فرض بفرماييد اروپايي ها، وقتى تهاجم فرهنگى را در كشور ما شروع كردند، نيامدند روحيه وقت شناسى شان را، روحيه شجاعت و خطر كردن در مسائل را، يا تجسس و كنجكاوى علمى را، در ملت ما منتشر كنند و با تبليغات و تحقيقات، سعى كنند ملت ايران، ملتى داراى وجدان كارى يا وجدان علمى شود. اين كارها را كه نمى كنند! مسأله لاابالى گرى جنسى را وارد كشور ما مى كردند. ملت ما، در طول هزاران سال، ملتى بود داراى مبالات جنسى؛ يعنى رعايت هاى مربوط به زن و مرد و اين در تمام دوران اسلامى بوده است. نه اين كه كسى خطا و تخلف نمى كرده؛ خطا هميشه هست. در همه دوران ها و در همه زمينه ها، افراد بشر خطا مى كنند. خطا هست؛ اما خطا غير از اين است كه چيزى بشود عرف جامعه!
    ملت ما، ملتى بود كه از هرزگى و عياشي هاى فراگير و مجالس عيش و طرب و اين چيزها، برى بود. اين كارها مخصوص اشراف و پادشاهان و شاهزاده ها و ملكزاده خانم ها و امثال اين ها بود، كه عياشى كنند و شب تا صبح بيدار بمانند. اروپايي ها، ميخانه هايشان در طول مدت شب وروز و دوران سال و همه تاريخ هميشه روبه راه بود. اين، تاريخ اروپاست. هركس مى خواهد، برود بخواند و ببيند. اين را خواستند وارد كشور ما بكنند و تا آن جا كه توانستند، كردند.در تهاجم فرهنگى، دشمن مى گردد آن نقطه اى از فرهنگ خود را به اين ملت مى دهد و وارد اين ملت مى كند كه خودش مى خواهد. معلوم است كه دشمن چه مى خواهد! اگر در تبادل فرهنگى، ملتى كه از فرهنگ بيگانه چيزى مى گيرد، تشبيه به آدمى شود كه در كوچه و بازار، غذا و دواى مناسب مى خرد كه مصرف كند؛ در تهاجم فرهنگى، ملتى را كه تحت تهاجم قرار گرفته است، بايد به بيمارى كه افتاده و خودش كارى نمى تواند بكند، تشبيه كنيم. آن وقت دشمن، آمپولى به او تزريق مى كند و معلوم است آمپولى كه دشمن تزريق كند، چيست! اين، فرق دارد با آن دارو و درمانى كه خود شما برويد و آن را با ميل انتخاب و وارد بدنتان كنيد. اين، تهاجم فرهنگى است.
    پس، تبادل فرهنگى به انتخاب ماست؛ اما تهاجم فرهنگى به انتخاب دشمن است. تبادل فرهنگى انجام مى دهيم تا كامل شويم؛ يعنى فرهنگ خودى را كامل كنيم. اما تهاجم فرهنگى انجام مى گيرد تا فرهنگ خودى را ريشه كن كند. تبادل فرهنگى از چيزهاى خوب است؛ تهاجم فرهنگى از چيزهاى بد است. تبادل فرهنگى در هنگام قوت و روزگار توانايى يك ملت انجام مى گيرد؛ ولى تهاجم فرهنگى در دوران ضعف يك ملت است. لذا ديديد كه استعمارگران، در آسيا و آفريقا و امريكاى لاتين، هر جا خواستند وارد شوند، قبل از آن كه سياستمداران و سربازان و قزاق هايشان وارد شوند، ميسيون هاى مسيحى و هيأت هاى تبشيرى مسيحى شان وارد شدند! سرخپوستان و سياهپوستان را اول مسيحى كردند، بعد طناب استعمار به گردنشان انداختند. بعد هم از خانه و كاشانه شان، آواره شان كردند و پدرشان را در آوردند!
    در همين ايران ما، به اواخر دوران قاجار نگاه كنيد! ببينيد چقدر كشيش از اروپا راه افتادند و به قصد مسيحى كردن مردم به اين جا آمدند! البته آن ها، مثل دزد ناشى كه به كاهدان مى زند، نفهميدند براى ترويج مسيحيت بايد به كجا بروند. آن ها موفق نشدند؛ اما قصدشان اين بود. نمى شود گفت كه سرمايه داران و كمپاني ها و غارتگران بين المللى، معتقد به حضرت مسيحند! آن ها چه مى شناسند مسيح كيست؟! در محيط هايى كه يك فرهنگ ملى مدافع - مدافع حيثيت خود - وجود دارد، كار اول اين است كه آن فرهنگ را از آن ها بگيرند. مثل اين كه اگر يك عده سرباز بخواهند به يك قلعه مستحكم حمله كنند، كار اول اين است كه پاى اين قلعه آب مى اندازند؛ شايد ديوارهايش بريزد. ديوارهاى اين قلعه را، هرطور بتوانند، سست مى كنند. اين، اولين كار است. يا اين كه قلعگيان را خواب مى كنند. به قول سعدى كه در آن داستان، در گلستان، مى گويد: اولين دشمنى كه بر آن ها تاخت، خواب بود! خواب، اولين دشمنشان بود. چشم هايشان گرم شد و خوابشان برد. بعد از آن كه اين دشمن خودى - كه خواب باشد - از درون خودشان چشم هاى آن ها را بست و دست هايشان لمس شد، دشمن آمد دست هاى اين ها را بست و هر چه خواست، برداشت و برد! در تهاجم فرهنگى، اين گونه عمل مى كنند.
    اين تهاجم فرهنگى، از چه وقت شروع شد؟ مشخصا از دوران رضاخان شروع شد. البته قبل از او، مقدمات آن، فراهم شده بود. كارهاى فراوانى شده بود: روشنفكران وابسته، در داخل كشور ما كاشته شده بودند. نمى دانم آيا جوانان نسل ما و نسل انقلابى، تاريخچه اين صدوپنجاه، دويست سال را درست خوانده اند يا نه؟ من همه دغدغه ام اين است كه جوان انقلابى امروز، نداند مابعد از چه دورانى، امروز در ايران مشغول چنين حركت عظيمى هستيم. تاريخچه اين صدوپنجاه، دويست سال اخير - از دوران اواسط قاجار به اين طرف؛ از دوران جنگ هاى ايران و روس به اين طرف - را بخوانيد و ببينيد چه حوادثى بر اين كشور گذشته است.
    يكى از اين حوادث، ايجاد جريان روشنفكرى وابسته است. نمى شود بگوييم در ايران روشنفكر نداشتيم. هميشه و در همه عصرها و دوران ها، روشنفكرانى بوده اند؛ مردمانى كه جلوتر از زمان خود را مى ديدند و بر همين اساس مى انديشيدند و حركت مى كردند. اما غرب مسلط به فنآورى و علم، روزى كه خواست در ايران، پايگاه تسلط خودش را مستحكم كند، از راه روشنفكرى وارد شد. از ميرزا ملكم خان ها و امثال اين ها، تا تقى زاده ها، اين روشنفكرى دوران قاجار است كه بيمار متولد شد.
    روشنفكرى ايران، متأسفانه بيمار و وابسته متولد شد. چند نفرى هم كه آدم هاى سالم و خالصى بودند، گم شدند. بقيه، وابسته بودند. بعضى وابسته به روسيه آن روز - مثل ميرزافتحعلى آخوندزاده - يا وابسته به اروپا و غرب - مثل ميرزاملكم خان و امثال اين ها بودند. اين كارها در داخل ايران شده بود؛ لكن بردى نداشت. كسى كه به نفع فرهنگ غربى - يعنى درحقيقت، به نفع سلطه غرب بر ايران - و به نفع استعمار به وسيله انگليس، در آن روز بزرگترين قدم را برداشت، رضاخان بود. شما ببينيد اين كارها در وضع امروز چقدر رسواست، كه پادشاهى بيايد و يكباره لباس ملى يك كشور را عوض كند! مثلا شما به هند كه تشريف ببريد يا در اقصى نقاط عالم كه بگرديد، ملت ها لباس هاى خودشان را دارند؛ احساس افتخار هم مى كنند؛ احساس سرشكستگى هم نمى كنند. اما اين ها آمدند و يكباره گفتند: اين لباس قدغن است! چرا؟ چون با اين لباس، نمى شود عالم شد! عجب! ما بزرگترين دانشمندانمان - دانشمندان ايرانى كه امروز آثارشان هنوز در اروپا تدريس مى شود - با همين فرهنگ و در همين محيط پرورش يافتند. مگر لباس چه تأثيرى دارد؟ اين چه حرفى است؟! چنين منطق مسخره اى را مطرح كردند. لباس يك ملت را عوضكردند. چادر زنان را برداشتند. گفتند: با چادر نمى شود كه يك زن، عالم و دانشمند شود و در فعاليت اجتماعى شركت كند. من سؤال مى كنم: با برداشتن چادر، در كشور ما، چقدر زنان در فعاليت اجتماعى شركت كردند؟ مگر فرصتى داده شد براى اين كه زنان ما، در دوران رضاخان و پسر رضاخان، در فعاليت هاى اجتماعى شركت كنند؟! به مردان هم فرصت داده نمى شد؛ به زنان هم فرصت داده نمى شد. آن روز كه زنان ايران وارد فعاليت اجتماعى شدند و كشور رابا دو دست تواناى خود بلند كردند و مردان اين كشور را به دنبال خودشان به ميدان هاى مبارزه كشاندند، با همان چادر به ميدان ها آمدند. چادر چه تأثير منفى اى دارد؟! لباس چه تأثيرى دارد در اين كه مانع شود از فعاليت يك زن يايك مرد؟! عمده اين است كه اين مرد، دلش چگونه است؛ فكرش چگونه است؛ ايمانش چقدر است؛ روحيه اش چگونه است؛ چه انگيزه اى براى فعاليت اجتماعى يا علمى، در او گذاشته شده است؟ اين مرد قلدر نادان بى سواد - رضاخان - آمد و در اختيار دشمن قرار گرفت. ناگهان لباس اين كشور را عوض كرد؛ بسيارى از سنت ها را عوض كرد؛ دين را ممنوع كرد! كارهايى كرد كه همه شنيده ايد و در دوران پهلوي ها انجام گرفته است؛ آن هم با قلدرى. او به چهره محبوب غرب - يعنى استعمارگران - تبديل شد.
    اين، ربطى به آحاد مردم غرب نداشت. افكار عمومى غرب، از همه اين حرف ها بى اطلاعند. اين، كار همان سياستمداران بود. تهاجم از آن جا شروع شد واين تهاجم در دوران جديد پهلوى، شكل هاى گوناگونى پيدا كرد. يعنى در دوران بيست؛ سى سال آخر حكومت پهلوي ها، اين تهاجم، شكل هاى خطرناك ترى يافت كه حالا مجالش نيست همه اين ها را عرض كنم.
    انقلاب اسلامى كه آمد، مثل مشتى به سينه مهاجم خورد؛ او را عقب انداخت و تهاجم را متوقف كرد. در دوران اول انقلاب، شما ناگهان ديديد كه مردم ما در ظرف مدت كوتاهى، تغييرات اساسى در خلقيات خودشان احساس كردند: گذشت در بين مردم زياد شد؛ آز و طمع كم شد؛ همكارى زياد شد؛ گرايش به دين زياد شد؛ اسراف كم شد؛ قناعت زياد شد - فرهنگ اين هاست؛ فرهنگ اسلامى اين هاست - جوان به فكر فعاليت و كار افتاد، دنبال تلاش رفت؛ خيلي ها كه به شهرنشينى عادت كرده بودند، به روستاها رفتند؛ گفتند: بگذار كار كنيم. بگذار توليد كنيم. ؛ شبه كارهايى كه به صورت گياه هرزى در زندگى اقتصادى مردم رشد پيدا كرده بود كم شد. اين، مربوط به يكى دو سال اول انقلاب بود. اين، مربوط به همان زمانى است كه تلاش روزبه روز دشمن براى پاشيدن بذر اخلاقيات منفى متوقف شده بود و يك گرايش و يك توجه به اسلام پيش آمده بود. مجددا آن فرهنگ و اخلاق و آداب و خلقيات اسلامى كه در خميره مردم ما بود، در آنان زنده شد. البته عميق نبود. عمق، آن زمانى پيدا مى كند كه روى موضوع، چند سالى كار شود. اين فرصت پيش نيامد و آن تهاجم، بتدريج و به مرور، از سرگرفته شد. تهاجم، در اواسط دوران جنگ به وسيلهابزارهاى تبليغى و گفتارهاى غلط و كج انديشانه شروع شد و آن ته نشين ها و رسوب هاى ذهنى و روحى خود ما مردم هم در تأثيرگذارى اش مؤثر بود. اما باز حرارت جنگ، مانع بود، تا جنگ تمام شد. بعد از جنگ، اين جبهه جديد، به شكل جدى مشغول كار شد. دشمن با يك محاسبه فهميد كه جمهورى اسلامى را با تهاجم نظامى نمى شود از بين برد. محاسبه قبلى، غلط از آب درآمده بود. ديدند با محاصره اقتصادى هم نمى شود. وقتى ملتى را محاصره اقتصادى كنند، اگر آن ملت يك ملت قانع، صبور، متكى به نفس و متوكل على الله باشد، مگر شكست خواهد خورد؟! هرگز شكست نمى خورد! اين را، هم ما در گذرگاه هاى تاريخى - درگذشته - تجربه كرديم و هم ملت هاى ديگر تجربه كرده اند. مخصوص ما نيست. ديدند با محاصره اقتصادى هم نمى شود. فهميدند بايد عقبه ما را بمباران كنند. اگر بخواهيم تشبيه كنيم، اين طور است كه وقتى يك گروه نظامى، در جلو با دشمن مشغول جنگ است، غذايش از عقب مى آيد، نيروى تازه نفس از عقب مى آيد، ملزومات از عقب مى آيد، نامه دوستانه از پدر و مادر و ياران از عقب مى آيد. عقبه تا سالم است، اين نيروى در خط مقدم، مى تواند بجنگد. اگر دشمن آمد عقبه ها رابمباران كرد؛ غذا از بين رفت،ملزومات ازبين رفت، نيروى تازه نفس ازبين رفت؛ نامه دست شما درد نكند از بين رفت، پدر و مادر زهى و مرحبا گو از بين رفت؛ كسى كه در جلو مبارزه مى كند، چطور قدرت مبارزه خواهد داشت؟! دو روز تلاش مى كند؛ ولى از بين خواهد رفت. عقبه ما، در مبارزه ملت ايران با قلدرى استكبار جهانى، عبارت بود از فرهنگ ما. منطقه عقبه ما عبارت بود از اخلاق اسلامى، توكل به خدا، ايمان و علاقه به اسلام. يعنى علاقه آن مادرى كه چهار پسرش شهيد شده اند و مى گويد من اين ها را در راه اسلام دادم، و به اين راضى است. بنده خانواده هايى را ازنزديك ديده ام - يعنى به خانه آن ها رفته ام و باپدران و مادران صحبت كرده ام. روايت نيست؛ خودم از نزديك ديده ام. - خانواده اى كه دو پسر داشتند، هر دو شهيد شدند. خانواده اى كه سه پسر داشتند و هر سه شهيد شدند. اين مگر شوخى است؟! اين مصيبت، مگر قابل تحمل است؟! اين پدر و مادر بايد از غصه ديوانه شوند . آن وقت، مادر، كه عواطف جوشانترى هم دارد، با كمال قدرت مى گويد: مااين ها را در راه اسلام داديم، و حرفى نداريم. عجب!پس تأثيراسلام اين است! تأثير ايمان به خدا اين است! اين را دشمن فهميد. پدر و مادرى به جوان خود مى گويند تو هنوز شانزده سالت است، هفده سالت است؛ برو درست رابخوان؛ برو بازيت رابكن؛ لذتت را ببر. برادرت رفت و شهيد شد. ؛ جوان مى گويد: نه! من سهم خودم رابايد براى اسلام ادا كنم. اين، عبارتى است كه ما در وصيتنامه هاى شهدا ديده ايم و ازپدران و مادران شهدا و خانواده ها شنيده ايم. اثر اسلام، اين است.
    يك روز امام فرمود: امروز اسلام محتاج كمك شما جوان هاست. بعدازظهرش بنده به خيابان ها آمدم و كارى داشتم. ديدم مثل روزهاى اول انقلاب شده و مردم به طرف پاوه در حركتند . اين ماجرا و اين صحنه، بارها تا آخر جنگ تكرار شد. هر وقت كه اسم اسلام و فرمان امام به گوش مردم مى رسيد - فرمان امام، فرمان اسلام بود و مردم براى امام به خاطر اسلام اهميت قائل بودند - ناگهان مى ديديد اين ملت، به جوش و خروش در مى آيد. جوانان شهر را، ده را، دانشگاه را، بازار را، كار و كسب را، ميدان فوتبال را، همه را رها مى كنند و مى روند. براى چه؟ براى اين كه جانشان رادر معرض خطر مرگ بگذارند! اين شوخى نيست! دشمن كه كور نبود. دشمن اين ها را ديد، دشمن اين ها را تحليل كرد و فهميد اين ملت عقبه اى دارد. فهميد تا آن عقبه هست، اين ملت را با محاصره اقتصادى و با محاصره نظامى و يا چه و چه، نمى شود به زانو درآورد. پس، آن عقبه را بايد بمباران كرد؛ فرهنگ او را، اخلاق او را، ايمان او را، ايثار او را، اعتقاد به دين او را، اعتقاد به رهبرى او را، اعتقاد به قرآن و جهاد و شهادت او را؛ اين ها را بايد از بين برد. و شروع كرد.
    بعد از جنگ، محيط هم مناسب بود. چون كوره گداخته جنگ، جوان را به خود مشغول مى كرد؛ به خود جذب مى كرد و گوشش به اين حرف ها بدهكار نبود. وقتى آن كوره خاموش شد، محيط مناسبى پيش آمد و به طور وسيع شروع به برنامه ريزى كردند و ابزارهاى متعددى را به كار گرفتند.من وقتى به تنوع ابزارهاى دشمن نگاه مى كنم، مى فهمم چقدر اين قضيه براى اين ها اهميت داشت! يكى از كارها اين بود كه جريان ادب و هنر و فرهنگ انقلابى را در كشور تحقير كنند و به انزوا بكشانند. اين يكى از كارهايشان بود. از جمله كارهاى مهمى كه انقلاب كرده، يكى اين است كه يك عده عنصر فرهنگى و اديب و هنرمند و داراى اقتدار فرهنگى تربيت كرده و بحمدالله كم هم نيستند. شعراى زيادى به وجود آمدند؛ داستان نويسان زيادى به وجود آمدند؛ نويسندگان قلم زن دقيق فارسى نويس محكمى به وجود آمدند و بحمدالله هستند. از اول انقلاب تا كنون، سيزده سال گذشته است. شما نگاه كنيد ببينيد كدام سيزده سال در دوران عمر فرهنگى و تاريخى ما، توانسته است شخصيت هاى درجه يك به وجود آورد؟ البته اين ها تا شخصيت درجه يك بشوند، هنوز فاصله دارند؛ اما كسانى كه شخصيت درجه يك بشوند، در اين مجموعه اى كه انقلاب پديد آورده، زيادند. مادر ميهن ما، در دوران استبدادهاى اواخر دوران پادشاهى، سترون و عقيم شده بود. حقيقتا آدم هاى بزرگ، نويسندگان بزرگ، هنرمندان بزرگ، بخصوص در بعضى از رشته هاى هنرى، پرورش پيدا نمى كردند. لكن امروز مى بينيم در ميان بچه هاى جوان ما، سينماگران خوب،نمايشنامه نويسان خوب، كارگردانان خوب، شعراى خوب و داستان نويسان خوب، زيادند. انقلاب است كه اين نيروها را آزاد كرد.
    يكى از كارهاى دشمن، اين شد كه اين مجموعه هاى مؤمن را منزوى كند. جوان، بى تجربه است. به مجرد اين كه ببيند در يك دستگاه رسمى كشور - مثلا در يك مركز فرهنگى كشور - دو نفر به او اخم كردند، به او بى اعتنايى كردند، او را تحقير كردند؛ در حركتش اثر مى گذارد و او را كند مى كند. يا مثلا وقتى ببيند كه در مجلات به اصطلاح ادبى و هنرى كشور، چهره هاى مخالف با اين روش و خط را، بزرگ مى كنند، بر جسته مى كنند، تعريف مى كنند، اين جوان دلش آب مى شود و روحيه اش را از دست مى دهد. وقتى يك فيلمساز، اثرش را به مراكزى مى برد كه مى توانند از او استفاده كنند و كارى كنند كه بتواند كارش را ادامه دهد؛ اما با بى اعتنايى به او مى گويند: نه آقا؛ ما اين را قبول نداريم. اين طورش را قبول نداريم ، و بعد در همان حال ببيند انواع و اقسام كارهايى كه از لحاظ مايه هاى هنرى از كار او كمتر است اما چون مايه اسلامى ندارد مورد قبول آن هاست؛ اين جوان به خودى خود، منزوى و نااميد خواهد شد. من بارها از اعماق جان، قلبم براى اين جوانان مؤمن و انقلابى، سوخته و گداخته است. بارها تأسف خورده ام كه چرابايد به جوانان به اين خوبى، بى اعتنايى شود!؟ اين ها هيچ چيزشان ازآنكسانى كه در جاهايى به عنوان هنرمند معروف شده اند، كمتر نيست. در بسيارى از امور، از آن ها خيلى هم بهترند. اما به اين ها بى اعتنايى مى شود. وقتى كه انسان مطلب را به درستى كاوش مى كند، مى بيند سر رشته مى رسد به اراده خباثت آميزى در نقطه اى! مسؤولين هم متوجه نيستند. مسؤولين فرهنگى، مردمان خوبى هستند؛ اما در سطوح بالا، از كارهايى كه در سطوح متوسط انجام مى گيرد، بى خبرند. لذا، اين جوان، اين مجموعه جوانان و اين جريان ها را، نااميد مى كنند.
    از جمله روش هاى ديگرى كه دشمنان در مجامع جهانى به كار زدند، اين است - من اين را، واقعا احساس مى كنم و از آن دردهاى خاموش است. انسان دوست مى دارد اين چيزها را همه مردم، به وضوح بفهمند - كه وقتى فيلم يا آثار و فرآورده هاى هنرى ايران مطرح مى شود، كارى كه نشان از همين روحيات انقلابى در آن باشد، مورد بى اعتنايى قرار مى گيرد! اين مجمع جهانى، مثلا و به ظاهر، يك مجمع غيرسياسى است؛ اما باطن قضيه، اين طور نيست. شما ديده ايد مجامع جهانى چه مى كنند! ديديد شوراى امنيت و سازمان ملل، با بوسنى هرزگوين چه كردند! ديديد سازمان ايكائو ، در قضيه هواپيماى ما - كه امريكا آن را ساقط كرد- چه كرد. امريكايي ها خودشان گزارش دادند و گفتند گزارش ايكائو با همكارى ارتش امريكا تهيه شد ! خوب، ايكائو مثلا يك سازمان بى طرف بين المللى است. اگر آن روز ما مى گفتيم ايكائو اين گزارش را مغرضانه نوشته است ، يك عده مى گفتند: شما خيلى بدبين هستيد. شما هم ديگر شورش را در آورده ايد! ايكائو يك سازمان بى طرف است. به امريكا و شما چه كار دارد! بفرماييد! حالا سه، چهار سال گذشته، خود امريكايي ها اعتراف كردند و گفتند كه گزارش سازمان ايكائو را، ارتشامريكا تنظيم كرده است و خلاصه اين كه، امريكا در انداختن ايرباس ايرانى، مقصر نيست! مجامع جهانى، اين گونه اند.
    يكى ديگر از اين سازمان ها، اسمش عفو بين الملل است. على الظاهر هم، هيچ انگيزه سياسى اى - مثلا، ضديتى با فلان و فلان - ندارد. حالا عفو بين الملل را خفقان گرفته است! در بوسنى هرزگوين چندين هزار مسلمان را مى كشند و مثل برگ خزان روى زمين مى ريزند، اين ها اصلا پيدايشان نيست؛ اما وقتى ما يك جاسوس خبيث و يك خبرچين بدجنس را مى گيريم و حكم اعدام - كه بسيار كمتر و كوچكتر از جنايات او به اين ملت است - برايش صادر مى شود، عفو بين الملل، دنيا را روى سرش مى گذارد كه در ايران، چنين و چنان كردند! اين ها بى طرفند؟! اين ها غير سياسى اند؟!عين همين قضيه را، اين مجامع هنرى جهانى، با فيلم هاى ما، با نمايشنامه هاى ما، با كارهاى ويژه كودك ما و موارد ديگر دارند. چطور كسى مى تواند چشمش را روى هم بگذارد و بگويد اين ها غيرسياسى اند ؟! چرا در همه اين مواردى كه اين ها جايزه دادند، يك مورد اثر انقلابى وجود ندارد؟! ما فيلم انقلابى نداريم؟! ما شعر انقلابى نداريم؟! ما نمايشنامه انقلابى نداريم؟! اين همه فرآورده هاى انقلابى كه جوانان ما درست كردند، هيچ كدام ارزش هنرى ندارد؟! بنده احتمال مى دهم اگر رويشان بشود، جايزه نوبل را هم حاضرند به يكى از همين عناصر ضداسلامى و ضدانقلابى بدهند؛ براى اين كه آن ها را در دنيا بزرگ كنند؛ براى اين كه عناصر انقلابى را منزوى كنند! اين، تهاجم فرهنگى نيست؟!
    تهاجم فرهنگى، مثل خود كار فرهنگى، اقدام آرام و بى سر و صدايى است. يكى از راه هاى تهاجم فرهنگى، اين بوده است كه سعى كنند جوانان مؤمن را از پايبندي هاى متعصبانه به ايمان، كه همان عواملى است كه يك تمدن را نگه مى دارد، منصرف كنند. همان كارى را كه در اندلس، در قرن هاى گذشته كردند. يعنى جوانان را در عالم، به فساد و شهوترانى و ميگسارى و اين چيزها مشغول كردند. اين كار، حالا هم انجام مى گيرد. من بارها گفته ام: عده اى وقتى در خيابان نگاه مى كنند و زنانى را مى بينند كه حجابشان قدرى ناجور است، دلشان خون مى شود. بله؛ اين كار بدى است. اما كار بد اصلى، اين نيست. كار بد اصلى آن است كه شما در كوچه و خيابان نمى بينيد! كسى به كسى گفت: چه كارمى كنى؟ گفت: دهل مى زنم. گفت: چرا صداى دهلت در نمى آيد؟ گفت: فردا صداى دهل من درمى آيد! صداى فروريختن ايمان و اعتقاد ناشى از تهاجم پنهانى و زيرزيركى دشمن - اگر شما ملت و عناصر فرهنگى بيدار نباشيد - خداى نخواسته، آن وقتى درمى آيد كه ديگر قابل علاج نيست! جوان جبهه رفته ما را اگر محاصره كردند؛ اگر اول يك ويدئو در اختيارش گذاشتند و بعد او را به تماشاى فيلم هاى جنسى وقيح وادار كردند؛ شهوتاو را تحريك كردند و بعد او را به چند مجلس كشاندند، چه خواهد شد؟! وقتى تشكيلاتى وجود داشته باشد، جوان را در اوج نيروى جوانى، فاسد مى كنند. و حالا دشمن اين كار رامى كند.
    من از شهرستان ها خبر دارم. از شهرهاى مختلف كشور خبر دارم. خبرهاى آنچنانى رابه ما مى دهند. روز و شبى نيست كه ما، از اين گونه خبرها نشنويم. اين كارها را چه كسى مى كند؟ دشمن! جوان، دچار شهوترانى مى شود و ايمان خودش را از دست مى دهد. در اوايل كار، حتى همان جوان گريه مى كند؛ اما بتدريج او را همين طور مى برند. بچه مدرسه اي هاى ما را، دبيرستاني هاى ما را، حتى بچه هاى مدارس راهنمايى ما را، همين طور فاسد مى كنند. افرادى را پيدا مى كنند كه مواد مخدر و عكس هاى ناجور به مدرسه مى برند. من مى خواهم از شما سؤال كنم: اگر مدير مدرسه اى، نسبت به فاسد شدن پانصد يا ششصد يا هزار نوجوانى كه به دست او سپرده اند، حساس بود و گوش كسى را كه وسيله دشمن قرار گرفته و داخل آن مدرسه هروئين آورده، پيچاند، مابايد به اين مدير مدرسه چه بگوييم؟ بگوييم: آقا، شمابرخلاف آزادى عمل كردى؟ اين چه روشى است؟ شما ضدآزادى هستى؟! اين حرف درست است؟ اين درست است كه به مدير يك مدرسه كه مى گويد هزارتا جوان را دست من سپرده اند؛ من نمى خواهم فردا اين ها را هروئينى تحويل مادران و پدرشان بدهم بگويند: نخير! شما بايد اجازه بدهى خودشان انتخاب كنند! هر كس نخواست،خودش نكشد! تو برو در مضرات هروئين حرف بزن! اين، يك بخشى از تهاجم فرهنگى است. نظام اسلامى را متهم مى كنند كه اين مرام، نظامى است و آزادى نمى دهد. چطور ما آزادى نمى دهيم؟! شما در كدام كشور، اين همه مجله و روزنامه و مطبوعات سراغ داريد؟ اين ها همه اش مال دولت است؟ روزنامه هاى رسمى كشور، علنا و صريحا، سياست هاى دولت را زير سؤال مى برند و از آن انتقاد مى كنند. دولت هم باكمال بزرگوارى گوش مى كند و جواب مى دهد. اكنون در ايران مجلاتى به چاپ مى رسند كه اگر كسى مختصر آشنايى اى با عناصر فرهنگى كشور از زمان گذشته داشته باشد و بداند هنرمندان شاهنشاهى چه كسانى هستند؛ قلم زنان شاهنشاهى چه كسانى هستند؛ مخلصين و چاكران دستگاه هاى شاهنشاهى چه كسانى هستند؛ مرعوبين دشمنان چه كسانى هستند؛ امريكايى دوستان چه كسانى هستند؛ مى داند كه اين مجلات از كجاها پولش مى آيد! قابل حدس هست. ما هم بى خبر نيستيم. بنده هم بى خبر نيستم؛ دستگاه هم بى خبر نيست. اين ها چاپ مى شوند؛ كارى هم به كارشان نداريم. ما از اين كه مجله اى چهار كلمه حرف بنويسد، واهمه اى نداريم! ماهم مى نويسيم.
    آزادى مطبوعات، آن مقدارى كه در ايران هست، در كشورهاى ديگر نيست. دستگاه، در ايران، در زمينه آزادى مطبوعات، مظلوم است. دليلش هم اين است كه به اين آقا آزادى داده شده؛ آن وقت آمده است مجله اى را، روزنامه اى را، پر كرده از انتقاد به دستگاه و در اين انتقادها، مكرر، مثل ترجيع بند، تكرار كرده كه به ما آزادى نمى دهند؛ به ما آزادى نمى دهند! اگر آزادى نيست، شما چطور اين ها را نوشته ايد؟! امروز در اين كشور، چه كسى را سيخ داغ كرده اند كه شما چرا فلان مطلب را نوشتيد؟ چرا فلان روزنامه را منتشر كرديد؟ بله؛ اگر كسى مجرم مطبوعاتى باشد - هركس مى خواهد، باشد - مجرم، مجرم است. هر كس جرمى را كه قانون به عنوان جرم معين كرده مرتكب شود، البته مجازات خواهد شد. يكى از مجازات ها كه هم در قانون پيش بينى شده، تعطيل روزنامه اى است كه آن جرم در آن منعكس شده است. اين، بحث ديگرى است. لكن در حرف زدن، آزادى هست. همين كه دستگاه حساس باشد، اين را به عنوان اين كه آزادى نيست ، مى كوبند! توقع دشمن اين است كه قلمزنان جريان فرهنگى وابسته به استكبار، هرچه مى خواهند بنويسند و قلمزنان طرفدار نظام و جناح و جريان اسلامى، به آن ها جواب ندهند! توقعشان اين است! اگر جواب دادند، مى گويند: آزادى نيست. شما ما را مرعوب كرديد! اين، آن فضايى است كه دشمن به وجود مى آورد. يك عده ساده لوحند كه فريب مى خورند. خيلي ها هستند كه بدون غرض، در جريان ملايم با جريان دشمن قرار مى گيرند؛ بدون اين كه بفهمند كه چه مى گويند و چه مى كنند.
    من از همه اين حرف ها، يك جمله رامى خواهم نتيجه بگيرم. امروز كه مى آمدم صحبت كنم، با خودم فكر كردم: اگر يك مطلب را بتوانم به شما برادران و خواهران عزيز عرض كنم، حرف خودم را زده ام. آن مطلب اين است كه در مقابل تهاجم، عناصر مؤمن خودى مى توانند بايستند. عناصر مؤمن خودى را، هرجا كه هستند، گرامى بداريد. حرف من اين است. من به مسؤولين فرهنگى كشور، از وزارت آموزش و پرورش تا وزارت ارشاداسلامى، تا سازمان تبليغات اسلامى، تابقيه مؤسسات و بنگاه هاى فرهنگى كشور، عرض مى كنم: به عناصر خودى تكيه كنيد. منظور من اين نيست كه اگر كسى، جوان انقلابى نيست، دستش را بگيريد بگذاريدش بيرون؛ نه. چه كسى چنين چيزى را مى گويد؟ اصلا منطق اسلام كه اين نيست؛ منطق انقلاب كه اين نيست. ميدان بدهيد. به همه ميدان بدهيد. هركس كه مى خواهد براى اين ملت كار كند، كار كند. من مى گويم اجازه منزوى شدن عناصر خودى را ندهيد.
    اگر روزى دشمنى به كشورى حمله نظامى كند. چه كسى در مقابلش مى ايستد؟ كسى كه از همه به سرزمين خود علاقه مندتر است؛ به ملت خود علاقه مندتر است؛ به زخارف دنيوى بى علاقه تر است؛ احساس مسؤوليت بيشترى مى كند و متعهدتر است. چنين كسى مى رود دفاع مى كند. شما ديديد كه در دوران جنگ، چه كسانى رفتند دفاع كردند. عمده ميدان ما را، بسيج پركرد. بسيج يعنى همين؛ يعنى عنصر مؤمن انقلابى علاقه مند به سرنوشت ميهن، علاقه مند به سرنوشت كشور و يك فرد فداكار. رفت وسط ميدان و با فداكارى، دشمن را به زانو درآورد.
    در زمينه فرهنگى نيز همين طور است. آن عنصرى كه وابسته به دستگاه شاهنشاهى است ودلش به ياد آن روزها مى تپد، نمى آيد از نظام و فرهنگ اسلامى دفاع كند. چرا ما بايد غافل باشيم؟! كسى از فرهنگ اسلامى و حيثيت و موجوديت اين ملت دفاع مى كند و در مقابل تهاجم دشمن مى ايستد كه دلش در هواى اسلام بتپد و اسلام و ايران را دوست بدارد. عده اى كه دين ندارند، ميهن دوستى هم ندارند؛ ايران را هم قبول ندارند. كسى كه سلطه امريكا را براى ايران بپسندد وتشويق كند، ميهن دوست نيست. كسانى كه براى دخالت امريكايي ها براى آن خانمى كه در نيكاراگوئه با انتخابات امريكايى بر سركار آمد، كف زدند، معناى كارشان چيست؟ از اين جا، به كسانى كه در نيكاراگوئه تسليم تحميل امريكايي ها شدند، زهى و مرحبا گفتند! اين ها دل در گرو امريكا ندارند؟! اين ها با اين قلم زهرآگينشان مى آيند در مقابل تهاجم دشمن، از فرهنگ ملى و اسلامى و ايرانى دفاع كنند؟! معلوم است كه نمى كنند! معلوم است كه اين، ستون پنجم دشمن است! اين، براى دشمن كار مى كند. اين، از خدا مى خواهد كه امريكايي ها برگردند! از خدا مى خواهد كه نظام وابسته به امريكا و استكبار و گردن كلفت ها برگردد. اين، براىنظام اسلامى كار خواهد كرد؟ تلاش خواهد كرد؟ معلوم است كه نه! اين، حقيقت روشنى است. شما كه در صداو سيما مسؤول امور هستيد بايد مواظب اين مطلب باشيد. شما كه در روزنامه ها مسؤول امور هستيد، بايد مواظب اين مطلب باشيد. شما كه در سازمان تبليغات يا در وزارت ارشاد، يادر آموزش وپروررش، يادر آموزش عالى و يا در مؤسسات فرهنگى گوناگون مسؤول امور هستيد، بايد مراقب اين قضيه باشيد. البته همه مسؤولند. منظورم از مسؤول، رئيس نيست. كلكم راع وكلكم مسؤول عن رعيته. همه مسؤولند. مراقب اين معناباشيد.اين ملت، براى اين كه حيثيتش و كيان حقيقى و انسانى و اسلامى و انقلابى و فرهنگ ملى اش حفظ شود، احتياج به مجاهدت و مقاومت و ايستادگى در مقابل تهاجم دشمن و تهاجم كردن به نقاط ضعف دشمن دارد. اين را خودي ها مى توانند بكنند. من حرفم فقط همين است. من مى گويم: اگر مى خواهيد هنر اين كشور رشد و اعتلا پيدا كند، به هنرمند جوان مؤمن تكيه كنيد. او مى تواند از اسلام و از انقلاب و از اين كشور دفاع كند. و الا آن كارگردان يا تهيه كننده اى كه وقتى فيلم را مى سازد، از پيش فكر مى كند كه اين نكته را در اين فيلم خواهم گنجاند، تا يكى از پايه هاى اعتقادى اين نظام را هدف قراردهم كه از اسلام و انقلاب دفاع نمى كند! بازبان خاص فيلم و با همان شكلى كه در فيلم امكان دارد، كار خودش را انجام مى دهد. يعنى اكتفا نمى كند به اين كه به انقلاب كمك نكند. فيلم مى سازد براى اين كه به انقلاب حمله كند! از اول كه اين فيلم را مى سازد، يا اين داستان را مى نويسد، هدفش اين است كه كارايى نظام اسلامى را زير سؤال ببرد و بگويد: اين نظام اسلامى، كارايى ندارد. از اولى كه اين مقاله را مى نويسد يا اين اثر هنرى را توليد مى كند، هدفش اين است كه نشان دهد اين دولت كارايى ندارد؛ توان اداره ندارد. اين، درحال خدمت به مصالح اين كشور است يا درحال خيانت؟ به اين مى شود تكيه كرد؟! معلوم است كه نمى شود تكيه كرد! ما البته تصميم نگرفته ايم كسانى را كه خيال كرده ايم خدمت نمى كنند يا خيانت مى كنند، يكى يكى به قانون معرفى كنيم؛ نه. هنوز خيلى كارها در اين كشور در زمينه فرهنگى وجود دارد كه بايد انجام گيرد. منظورم اين است كه در محيط هاى فرهنگى، به نيروهاى مؤمن تكيه شود. اين ها سدى در مقابل تهاجم فرهنگى هستند.اميدواريم خداى متعال به شما و به جوانان مؤمن و خوب و صالح و سالم ما توفيق دهد واين جوانان، از نامساعد بودن بعضى از زمينه ها، مأيوس نشوند. راه صحيح و راه انقلاب و راه انجام خدمت را ان شاءالله ادامه دهند، و فرهنگ و هنر و ادبيات اين كشور را ان شاءالله باور كنند.
    والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته.
    مقام معظم رهبری

  • در ديدار گروهى از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(سلام الله عليها) و «روز زن» 1371/9/25

    زندگى فاطمه زهرا سلام الله عليها از همه ابعاد، زندگى اى همراه با كار و تلاش و تكامل و تعالى روحى يك انسان است. شوهر جوان او دائما در جبهه و ميدان هاى جنگ است؛ اما در عين مشكلات محيط و زندگى، فاطمه زهرا سلام الله عليها، مثل كانونى براى مراجعات مردم و مسلمانان است. او دختر كارگشاى پيغمبر است و در اين شرايط، زندگى را با كمال سرافرازى به پيش مى برد: فرزندانى تربيت مى كند مثل حسن و حسين و زينب؛ شوهرى را نگهدارى مى كند مثل على و رضايت پدرى را جلب مى كند مثل پيغمبر! راه فتوحات و غنايم كه باز مى شود، دختر پيغمبر ذره اى از لذت هاى دنيا و تشريفات و تجملات و چيزهايى را كه دل دختران جوان و زن ها متوجه آن هاست، به خود راه نمى دهد. عبادت فاطمه زهرا، سلام الله عليها، يك عبادت نمونه است.
    شما ببينيد وقتى زن مسلمان به فطرت و به اصل خود برمى گردد، چه معجزه عظيمى درست مى كند! آن چنان كه در انقلاب ما و در نظام اسلامى ما بحمدالله مشاهده شد و امروز هم مشاهده مى شود. ما كجا آن قدرت و عظمت را از زنان ديده بوديم كه امروز از مادران شهدا مى بينيم؟ كجا ما آن فداكاري ها را از زنان جوان ديده بوديم، كه با فرستادن همسران محبوب شان به جبهه هاى جنگ، آنها با خاطر آسوده در اين ميدان ها باشند؟ اين، عظمت اسلام است كه در چهره زنان انقلابى ما، در دوران انقلاب و امروز، بحمدالله آشكار است. تبليغ نكنند كه با حفظ حجاب، با حفظ عفت، با خانه دارى و با تربيت فرزند، انسان نمى تواند كسب علم كند. ما امروز بحمدالله چقدر زنان دانشمند و عالم در رشته هاى مختلف در جامعه مان داريم: دانشجويان كوشا و با استعداد و با ارزش، فارغ التحصيلان سطح بالا، پزشكان ممتاز و طراز بالا! امروز در جمهورى اسلامى رشته هاى گوناگون علمى در اختيار خانم هاست؛ زن هايى كه عفاف و عصمت شان را هم حفظ كردند، طهارت زنانه را هم حفظ كردند، حجاب را هم - به شكل كامل - حفظ كردند، به تربيت فرزند هم به شيوه اسلامى مى رسند، شوهردارى را نيز همان طورى كه اسلام گفته است انجاممى دهند، فعاليت علمى و سياسى هم مى كنند. الان در بين شما - مجموع خانم هايى كه اين جا تشريف داريد - عده زيادى هستند كه فعاليت هاى سياسى و اجتماعى دارند؛ آن هم فعاليت هاى ممتاز و برجسته؛ چه خانم هاى مجرد، چه خانم هايى كه متأهلند و همسران آنها افتخار مى كنند و بايد هم افتخار كنند كه زن هاي متشان در ميدان هاى گوناگون پيشتازند. با روحيه اسلامى و در محيط اسلامى، زن مى تواند به كمال واقعى خود برسد؛ دور از آن هرزگي ها، دور از آن تجمل گرايي ها و دور از پست شدن و حقيرشدن در مقابل مصرف.
    مقام معظم رهبری

  • در اجتماع مردم نوشهر 1372/2/18

    اولا خداى متعال را شكرگزارم كه اين سفر را پيش آورد تا يك بار ديگر با شما مردان و زنان مؤمن و پرشور و انقلابى و شهيدپرور اين استان، به اين مناسبت، ملاقاتى داشته باشيم. حق مازندران، حق عظيمى است. بنده بارها گفته ام كه با توجه به سرمايه گذاري هاى خباثت آميز رژيم منحوس پهلوى در اين استان از يك طرف، و سرمايه گذاري هاى دشمنان دين و ملحدين و منافقين در اين استان از طرف ديگر، اگر ما مى خواستيم همه چيز را بر طبق روال عادى حساب كنيم، نمى توانستيم اين همه ايمان و اخلاص و شورى را كه در اين استان - چه در دوران انقلاب، چه در دوران جنگ، چه در صحنه نظامى و چه در صحنه سياسى - مشاهده شد، پيش بينى كنيم. اين، نشان دهنده ايمان عميق و خالصانه شما مردم عزيز است. اين، نشان دهنده لطف خدا بر شما زن و مرد مؤمن و فداكار است. من تلاش هاى شما در جبهه را هم فراموش نكرده ام. يگان هاى شما را بنده از نزديك ديده ام. شهداى شما و جانبازان عزيز شما، آيت صدقند بر اين كه رزمندگان شما، خوب تلاش و خوب مبارزه كردند.
    هرجا كه مشاهده كرديد فداكاران راه اسلام - از شهدا و جانبازان - زيادند، بدانيد كه دل هاى زنان ومردان و پدران و مادران، با عشق الهى و عشق اسلام و عشق امام و عشق به انقلاب آغشته است. اين مادران شهدا، اين پدران عزيز از دست داده، اين خانواده هاى جوان پرورده و به ميدان جنگ فرستاده، مجاهدت بزرگى كردند. خدارا سپاسگزارم كه يك بار ديگر با شما روبه رو شدم و اين اظهار اخلاص و ارادت به مردم مازندران را به زبان خود عرض كردم.
    مقام معظم رهبری

  • در جمع خواهران اروميه 1375/6/28

    من اين جا در جمع شما بانوان عزيز و خواهران و فرزندان خودم، عرض مى كنم كه نقش اجتماعات زنان در پيروزى انقلاب، به احتمال زياد از اجتماعات مخصوص مردان بيشتر بود. يعنى حضور زنان در مبارزات عمومى و سياسى، يك نقش چندگانه داشت. مرد يك نفر بود و خودش مى آمد در مبارزات يا در اجتماعات و راهپيمايي ها شركت مى كرد. همين و بس! اما وقتى زن خانه، خود را در مبارزه سهيم مى دانست و وارد ميدان مى شد، در واقع خانه اى را كه در آن، مرد و زن و فرزندان هستند، به صحنه مى آورد و خانواده اى را در ميدان مبارزه حاضر مى كرد. در جنگ نيز همين طور بود. يعنى اگر خانواده هاى شهدا - مادران و همسران - صبر نمى كردند، جنگ دچار مشكلات بسيار بزرگى مى شد. در آن مقطع، نقش زنان، بسيار برجسته بود. انقلاب و جنگ، زنان ما را در جامعه از آگاهى و رشد سياسى برخوردار كرد. زن، وقتى با سواد باشد و از آگاهى سياسى برخوردار شود، كسى نمى تواند به آسانى به او زور بگويد و حقش را پايمال كند. اين ها غنيمت هايى بود كه در انقلاب براى زنان پيش آمد.
    مقام معظم رهبری

  • در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان سراسر كشور 1375/8/30

    براى كشورى كه آماج اين همه حمله خصمانه و خباثت آميز دشمنان است، جز بسيج نيروهاى مردمى، هيچ راه علاجى وجود ندارد. اگر بسيج نيروهاى مردم نمى بود و امام بزرگوار، از نيروى ايمان و عشق مردم، در سازماندهى اين عناصر مؤمن و نورانى در سراسر كشور - اقوام مختلف و مرزداران و عشاير و جوانان و دانشگاهيان و روحانيون و دانش آموزان و پيرمردان و زنان و دختران جوان و ساير اقشار ملت - استفاده نمى كرد و اين انبوه عظيم نيروى فعال را به وجود نمى آورد، بدون شك جمهورى اسلامى نمى توانست در مقابل اين همه توطئه و خباثت و دشمنى و سنگ اندازى، مقاومت كند.
    مقام معظم رهبری

  • در اجتماع بزرگ مردم اهواز 1375/12/18

    در سال 1359، اين شهر و اين استان، در معرض يك آزمايش عظيم خونبار الهى واقع شد. دست دشمن، نقشه استكبار، برنامه ريزى دستگاه هاى فعال صهيونيستى و استعمارى، همه با هم اين طور ترتيب دادند كه اين بخش از ميهن عزيز ما، در معرض يكى از سخت ترين آزمايش هاى الهى خونبار قرار گيرد. جنگ تحميلى، هشت سال به طول انجاميد؛ يعنى از سال 1359 تا سال 1367. در اين مدت، شما مردم شجاع و دلاور اين استان، در معرض اين امتحان بسيار دشوار قرار داشتيد. البته دشمن، جنگ را بر خوزستان تحميل نكرد؛ بر ايران تحميل كرد و همه ايران در مقابل او قيام كردند تا از كشور دفاع كنند؛ اما خوزستان در معرض سخت ترين و شديدترين ضربات دشمن قرار گرفت و به وسيله دشمن، بيشترين فاجعه آفرينى در اين استان واقع شد و مردم اين استان، از زنان و مردان و حتى افراد مسن و نوجوانان، در معرض امتحانى بسيار سخت واقع شدند تا جنگ تمام شد. بيش از همه مردم كشور، مردم استان هاى مرزى و بيش از همه ى استان هاى مرزى، استان خونبار خوزستان، رنج جنگ را تحمل كرد.
    دوران جنگ تحميلى را همه مى دانند. هيچ كس نيست كه نداند مردم خرمشهر و آبادان و مردم شجاع و غيور و مؤمن اهواز يا دزفول و ديگر شهرهاى اين استان، در مقابل دشمنى كه مى خواست ملت شهرها را خالى كند، چه عكس العملى نشان دادند. جوانان و پيرمردان و مردان و زنان ايستادند و مبارزه كردند و جنگيدند. من در سوسنگرد، يك زن مسلمان شجاع را ديدم كه مردم سوسنگرد مى گفتند او در هنگام حضور نيروهاى متجاوز در اين شهر، با چوبدستى خود، چند متجاوز را به خاك انداخته و نابود كرده است! در سرتاسر اين استان ممتحن و مجرب، مردان و زنان و خانواده ها، شهري ها و روستايي ها، عشاير عرب و لر و بختيارى و مردم فارس كه در اين استان هستند، همه و همه در كنار يكديگر و دست در دست هم، در مقابل متجاوزان ايستادند. البته ملت ايران به كمك استان هاى مرزى آمد - در اين شكى نيست - و آزمايش بزرگ، آزمايش ملت ايران بود؛ اما چه كسى است كه نداند استانى كه در كنار مرز است، در مقابل اولين حملات دشمن، چه شكنجه و درد دشوارى را تحمل مى كند. و اين استان، هشت سال اين دشوارى را تحمل كرد و ايستاد و فداكارى نمود.
    در دوران قبل از انقلاب اسلامى - يعنى شايد هفتاد، هشتاد سال قبل از اين - باز مردم مؤمن و علماى خوزستان، در مقابل تجاوز انگليسي ها ايستادگى كردند. آن هم يك تجربه ديگر است. مردم اين استان، در چنين كارهاى بسيار باعظمت و پرشكوهى، سابقه دارند. البته همچنان كه همه مى دانند، آحاد ملت ايران به بركت اسلام توانستند در طول جنگ تحميلى، در همه شهرها و استان ها شگفتى بيافرينند. مردم اين استان، در درجه اول در مقابل دشمن اين ايستادگى را كردند. بعد از دوران جنگ تحميلى هم باز در اين استان، تلاش و كار سازندگى، جزو بهترين نمونه هاى سازندگى در سرتاسر كشور بوده است.
    نكته ي دوم كه از لحاظ اهميت ، بلافاصله بعد از آن نكته ي اول است و بخصوص در استان شما و بعضى از استان هاى ديگر بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه من طبق گزارش ها اطلاع پيدا كردم كه هنوز در گوشه و كنار اين استان و در بعضى جاها، عادات غلط و جاهلى نسبت به زن مسلمان وجود دارد؛ عاداتى كه زن را از استقلال و شخصيت خود و از كرامتى كه اسلام برايش معين كرده است، محروم مى كند. در دوران نظام اسلامى، اين طور زوايد فكرى و خرافات، قابل قبول نيست. من از بانوان - كه در درجه اول خود بانوان بايد بخواهند كه بر طبق سيره اسلامى با آن ها عمل شود - و همچنين از همه برادران - چه برادران عرب، چه برادران بختيارى و لر، يا برادران ديگر - خواهش مى كنم كه اگر در ميان آن ها عادات و روش هاى غلطى از گذشته نسبت به زنان باقى است، آن را كنار بگذارند، تا خواهران هم بتوانند در ميدان هاى اجتماعى وارد شوند، تحصيل علم و معرفت كنند، خانواده ها را آباد كنند، فرزندان با معرفت و باكمال و عاقل و آينده سازى را تربيت كنند، يا در هر ميدان ديگرى كه مى خواهند يا مى توانند، فعاليت نمايند. اين، آن چيزى است كه اسلام خواسته است و به فضل پروردگار بايستى در نظام جمهورى اسلامى تأمين شود.
    مقام معظم رهبری

  • در همايش بزرگ خواهران در ورزشگاه آزادى به مناسبت جشن ميلاد كوثر 1376/7/30

    البته از بعد از پيروزى انقلاب، درباره مسأله زن و تلاش براى دفاع از حقوق زنان، فعاليت هاى زيادى شده است. در حقيقت بايد گفت كه بعد از انقلاب، از زن ايرانى تجليل شده است. پيشقراول اين تجليل هم امام بزرگوار بود كه با همه وجود براى زن ايرانى مسلمان ارزش و احترام قائل بود. همين بينش بود كه موجب شد زنان كشور در انقلاب اسلامى سهم بزرگى را ايفا كردند؛ به طورى كه اگر حضور زنان در نهضت انقلابى ملت ايران نمى بود، به احتمال زياد اين انقلاب به اين شكل پيروز نمى شد؛ يا اصلا پيروز نمى شد، يا مشكلات بزرگى در سر راه آن پديد مى آمد. بنابراين، حضور زنان مشكل گشا بود. در جنگ هم همين طور بود، در مسائل ديگر از اول انقلاب تا به حال هم همين گونه بوده است. بنابراين، تلاش زيادى شده است؛ ليكن در عين حال درباره مسأله ى زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم كردن زمينه هاى مناسب براى زنان كشورمان، لازم است كار فرهنگى بزرگى انجام گيرد. من امروز با اين نيت اين بحث را مى كنم كه به ايجاد اين فضاى فرهنگى كمك شود.
    براى اسلام، جنس - زن بودن و مرد بودن - مطرح نيست؛ تعالى بشرى مطرح است، اخلاق بشرى مطرح است، بروز استعدادها مطرح است، انجام وظايفى كه به هر كسى يا هر جنسى از جنس هاى بشرى متوجه است، مطرح است، كه براى اين بايد طبعا طبيعتها را شناخت. اسلام، طبيعت زن و طبيعت مرد را هم به خوبى مى شناسد. در اسلام آنچه كه مطرح است، عبارت است از تعادل؛ يعنى رعايت عدالت محض ميان افراد بشر، از جمله ميان جنس زن و جنس مرد. برابرى در حقوق مطرح است، اما در جايى ممكن است احكام زن با احكام مرد متفاوت باشد؛ همچنان كه طبيعت زن با طبيعت مرد در بعضى از خصوصيات متفاوت است. بنابراين، بيشترين حقايق و بيشترين واقعيت هاى فطرت و طينت بشرى در مورد زن و مرد، در معارف اسلامى است.
    در جامعه خودمان هم از اين قبيل زنان زياد داشتيم. در دوران اختناق هم كم وبيش داشتيم. در دوران مبارزات، بعد در دوران نظام اسلامى، زنان بزرگ؛ اين زنانى كه توانستند شهيدانى را پرورش دهند؛ اين زنانى كه توانستند شوهران يا فرزندان خود را به صورت انسان هاى فداكارى درآورند كه بروند و از كشور و انقلاب دفاع كنند؛ از هستى ملت و از آبروى ملت دفاع كنند. اين ها زنان بزرگى هستند. اين زنان بودند كه توانستند اين كار بزرگ را بكنند، و من موارد متعددى را شاهد بود.
    اما روش اسلامى اين نيست. هدف اسلام در دفاع از حقوق زنان - همان طور كه گفته شد - اين است كه زن تحت ستم نباشد و مرد خود را حاكم بر زن نداند. در خانواده، حدود و حقوقى هست. مرد حقوقى دارد، زن هم حقوقى دارد و اين حقوق به شدت عادلانه و متوازن ترتيب داده شده است. آنچه به نام اسلام است و غلط است، آن ها را نمى گوييم و از آن ها دفاع نمى كنيم. آنچه متعلق به اسلام است، بينات اسلام و مسلمات اسلام است. اين ها چيزهايى است كه ميان حقوق زن و مرد در داخل خانواده توازن قائل است.
    مقام معظم رهبری

  • در ديدار با گروه كثيرى از بانوان 1379/6/30

    خود الگوي فاطمه ى زهرا سلام الله عليها كه در دوران كودكى، در بعد از هجرت پيغمبر به مدينه، در داخل مدينه و در همه ى قضاياى عمومى آن روز پدرش - كه مركز همه حوادث سياسى اجتماعى بود - حضور داشت، نشان دهنده نقش زن در نظام اسلامى است. البته فاطمه زهرا سلام الله عليها قله اين فضائل است. زنان برجسته ديگرى هم در صدر اسلام بودند؛ بامعرفت، باخرد، باعلم، حاضر در ميدان ها، حتى حاضر در ميدان هاى جنگ؛ حتى تعدادى كه نيروى بدنى داشتند، حاضر در ميدان دلاورى در جنگ؛ شمشيرزنى و سربازى. البته اين را اسلام براى بانوان واجب نكرده و از دوش آن ها برداشته است؛ چون با طبيعت جسمى و نيز با عواطف آن ها سازگار نيست.
    با همين نگاه بود كه وقتى نهضت اسلامى به مرحله انقلاب اسلامى رسيد و زنان با همان برداشت طبيعى كه از اسلام در جامعه زنانه بود، جلو افتادند؛ امام فرمودند - و درست هم فرمودند - كه: اگر زنان در اين نهضت همكارى نمى كردند، انقلاب هم پيروز نمى شد. يقينا اگر زن ها در داخل خيابان ها و در راهپيمايي هاى عظيم حضور پيدا نمى كردند - آن حضور عظيم و باشكوه زنان در دوران انقلاب - انقلاب پيروز نمى شد. در جنگ تحميلى اگر امثال همين مادر گرامى سه شهيد و مادران شهيدان و همسران شهيدان - كه من افتخار داشته ام با هزارها نفر اين ها از نزديك نشست و برخاست و گفتگو كنم و خصوصيات آن ها را مشاهده كنم - ايمان خود، صبر خود، ايستادگى خود، معرفت خود و روشن بينى خود در قبال ضايعات جنگ و فداكاري هاى جوانان و مردان را نشان نمى دادند، جنگ پيروز نمى شد. اگر مادران و همسران شهدا بى صبرى نشان مى دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها مى خشكيد؛ اين گونه نمى جوشيد؛ اين گونه به جامعه طراوت نمى داد. در ميدان جنگ هم زنان نقش هاى درجه اول را ايفا كردند. اگر در طول انقلاب، وفادارى زنان، عواطف زنان، حضور زنان در ميدان هاى مختلف، در راهپيمايي ها و در انتخابات ها نمى بود، يقينا اين حركت عظيم مردمى نمى توانست اين گونه شكل پيدا كند و ادامه يابد. اين نظر اسلام است، اين نظر نظام اسلامى است.
    لازم است، زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه اين ميدان ها بايستى پيشروى كنند؛ الگوى زن را نشان بدهند؛ بگويند زن مسلمان زنى است كه هم دين خود را، حجاب خود را، زنانگى خود را، ظرافت ها و رقت ها و لطافت هاى خود را حفظ مى كند؛ هم از حق خود دفاع مى كند؛ هم در ميدان معنويت و علم و تحقيق و تقرب به خدا پيشروى مى كند و شخصيت هاى برجسته اى را نشان مى دهد و هم در ميدان سياسى حضور دارد. اين مى شود الگويى براى زنان.
    بدانيد امروز در هيچ جاى دنيا زنانى كه مثل اين مادران شهداى ما، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد باشند، نيستند. در جامعه ما، مادرانى با اين خصوصيات كه از پدرها بهتر و قوي تر و آگاهانه تر ايستادند، در اين ميدان بسيارند. اين همان تربيت اسلامى است؛ اين همان دامان پاك و مطهر و نورانى فاطمه زهرا سلام الله عليهاست. شما دختران فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه زهرا هستيد؛ دنباله روان فاطمه زهرا هستيد.
    مقام معظم رهبری

  • در ديدار با گروه كثيرى از بانوان

    خود الگوي فاطمه ى زهرا سلام الله عليها كه در دوران كودكى، در بعد از هجرت پيغمبر به مدينه، در داخل مدينه و در همه ى قضاياى عمومى آن روز پدرش - كه مركز همه حوادث سياسى اجتماعى بود - حضور داشت، نشان دهنده نقش زن در نظام اسلامى است. البته فاطمه زهرا سلام الله عليها قله اين فضائل است. زنان برجسته ديگرى هم در صدر اسلام بودند؛ بامعرفت، باخرد، باعلم، حاضر در ميدان ها، حتى حاضر در ميدان هاى جنگ؛ حتى تعدادى كه نيروى بدنى داشتند، حاضر در ميدان دلاورى در جنگ؛ شمشيرزنى و سربازى. البته اين را اسلام براى بانوان واجب نكرده و از دوش آن ها برداشته است؛ چون با طبيعت جسمى و نيز با عواطف آن ها سازگار نيست.
    با همين نگاه بود كه وقتى نهضت اسلامى به مرحله انقلاب اسلامى رسيد و زنان با همان برداشت طبيعى كه از اسلام در جامعه زنانه بود، جلو افتادند؛ امام فرمودند - و درست هم فرمودند - كه: اگر زنان در اين نهضت همكارى نمى كردند، انقلاب هم پيروز نمى شد. يقينا اگر زن ها در داخل خيابان ها و در راهپيمايي هاى عظيم حضور پيدا نمى كردند - آن حضور عظيم و باشكوه زنان در دوران انقلاب - انقلاب پيروز نمى شد. در جنگ تحميلى اگر امثال همين مادر گرامى سه شهيد و مادران شهيدان و همسران شهيدان - كه من افتخار داشته ام با هزارها نفر اين ها از نزديك نشست و برخاست و گفتگو كنم و خصوصيات آن ها را مشاهده كنم - ايمان خود، صبر خود، ايستادگى خود، معرفت خود و روشن بينى خود در قبال ضايعات جنگ و فداكاري هاى جوانان و مردان را نشان نمى دادند، جنگ پيروز نمى شد. اگر مادران و همسران شهدا بى صبرى نشان مى دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها مى خشكيد؛ اين گونه نمى جوشيد؛ اين گونه به جامعه طراوت نمى داد. در ميدان جنگ هم زنان نقش هاى درجه اول را ايفا كردند. اگر در طول انقلاب، وفادارى زنان، عواطف زنان، حضور زنان در ميدان هاى مختلف، در راهپيمايي ها و در انتخابات ها نمى بود، يقينا اين حركت عظيم مردمى نمى توانست اين گونه شكل پيدا كند و ادامه يابد. اين نظر اسلام است، اين نظر نظام اسلامى است.
    لازم است، زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه اين ميدان ها بايستى پيشروى كنند؛ الگوى زن را نشان بدهند؛ بگويند زن مسلمان زنى است كه هم دين خود را، حجاب خود را، زنانگى خود را، ظرافت ها و رقت ها و لطافت هاى خود را حفظ مى كند؛ هم از حق خود دفاع مى كند؛ هم در ميدان معنويت و علم و تحقيق و تقرب به خدا پيشروى مى كند و شخصيت هاى برجسته اى را نشان مى دهد و هم در ميدان سياسى حضور دارد. اين مى شود الگويى براى زنان.
    بدانيد امروز در هيچ جاى دنيا زنانى كه مثل اين مادران شهداى ما، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد باشند، نيستند. در جامعه ما، مادرانى با اين خصوصيات كه از پدرها بهتر و قوي تر و آگاهانه تر ايستادند، در اين ميدان بسيارند. اين همان تربيت اسلامى است؛ اين همان دامان پاك و مطهر و نورانى فاطمه زهرا سلام الله عليهاست. شما دختران فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه زهرا هستيد؛ دنباله روان فاطمه زهرا هستيد.
    مقام معظم رهبری

  • در اجتماع مردم نوشهر

    اولا خداى متعال را شكرگزارم كه اين سفر را پيش آورد تا يك بار ديگر با شما مردان و زنان مؤمن و پرشور و انقلابى و شهيدپرور اين استان، به اين مناسبت، ملاقاتى داشته باشيم. حق مازندران، حق عظيمى است. بنده بارها گفته ام كه با توجه به سرمايه گذاري هاى خباثت آميز رژيم منحوس پهلوى در اين استان از يك طرف، و سرمايه گذاري هاى دشمنان دين و ملحدين و منافقين در اين استان از طرف ديگر، اگر ما مى خواستيم همه چيز را بر طبق روال عادى حساب كنيم، نمى توانستيم اين همه ايمان و اخلاص و شورى را كه در اين استان - چه در دوران انقلاب، چه در دوران جنگ، چه در صحنه نظامى و چه در صحنه سياسى - مشاهده شد، پيش بينى كنيم. اين، نشان دهنده ايمان عميق و خالصانه شما مردم عزيز است. اين، نشان دهنده لطف خدا بر شما زن و مرد مؤمن و فداكار است. من تلاش هاى شما در جبهه را هم فراموش نكرده ام. يگان هاى شما را بنده از نزديك ديده ام. شهداى شما و جانبازان عزيز شما، آيت صدقند بر اين كه رزمندگان شما، خوب تلاش و خوب مبارزه كردند.
    هرجا كه مشاهده كرديد فداكاران راه اسلام - از شهدا و جانبازان - زيادند، بدانيد كه دل هاى زنان ومردان و پدران و مادران، با عشق الهى و عشق اسلام و عشق امام و عشق به انقلاب آغشته است. اين مادران شهدا، اين پدران عزيز از دست داده، اين خانواده هاى جوان پرورده و به ميدان جنگ فرستاده، مجاهدت بزرگى كردند. خدارا سپاسگزارم كه يك بار ديگر با شما روبه رو شدم و اين اظهار اخلاص و ارادت به مردم مازندران را به زبان خود عرض كردم.
    مقام معظم رهبری

  • زنـان در دفـاع مقـدس

     به روايت امـام خمینی ديرگاهى است كه آتـش جنگ خفته و آرامش رخوت آورش پنجه در جان ما مى افكند. در خلوت هر شب مى شنويـم صداى دردآلـود مادرى تنها را.بى شك نور ستاره از اشكهاى فرزند شهيد نشانى دارد در ايـن شبهاى تار. شاهدان رزم شهيدان گفتنيها دارند از آن عزيزان, گرچه ايـن رزم بـى وجـود آنـان ره بـدينجـا نمـى بـرد.آنچه كه تـاكنـون از تصـويـر زنان زنان در ايـن رزم نشـان داده شـده سايه هاى مبهمى است از حضـور پرقدرت آنها, در حالى كه به استناد پيام امام خمينى نيمى از بار جنگ را بر دوشهاى خـود مى كشيدند و كمتر نامى از آنان برده مى شد.آنان كه جـان بـر كف از تيغ نـابكـاران وابسته داخلـى كـومله و دمـوكرات نهراسيدند و در برابر هجـوم جانيان خارجـى ايستادند و كوه را ايستادگى آموختند.دريادلان شيرزن كه هجـوم خائنانه منافقيـن را در نطفه خفه كردند و از ميـدان علـم چـون رزمشان پيروز و سـرافراز بيرون آمـدنـد.براى شناساندن نقـش زن در دفاع مقدس تاكنون كارهاى كاملى صـورت نگرفته است. گاه و بيگاه هر كـس از ايـن درياى بيكـران جـرعه اى نـوشيـده به قـدر طاقت, نه عظمت دريا را بازگـو كرده و نه خروش امواج آن را.بى شك هر گفتارى در ايـن زمينه زيور به كلام امام روح الله بسته و به سنت عشق, ميثاق خون را نيز نگاهى دارد. نقـش زنان زنان در يك كلام و دو كلام نيست كه بتـوان صحنه اى از آن را به نمـايــــش گذارد.بر آن شـديم كه روايت امام را معيار قـرار دهيـم و بـر اساس آن شاهد ذكر كنيـم. بـى ترديـد كلام امام خمينـى محتاج شاهـد نيست و نخـواهـد بـود, بـرهان قاطعى است كه قلـم از شـرح آن عاجز است.همچنان كه شـرح ايثـار و دلاوريهاى زنان زنان در جنگ قلـم را آشفته و دل را بـى طاقت مـى سـازد. اما بيانـش وظيفه اى است كه بـر دوش ما احساس مى شود. اميد كه ايـن وظيفه را بخـوبى به انجام برسانيـم.ايـن نـوشتار تقديـم به شاهدان شيرزنى است كه در طلـوع هر صبح, نـويـد ظهور را خـواهانند. باشـد كه جزء ياران حضرتـش باشنـد و باشيم. ان شإالله.امام خمينى همـواره بر نقـش عظيـم زنان زنان در پيشبرد اهداف اسلامـى تإكيد داشتنـد و همـواره آنان را با بانـوان صـدر اسلام مقايسه مى نمودند. بـويژه بانـوان قـم را, نمـونه اى از مسلمانان صديق و هـم پايه بانوان صـدر اسلام مـى دانستند و تإكيد داشتنـد بانـوان همان گـونه كه نهضت را تا اينجـا رسانـده انـد, بـايـد تـا آخـر برسانند. امام خمينى يك ماه پيـش از شروع رسمـى جنگ تحميلـى در جمع بانوان فرمود:((ملتى كه بانـوانـش در ميدانهاى جنگ با ابرقدرتها و با مـواجه شدن با قواى شيطانى, قبل از مردها در ايـن ميدانها حاضر شده اند پيروز خـواهنـد شـد)). خانـم دكتر زريـن تاج كيهانـى در بيان خاطرات خـود در كردستان مى گويد: ((در كامياران بـوديـم. گفتند: بـراى محلـى كه تعدادى از بچه ها در آن مجـروح هستند, چنـد نفـر مى خواهيم. مـن دستـم را بلند كردم. نمى دانـم چرا؟ ... با اينكه پزشكان مرد هـم بودند. مـن و همسرم دستمان را بلند كرديم)). 9 ماه پـس از شروع جنگ به صورت رسمى, امام خمينى ارزش مبارزه و تلاش زنان زنان را بالاتر و ارزشمنـدتـر از مردان اعلام كـرد. ايشان در جمع بانوان عضـو جهاد دانشگاهى فرمـود: ((عواطفى كه در بانـوان است, مخصـوص خـودشان است و در مـردها ايـن عواطف نيست. لهذا آن چيزى كه در پشت جبهه از روى عواطف از بـانـوان صـادر مـى شــود, بيشتر و بالاتـر و ارزنـده تـر است از آن چيزى كه از مـردها صادر مـى شـود. به مـوجب عواطفـى كه بانـوان دارنـد, آنها بـراى جبهه كارهاى بسيار مفيد انجام داده اند و مـى دهند)). خـواهر مريـم كاتبـى كه از امدادگران كردستان و نيز دفاع مقدس است, در قسمتى از خاطرات خود گفته است: ((هنگامى كه در مريوان بوديـم, يك روز خـواهرى را آوردنـد كه دستـش سفيد سفيـد شـده بـود و حالت غش و بيهوشى داشت و از ضعف مفرطى رنج مى برد. ما بلافاصله به مداوايـش مشغول شديـم. بعدا كه قدرى حالش بهتر شد, از وضعيت او پرس و جو كـرديم. فهميـديـم كه ايـن خـواهر اهل شمال است. چنـدى پيـش كه عمليـات شـروع شـده, نيمه شب به منطقه رسيـده و اظهار داشته كه مـى خـواهـم در يك مـركز درمـانـى كنـار پـرستـارهـا كـار كنـم.او به مـدت 72 ساعت بی آنكه چيزى بخـورد, در اتاق عمل پنسها را مى شسته و دسته بندى مى كرده است. از بـس كه دستـش داخل آب بوده و خون به دستـش نرسيده است, سفيد شده بـود. ايـن خواهر شمالى بعد از بهبـودى مجـددا در منطقه ماند و به صـورت تجربـى به پرستارى مجروحيـن جنگـى پرداخت)). در همان سخنرانى, امام خمينى تعهد بانـوان را پشتـوانه محكمى براى ملت و اسلام معرفى مى كند. ايشان مى فرمايد:((خـداى تبارك و تعالـى بـر اين ملت منت نهاد و ايـن پيروزى را نصيب كشـور ما فرمود كه به واسطه تعهد بانوان اميدواريـم كه در آتيه پشتـوانه اين ملت و اسلام محكمتر شود)). خانـم زريـن تاج كيهانى در بيان يكى از خاطراتـش مى گويد كه هنگام ترك بيمارستان خانمى با سلاح ژ.ث جلوى او آمده و مانع از رفتـن او مى شـود و از او به عنـوان اوليـن كسـى ياد مـى كنـد كه در كامياران بچه ها را معالج كـرده است ... خـانـم دكتـر كيهانـى مـى گـويد:آن مسإله باعث شـد هر وقت كه احساس كـردم در باره مـريضـى كـم مى گذارم, دو مرتبه بـرمى گـردم و باز معاينه اش را كامل مـى كنـم, حتـى اگـر وقت كـم باشـد. امام خمينـى همچنيـن مـى فـرمايـد: ((بانوان محترم ايران ثابت كردند كه دستخـوش ايـن طور تـوطئه ها نشده اند و نمـى شـوند و ثابت كرده اند كه در دژ محكـم عفت و عصمت هستند و جـوانان صحيح و نيرومند و دختران عفيف و متعهد به ايـن كشـور تسليم خـواهند كرد)). سخنانـى كه يادآور شديـم قبل از شروع رسمى جنگ تحميلى بـوده است و زنان 39; زنان آنچنان باصلابت و پرقدرت در صحنه حاضر شـده بـودنـد كه جهانيان را به شگفتـى وا داشته و امـام خمينـى آنـان را تحسيـن مـى نمـود.پـس از قضاياى كـردستان, بعد ديگرى در تاريخ ايران گشـوده شـد. خطاب پيام و سخنان گهربار امام خمينـى به زنان 39 زنان شكل ديگرى يافت.الف ـ وجـوب دفـاع از اسلام و مملكت اسلامـى بـر زنان امام خمينـى در پيام دوازدهـم فـرورديـن خطاب به مردم كـردستان فـرمـود: ((مـن از بـرادران و خواهران كردستانـى مـى خـواهـم كه برادرانه با ساير برادران مسلمان خود در كنار هـم از كشور دفاع كنيد)). و نيز فرمودند:((اگر به كشور ما, كشـور اسلامى ما هجـوم بكنند و بخـواهند تعدى بكنند, تجاوز بكننـد, بر همه افراد مملكت, بر همه افراد كشـور, چه زن و چه مرد, كـوچك و بزرگ, اينجا ديگر شرطـى نيست, بـر همه واجب است كه دفاع بكننـد. لهذا حال دفاع فرق دارد با حال جهاد, حال دفاع شرطـى نـدارد)). عمل به سخنان گهربار امام خمينـى صحنه هاى فرامـوش نشدنى را پديد می آورد. يكـى از مددكاران دفاع مقـدس, خـانـم حميـرا خـان بيگـى, در خـاطـرات خـود مـى گـويــد:((هنگام عمليات مرصاد در كرمانشاه از داخل يكـى از اتاقها صداى يك زن را شنيـدم كه با لهجه كـردى و بـا شجاعت, جـريان درگيـرى خـودش با منافقيـن را تـوضيح مـى داد. كنجكاو شـدم. به طرف اتاق رفتـم تا چهره ايـن زن را ببينم. او يك زن قوىهيكل و رشيد بود.وقتـى چشمـش به مـن افتـاد, گفت: مـن اهل گيلان غرب هستـم. وقتـى منافقيـن به شهر حمله كـردنـد, با هميـن دستهايـم چهار نفـر از زنهاى منافق را به درك فـرستـادم. بعد بـا پـوزخنـد ادامه داد:جان خودشان! منافقيـن مـى خـواستند خانه هايمان را قتلگاه كننـد, اما آرزويشان را به گـور بردند. آنها در شهر شايع كرده بـودنـد شام:گيلان غرب, صبحـانه: بـاختـران! الحمـدلله ... صبحـانه در جهنــم نصيبشان شد!)) گرچه امام خمينـى دفاع از اسلام و قرآن كريـم و دفاع از مرزهاى عقيـده در ايران اسلامـى را بـر همه, مرد و زن واجب مـى دانـد, ليكـن در بحبـوحه جنگ بر امر ديگرى نيز تإكيـد مى نمايد:((مـن اميدوارم شما خواهران هـم در ميدان تحصيل كه يكى از امور مهمه است مجاهـده كنيـد و هـم در ميـدان دفاع از اسلام. ايـن از مهماتى است كه بر هر مردى, بر هر زنى, بر هر كـوچك و بزرگى جزء واجبات است)).(12) همسـران شهيـد و رزمنـده بسيارى به امر امام لبيك گفتند.خـواهر حـوريه بنى اشرف مى گـويد: ((پـس از اسارت همسرم با شنيدن صداى گرم و كـوبنده او از راديو, روحى دوباره به كالبد غمگينـم دميده شد و تصميـم گرفتـم ادامه تحصيل بدهـم. در كنكـور آن سال مـوفق شـدم و در دانشگاه ثبت نام كـردم. ايام تحصيل را با سختـى فـراوان و بـا اميـد به بـازگشت همسـرم پشت سـر گذاشتــــم ...پـس از فارغ التحصيلـى از دانشگاه در آمـوزش و پرورش به تـدريـس مشغول شدم, تا در اين سنگر به اداى دين بپردازم و ايـن در حالى بـود كه آزادگـان گـروه گـروه به آغوش خـانـواده خـود بـــــاز مى گشتند)).(13) تإكيد امام خمينى همواره به حضـور پرقدرت زنان 39 زنان در صحنه هـاى دفـاع از اسلام همـدوش بـرادران بـوده است. ايشــان مى فرمايد:((ملت عزيز مـا امـروز بحمـدالله تعالـى جـوانـانـى رزمنـده از خـواهران و برادران دارد كه با تعليمات نظامـى در سرتاسر كشـور قدرت تفكر را از دشمنان اسلام و ايران سلب و با اعتماد به قـدرت الهى و فـداكـارى در راه اسلام بـر همه مشكلات و همه قــــدرتهاى شيطانى غلبه خـواهد كرد)).(14) و نيز مـى فرمايد: ((ما مفتخريـم كه بانوان و زنان 39; زنان پير و جـوان و خرد و كلان در صحنه هاى فرهنگى و اقتصادى و نظامـى حاضر و همـدوش مردان يا بهتـر از آنان در راه تعالى اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند)).(15) خانـم مريـم سياول كه زمانـى در كردستان و مناطق جنگـى مربـى آمـوزش نظامـى بـود, مـى گـويـد: ((هـواپيماهاى عراقـى كه بـراى بمباران شهرها مـىآمـدنـد, گاهـى آنقـدر نزديك بـودنـد كه ما خلبانان آنها را مى ديديم و تيرانـدازى مـى كرديـم. يك دفعه مـن و 15 برادر كه به آنها آمـوزش مى دادم, به پشت خـوابيده و تيراندازى مى كرديـم. در ايـن تيراندازيها تـوانستيم چند هواپيما را بزنيـم)).(16) محور ديگـرى كه در كلام امام خمينـى در بـاره دفاع مقـدس قابل تـإمل است, شـركت و حضـور در ميدانهاى رزم است.ب ـ شركت زنان 39 زنان در ميدان جنگ((ايـن تبليغات كه اگر اسلام پيدا شد, مثلا ديگر زنها بروند توى خانه ها بنشينند و قفلى هـم درش بزنند كه بيرون نيايند, ايـن چه حرف غلطى است كه به اسلام نسبت مى دهند! صدر اسلام زنها تـوى لشكر هم بـودند, توى ميدانهاى جنگ هـم مى رفتند)).(17) امام اينچنيـن باورهاى غلط و تبليغات سـوء دشمنان را در هـم مـى ريزد و جنگ را عرصه اى بـراى ظهور خلاقيتهاى زنـان و مـردان مـى داند.((بانوان از صدر اسلام, در صدر اسلام با مردان در جنگها هـم شركت داشته انـد. مقام زن والاست. عالـى رتبه هستنـد. بـانـوان در اسلام بلندپايه هستند. ما مى بينيم و ديديـم كه زنها, بانـوان محترمات همـدوش مـردان بلكه جلـوى مـردان در صف قتال ايستادنـد, بچه هاى خـودشان را از دست دادنـد, جـوانان خـودشان را از دست دادنـد و شجاعانه مقاومت كردند)).(18)دكتر كرامت يـوسفيان مى گـويد: ((مادرى همراه پسر مجروحـش بـود. آرنج مجروح بر اثر اصابت گلوله پر از خون شده بـود. وقتى او را به اتاق عمل مى برديـم, مادرش آمد جلـو و گفت: دكترجان! يك كارى بكـن دستش زودتر خوب شود تا به جبهه برگردد. اول فكر كردم براى روحيه دادن به پسرش ايـن حرف را مى زند, ولى دستيارم ـ خليلـى ـ گفت: دكتـر! ايـن مادر يك پسرش شهيـد شـده و حرفهايـش هـم جـدى است)).(19)امام خمينـى همـواره بانـوان را پيشگامان ميـدان جنگ مـى دانست:((ملتى كه بانـوانـش در ميدانهاى جنگ با ابرقدرتها و در مـواجه شدن با قواى شيطانى قبل از مردها در ايـن ميدانها حاضر شده اند, پيروز خواهد شد)).(20)خانـم زهرا محمـودى كه به ((مادر جبهه)) معروف است, مـى گـويـد:((وقتـى فـرودگاه تهران بمباران شـد, بلافاصله به مجلـس رفتـم و گفتـم: مـن مجوز مى خواهم تا راحت به جبهه رفت و آمد كنـم. برگه عبـور بـرايـم صادر شـد و از آن زمان خانه ام مقر فعاليت خانمها شد)).(21)ج ـ فداكارى زنان 39; زنان در دفاع مقدس فـداكارى و ايثارگريهاى زنان 39 زنان از چشـم بابصيرت امام دور نمانـد. ايشان بارها مراتب قدردانـى خـود را از فداكاريها ابراز كردند.ايشان مى فرمايد:((درود بر خـواهران و بردران مصدوم و معلـول كه شجاعانه در راه حق و پيروزى, قيام و فـداكارى كردنـد و ملت را در جهان سرافراز كردنـد)).(22) از ميان ايـن سـرافرازان مـى تـوان به خانـم آمنه وهاب زاده اشاره كرد. ايشان در بخشـى از خاطرات خـود مـى گـويـد:
    ((وقتى جنگ شروع شد, روز دهـم به همراه 300 نفر از خـواهران به جبهه اعزام شديم. جزء آخريـن نفراتى بـوديـم كه از خرمشهر خارج مى شديم ...
    بعدها در عمليات ثامـن الائمه و عمليات شكست حصر آبادان و عمليات بيت المقدس شركت كردم. والفجر يك, آخريـن عملياتى بـود كه در آن شركت داشتـم. كلا 7 بار مجـروح شـدم. يك بار در همان منطقه خـوب شـدم. پاى چپـم تـركـش خـورده است. تا به حال 3 بار عمل شـده و احتمالا آخر هـم قطع خـواهد شـد. قسمتـى از كبـد و روده هايـم را بـرداشته انـد. گـردن و كمـرم دچـار شكستگـى شـده.وقتـى در منطقه غرب دچار مـوج گرفتگى شدم, تعدادى از دندانهايـم افتاد و گوش چپـم شنوايى اش را از دست داد. دوباره در منطقه فكه شيميايى شدم. در حال حاضر نصف يكـى از ريه هايـم را برداشته اند.حالا اگر رهبر انقلاب اجازه بدهند, براى يارى مسلمانان به بـوسنى و لبنان مـى روم)).(23) فـداكاريهاى زنان 39 زنان مسلمان در جبهه هاى جنگ همگـان را به تعجب وا مـى دارد. امـام خمينـى در ايـن بـــــاره مـى فرمايد: ((مقاومت و فـداكارى ايـن زنان 39 زنان بزرگ در جنگ تحميلـى آنقـدر اعجـابآميز است كه قلـم و بيـان از ذكـــر آن عاجز بلكه شرمسار است)).(24) البته ايـن تعجب همگانـى است. بـرادر جانباز ايران خواه مى گويد: ((... در ايـن عمليات بيش از هر چيز بايد به فـداكارى خـواهـر شجاع و ايثارگـرى اشاره نمايـم. ايشان كه بـا عنـوان ديـده بان به طرف بهمن شير رفته بـود, با اطلاعات مـوثـر و مفيدى كه از موقعيت دشمـن مى داد, در موفقيت عمليات نقـش تعييـن كننده اى را ايفا كرد. او نوه شهيد بزرگوار ((نواب صفوى)) بـود. ايـن خـواهـر رزمنـده انسان را بـى اختيار به ياد فـداكارى زنان 39 زنان مجاهد صدر اسلام مـى انداخت. زنان 39 زنانـى چـون زينب, سميه, نسيبه, ... در آخريـن ديدار او را در حالـى ديدم كه پيكر پاك شهيـدى را با خود حمل مى كرد.معلـوم شـد كه از يك عمليات چـريكـى مـوفق باز مـى گـردد)).(25) فـداكـاريهاى زنان 39 زنان جلـوه هاى گـونـاگـون دارد. جلـوه اى از آن در ازدواج ديـدنى است. امام خمينـى در پيام روز زن سال 61 فرمـود:((آنچه بـراى مـن يك خاطره فرامـوش نشـدنـى است, با اينكه تمام صحنه ها چنيـن است, ازدواج يك دختر جـوان با يك پاسدار عزيز است كه در جنگ هـر دو دست خـود را از دست داده و از دو چشـــم آسيب ديده بـود. آن دختر شجاع با روحى بزرگ و سرشار از صفا و صميميت گفت: حال كه نتوانستـم به جبهه بروم, بگذار با اين ازدواج ديـن خـود را به انقلاب و به دينـم ادا كرده باشـم. عظمت روحانى ايـن صحنه و ارزش انسـانـى و نغمه هـاى الهى آنـان را نـويسنـدگــان, شاعران, گـوينـدگان, نقاشـان, هنـرپيشگان, عارفان, فيلسـوفـان, فقيهان و هر كـس را كه شماها فرض كنيد, نمـى تـواننـد بيان و يا ترسيـم كنند و فداكارى و خداجـويى و معنـويت ايـن دختر بزرگ را هيچ كـس نمى تـواند با معيارهاى رايج ارزيابى كند)).(26) يكى از اين زنان 39 زنان بزرگ همسـر جانباز مجتبـى شاكـرى است كه امام در ايـن باره فرمود:((شما بـا ايـن ازدواج قلب امام زمان(ع) را شاد كـرديـد)). اما متـإسفيـم كه همسـر ايـن رادمـرد بزرگ و عاشق آلاله هاى نـور از مصاحبه و صحبت خـوددارى مى كند و متـواضعانه مـى گـويد: ((كسانـى هستنـد كه كارهاى بزرگـى انجام داده انـد. مـن كارى نكـرده ام)).د ـ شهادت و روحيه شهادت طلبـى زنان 39 زنان امام خمينـى بارها بر روحيه شهادت طلبـى زنان 39; زنان تإكيد داشته انـد. حدود سه ماه پـس از پيروزى انقلاب امام فرمود: ((ايـن نور ايمان است كه شما خانمها از شهادت نمى هراسيد)).(27) ((جـوانان ما همه براى شهادت حاضرند, مرد و زن ما براى شهادت حاضرنـد)).(28) طلب دعا بـراى شهادت از سـوى زنان 39 زنان نيز مـورد تـوجه امام قرار گرفته بـود. ((همه زنها به مـن مى گـويند كه شما دعا بكنيد كه ما شهيد بشـويـم)).(29) در حالات مرحـوم فهيمه باباييان پـور, همسر شهيـد غلامـرضا صادق زاده, گفته انـد كه وقتـى امام از فهيمه بـراى جارى ساختـن صيغه عقـد درخـواست وكالت كردند, فهيمه با كلامـى رسا به امام عرض كـرد: جـواب مثبت مـن مشـروط است! اطـرافيان بـا تعجب پرسيـدنـد: چه شرطـى؟ فهيمه به امام گفت: به شرط دعاى شما براى شهادت هـر دوى مـا در ايـن دنيـا و قبـول شفـاعت مـا در آخــرت ...))(30) و ايـن روحيه شهادت طلبـى است كه امـام خمينــى را به پيروزى مطمئن مى نمايد:((مـن هر وقت بانـوان محترم را مى بينـم كه با عزم و اراده قاطع در راه هـدف, حاضـر به همه طـور زحمت بلكه شهادت هستنـد, مطمئن مى شوم كه ايـن راه به پيـروزى منتهى مـى شـود)).(31) ايـن روحيه شهادت طلبـى كه مـوجب پيشرفت است, به فرمان امام خمينى بايد حفظ شـود, زيرا متضمـن پيروزى است. امام در بخشـى ديگر مـى فرمايـد: ((ملتى كه شهيد در راه اسلام, هم از بانوان دارد و هـم از مردها و شهادت را هم بانـوان طلب مـى كننـد و هـم مردها, آسيب نخـواهد ديد. ما اميـدواريـم به ايـن سيل خـروشان ملت كه در جلـوى آنها بانـوان محترم كه ارزشمندتريـن قشرهاى ملت هستند و براى پيشبرد آمال اسلامى مجاهدت مـى كنند)).(32) زهرا محمـودى در خاطرات خـود مى گويد: ((وقتى سوسنگرد آزاد شد, ما داخل شهر رفتيـم. سـوسنگرد كاملا ويران شده بـود. در اوليـن روز كه به سوسنگرد وارد شديـم, به بيمارستان شهر رفتيم.صحنه دلخراشى بـود. خانـم جوانى را ديدم كه شهيد شده و جنازه اش روى زميـن افتاده بـود. روى يك تخت فقط قنداق يك نوزاد شيرخوار ديده مـى شـد و از خـودش خبرى نبـود ... صحنه بسيار تكان دهنده اى بـود)).(33) زنان 39 زنان شهيـد راه حق را يافتنـد و با خون خـود مسيـر پيروزى را ترسيـم كردند, چنانكه روح خـدا بر آنان درود فرستاد.((درود خداوند بر زنان 39 زنانى كه در ايـن انقلاب و در دفاع از ميهن به درجه والاى شهادت نايل شـده اند)).(34) ((زنان 39 زنان و مردان و كـودكان نمـونه اى كه در زيـر بمبـارانها و از بستـر بيمارستـانها سـرود شهادت سـر مـى دهنـد و با دست و پاى قطع شـده بازگشت به جبهه هاى انسان ساز را آرزو مى كنند, فوق آنچه ما تصـور مى كنيـم ... اينان در ميدان خـون و شهادت راه حق را يافته اند)).(35) از خيل عظيـم شهداى دفاع مقـدس, مـى تـوان به شهيـدان دفاع مظلـومانه خـرمشهر اشاره كرد. شهناز حاجـى شاه سرانجام به همراه يكـى از همرزمانـش به نام شهنـاز محمـدى در هيـإت قـرآن مقـابل دفتـر حزب جمهورى اسلامـى در خيابان چهل مترى خرمشهر به شهادت رسيـد و از حسيـن كه در روز دوم آبانماه 1359 در نزديكى فرماندارى به ايـن فوز عظيم نايل شـد, سبقت گرفت. هنـوز صـداى غم آلـود مادر شهيـدان شهناز, محسـن و حسيـن حاجى شاه در گوشمان است كه مى گفت: خودم قبر شهناز را در محل ورودى پـادگان دژ كنـدم ... مـن از تـرس اينكه جنازه دخترم به دست دشمـن بيافتـد, او را به خاك سپردم. داخل قبـر او شدم و كفـن را از رويش به كنارى زدم. او را بوسيدم و بعد خاكها را به روى تازه گلـم ريختـم. اما پيكر حسيـن كه به شهيـدان كربلا پيـوست, تا زمان آزادى خرمشهر پيـدا نشـد)).(36) زنان 39 زنان پيروز ما بـراى شهادت رفتند. عاشق شهادت بـودنـد و مرگ در بستر شرم داشت كه قدم پيش بگذارد.ه ـ جهاد زنـان در پشت جبهه و پشتيبـانـى رزمنـدگانبه نظر مـى رسـد جلـوه اى از فعاليتهاى زنـان در دفـاع مقــدس كه رسانه هاى جمعى آن را بازگـو كرده اند, هميـن است. امام خمينى در جمع مسـوولان كشورى يك ماه پـس از آغاز جنگ ايـن نقـش را يادآور شده است:((شما در تاريخ نگاه كنيد از صـدر تاريخ تا آخر اگر پيدا كرديد يك جايى را كه زنها و زنهاى جـوانى كه حالا بايد فرض كنيد بروند سراغ جوانى شان و پيرزنش و پيرمردش, پيرزنـش ايـن طور كوشـش كند در اينكه پشتيبانى از ارتشـش بكنـد, پشتيبانـى از پاسـدارهايـش بكنـد. شمـا كجـا اگـر داريـد سـراغ بگـوييـد مـا بفهميـم؟كجا شما همچـو چيزى داريـد كه دوش به دوش مـردها و پاسـدارها و ژاندارمرى و ارتـش و همه قـواى مسلح دوش به دوش اينها زنها هـم همراهى بكنند؟))(37)يكى از خـواهران مدافع خرمشهر مى گويد: ((در خرمشهر كه بـوديـم به دليل درگيـريهاى فشـرده و نگهبانيهاى شبـانه, فـرصتـى بـراى تعليـم نظامـى بسيارى از خـواهـران نبـود. ناچار شبها بـا همان تعليمات مختصر دو ساعت به خط مقدم مى رفتيم و دفاع مى كرديـم ...خمپاره مثل باران مـى باريـد. از چپ و راست گلـوله مـى زدنـد ... ايثار و فـداكارى در مرز, مرزى نـداشت. يكـى دو روز بعد, برادر جهانآرا حفـاظت از مهمـات را به مـا سپـرد)). (38) حمـــايت از رزمنـدگان قيمت مادى نـداشت. بانـوان در ايـن جنگ از جان و روح مـايه مـى گذاشتنـد. امـام در يكـى از سخنـانـش مـى فـرمـايد:((الان كـى هست كه دارد از آنها[ ارتشـى ها] پشتيبـانـى مـى كنـد؟آن زنهايى كه براى شما نان مى پزند و آن مردمى كه براى شما پـول مى دهند و آن مردمى كه براى شما ذخيره مـى دهند و آنقدر چيزها را مـى فـرستند, هميـن مردم مسلماننـد)).(39) يكـى از راويان حماسه مى گويد: ((با وجودى كه پير بود و خميده اما فعال و پركار بـود. در ستاد پشتيبانـى استان فارس فعاليت مـى كرد. در گرماى تابستان مقابل آتـش مى نشست و براى جبهه ها نان مـى پخت. روزى خبر آوردنـد پسـرت مجـروح شـده و در بيمارستان شيـراز بستـرى است. به ملاقات پسرش رفت و پـس از ساعتى برگشت. قبل از آنكه كارش را آغاز كند, فقط گفت:الحمدلله فرزند مـن هـم عضوى از بدنش را در راه خدا و اسلام داد و مـن را پيش حضرت عباس(ع) روسفيد كرد)).(40) هميـن فعاليتهاست كه امـام از آنها به عنـوان ارزش ياد مـى كنـد و در جمع رييـس و نمايندگان مجلـس عنـوان مـى كنـد كه بايـد به آنها اقتـدا شـود:((مـن وقتى كه در تلـويزيـون مى بينـم ايـن بانـوان محترم را كه اشتغال دارند به همراهى كردن و پشتيبانـى كردن از لشكر و قـواى مسلح, ارزشى در دلـم احساس مى كنم كه براى كـس ديگرى نمى تـوانـم ايـن طـور ارزش قايل بشـوم ... سـربـازان گمنامـى هستنـد كه در جبهه ها بايد گفت: مشغول جهاد هستند ... ما بايد قـدر ايـن نعمت را بـدانيم و اقتدا كنيـم به ايـن زنها و بانـوان و بچه هاى پشت جبهه و آنهايـى كه خـود در شهرهاى مخروبه و نيمه مخروبه حاضرند.ماها بايد از اينها اخلاق اسلامـى و ايمان و تـوجه به خدا را ياد بگيريـم)).(41) از ايـن مقتدايان جنگ نمونه هاى زيادى را مى توان برشمرد. خواهر آتـش پنجه مـى گـويد: ((عده اى از خـواهران دوشادوش بـرادران رزمنـده در مسجـد, در بيمارستان هر جاى ديگرى كه نياز به وجود آنها حـس مى شد, به خدمت و فعاليت مشغول بـودند. يكى از خـواهران فـداكار مادر خانـم ميمنت كريمـى (يكـى از امـدادگران آبادان) بـود. ايـن مادر در جريان حمله شكست حصر آبادان در شهر مانـد و به محض ورود رزمنـدگان به شهر ظرف آبـى به دست گـرفت و دست و پاى رزمندگان را كه گلى و خاک ا لود بـود, شست و پنبه خيـس به لب و دهـان آنها كه خشك و تشنه بـود, كشيـد مبـادا كه تــرك بردارد و اذيت شـوند. او با اين كار خـود كوچكتريـن كمكى كه از دستـش برمىآمد, انجام مى داد)).(42) جلوه ديگر از ايـن پشتيبانى در تهيه لبـاس بـراى رزمنـدگان بـود. خـواهـر ابـرى مـى گـويـد:((قبل از آغاز عمليات كـربلاى 4 خـواهـران شبهاى زمستان تـا صبح بـى وقفه لبـاسهاى شيميـايـى و مـاسكهاى مخصـوص رزمنـدگـــان را مـى دوختند. به خاطر سردى هـوا و جنـس مخصـوصـى كه ايـن پارچه ها داشتند و در هـواى سرد بسيار سخت مى شدند, به خاطر هميـن, صبحها وقتـى خـواهران براى نماز دست از كار مى كشيدند, دستهايشان بشدت زخـم شـده بـود)). (43) ايثـارى چنيـن را امام حاصل تحـول زنان 39 زنان مـى دانـد و به هميـن جهت سهم بيشترى در نهضت را به آنها اختصاص مى دهد.((آنچه كه در ايران بزرگتـر از هر چيز بـود, تحـولـى است كه در بانوان ايران حاصل شد. بانـوان ايران در ايـن نهضت و انقلاب سهم بيشتـرى از مـردان دارنـد و امـروز هـم كه در پشت جبهه ها مشغول فعاليت هستنـد, سهم آنها بيشتـر از ديگـران است)).(44) جلـــوه ديگرى از پشتيبانـى جبهه ها در اهداى طلا و زيـورآلات است. چنانكه امام خمينـى در ايـن باره مـى فرمايـد: ((امروز همكارى و هميارى مردم بـى سابقه است. ما هر روز شاهـد بانـوانـى هستيـم كه ماحصل عمـرشـان يك تكه طلا را می اورنـد و در راه خـدا و جنگ انفـــاق مى كنند)).(45) در ايـن باره مرحـوم فهيمه بابائيان پـور در دفتر خود چنين يادداشت كرده است:((... قلبـم داشت از جاى كنده مى شد. دستم را از زير چادر بيرون آوردم. يك بار ديگر براى آخريـن دفعه به آن نگاه كردم. از دستم بيرونش آوردم. گفتـم: براى جبهه مى خواهم بدهـم ... مـن به خاطر می اوردم لحظات خوشى را كه براى خريدش صرف كرده بوديـم. از ايـن مغازه به آن مغازه و سپـس در مغازه اى كـوچك از پشت شيشه نظر هر دومـان را به خـود جلب كـرده بـود. مغازه دار وقتـى آن را آورد, گفت: عقيق ايـن انگشتر يمنى است. تـو خيلى خـوشحال شدى. دست در جيب كردى و پـولهايـى را كه از جبهه گرفته بـودى, به خاطر تنها خـريـد ازدواجمان دادى. آرى در يادم می آمـد. مـى خـواستـم به آن بـرادر بگـويـم: آرى بـرادر طلاست. تنها خـريـد ازدواجمـان است. مى خواستم بگويم كه مـن خيلى دوستش دارم. مى خواستم بگويم كه چند روزى در دستم كردم كه خاطرش در ذهنـم بماند. مى خـواستـم بگويـم تـولد زهراى اطهرش خدا را صد هزار بار شكر كه مى خـواهيـم در يك مـورد كـوچك پـايـم را جـاى پـايش بگذارم.برادر نوشت: انگشتر طلا با نگيـن دريافت گرديد و مـن هـم زير آن را امضا كردم. از دكه كمك به جبهه بيرون آمدم. پيش خودم گفتـم: يا زهرا قبول كن)).(46)ايـن فعاليتها از ديـدگاه امام روح الله چـون فعاليت در جبهه ها است. ((شما بانـوان در پشت جبهه آن فعاليتـى را مـى كنيـد كه آن سلحشـوران در جبهه هـا)).(47) در بخشـى از پيام امـام خمينـى در تجليل از شهداى گـرانقـدر انقلاب اسلامـى آمده است:((اگر نبـود مجاهـدت شما, برادران و خـواهران بزرگـوار, شما در جبهه ها و پشت جبهه ها كه بـا اخلاص خاص خـود عنايت خـاص خـداونـد قادر را جلب نمـوديد, كدام قدرت و كدام ابزار جنگـى مـى تـوانست جمهورى اسلامى و كشور عزيز شما را از ايـن درياى مواج متلاطـم كه شـرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هـم و بازو به بازوى يكـديگـر داده و در پـى غرق آن كـوشيـدنـد و مـى كـوشنـد, نجـات دهد؟!)).(48)خـانـم زهـرا محمـودى كه به مـادر جبهه معروف است, در بخشـى از خاطرات خـود چنيـن عنـوان مـى كند: ((يك بار به تنهايـى عازم خط شدم. فقط چند نفر از رزمنده ها همراهـم بودند. وقتى در خط وسايل را بيـن بچه ها تقسيـم كردم, يكى از رزمنده ها مرا كنار تـوپ 106 بـرد و گفت: مادر! ما ايـن تـوپ را روى سنگر فرمانـدهـى عراقـى تنظيم كـرده ايم. دوست داريـم با دست شما شليك شـود. ان شإالله به هدف بخـورد و گروهـى از فرماندهان عراقـى به درك واصل شـوند ... با كمك بچه ها گلوله تـوپ را شليك كردم و بعد شنيدم كه درست به هـدف اصابت كرد)).(49) امام تإكيد داشتنـد بانـوان بايد در پشت جبهه فعال باشند و الحق كه بانـوان ايـن مطلب را بخـوبى به ثبـوت رسـانـدنـد. به نمـونه هـاى زيـر تـوجه كنيـد:((بچه ها كاملا در تيـررس عراقيها بـودنـد. اگـر سـرشـان را بـالا مى گرفتند, مطمئنا هـدف تك تيراندازهاى عراقـى قـرار مـى گرفتنـد.حركت بچه ها به صـورت خزنده و سينه خيز بـود. مسيرى را هـم كه ما مى خواستيم با گذشتـن آن به بچه ها برسيم, به هميـن صورت بود ... با هر تلاشى بـود خود را به سنگر بچه ها رسانديـم. براى رزمندگان باور كردنى نبـود. نيم خيز در سنگر آنها نشستيـم. باورشان نمى شد كه ما آنجا باشيم. هدايا را تقسيم كرديـم. سپـس ذوباره به صورت سينه خيز از سنگـر آنها دور شـديـم)).(50) خـواهر علـى خانـى نيز مـى گـويد: ((يك روز در ستاد بيت الزهرا مشغول مرتب كردن هـداياى مردمـى بـوديـم كه بعد از باز كردن يكـى از بسته هاى قنـد و شكر ناگهان چشممان به نامه اى افتاد كه در حاشيه آن نوشته شده بـود:من بيـش از ايـن تـوان كمك به جبهه را نـداشتـم ... مـن كـوپـن يك نفـره اى داشتـم كه ارزاق آن را بـراى شمـا رزمنـدگـــان اسلام فـرستادم)).(51) دو نمونه فـوق نمـونه كـوچكـى از رزم پشت جبهه بودند كه تـوسط بانـوان صـورت گرفت. آنها حاضر بـودند از مال و جـان خـويـش بـراى حمـايت از رزمنـدگـان دست بشـويند.
    و ـ موضع و مقام خانواده شهدا
    امام خانـواده شهدا را چشـم و چراغ ملت مى داند و البته آنها به شهادت افتخار مى كننـد. امام مـى فرمايـد: ((ملتـى كه خـواهران و مادران دليرش افتخار به مرگ جـوانان بـرومندش مـى كنـد كه در صف شهدا هستند, پيروز است)).(52) حجت الاسلام محمـدرضا وحيدىنژاد نقل مـى كنـد: ((هنگامـى كه در مقـابل پيكـر مطهر شهيـد احمـد اسـدى ايستاديـم, همه بشـدت نگـران حال مادرش بـوديـم. اما بـا اينكه گلـوله اى بى رحـم يك طرف سر شهيد را برده و پدرش تاب تحمل از كف داده بود, مادر به صبورى سروهاى سرافراز گرد پاره دلـش به طواف برخاسته بـود و در نگاه حيرت جمع, زبان به ذكر صلوات بر محمد و آل محمد(ص) معطر مـى كرد و براى پاسـدارانـى كه گرداگرد ما حلقه زده بـودند و به نظاره ايستاده بـودنـد, دعا مـى كـرد و دريغ از قطره اشكى!))
    .(53)امام خمينـى همواره بر ايـن امر تإكيـد دارنـد كه نمـونه زنان 39 زنان تاريخ ما تنها در صدر اسلام يافت مـى شـود. ((زنها و مادرهايى كه بچه هايشان شهيد شده است, مى گويند ما مفتخر هستيـم و يكى دو تاى ديگر كه داريم, اينها را هـم مى خـواهيـم شهيد بشوند و دعا كنيد كه شهيد بشوند. اين تحولى بود, همان تحولى كه در صدر اسلام بيـن مسلميـن حاصل شده بـود كه شهادت را براى خـودشان فوز مى دانستند ... از اين جهت ايـن پيروزى ما مرهون همچو تحول روحى است كه در مـردم پيـدا شـد)).(54) زنـان نمـونه اى كه شهادت را جـاودانگـى يارانشان و همسرانشان مى پنداشتند و از رفتـن آنها كوچكترين غمى به خود راه نمى دادند.
    راويان خرمشهر حكايت مى كنند:
    ((در خـرمشهر خـواهرى بـود به نام زهره حسينـى. او در هفته اول جنگ پدر شهيدش را با دستهاى خـود دفـن كرد. در روز يازدهـم مهر 1359 هـم بـدن قطعه قطعه شـده بـرادرش علـى را كه در مــــدرسه ((دريابـد رسايـى)) به شهادت رسيـد. خـداونـد به زهره حسينـى و خـواهـرش چنان تحملـى داده بـود كه كارشـان در گلزار شهدا دفـن شهيدان و نگهبانـى جنازه ها شـده بـود)).(55) فداكارى, زن و مرد نمى شناسـد, اما به فرمـوده رهبـر كبير انقلاب اسلامـى, نقـش زنان 39 زنان چشمگيـر و نمايانتـر است. زنان 39 زنان ما علاوه بـر آنكه در جبهه و پشت جبهه نقش فعالـى را ايفا مـى كردنـد, نقـش مادرى و همسرى را نيز داشتنـد و در عيـن حـال مـدافع عصمت و عفت خـود بـودند.
    خواهر مهناز جزايرى در خاطرات خـود مـى نـويسـد: ((ادامه عمليات كربلاى 8 بـود و رزمنـدگان از منطقه غرب, خرمال و شاخ شميران در حال نفـوذ بودند. بيمارستان خيلى شلوغ بـود. علاوه بر آنكه حمله هواپيماهاى عراقى باعث شده بـود كه تعداد زيادى زن و بچه و پير و جـوان بشـدت مجـروح شـونـد. تعداد مجـروحيـن زيـاد بــــود و جراحتهايشان همراه با خاك و خون بود. امكان شستشوى زخـم نبـود. بايد سريع از خونريزى جلوگيرى مى كرديـم و آمپـول كزاز و سرم به آنها تزريق مى كرديـم. در ميان آنها زنى ميانسال بود كه به خاطر شدت جراحتـش فكر كردم زنده نيست. پيكر خونيـن او به خاك و خـون آغشته بـود. از نـاحيه صـورت بشـدت آسيب ديـده بـود.
    شكافى عميق از بالاى سر تا لب فـوقانى ديده مى شد كه صـورت را دو قسمت كرده بود. پـوست صورتـش كه چاك خـورده بـود, در دو طرف سر جمع شـده بـود و در وسط استخـوان جمجمه و فك دنـدانهايـش ديـده مـى شد. كره چشمـش از حدقه بيرون زده بـود وكنار گـوشهايـش قرار گـرفته بـود. دقت كـردم ديـدم تكـان نمـى خورد.
    نبضش را گرفتـم. ناله اى كرد, حدس زدم در بيهوشى است, اما مطمئن بودم كه زنده است. تصميـم گرفتـم به او آمپول كزاز تزريق كنـم. آرام دستـم را نزديك بـردم. ناگهان دستـم را گـرفت. جا خـوردم, مطمئن بـودم كه نمى تواند ببيند. خيلى زود فهميدم براى چه دستـم را گرفته است. آرام دهانـم را كنار گوشـش بردم و گفتـم: مـن زن هستـم. بلافاصله دستـش شل شد و آرام مچـم را رها كرد. لحظه اى به چشمـش كه آويزان از حدقه بود, خيره شدم و به واكنشـش فكر كردم. او در آن حال هـم مدافع عصمتـش بود)).(56) درود بر همه شهيدان, درود بر همه بانوان فـداكار, درود بر بانـوان شهيـد و درود بـر امام شهيدان.امام خمینی(ره)

  • زن و دفاع مقدس از ديدگاه امام خامنه اي

    از آنجا که در اسلام جهاد به معناي حضور در ميدان هاي نبرد و جنگ نظامي از زنان برداشته شده و جهاد به اين معني را بر آنان واجب نکرده است لذا فتاوي و ديدگاه هاي مختلفي در نوع و شکل حضور بانوان در جنگ تحميلي وجود داشت، اين ديدگاه ها و انديشه هاي تابناک و بلند، الگو و مقتداي سالکان و مبارزان راه خدا امام روح الله بود که همانند چراغي فروزان روشنگر راه و طريق هدايت بود همچنين انديشه ها و ديدگاه هاي بي بديل حضرت آيه الله العظمي خامنه اي - رهبر معظم انقلاب اسلامي(مدظله العالي) چه در زمان جنگ تحميلي و چه پس از آن روشنگر نوع حضور زنان اسلامي در صحنه هاي مبارزاتي و جنگ تحميلي بوده است .
    آنچه که در اين نوشتار ملاحظه مي فرمائيد مجموع فرمايشات حضرت امام خميني(ره) و حضرت آيه الله العظمي خامنه اي - رهبر معظم انقلاب اسلامي(مدظله العالي) تا به امروز است پيرامون حضور و نقش زنان در دفاع مقدس که بيانگر عمق تأثير و نقش اين حضور در پيروزي رزمندگان اسلام در مقابله با کفر و استکبار به سرکردگي حزب بعث و صدام ملعون بوده است.
    فاطمه ي زهرا(سلام الله عليها) الگوي به تمام معناي حضور زنان در نبرد با دشمن
    فاطمه ي زهرا سلام الله عليها که در دوران کودکي، در بعد از هجرت پيغمبر به مدينه، در داخل مدينه و در همه ي قضاياي عمومي آن روز پدرش - که مرکز همه حوادث سياسي اجتماعي بود - حضور داشت، نشان دهنده نقش زن در نظام اسلامي است. البته فاطمه زهرا سلام الله عليها قله اين فضائل است.
    زنان برجسته ديگري هم در صدر اسلام بودند؛ با معرفت، با خرد، با علم، حاضر در ميدان ها، حتي حاضر در ميدان هاي جنگ؛ حتي تعدادي که نيروي بدني داشتند، حاضر در ميدان دلاوري در جنگ؛ شمشيرزني و سربازي. البته اين را اسلام براي بانوان واجب نکرده و از دوش آن ها برداشته است؛ چون با طبيعت جسمي و نيز با عواطف آن ها سازگار نيست.
    نقش زنان در پيشبرد نهضت امام خميني(رحمه الله عليه) و جنگ تحميلي
    وقتي نهضت اسلامي به مرحله انقلاب اسلامي رسيد و زنان با همان برداشت طبيعي که از اسلام در جامعه زنانه بود، جلو افتادند؛ امام فرمودند - و درست هم فرمودند - که: اگر زنان در اين نهضت همکاري نمي کردند، انقلاب هم پيروز نمي شد.
    يقينا اگر زن ها در داخل خيابان ها و در راهپيمايي هاي عظيم حضور پيدا نمي کردند - آن حضور عظيم و با شکوه زنان در دوران انقلاب - انقلاب پيروز نمي شد. در جنگ تحميلي اگر امثال همين مادر گرامي سه شهيد و مادران شهيدان و همسران شهيدان - که من افتخار داشته ام با هزارها نفر اين ها از نزديک نشست و برخاست و گفت و گو کنم و خصوصيات آن ها را مشاهده کنم - ايمان خود، صبر خود، ايستادگي خود، معرفت خود و روشن بيني خود در قبال ضايعات جنگ و فداکاري هاي جوانان و مردان را نشان نمي دادند، جنگ پيروز نمي شد.
    اگر مادران و همسران شهدا بي صبري نشان مي دادند، شوق جهاد در راه خدا و شهادت در دل مردها مي خشکيد؛ اين گونه نمي جوشيد؛ اين گونه به جامعه طراوت نمي داد.
    در ميدان جنگ هم زنان نقش هاي درجه اول را ايفا کردند. اگر در طول انقلاب، وفاداري زنان، عواطف زنان، حضور زنان در ميدان هاي مختلف، در راهپيمايي ها و در انتخابات ها نمي بود، يقينا اين حرکت عظيم مردمي نمي توانست اين گونه شکل پيدا کند و ادامه يابد. اين نظر اسلام است، اين نظر نظام اسلامي است.
    حضور زنان اسلامي در تمامي ميدان هالازم است، زنان، زنان باسواد، زنان آگاه، زنان بامعرفت، در همه اين ميدان ها بايستي پيشروي کنند؛ الگوي زن را نشان بدهند؛ بگويند زن مسلمان زني است که هم دين خود را، حجاب خود را، زنانگي خود را، ظرافت ها و رقت ها و لطافت هاي خود را حفظ مي کند؛ هم از حق خود دفاع مي کند؛ هم در ميدان معنويت و علم و تحقيق و تقرب به خدا پيشروي مي کند و شخصيت هاي برجسته اي را نشان مي دهد و هم در ميدان سياسي حضور دارد. اين مي شود الگويي براي زنان.
    مادران چند شهيد
    بدانيد امروز در هيچ جاي دنيا زناني که مثل اين مادران شهداي ما، مادر دو شهيد، مادر سه شهيد، مادر چهار شهيد باشند، نيستند. در جامعه ما، مادراني با اين خصوصيات که از پدرها بهتر و قويتر و آگاهانه تر ايستادند، در اين ميدان بسيارند. اين همان تربيت اسلامي است؛ اين همان دامان پاک و مطهر و نوراني فاطمه زهرا سلام الله عليهاست. شما دختران فاطمه هستيد؛ فرزندان فاطمه زهرا هستيد؛ دنباله روان فاطمه زهرا هستيد.
    انقلاب اسلامي و حقوق زنان
    از پيروزي انقلاب، درباره مسأله زن و تلاش براي دفاع از حقوق زنان، فعاليت هاي زيادي شده است. در حقيقت بايد گفت که بعد از انقلاب، از زن ايراني تجليل شده است. پيشقراول اين تجليل هم امام بزرگوار بود که با همه وجود براي زن ايراني مسلمان ارزش و احترام قائل بود.
    همين بينش بود که موجب شد زنان کشور در انقلاب اسلامي سهم بزرگي را ايفا کردند؛ به طوري که اگر حضور زنان در نهضت انقلابي ملت ايران نمي بود، به احتمال زياد اين انقلاب به اين شکل پيروز نمي شد؛ يا اصلا پيروز نمي شد، يا مشکلات بزرگي در سر راه آن پديد مي آمد. بنابراين، حضور زنان مشکل گشا بود.
    در جنگ هم همين طور بود، در مسائل ديگر از اول انقلاب تا به حال هم همين گونه بوده است. بنابراين، تلاش زيادي شده است؛ ليکن در عين حال درباره مسأله ي زن، حقوق زن، رفع ستم از زنان و فراهم کردن زمينه هاي مناسب براي زنان کشورمان، لازم است کار فرهنگي بزرگي انجام گيرد. من امروز با اين نيت اين بحث را مي کنم که به ايجاد اين فضاي فرهنگي کمک شود.
    زنان بزرگ و کارهاي بزرگ
    در جامعه خودمان هم از اين قبيل زنان زياد داشتيم. در دوران اختناق هم کم وبيش داشتيم. در دوران مبارزات، بعد در دوران نظام اسلامي، زنان بزرگ؛ اين زناني که توانستند شهيداني را پرورش دهند؛ اين زناني که توانستند شوهران يا فرزندان خود را به صورت انسان هاي فداکاري درآورند که بروند و از کشور و انقلاب دفاع کنند؛ از هستي ملت و از آبروي ملت دفاع کنند. اين ها زنان بزرگي هستند. اين زنان بودند که توانستند اين کار بزرگ را بکنند، و من موارد متعددي را شاهد بود.
    توازن در حقوق زن و مرد
    اما روش اسلامي اين نيست. هدف اسلام در دفاع از حقوق زنان - همان طور که گفته شد - اين است که زن تحت ستم نباشد و مرد خود را حاکم بر زن نداند. در خانواده، حدود و حقوقي هست. مرد حقوقي دارد، زن هم حقوقي دارد و اين حقوق به شدت عادلانه و متوازن ترتيب داده شده است. آنچه به نام اسلام است و غلط است، آن ها را نمي گوييم و از آن ها دفاع نمي کنيم. آنچه متعلق به اسلام است، بينات اسلام و مسلمات اسلام است. اين ها چيزهايي است که ميان حقوق زن و مرد در داخل خانواده توازن قائل است.
    جنگ تحميلي، آزمايش الهي
    در اجتماع زنان خوزستان،در سال 1359، اين شهر و اين استان، در معرض يک آزمايش عظيم خونبار الهي واقع شد. دست دشمن، نقشه استکبار، برنامه ريزي دستگاه هاي فعال صهيونيستي و استعماري، همه با هم اين طور ترتيب دادند که اين بخش از ميهن عزيز ما، در معرض يکي از سخت ترين آزمايش هاي الهي خونبار قرار گيرد.
    جنگ تحميلي، هشت سال به طول انجاميد؛ يعني از سال 1359 تا سال 1367. در اين مدت، شما مردم شجاع و دلاور اين استان، در معرض اين امتحان بسيار دشوار قرار داشتيد. البته دشمن، جنگ را بر خوزستان تحميل نکرد؛ بر ايران تحميل کرد و همه ايران در مقابل او قيام کردند تا از کشور دفاع کنند؛ اما خوزستان در معرض سخت ترين و شديدترين ضربات دشمن قرار گرفت و به وسيله دشمن، بيشترين فاجعه آفريني در اين استان واقع شد و مردم اين استان، از زنان و مردان و حتي افراد مسن و نوجوانان، در معرض امتحاني بسيار سخت واقع شدند تا جنگ تمام شد. بيش از همه مردم کشور، مردم استان هاي مرزي و بيش از همه ي استان هاي مرزي، استان خونبار خوزستان، رنج جنگ را تحمل کرد.
    ايستادگي زنان و مردان شجاع
    دوران جنگ تحميلي را همه مي دانند. هيچ کس نيست که نداند مردم خرمشهر و آبادان و مردم شجاع و غيور و مؤمن اهواز يا دزفول و ديگر شهرهاي اين استان، در مقابل دشمني که مي خواست ملت شهرها را خالي کند، چه عکس العملي نشان دادند.
    جوانان و پيرمردان و مردان و زنان ايستادند و مبارزه کردند و جنگيدند. من در سوسنگرد، يک زن مسلمان شجاع را ديدم که مردم سوسنگرد مي گفتند او در هنگام حضور نيروهاي متجاوز در اين شهر، با چوبدستي خود، چند متجاوز را به خاک انداخته و نابود کرده است! در سرتاسر اين استان ممتحن و مجرب، مردان و زنان و خانواده ها، شهري ها و روستايي ها، عشاير عرب و لر و بختياري و مردم فارس که در اين استان هستند، همه و همه در کنار يکديگر و دست در دست هم، در مقابل متجاوزان ايستادند. البته ملت ايران به کمک استان هاي مرزي آمد - در اين شکي نيست - و آزمايش بزرگ، آزمايش ملت ايران بود؛ اما چه کسي است که نداند استاني که در کنار مرز است، در مقابل اولين حملات دشمن، چه شکنجه و درد دشواري را تحمل مي کند. و اين استان، هشت سال اين دشواري را تحمل کرد و ايستاد و فداکاري نمود.
    ايستادگي مردم خوزستان قبل از انقلاب اسلامي
    در دوران قبل از انقلاب اسلامي - يعني شايد هفتاد، هشتاد سال قبل از اين - باز مردم مؤمن و علماي خوزستان، در مقابل تجاوز انگليسي ها ايستادگي کردند. آن هم يک تجربه ديگر است. مردم اين استان، در چنين کارهاي بسيار باعظمت و پرشکوهي، سابقه دارند. البته همچنان که همه مي دانند، آحاد ملت ايران به برکت اسلام توانستند در طول جنگ تحميلي، در همه شهرها و استان ها شگفتي بيافرينند. مردم اين استان، در درجه اول در مقابل دشمن اين ايستادگي را کردند. بعد از دوران جنگ تحميلي هم باز در اين استان، تلاش و کار سازندگي، جزو بهترين نمونه هاي سازندگي در سرتاسر کشور بوده است.
    بسيج مردمي
    براي کشوري که آماج اين همه حمله خصمانه و خباثت آميز دشمنان است، جز بسيج نيروهاي مردمي، هيچ راه علاجي وجود ندارد. اگر بسيج نيروهاي مردم نمي بود و امام بزرگوار، از نيروي ايمان و عشق مردم، در سازماندهي اين عناصر مؤمن و نوراني در سراسر کشور - اقوام مختلف و مرزداران و عشاير و جوانان و دانشگاهيان و روحانيون و دانش آموزان و پيرمردان و زنان و دختران جوان و ساير اقشار ملت - استفاده نمي کرد و اين انبوه عظيم نيروي فعال را به وجود نمي آورد، بدون شک جمهوري اسلامي نمي توانست در مقابل اين همه توطئه و خباثت و دشمني و سنگ اندازي، مقاومت کند.
    صبر زنان و نقش و تأثير آن در جنگ تحميلي
    من اين جا در جمع شما بانوان عزيز و خواهران و فرزندان خودم، عرض مي کنم که نقش اجتماعات زنان در پيروزي انقلاب، به احتمال زياد از اجتماعات مخصوص مردان بيشتر بود. يعني حضور زنان در مبارزات عمومي و سياسي، يک نقش چندگانه داشت. مرد يک نفر بود و خودش مي آمد در مبارزات يا در اجتماعات و راهپيمايي ها شرکت مي کرد. همين و بس! اما وقتي زن خانه، خود را در مبارزه سهيم مي دانست و وارد ميدان مي شد، در واقع خانه اي را که در آن، مرد و زن و فرزندان هستند، به صحنه مي آورد و خانواده اي را در ميدان مبارزه حاضر مي کرد. در جنگ نيز همين طور بود. يعني اگر خانواده هاي شهدا - مادران و همسران - صبر نمي کردند، جنگ دچار مشکلات بسيار بزرگي مي شد. در آن مقطع، نقش زنان، بسيار برجسته بود. انقلاب و جنگ، زنان ما را در جامعه از آگاهي و رشد سياسي برخوردار کرد. زن، وقتي با سواد باشد و از آگاهي سياسي برخوردار شود، کسي نمي تواند به آساني به او زور بگويد و حقش را پايمال کند. اين ها غنيمت هايي بود که در انقلاب براي زنان پيش آمد. اين، نکته اول.
    خانواده ي شهدا
    هرجا که مشاهده کرديد فداکاران راه اسلام - از شهدا و جانبازان - زيادند، بدانيد که دل هاي زنان و مردان و پدران و مادران، با عشق الهي و عشق اسلام و عشق امام و عشق به انقلاب آغشته است. اين مادران شهدا، اين پدران عزيز از دست داده، اين خانواده هاي جوان پرورده و به ميدان جنگ فرستاده، مجاهدت بزرگي کردند. خدا را سپاسگزارم که يک بار ديگر با شما روبه رو شدم و اين اظهار اخلاص و ارادت به مردم مازندران را به زبان خود عرض کردم.
    پشت جبهه
    در صحنه هاي گوناگون سياسي کشور، در راهپيمايي ها، در اعلام نفرت از دشمنان، در پشتيباني از مسؤولان کشور و از امام بزرگوار راحل (رضوان الله تعالي عليه) و در قضاياي گوناگون، آحاد مردم و قشرهاي مختلف، در وسط صحنه حضور داشته اند و هميشه رأي و حرفشان را گفته اند و طبق همان هم عمل شده است.
    در بزرگترين تجربه ي اين کشور - يعني جنگ تحميلي - همين نيروهاي عظيم مردمي بودند که صحنه هاي جنگ را تشکيل دادند و در صفوف مقدم جنگيدند و فداکاري کردند و در پشت جبهه، پدران و مادران و زنان و آحاد مردم اين کشور، از اين نظام دفاع کردند و از رزمندگان حمايت نمودند؛ يعني يک نظام مردمي کامل. با وجود اين، شما مي بينيد که دوازده، سيزده سال است که دشمنان هرچه توانسته اند، عليه اين نظام تبليغات کرده اند؛ اين دشمني آن ها را مي رساند. هر کس در راه اسلام حرکت مي کند، بايد منتظر خصومت ها و دشمني هاي دشمنان اسلام باشد
    مقام معظم رهبری

  • به انگيزه برپايي يادواره هاي شهداي «زن» در هشت سال دفاع مقدس

    برگهاي سرخ تاريخ هشت سال دفاع مقدس و دفتر خونين شهداي آن ايام مزين به نام هفت هزار شهيد زن نيز هست. پنج هزار آينه و اسطوره مقاومت و ايثار، پنج هزار واژه مظلوميت و حماسه ناخوانده ... اما ماندگار. زنان و دختراني كه در بمبارانهاي هوايي، ترورها و انفجارها به شهادت رسيده اند. چه كسي نام شهيد ناهيد فاتحي كرجو را شنيده و حماسه شهادت او را مي داند؟ چه كسي ثوبيه رحمانپور نسرين شاهرخي، زليخا علي نژاد، سهيلا اوليايي و صدها شهيده كردستان را مي شناسد؟ دختران و زناني كه تمام هيبت دشمن را شكستند.
    كردستان بعد از انقلاب اسلامي و مخصوصاً در هشت سال دفاع مقدس، منطقه فعاليت و درگيري گروهكهاي ضد انقلاب كومله، دمكرات و ديگر گروهها بود. حمله بعثي ها و بمبارانهاي هوايي، در كنار فعاليت نيروهاي ضد انقلاب باعث ناامني كردستان شده بود. برادران سپاه و ارتش و نيروهاي انتظامي در كنار برادران وخواهران مسلمان كرد سعي در برقراري امنيت در كردستان را داشتند و در كنار عمليات نظامي، فعاليت فرهنگي را نيز انجام مي دادند. در اين دوران، هر كسي طرفدار انقلاب اسلامي بود و عشق امام و اسلام در قلبش بود، امنيت جاني نداشت. گروهكهاي ضد انقلاب او را شناسايي مي كردند و در فرصتي با حمله و اسارت او راناجوانمردانه به شهادت مي رساندند. و ناهيد فاتحي كرجو از جمله اين مظلومه ها به شمار مي رفت. ناهيد روز دوشنبه هشتم آذر 1361 به هنگام خروج از منزل توسط نيروهاي ضد انقلاب ربوده و به روستاي هشميز به اسارت برده مي شود. اين دختر 18 ساله يازده ماه مورد سخت ترين و ناجوانمردانه ترين اذيت و آزار و شكنجهها قرار مي گيرد. گروهكهاي ضد انقلاب، ضمانت آزادي او از زندان اسارت- خانه اي در روستاي هشميز- را توهين به امام و انقلاب قرار مي دهند. روزهاي اسارت همراه با سخت ترين شكنجه ها پشت سر هم مي گذرد، اما ناهيد، اين دختر مسلمان كرد همچون آسيه حسرت حتي يك توهين و پشت كردن به موسي زمان را بر دلضد انقلاب مي گذارد. مردم روستاي هشميز بعدها تعريف كرده اند كه گاهي مي ديدند گروهك ضد انقلاب، ناهيد را از محل اسارت بيرون مي آورند تا دست و صورت خونين خود را بشويد، اما به خاطر تهديد و رعب و وحشتي كه ضد انقلاب در دل مردم آن روستا انداخته، آنها هيچ كاري نمي توانند انجام بدهند. و سرانجام ناهيدفاتحي تمام غرور ضد انقلاب را در هم مي شكند. آنها جلو چشمانش گوري آماده كرده و اين دختر مسلمان را پس از يازده ماه اسارت با تني مجروح و خونين از شكنجه هاي وحشيانه زنده به گور مي كنند. مراسم با اهداء لوح تقدير به خانواده هاي شهدا به پايان رسيد. دلمان نمي خواست از آن فضاي معنوي و محفل الهي بيرون برويم.
    نگاهمان به نگاه مادران و پدران شهيد گره مي خورد و اندوه عميق از سنگيني رسالتمان، ما را درهم مي شكست. مردمي ساده و خونگرم، رنجديده اما مقاوم و صبور كه از شهرها و روستاهاي اطراف براي شركت در يادواره به سنندج آمده بودند. از سقز، ديواندره، بانه، مريوان، كامياران و ... هركدام لوح تقدير از فرزند شهيدشانرا همچون يادگار گرانبهايي در آغوش گرفته بودند و با چشمان مرطوب، اما تبسمي محزون و نگاهي پرسشگرانه تا بي انتها، آماده مي شدند تا به شهر و روستايشان بروند. ظاهراً مراسم تمام شده بود. اما روايات حديث اين زنان شهيد هنوز ادامه داشت. بعد از ظهر در محل استقرار، گفتگوي دوستانه با خواهران كردستاني آنقدر بهدرازا كشيد كه به شب خاطره تبديل شد و البته فرصت خوب و گرانبهايي براي تجديد خاطرات بود. احمدپور- از خواهران نيروي مقاومت بسيج تهران- از شهادت همسرش مي گفت. يعقوبي- همكار او- از سفرش به آذربايجان غربي و فعاليت مخلصانه خواهران بسيجي در دورافتاده ترين مناطق محروم با حداقل امكانات و هاشمينسب و بشيريان و شكري از خواهران كردستاني، از ايام هشت سال دفاع مقدس و حضور زنان در سنگرهاي مختلف پشتيباني، امداد، فرهنگي، آموزش و حتي اسلحه بدست گرفتن و رويارويي با دشمن. منبع خاطرات بودند، اما لبريز از درد و حسرت و اندوه. حسرت باقي ماندن از قافله شهدا و درد فراموش شدن و اندوه و ارزشهاياسلامي توسط بعضي ها... گفتند و گفتند حتي از برادران شهيد. از شهيد عزيز كريمي كه گروهكهاي ضد انقلاب او را به اسارت مي گيرند. دو كتف او را سوراخ مي كنند و طنابي از آن عبور مي دهند. دو زانويش را نعل مي زنند و با طنابهاي كتفش، او را دور تا دور روستا مي چرخانند و بعد از شكنجه هاي بسيار او را در مقابلچشمان 2 فرزندش در تشت روغن سرخ مي كنند و به شهادت مي رسانند. از خوهر احمدي گفتند كه به خاطر فعاليتش در ستادهاي پشتيباني جبهه ها به مادر احمدي معروف بود. مادر احمدي، پسرش را نيز در جبهه ها تقديم اسلام كرده بود. از خواهراني گفتند كه به خاطر حضور در جبهه ها و فعاليت شديد در هشت سال دفاعمقدس ازدواج نكردند و عروس شدنشان را موكول به بعد از جنگ نمودند. و پس از پايان جنگ نيز، شرط ازدواج خود را، همسري جانباز قرار دادند. از خواهر تقوي، خواهر آقايي، خواهر بيات، خواهر قيصريان، خواهر قاضيان و صدها خواهر ديگر كه پس از پايان جنگ هركدام به شهرهايشان برگشتند و اكنون بسياري از آنها بهفراموشي سپرده شده اند. از شهداي گمنامي گفتند كه در روياهاي صادقانه شناسايي مي شدند. از رزمندگان مجروحي كه توسط نفوذي هاي ضد انقلاب با آمپول هوا در بيمارستان به شهادت مي رسيدند. و از جوي جلو استانداري كردستان كه به جاي آب، در آن خون شهدا جاري بوده است. شكري نيز از دوران كودكي و نوجواني اشدر دوران جنگ مي گويد و اين كه چگونه چادر او را ضد انقلابيون يكبار پاره مي كنند و يك بار ديگر به آتش مي كشند تا دست از حجابش بردارد، از اهالي بيرجند است. در دوران جنگ به كردستان مي آيند، خانوادگي بسيج اند و ... زمان اقامت به اتمام رسيد و موقع برگشتن بود. خواهر بشيريان تا فرودگاه همراهي مان كرد ومتواضعانه و صميمي چند بار تكرار كرد، باز هم بيائيد. ما را تنها نگذاريد... خدايا همدلي چه شيرين است. همدردي چه لذتي دارد. گشتن و همديگر را يافتن چه نعمتي است و اينها چه گرانبها گوهرهايي هستند كه هنوز هم ساده، بي توقع، دور از هياهو و جنجال فعاليت مي كنند و براي استقرار درخت اسلام و انقلاب اسلامي زحمتمي كشند و ما قدرشان را چه كم مي دانيم... سينه شان گنجينه اي است از خاطرات حماسه ها، صندوقچه اي از حماسه هاي ناخوانده كه هركدام برگي از تاريخ مقاومت و ايثار زنان و مردان در هشت سال دفاع مقدسمان است كه هنوز هم ايستاده اند. چه كسي حماسه هاي آنها را رويت خواهد كرد؟ چه زماني تشنه شنيدن خواهيم شد؟ واين روح هاي خفته كي از خواب غفلت بيدار خواهند شد تا شرمنده خون شهدا نباشيم....

  • نقش زن در دفاع از حريم ولايت

    نقش زن در دفاع از حريم ولايت:
    مقدمه به طور قطع زن كه نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي دهد، نقش بسيار مهمي در دفاع از حريم ولايت دفاع مي كند. اين نقش در دو جنبه قابل بررسي است: الف) نقش اجتماعي زن در دفاع از حريم ولايت ب) نقش فردي و وظائف شخصي او در رابطه با دفاع از حريم ولايت. اما قبل از اينكه به طور واضح و روشن به هر يك از اين دو مسئله بپردازيم، مقداري در مورد خود ولايت فقيه و شرائط و محدوده آن صبحت مي نمائيم تا معلوم گردد دقيقاً يك زن مسلمان چه وظيفه اي را بر دوش دارد و بايد به دفاع از چه چيزي برخيزد. بنابراين محورهاي اصلي مقاله در سه قسمت خواهد بود: قسمت اول مربوط به ولايت فقيه و قسمت دوم مربوط به نقش اجتماعي زنان در دفاع از حريم ولايت و قسمت سوم مربوط به نقش فردي زنان در اين زمينه است.مقدمه به طور قطع زن كه نيمي از پيكره جامعه را تشكيل مي دهد، نقش بسيار مهمي در دفاع از حريم ولايت دفاع مي كند. اين نقش در دو جنبه قابل بررسي است: الف) نقش اجتماعي زن در دفاع از حريم ولايت ب) نقش فردي و وظائف شخصي او در رابطه با دفاع از حريم ولايت. اما قبل از اينكه به طور واضح و روشن به هريك از اين دو مسئله بپردازيم، مقداري در مورد خود ولايت فقيه و شرائط و محدوده آن صبحت مي نمائيم تا معلوم گردد دقيقاً يك زن مسلمان چه وظيفه اي را بر دوش دارد و بايد به دفاع از چه چيزي برخيزد. بنابراين محورهاي اصلي مقاله در سه قسمت خواهد بود: قسمت اول مربوط به ولايت فقيه و قسمت دوم مربوط به نقشاجتماعي زنان در دفاع از حريم ولايت و قسمت سوم مربوط به نقش فردي زنان در اين زمينه است. معناي ولايت فقيه هنگامي كه لفظ ولايت در مورد فقيه به كار مي رود، مراد از آن همان حكومت و زمامداري امور جامعه است. اما معناي آن آقايي ، رياست و سلطنت كه نشان از چيرگي ولي بر مولي عليه دارد،نيست. بلكه مقصود سرپرستي امور مولي عليه و اداره شئون اوست. ولي فقيه خادم مولي عليه است، نه باري برگرده او : رئيس القوم خادمهم ولايت شخص فقيه تمامي آحاد و افراد جامعه را در بر مي گيرد. وي سرپرستي يكايك افراد آن جامعه، حتي ساير فقها و بلكه شخص خود را به عهده دارد. پس ولادت او فقط مربوط بههمانند ميت، سفيه، مجنون و صغير كه قادر به اداره امور خود نيستند، نمي باشد، بلكه مواردي را كه مولي عليه قدرت بر اداره امور خود دارد نيز در بر مي گيرد. هر جامعه اي براي اداره امور خود نيازمند مديري است، همان گونه كه حضرت علي (ع) مي فرمايد: ولابد لكل قوم امير براو فاجر ؛ هر قوم و گروهي ناگزير بايدرهبر و رئيسي داشته باشد، چه نيكوكار و چه بدكار. اسلام براي اين مدير، شرايط فراواني ذكر كرده كه چون مهمترين آنها فقاهت است، از آن به ولايت فقيه ياد مي شود. فقيه رأس هرم جامعه ديني در عصر غيبت دين درصدد است با ارائه عناصري جهان مشمول، حيات آدمي را در راستاي كمال و سعادت واقعي سامان بخشد.با اين وصف مديريت از ديدگاه اسلام ساماندهي تمام نيروهاي بالفعل و بالقوه جامعه در جهت آرمان ها و اهداف متعالي ديني است و در اين امر، افزون بر هدايت هاي ماندني الهي، به دانشهاي متغير بشري و دستاوردهاي فرد آدمي نيز نياز است. اين دانشها كه به ياري تجربه و تعقل فراهم آمده، انسان را براي شناخت موقعيت وتشخيص ويژگيهاي متغير حوادث مختلف آماده مي رساند. اما هنگامي اين آمادگي به بهره بندي بهينه خود مي رسد كه تحت اشراف و هيمنه ي عناص جهان مشمول ديني به كار گرفته شود. از اين رو، مديريت فقهي و به بيان بهتر و دقيقتر مديريت ديني نه تنها علم را انكار نمي كند و تعارضي با مديريت علمي ندارد،بلكه بر ضرورت به كارگيري بهينه از آن تأكيد مي ورزد. فقيه به عنوان مديري كه مجموعه حركت را به سوي آرمانهاي اسلامي سوق مي دهد، بر جامعه ولايت دارد و در واقع ولايت تجلي همان مديريت ديني است. تنها اشكالي از حكومت، از سوي اسلام قابل پذيرش است كه در آنها جايگاه فقيه در عصر غيبت به عنوان رأسهرم قدرت و بالاترين مدير كشور محفوظ مانده باشد. ولايت فقيه امتداد ولايت خدا در فرهنگ شيعي پس از توجه به ضرورت وجود زمامدار براي جامعه، اين مطلب واضح است كه حق زمامداري از آن خداوند متعال است كه تمام شئون هستي آدمي اوست و همين امر اقتضا مي كند كه انسان مطيع او امر و نواهي او باشد. حال اگر اوما را به تبعيت از شخص يا گروهي خاص فرا خواند، ما نيز اطلاعت مي كنيم و اگر براي زمامدار شرايطي بيان كرد و تعيين شخص او را از بين حائزين شرايط به عهده ما گذارد، باز مطيع خواهيم بود. خداوند زمامداري امت اسلام را به شخص رسول اكرم (ص) و سپس به امامان معصوم (ع) اعطا كرده است و اين مطلب به ادله اربعه: كتاب، سنت، عقل و اجماع قابل اثبات است. از اين سو، شيعه اعتقاد دارد كه رسول گرامي اسلام افزون بر مقام نبوت و رسالت از منصب امامت نيز برخوردار بوده است. از ديدگاه شيعه، ولايت فقيه در عصر غيبت ادامه ولايت امام معصوم (ع) است، همان گونه كه ولايت آنها در امتداد ولايت نبي اكرم (ص) قرار داشت.به عبارت ديگر به اعتقاد شيعه در رأس هرم قدرت در جامعه اسلامي بايد يك اسلام شناس قرار گيرد كه اگر معصوم (ع) حضور داشت، شخص او و اگر نبود، فقيهان اين مسئولين را برعهده خواهند داشت. اين ديدگاه از نتايج پذيرش اين نكته است كه وظيفه اصلي حكومت از ديدگاه اسلام بسط ارزش ها و احكام الهي در جامعه ميباشد و براي تحقق چنين آرماني نياز است در بالاترين مصدر تصميم گيري شخصي آگاه به دين قرار گيرد. البته بدون شك اين شخص بايد از اوضاع خارجي نيز مطلع و توانايي اداره امو را نيز دارا باشد. شرائط ولي فقيه بر اساس ادله اي كه درباره فقيه بيان شد، كسي مي تواند زمام امور را در جامعه اسلامي به دست گيرد كه به مقام فقاهت رسيده باشد و بتواند احكام الهي را از منابع مورد وثوق استنباط نمايد. از سوي ديگر آيات و رواياتي داريم كه اطاعت فاسق و غير عادل يا ولايت او را انكار مي كند. عقل نيز حكم مي كند كه نمي توان زمام جامعه اي مبتني بر يك عقيده را به كسي سپرد كه در عمل پاي بندي آن اعتقاد نيست و التزامي به قوانين آن ندارد.شرط ديگر زمامدار اسلامي توانايي اداره اموري است كه برعهده دارد و اين شرط نيز از روايتي از امام باقر (ع) به دست مي آيد. بنابراين شرايط اساسي زمامدار اسلامي عبارتند از: فقاهت، عدالت، توانايي، جامعه اسلامي. حدود ولايت فقيه فقيه بر يكايك افراد جامعه اسلامي از مسلمان و غير مسلمان، مجتهد و عامي، مقتدان خودش و ... بلكه برخودش ولايت دارد و اگر حكمي را با توجه به موازين آن صادر كند، بايد همگان، حتي ساير فقها و بلكه خودش، آن را رعايت و به آن عمل كنند. از سوي ديگر فقيه بر تمام شئون اجتماعي جامعه ولايت دارد و مي تواند براساس موازي در آن، حكم كند و اگر چنين كرد اطاعت از او بر همگان واجب است. پرواضح استكه از آنجا كه فقيه، ولايت خود را از ناحيه شارع به دست آورده ناگزير است در چارچوب ضوابطي كه شارع در زمينه هاي گوناگون ارائه كرده، عمل نمايد. اگر آنچه نسبت به آن مي خواهد اعمال ولايت نمايد از مباحات شرعي باشد، با ميزان مصلحت ، حكم مي نمايد. درست مانند اشخاص كه در زندگي خصوصي خود ميتوانند در دايره مباحات شرعي به آنچه مصلحت تشخيص مي دهند، عمل كنند. از اين ولايت به ولايت مطلقه فقيه تعبير مي شود و مقصود اين است كه فقيه هرچند مي تواند در هر زمينه و نسبت به هركس حكم صادر كند، ولي در صدور اين حكم مي بايد مصلحت، تزاحم و نظام هاي اسلامي را درنظر گيرد، همان گونه كه امامانمعصوم (ع) نيز احكام خود را با ضابطه، ميزان و ملاك صادر مي فرمودند. پس ولايت فقيه با حكومت مطلقه كه در محافل سياسي مطرح مي شود متفاوت است. الف) نقش اجتماعي زن در حمايت از ولايت فقيه در اين ناحيه فرقي بين زنان جامعه و مردان نيست. يك سري وظايفي بر گردن افراد جامعه است كه رعايت اين وظايفو عمل برطبق آن جامعه را به سوي آرمانهاي بلند اسلامي سوق مي دهد. همانگونه كه روشن و واضح است، هيچ زمامداري هر قر هم كه بر حق باشد، به تنهايي قادر به انجام اموري كه جامعه را به سوي تعالي فرا مي خواند، نيست. بلكه اين مردم هستند كه با حمايت از وي و اطاعت از فرامينش زمينه بهبودي را فراهم مي آورند.حضرت علي (ع) در خطبه اي كه در صفين ايراد فرموده اند، حقوق متقابل رهبر و مردم را نسبت به يكديگر يادآور مي شوند و مي فرمايند: آنگاه كه مردم حق رهبري را ادا كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزت مي يابد، راههاي دين پديدار و نشانه هاي عدالت برقرار و سنت پيامبر پايدار مي گردد، پس روزگار اصلاح مي شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مي شود، اما اگر مردم بر حكومت چيره شوند، يا زمامدار بر رعيت ستم كند، وحدت كلمه از بين مي رود، نشانه هاي ستم آشكار و نيرنگ بازي در دين فراوان مي گردد. از جمله حقوق طرفين كه در همين خطبه ذكر گرديده است، تناصح بينو الي و مردم است. يعني زمامدار و مردم، امام و مأمون بايد همديگر را به كار خير نصيحت كنند، حق را برپا دارند و در كارهاي نيك همديگر را ياري نمايند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي دقت در كار رهبر و توجه به امور وي برعهده مجلس خبرگان گذارده شده است و اين امت هستند كه با انتخاب صحيح و درست افرادشايسته و لايق، در اين مهم شركت مي جويند. از سوي ديگر همين امت با گوش جان سپردن به فرامين رهبر الهي خود، او را در انجام كارهاي نيك ياري مي دهد. و به اين ترتيب تناصح و دعوت به كار نيك، بين امت و امام به صورت كامل و دقيق صورت مي پذيرد. اميرمؤمنان در فرازي ديگر از اين خطبه زيبا به حقوق ديگر والي و رهبر كه بر گردن مردم است اشاره مي فرمايد و مي گويد: مردم! از پست ترين حالات زمامداران در نزد صالحان اين است كه گمان مي برند آنها دوستدار ستايش باشند و كشورداري آنان بر كبر و خودپسندي استوار باشد، من از شما مي خواهم كه مرا با سخنان زيباي خود نستاييد، تا نفس خود را به وظايفي كه نسبت به خدا وشما دارم، خارج سازم و حقوقي كه مانده است بپردازم و واجباتي كه برعهده من است و بايد انجام گيرد ادا كنم. پس با من چنانكه با پادشاهان سركش سخن مي گوئيد، حرف نزنيد و چنان چه از آدمهاي خشمگين كناره مي گيرند، دوري نجوييد با ظاهرسازي با من رفتار نكنيد و گمان مبريد اگر حقي به من پيشنهاد كنيد بر من گران آيديا در پي بزرگ نشان دادن خويشم... پس از گفتن حق يا مشورت در عدالت خودداري نكنيد. حضرت در اين فراز مي فرمايند: حمايت واقعي از رهبر و فرايض او و ياري كردن او در انجام تكاليف الهي از حقوق رهبر بر مردم است. آنان كه با چاپلوسي و تملق،ظاهري را حفظ مي نمايند اما در واقع ضربه هاي جدي به سير حركت جامعه به سوي سعادت مي زنند، در واقع حقوق رهبر را رعايت نكرده اند. آنان كه در تعيين افراد لايق و شايسته براي پست هاي مختلف اجرايي و قانون گذاري كوتاهي مي كنند و در انتخابات تلاش لازم را مبذول نمي نمايند، در كار حمايت از رهبر قصور دارند. بنابراين در جامعه اسلامي كنوني و با توجه به رهنمودهاياميرمؤمنان (ع) و سفارشات ديگر امامان معصوم (ع) واضح مي شود كه شركت در انتخابات، گوش دادن به نصايح رهبر در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و عمل بر طبق آن فرامين و حمايت كامل و همه جانبه آن در مقابله با دشمنان داخلي و خارجي از وظايف اصلي مردم است و عدم انجام وظايف محوله، ضايعكردن حق رهبري است و تضييع حق وي تضييع است. در انجام وظيفه اين وظيفه بين زن و مرد هيچ فرقي نيست. هر يك از آنان در هر شغل و منصبي كه باشند در اجراي صحيح قوانين سهيم هستند و همان گونه كه قبلاً نيز گفتيم رهبر هرگز به تنهايي از عهده اين مهم بر نمي آيد. در اينجا خالي از لطف نيست كه اشاره به نقش زناندر طول تاريخ اسلام از ظهور اين دين حق تاكنون داشته باشيم. زنان بسياري مي توان نام برد كه در حمايت از رهبر و والي خود اقدام كرده اند و جان خود را نيز از كف داده اند. با دقت در زندگاني حضرت خديجه (س) و حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا (س) و زندگاني حضرت زينب (س) كاملاً روشن مي گردد كه هيچ گاه ازاين مهم غفلت نورزيده و در برهه هاي مختلف از زندگي خويش در مواقع ضرورت از امام وقت خويش حمايت كرده اند. در اين مجال كوتاه جاي ذكر رشادتها و شجاعتهاي اين فرزانگان تاريخ و پيروان بر حق آنها نيست. ب) نقش فردي زن در حمايت از ولايت فقيه گمان مي كنم آنچه بيشتر باعث مي شود تا به موضوع زن وحمايت از ولايت فقيه بپردازيم، نقش فردي زن در اين حمايت است. اگرچه مردان هم نقشي مشابه در اين مسئله دارند، اما به مناسبت موضوع، فقط به نقش فردي زنان در اين زمينه مي پردازيم. اهميت نقش فردي اگر بيشتر از نقش اجتماعي زنان نباشد، يقيناً كمتر از آن نيست. و حتي به نظر حقير عدم توجه به نقش فردي، نقشاجتماعي را نيز كمرنگ و چه بسا بي اثر خواهد كرد. به عبارت ديگر اين دو نقش (فردي و اجتماعي) در هم تنيده اند. غفلت از يكي از آنها، مضمحل شدن ديگري را در پي دارد. زن مسلمان در يك جامعه اسلامي از آن جهت كه زن است و از آن جهت كه مسلمان است، وظايفي را برعهده دارد. اگر زن اين وظايف رافراموش كند وفقط به نقش اجتماعي خويش بپردازد و از آنچه كه شرع برعهده شخص او گذارده و او مكلف به به انجام آنها مي داند،سرپيچي كند، نه تنها به خود ضربه زده است، بلكه اجتماعي را نيز در معرض خطر قرار داده است. در حالي كه اگر به طور دقيق به وظايف فردي خويش عمل نمايد، در سلامتي و رشد كل جامعه مؤثر خواهد بود.اسلام از زن مي خواهد كه عفت خويش را نگاه دارد و خود را از نامحرمان حفظ كند. در مسائل تربيتي نيز اسلام جايگاه ويژه اي براي زن به عنوان مادر و همسر و خانه قرار داده است و تعالي يك خانواده، تك تك افراد مؤثر هستند اما مادر به عنوان يكي از اصليترين اركان اين اجتماع كوچك است. مادراني كه فرزنداني ايثارگر،فداكار، مؤمن مي پرورانند، اينها هستند كه مي توانند پرچم حمايت از جامعه و ركن مهم آن يعني ولايت فقيه را علم كنند. زماني كه شئونات اسلامي را رعايت مي كنند و حجاب را به عنوان يكي از اركان مهم دين كه براي حفظ جامعه از فساد است، مي پذيرند، اينها هستند كه پشتوانه محكم تعالي جامعه و سعادت او به سويآرمانهاي بلند اسلامي اند. همان گونه كه امروزه مشاهده مي كنيد دشمنان دين و انقلاب، براي به فساد كشاندن اين قشر از جامعه از شعارهاي فريبنده كمك مي گيرند. در پوستيني از صلاح و رفاه زن، وارد صحنه مي شوند، ولي قصد اولي و هدف اصلي آنها منسوخ كردن زن و از بين بردن يكي از حاميان واقعي جامعه انقلابي است.خيلي كودكانه انديشيدن است اگر فكر كنيم آنان واقعاً درصدد رفاه ما هستند و بسيار خام خواهيم كرد اگر گمان كنيم، آنان آزادي ما را مي خواهند. اگر خوب بينديشيم و خوب تفكر كنيم در مي يابيم كه آزادي و عزتي كه در اسلام براي زن وجود دارد، در هيچ يك از مكاتب و نحله هاي ديگر نيست. اسلام با تحصيل و فهم و تعالي زن نه تنها مخالف نيست، بلكه بسيار به آن بها مي دهد. اسلام با بي بند و باري، فحشاء ظلم و تعدي و تجاوز مخالف است. چرا قشر زن تحصيل كرده ما بايد گمان كند كه حجاب مانع فهم و شعور او مي شود؟ چرا شعارهاي فريبنده فمينيسم او را از اصالت واقعي اش جدا مي سازد؟ چرا بعضي زنان ما گمان مي كنند كه اگر يك فوتباليستخوب باشند و يا در خيابانها دوچرخه سواري مي كنند يا فلان ورزش را خوب بياموزند، يا تمام وقت خود را در بيرون از منزل بگذرانند يا با همسران خود به مخالفت برخيزند، آزادي به دست آورده اند؟! توجه كنيد هرگز اسلام با رفاه، با ورزش، سلامتي بدن و ... مخالف نيست. اما گاه اين شعارها به هدف مسخ كردن زن مسلمانصورت مي گيرد. اين شعارها براي اين است كه زن، مثل سيده زنان عالم، فاطمه زهرا (س) را به عنوان الگوي زندگي خويش قرار ندهد.در جامعه اي كه زنان آن، دنبال الگوها و نمونه هايي غيرديني مي گردند، چنين جامعه اي بعد از گذشت چند نسل هرگز حكومت اسلام و خدا را نمي پذيرد. در حالي كه تنها چيزي كه براي انسانعزت مي آفريند و او را سربلند مي سازد و از يوق بندگي بيگانگان خارج مي سازد، اسلام عزيز است. از اين روي كاملاً واضح است كه حفظ شئونات اسلامي از سوي زنان در جامعه اسلامي و توجه كامل آنها به كانون گرم خانواده در كنار مسئوليتهايي كه براي زن در اجتماع وجود دارد و گاه وجود اين مسئوليت ها بسيار ضروريو لازم است، همه و همه در حمايت از ولايت فقيه كه در رأس هرم جامعه ديني قرار دارد بسيار مؤثر بلكه نقش اساسي دارد. اگر مي بينيم فاطمه زهرا (س) از اينكه كار منزل به او محول مي شود بسيار مسرور مي گردد نه از اين روست كه كه اين كارها سبكتر است، بلكه به اين دليل است كه مي داند وظيفه اصلي زنان حراست ازمحيط گرم خانواده است. جامعه اي كه به خانواده بها مي دهد، جامعه اي سالم است. اين وظيفه مهم را مردان نمي توانند بر دوش گيرند. و مي بينيم كه همين كوثر وجود كه عالم خلقت براي وجود او خلق مي شود، در هر بروعه و هر زماني كه لازم باشد در خارج از خانه به كارهاي ديگر اجتماعي مي پردازد و در دفاع از حريماسلام تلاش مي كند، چه در زمان حيات پدر بزرگوارش و چه بعد از رحلت ايشان. در خانه آن گونه و در خارج خانه اينگونه. اما با اين حال از اينكه در تقسيم كار، كار خانه به او محول مي شود بسيار خوشحال مي گردد. در اين جا، جا دارد كه به عنوان حُسن ختام، يكي از كلمات امام راحل (رضوان ا...تعالي عليه) را كه در موردحضرت فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) فرموده اند، ذكر نمائيم: يك زن دنيا آمد كه مقابل همه مردان است، يك زن به دنيا آمد كه نمونه انسان است، يك زن به دنيا آمد كه تمام هويت انساني در او جلوه گر است. منابع 1- صحيفه نور، جلد 8، صفحه 162 2- صحيفه نور، جلد6، صفحه 194 3- هادوي تهراني، مهدي ولايتفقيه ، صفحه 130- 67 4- نهج البلاغه، خطبه 216 5- ر.ك، نصيرپور، محمد قاسم، زندگاني فاطمه زهرا (س) صفحه 55-45 نويسنده: شمسي خراساني

  • زنان و حضور در عرصه هاي نبرد

    زنان دلاور كشورمان در طول هشت سال دفاع مقدس دوشادوش دليرمردان كشورمان حماسه آفريدند و به دنيا نشان دادند كه وقتي موضوع دفاع از سرزمين و اسلام در ميان باشد سر از پا نمي شناسند. اينان گرچه دريايي از عاطفه اند، اما در برابر تجاوز دشمن بعثي از عواطف خود گذشتند و پرتلاش و كوشا، خويش را در تاريخ دفاع مقدس سرزمين مان ماندگار كردند. زنان ما هرچند بيشتر وظيفه پشتيباني و حضور در پشت جبهه را برعهده داشتند اما كم نبودند شير زناني كه رودررو با دشمن دست و پنجه نرم كردند و حتي آنان را به خاك سياه نشاندند. توصيف و تحليل نقش زنان كشورمان در هشت سال دفاع مقدس فرصت و مجالي عظيم مي طلبد و اين اندك فقط بهانه اي است جهت يادآوري حضور مؤثرشان در لحظه لحظه فراز و نشيب ديارمان. آنچه در ذيل مي آيد خاطراتي است از اولين روزهاي جنگ و فداكاري اين بزرگواران.
    هم جبهه، هم پشت جبهه در آن روزهايي كه دشمن، پشت ديوار خرمشهر منتظر ورود بود و شهر به تدريج از ساكنان خود خالي مي شد، خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله زناني بودند كه ضمن جلوگيري از مهارت خانواده هايشان، خود به محافظت از انبار مهمات پرداختند. كار اين خواهران تحويل مهمات و رساندن آنها بهرزمندگان اسلام بود. محل استقرار عده اي ديگر از اين زنان شجاع، مسجد جامع خرمشهر بود كه براي كندن سنگر به نقاط حساس شهر اعزام مي شدند. با اينكه تعداد آنها اغلب زياد نبود ولي دلهايشان چون دريا وسيع و چون كوه محكم و استوار بود و اين شجاعت و رشادت، باعث دلگرم شدن رزمندگان و پايداري آنها در برابر دشمنبعثي مي شد. زنان تا آخرين روزها در خرمشهر باقي ماندند. تا جايي كه برادران با زور آنها را از شهر خارج كردند. زنان نه تنها با كندن سنگر و تهيه غذا باري رزمندگان و حفاظت از مهمات، ايشان را ياري مي دادند، بلكه گاهي با اينكه تعليمات نظامي را در سطح ابتدايي گذرانده بودند ساعت ها در خط مقدم جبهه در برابردشمن بعثي مي جنگيدند پيرزن و سربازان عراقي پيرزني عرب، در سوسنگرد زندگي مي كرد و با داشتن شوهري پير و نابينا خيلي شجاعانه از شهر دفاع كرد، معروف است كه او با چوب دستي خود، چند سرباز عراقي را از پاي درآورد .
    اسارت عراقي ها شيرزني يازده تن از سربازان عراقي را به اسارت مي گيرد. اين زنرزمنده كه مادر شهيد نيز بود، هنگامي كه عراقيها به شهر سوسنگرد آمدند آنها را به خانه خودش دعوت مي كند و برايشان غذا تدارك مي بيند، موقعي كه آنها مشغول استراحت بودند، درب اتاق را از پشت قفل كرده و نيروهاي بسيجي را خبر مي كند و آنها را به اسارت مي گيرد .
    دفن شهدا و نگهباني جنازه ها در خرمشهرخواهري بود به نام زهره حسيني، او در هفته اول جنگ پد شهيدش را با دست هاي خود دفن كرد و روز يازدهم مهر هم بدن قطعه قطعه شده برادرش علي را، كه در مدرسه به شهادت رسيد. خداوند به او و خواهرش چنان تحمل داده بود كه كارشان در گلزار شهدا دفن شهيدان و نگهباني جنازه ها شد.
    وقتي اسير شدم اردوي تابستانيسپاه تمام شده بود. خودم را با قطار به اهواز رساندم. آن روز تمام منطقه را بمباران كرده بودند. همانطور كه مي رفتم با تشييع اولين شهيد جنگ رو به رو شدم. درگيري هاي اصلي در آبادان و خرمشهر بود و من دنبال راهي بودم كه خود را به آنجا برسانم. وسيله اي براي رفتن نبود. نمي دانستم چه بايد كرد و چگونه مي شود بهآبادان رفت. كاش اصلاً از آبادان به تهران نرفته بودم كه حالا اينطور سرگردان شوم. اگر برادرم بود كمكم مي كرد، اما اهواز كجا و سپاه آبادان كجا؟ ناگهان ديدمش. باورم نمي شد. آمده بود اهواز تا سي نفر را به پشت جبهه منتقل كند. گفتم: اينها كي هستن؟ گفت: هيچي! پس براي چي به اهواز آمده ايد؟ گفت: مشكل بنزين داشتيم. آمديمبنزين ببريم. گفتم: من هم با شما مي آم. گفت: نمي شه. اينها معتادن. زندان آبادان روزدن، مجبور شديم بياريمشون اينجا. و ادامه داد: چون اينجا جاي مناسبي پيدا نكرديم، داريم برمي گردونيمشون به همون آبادان. به نظر معتاد نمي آمدند. قيافه هاي شان با بروبچه هاي ما فرق داشت. وحشت زده به نظر مي رسيدند. عربي حرف ميزدند. گفتم: اينها چرا عربند؟ چرا مي ترسند؟ چيزي نگفت. من هم اصرار نكردم. وقتي در آبادان آنها را تحويل دادند، فهميدم آنها اولين گروه اسراي عراقي بوده اند كه در مرز شلمچه اسير شده بودند. آن روز سي و يكم شهريور بود. هر كس به كاري مشغول بود كه ناگهان شهر از اين رو به آن رو شد! ولوله اي در شهر افتاد! آسمان راابري از هواپيما پوشاند. عده اي رفتند و عده اي ماندند و پناه گرفتند. به سپاه آبادان رفتم و گفتم كه آماده انجام هر كاري هستم و بدين ترتيب نماينده فرماندار در پرورشگاه و بيمارستان ها شدم. تعدادي بچه در پرورشگاه بودند. آذوقه شان كم بود. مسئوليت خروج انها را از منطقه به عهده گرفتم. در شهر به هيچ وجه نمي شد جان پناهيپيدا كرد. بچه ها را به كمك خواهر بهرامي و دكتر عظيمي و دستيارش صفر و يك پزشكيار و راننده به شيراز برديم و با خيالي آسوده به آبادان برگشتيم، البنه نه به آبادان، بلكه... شب به سربندر رسيديم. نيروهاي زيادي آنجا بودند. مي گفتند: شهر دارد سقوط مي كند. جاده ها را بسته اند! راديو اين خبر را تاييد نمي كرد. رادیومي گفت: عراقي ها آن سوي مرزها هستند! براي اينكه بي گدار به آب نزنيم، شب را در آنجا صبح كرديم. صبح حدود ساعت هفت به طرف آبادان راه افتاديم. در طول راه بچه هاي زيادي را مي ديدم كه آذوقه به شهر مي بنرد. تعدادي دامدار هم بودند كه دام و طيور به شهر وارد مي كردند. صحنه اي غيرمعمولي بود، وجود انسان وحيوان در كنار هم! يكدفعه متوجه شدم عده اي زير لوله هاي نفت دراز كشيده اند. هوا خيلي گرم بود. داشتم آنها را كه در آن گرماي سخت زير لوله هاي نفت دراز كشيده بودند دعا مي كردم كه ديدم دارند به طرف جاده مي آيند. لباس سپاه به تن داشتند. باور نمي شد بچه هاي سپاه به سوي ما و به سوي وسايل نقليه اي كه كمي جلوتر وپشت سر ما مي آمدند شليك كنند! آرپي جي هم مي زدند! بر اثر شليك آرپي جي ماشين ما نصف شد. پزشكيار همراهمان به شهادت رسيد و صفر جراحات عميقي برداشت. من گيج و منگ شيشه ماشين را پايين كشيدم ببينم آنها كه هستند! فكر مي كردم ما را با نيروهاي دشمن اشتباه گرفته اند! چون راننده گفت: يعني نمي فهمند ماخودي هستيم؟ و با لحن ادامه داد: مثل اينك خودي و غير خودي حاليشون نيست! و ماشين را نگه داشت. آنها داشتند عربي حرف مي زدند: گفتم: اينها عربند! عرب؟! عراقي اند! راننده آرام گفت: پس اسير شديم! به او پرخاش كردم: ما را آوردي كه تحويل عراقي ها بدي؟ گفت: خواهر؛ ما همه اسير شديم! همين طور كه با راننده حرفمي زديم، عراقي ها رسيدند. در ماشني قفل بود و نمي توانستند آن را از بيرون باز كنند. مي شنيدم كه مي گفتند: گوم! گوم گفتم: چي مي گيد؟ دوباره گفت: گوم! فهميدم منظورش اين است كه بلند شو! با فكر اين كه اسير شده ايم. از ماشين پياده شدم! براي ما اسارت در آن منطقه خيلي سخت بود، درست نزديك شهر خودمان. و از آنسخت تر اين كه آنها ماهرانه ما را فريب داده بودند. باورمان نمي شد كه اسير شده باشيم، آن هم به اين راحتي!

  • بررسي تبعات كاربرد سلاحهاي شيميايي بر روي زنان و كودكان آنها

    زنان جامعه ما در دوران دفاع مقدس همانند مردان در مناطق مسكوني منطقه جنگي و يا بطور غير مستقيم قرباني سلاح شيميايي شدند. تاريخچه و سير تكاملي جنگ هاي شيميايي در جهان اولين حمله با سلاحهاي شيميايي را نيروهاي هندي عليه چيني ها در قرن دوازدهم ميلادي انجام دادند. در سال 1456 عثماني ها با همين سلاحهابه شهر بلگراد حمله كردند. در سال 1894 انگليسي ها از دود و بخارهاي سمي عليه دشمنانشان بهره گرفتند. در سال 1914 (17 آوريل) با استفاده از گاز كلرين مايع به صف دشمنان تلفات عمده اي وارد ساختند و در سال 1915 آلمانها از گافسژن phosgene و در سال 1917 از گاز خردل در شهر (yperite) عليه بلژيكيهااستفاده نمودند. در سال 1980 تا 1988 رژيم بعث عراق با حمايت تكنولوژيك و جنگ افزارهاي آلمان و آمريكا از سلاحهاي شيميايي عليه مردم و رزمندگان اسلام استفاده وحشيانه نموده است تنوع: تركيبات شيميايي مرگبار انواع متفاوت و آثار باليني كوتاه مدت و بلند مدت مختلفي مي باشند. الف) تركيبات خفه كنند فسژن ب)گازهاي خون هيدروژن سيايند- سيانوژن كلرايد پ) تاول زا گازموستارد (گاز خردل) ت) گازهاي اعصاب سارين- ماده سمي VX ج) مواد شيميايي متفرقه ماده ريسين- سموم بوتولينال آثار و تظاهرات عوامل شيميايي 1- آثار كشنده- عواملي داراي آثار كشنده مي باشند كه در همان دقايق و ساعات اوليه باعث مرگ شوند مانند:سيانيدها و عوامل اعصاب و برخي گازهاي خفه كننده 2- آثار آسيب رساننده- باعث بروز آسيب هايي در بافت هاي بدن شده و دخالت كادر پزشكي در درمان آنها ضروري مي باشد: خردل و لويزايت 3- آثار ناتوان كننده- مواد شيميايي كه در دراز مدت آثار ناتوان كننده خواهند داشت: بسياري از مواد شيميايي عوامل شيميايي برمحيط، گياه، انسان و خاك تأثير مي گذارند. دراكو سيستم تأثيرات جدي بر روي تركيبات خاك، پوشش گياهي، نزول آسماني، تغييرات برفتوسنتز، شيوع نوسانات حرارتي و نابودي حيوانات دارند. انسانها هدف اصلي و عمده جنگ هاي شيميايي مي باشند. زنان جامعه ما از چند طريق در معرض مواد شيميايي قرار مي گرفتند.
    متأسفانه مظلوميت زنان مسلمان جامعه ما در اين وادي نيز قابل ملاحظه وجدي مي باشد كمتر پروژه اي تحقيقي و پژوهشي بر روي زنان جانباز صورت گرفته است.
    1- حضور بعنوان عناصر محلي و سكونت در منطقه بعلت تأثير مستقيم يا غير مستقيم جريانات هوا و انتقالات آن.
    2- زنان جامعه ما در بسياري از موارد دربيمارستانهاي صحرايي يا امداد و انتقال با آمبولانس و يا عناصر امدادگر در تماس با جريانات شيميايي قرار گرفته اند.
    3- زناني كه در پشت جبهه در بعد خدمات رساني به شستن لباس و ملحفه و لوازم بهداشتي رزمندگان مشغول بوده اند.
    4- زناني كه همسران جانباز در معرض شيميايي قرار گرفته اند. كه اغلب تأثيرات رواني اينعوامل شيميايي بعنوان يك عامل استرس را در زندگي آنها عمل نموده است. آثار و عوارض عوامل شيميايي: علائم باليني اوليه: علائم تنفسي: احساس غلظت مواد خفه كننده- تاكي پنه و سوزش مجاري هوايي علائم چشمي: ميوزيس نقطه اي- كنژيكتويت- تاري ريه و التهاب علائم عصبي: كاهش سطح هوشياري- ضعف عضلاني-تشنج- كوما علائم گوارشي: تهوع- استفراغ و اختلال سيستم G2 اما بطور جدي عوارض بعدي براي رزمندگان و عناصر حمايتي و پشتيباني كننده بستگي به نوع عامل شيميايي دارد. عمده ترين عاملي كه در جنگ 8 ساله ايران از سوي استكبار جهاني از آن استفاده شده است عامل خردل مي باشد. اثرات تو كيك و حاد و مزمن گازخردل (سولفورموستارد) متنوع بوده ولي در دو بخش عمده خلاصه مي شود. در صورت استفاده كوتاه مدت low Doso : ارتيم- ادم و تاولها وزيكولهاي پوستي High Doso: اولسراسيون و ضايعات تنفسي ديسترس هاي شديد تنفسي اينك آزار دهنده ترين و مرگبارترين عامل عليه رزمندگان اسلام مي باشد جانبازان شيميايي درحال حاضر بيش از همه از عوارض تنفسي و بلند مدت اين گاز خطرناك در رنج هستند كم نيستند زناني كه بعلت تماس هاي مداوم در منطقه يا البسه رزمندگان دچار آسب هاي عمده تنفسي شده اند و شايد به شهادت رسيده اند... علاوه بر ضايعات تنفسي تغييرات عمده اي در سيستم خوني- دستگاه ژنيتال و سيستم ژنتيكي افراد ايجاد ميگردد. در اين مختصر به عوارض ايجاد نقايص مادرزادي بر روي كودكان قربانيان گازهاي شيميايي اشاره مي كنيم: گاز خردل موجب 1- تغيرات عمده اي در DNA سلولي مي گردد جفت شدن گوائين با تايمين عدم توليد MRNA از بين رفتن گوانين و ... 2- آسيب در چرخه طبيعي پروتئين ها و آنزيم ها در سطوح مولكوليدانشمندان بر اساس قرابت و شباهت جدي ژنتيكي بر روي نسلي از موش سفيد به نتايج جالبي پيرامون آثار معلوليت زاي گاز خردل پي برده اند: Mr.Muscolss N.MERI هرچند مي باست در مورد حمله آسيب و احتمال حاملگي همزمان را نيز مورد بحث جدي قرار داد. عمده عوارض و آنومالي ها: 1- مرگ 2- سقط 3-تظاهرات چشمي در جنين 4- شكاف كام و لب 5- آنومالي اندام ها 6- ناهنجاري قلب و عروق 7- عقب ماندگي هاي عقلي 8- آژنري ديافراگم 9- اكتويي كليه ها 10- كليه هاي نعل اسبي اين مطالعه در 34 جنين از 77 جنين مورد مطالعه پاسخ داده است: - نقص رشد وعقب ماندگي رشد جسماني - پاهاي كوتاه - چسبندگي انگشتاندست و پا - شكاف لب و كام - ضايعات چشمي - ضايعات مغزي عوارض عمده يافته شده در مدل هاي آزمايشگاهي بوده اند. بنابراين گاز خردل كه عامل شيميايي مورد استفاده در دفاع مقدس بوده با توجه به آمارهاي دقيق و تجربيات جهاني مي تواند توجيه كننده تغيرات در سيستم تناسلي، شيوع بالاي عقيمي ها و عقب افتادگي عقليباشد هرچند اثبات آن كار جدي تر و پژوهشي فراگير تر را مي طلبد. براساس آمار دريافتي در سال 1377 از پرسنل نيروي زميني سپاه شيوع عقب ماندگي عقلي و ناهنجاريهاي اندام و بيماريهاي صعب العلاج ديگر در پرسنل (رزمندگان) جانباز شيميايي شيوع جدي تر و بالاتري داشته است.

  • زن و ايثار (زن دوشادوش در عرصه و ايثار)

    زن و ايثار (زن دوشادوش در عرصه و ايثار)در ديار ما اينك قافله اي مي گذرد از دوردستهاي روزگار سفر آغاز نموده و نداي سرود مقدس به لطف همراهان والا همت آن گوش هر اهل دلي را نوازش مي دهد، آهنگ قافله، ترنم خوش باران كمال را دارد كه از مبدأ فياض و مطهر حضرت باريتعالي سرچشمه مي گيرد و جريان آفاق ذات مقدس ربوبيت را، از وراي تمامي فراز و نشيبها، بشارت مي دهد آفاق آفريننده پاكيها و شفادهنده در دها، آفاقي جاري و ساري در همه مكانها و زمانها، ليك دست نيافتني و پهان، مگر براي انسانهاي صادق و عاشق قافله قدوسي اينك به كنار ما رسيده است،در ديار ما اينك قافله اي مي گذرد از دوردستهاي روزگار سفر آغاز نموده و نداي سرود مقدس به لطف همراهان والا همت آن گوش هر اهل دلي را نوازش مي دهد، آهنگ قافله، ترنم خوش باران كمال را دارد كه از مبدأ فياض و مطهر حضرت باريتعالي سرچشمه مي گيرد و جريان آفاق ذات مقدس ربوبيت را، از وراي تمامي فرازو نشيبها، بشارت مي دهد آفاق آفريننده پاكيها و شفادهنده در دها، آفاقي جاري و ساري در همه مكانها و زمانها، ليك دست نيافتني و پهان، مگر براي انسانهاي صادق و عاشق قافله قدوسي اينك به كنار ما رسيده است، قافله و قافله سالار را بايد دريافت و خوشتن را با اين محك گران امتحان كرد و همگام با راهيان سيرحق و همنوا بانداي سروش حق بود تا سازي و ندايي از مقام سير الي ا... بر متن جاني وارسته و پيراسته داشت، اين راه پيموده نمي شود مگر با اشتياق دل و براي رفتن و سرانجام درك و عمل ايثار، كه غير از اين رهرو، رسالت خويش را درك ننموده است. همنوايي و همگامي با اين سير، قلبي سرشار از عشق به ذات حق، ايماني خالص و عملصالح مي طلبد و چنين است كه رزمندگان اسلام از جان خويش مايه گذاشته و حديث زيباي عشق و ايثار، جانبازي و شهادت را مي سرايند و در همين سير و راستا، ايثار و از خودگذشتگي زنان نيز مفهوم مي يابد، رسالت دختران زينب (س) در تحقق اين آرمان؛ اگرچه با فداكاري مردان متفاوت است اما عظمت و ارزش آن هيچتفاوتي ندارد، وقتي سخن از سر منزل ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است تمامي جانها مخلص، جداي از جنسيت و رنگ و نژاد بايد رهبر و طريق الي ا... باشند و به فراخور حال از هستي خويش مايه گذرند، هر فعل و كلام، هنگامي والا و ارزشمند است كه هماهنگ و همنوا با آهنگ ملكوتي باشد. زيباترين تصوير ايثارگري زناندرس گرفته از مكتب زهرا (س)، تصميم و عمل نيكو خداپسندانه همسر جانباز است عمل آگاهانه و قلبي همسر جانباز بينش اين حقيقت است كه او با بينش بصير و عميق بر فلسفه آفرينش و رمز حيات احاطه پيدا كرده و هدف خلقت را به درستي دريافته است. حضرت رسول (ص) مي فرمايند: در اسلام بنايي نزد خداوندمحبوبتراز ازدواج برافراشته نشده است حال وقت كنيم، در يك طرف وصلت جانبازي كه در راه خدا عضوي از بدن خود را هديه نموده و در طرف ديگر خواهري ايثارگر با قلب سرشار از عشق و محبت قرار دارد، بدون ترديد، اين بناي مقدس آنچنان منزلتي دارد كه دامنه آن در اذهان نمي گنجد و مطمئناً درك عميق همسر جانباز از اينمعنا موجب شده تا گام در اين گذرگاه آينده سازي بگذارد. قرآن كريم مي فرمايد: والملائكه يدخلون عليهم من كل باب سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبي الدار سوره رعد آيه 24، 23 و فرشتگان از هر دي بر آنان درمي آيند و مي گويند،، درود بر شما به خاطر صبر و استقامتي كه داشتيد سرانجام شما بسيار نيكوست همسرجانباز با اعتقاد قلبي دريافته است كه جلوه هاي كاذب و رنگارنگ دنيا، فاني هستند و با وصلت شكوهمند خويش به قافله رهروان مكتب زهرا (س) پيوسته است تا هستند و با وصلت شكوهمند خويش به قافله رهروان مكتب زهرا (س) پيوسته است تا در ديار باقي رحمت نصيبش شود. امام علي النقي (ع) مي فرمايند: دنيابازاري است كه مردمي از آن سود مي برند و مردمي ديگر زيان كنند پس چه ارزشمند است بهاي اين ايثارگري و از خودگذشتگي. جهان عرصه آزمايش انسان است، كانون خانواده جانباز فضايي است براي پركشيدن به اوج، همسر جانباز با صبر، گذشت، محبت و مناعت طبع در لحظه، لحظه زندگي مشترك روح خويش راشايسته پذيرايي حق مي سازد در واقع او با قبول پيوند همسري با جانباز به رشد و تعالي روح خود كمك كرده است، همسر جانباز با افروختن چراغ خانه جانباز، شعله اي پرفروغ و رهنما در مسير حركت الهي خود روشن مي كند، اين وصلت را پاياني نيست بلكه آغاز راه است، زيرا پله هاي كمال معنويت نهايت ندارند، و امامموسي كارم (ع) مي فرمايند: اگر مؤمن ديروز و امروزش مساوي باشد زيان ديده است اينك در هنگامه ترويج دين و جهاد براي اعتلاي كلمه حق و به نيت تجديد حيات اسلام ناب محمدي (ص) و جلب رضاي دوست، فراگيران مخلص و عاشق مكتب جهاد و شهادت پاي به عره رزم نهاده اند و اين ميدان تنها صحنه حضور مرداننيست، امام بزرگوارمان فرمودند: ما مفتخريم كه بانوان، زنان پير و جوان، خرد و كلان در صحنه هاي فرهنگي، اقتصادي و نظامي حاضر و همدوش مردان يا بهتر از آنان در راه تعالي اسلام و مقاصد قرآن كريم فعاليت دارند مشكل بزرگ جهان حاضر فراموش كردن معنويت در معرض انديشه هاي مادي، فساد و بي بند وباري در تار و پود بشريت است و اين انديشه ها، زنان را كه نيمي از جمعيت جهان هستند صرففاً عروسك و بازيچه خود مي انگارند. انتخاب آگاهانه همسر جانباز، با مايه گرفتن از تعاليم مكتب اسلام براي زندگي مشترك خويش پاسخي است عملي به مشكل بزرگ قرن و دعوتي است از تمامي زنان جهان كه به سوي معنويت وارزشهاي اصيل انساني بازگردند، ايثارگري همسر جانباز ندايي است هشداردهنده و بيدارگر، خطاب به محدود زنان خودباخته در برابر فرهنگ كاذب غرب كه با بدحجابي حريم پاك وطن را آلوده مي كنند. همانگونه كه خون شهيد پيام دارد ايثار همسر جانباز هم پيام دارد پيامي ماندني و فراگير كه همچون نسيم بهار تمامي پهنه ها رامي پويد تا احيا و رسالت حضرت زينب (س) را تثبيت كند. به راستي انقلاب اسلامي فرستهاي بيشمار، و گرانبهايي براي خودسازي پديد آورده است، همسر جانباز با توفيق الهي و ايمان قلبي خويش از يكي از فرصتهاي گرانقدر بهره گرفته و اين نعمت را كه بتوان از كوتاهترين راهها به بزرگترين دستاوردها و ثوابها رسدشكرگزارده است. همان گونه كه قرآن كريم در آيه 24 سوره قصص مي فرمايد: رب انني بما انزلت الي من خير فقيراي پروردگار به هر چه كه بر من فرستي سخت نيازمندم والسلام عليكم و رحمةا... و بركاته محمد حسن موحدي شكيب

  • امنيت زنان و عوامل معنوي

    امنيت زنان و عوامل معنوي :در عصر كنوني كه غبار ماديت ، چهره ي انسايت را تيره ساخته و بند بردگي ،گرده ي بشريت مظلوم را فشرده ، در بازار تمدن صنعتي ، كالاي معنويت ، ارزش خويش را از دست داده و در اين ميان ، شخصيت و والايي هاي زن ، بيش از همه خسارت ديده است. انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني (ره) توجهات بشري را به خود معطوف داشت و با نوآوري هاي اميد بخش در جهت رهايي و رشد شخصيت زن ، چراغ اميد را در عمق جان ها روشن كرد. امام با آگاهي از روح حاكم بر احكام و حقوق اسلامي زنان ، توجه جهانيان را جلب كرد و در زمينه هاي مختلف ، جامعه را هدايت نمود. احكام اسلام را بر اساس واقع نگري دنيوي و اخروي بيان كرده و به ما آموخت كه فلسفه ي احكام ، اصولاً اين است كه اطراف و حواشي انسان را در نظر مي گيرد و با تكيه بر جغرافياي دين ، افكار بشري را طوري مهندسي مي كند كه مسير براي راه يابي به سعادت انساني هموار گردد. در اين راستا زنان براي برخورداري از زندگي سالم و صالح و حضور فعال در جامعه نيازمند اطمينان و امنيت اند و اين امنيت جز در سايه ي معنويت تأمين نخواهد شد. طي 50 سال اخير كه حركت هاي فمينيستي رخ داده ، عمدتاً با ضد و نقيض انجام شده ولي حقوق و قوانين حيات بخش اسلام پس از 1400 سال فراز و نشيب ها و افت و خيزها نشان داده است كه انسان در جامعه ي ديني احساس آرامش و رضايت دارد ولي جوامع غربي فاقد آن هستند. از جمله قراردادهايي كه انسان براي خودش فرض كرده ، نوع پوشش است به گونه ايي كه حجاب ، پاسداري از عفت عمومي و كرامت زنان است و چون مبتني بر آموزه هاي ديني است ما را به سمت سعادت مي برد. اگر قرار است زن در اجتماع حضور پيدا كند و در امان و اطمينان باشد ، بايد در هاله ايي از عفاف قرار بگيرد. صورت مسأله اي خشونت در كشورهاي غربي اين است كه زن وقتي اندام خود را در معرض ديد قرار ميدهد در معرض خطر هم قرار مي گيرد. اسلام براي حضور زن در اجتماع ،راهكار نشان داده تا بدون عارضه ي جذب و انجذاب زن و مرد كه موجب عوارض جنبي مي شود و براي اين كه حضور انساني فارغ از ديد و نگرش حيواني باشد ، حجاب را به عنوان پوشش قاعده مند مطرح كرده است. حجاب ، ضريب ايمني و اطمينان اجتماعي را بالا مي برد و زنان به راحتي مي توانند تحصيل كنند ، علم شان را بالا ببرند و فرهنگ و سياست شان را ارتقاء دهند. جامعه ، بستر تكامل انسان است و محيط هم روي انسان اثر مي گذارد. محيط فرهنگي و اجتماعي هيچ گاه فردي نيست پس بايد از ديد اجتماعي به آن نگريست و مسائل اجتماعي نيز به دولت و حاكميت مربوط است و هر دولتي بر اساس بنيان هاي فكري خويش روي جامعه اثر مي گذارد و حجاب ، يك نماد اعتقادي و فرهنگي است كه روي جامعه اثر دارد. با عنايت به اين كه حجاب يك مسجد و يك عبادتگاه است پس مي تواند باعث زيباسازي و بهداشت خانوادگي و اجتماعي گردد. بنابر اين حجاب فراتر از مسأله ي شخصي و از وظايف حاكميت است ، چرا كه سالم سازي فضاي جامعه را به عهده دارد و هر چه به سالم سازي اجتماعي كمك كند ، حكومت را وادار مي كند كه با مسئوليت پذيري استفاده نمايد. محيط اجتماعي سالم زمينه ساز حضور فعال زنان در عرصه هاي سياسي و اجتماعي و در سطوح تصميم گيري هاي مهم و مؤثر جهاني است و اين مهم فراهم نمي گردد مگر با بهره گيري از كتاب آسماني قرآن كريم و پياده نمودن قوانين حيات بخش اسلام در متن جامعه. به علاوه عنصر اخلاقي حجاب مبتني بر دين است ، مثلاًخانمي كه خود را با حجاب آراسته ، به بي حيايي و بي عفتي متهم نمي شود و اين داراي ريشه هاي فطري است. اشتباهي كه در بحث حجاب به وجود آمد و آن را در معرض هجوم فرهنگي قرار داد ، محدوديت هاي سليقه ايي بود كه باعث شد بحث حجاب را دچار مشكل كند و الا محجبه زن اين نيست كه در معرض ديد و سنجش جامعه قرار بگيرد و موضوع اصلي در مسأله ي حجاب بحث عفت و معنويت زن در زواياي مختلف است كه اين را بايد در روشهاي تربيتي لحاظ نمود. نمود بيروني حكايت از اعتقاد دروني دارد و كاشف از باطن است. دل پاك ، عمل پاك در پي دارد. جمال باطن را زيبا كردن موجب جلوه ي جمال ظاهري مي شود. زيبا نمايي و جلوه خواهي جزء روحيات و گرايش طبيعي و گريز ناپذير زنان است به گونه ايي كه بخشي از بازي دختران در كودكي ، زيبا جلوه دادن و خودنمايي است ولي اين احساس كه ضروري نيز هست و موجب گرم كردن خانواده و رونق بخش حيات مادي انسانهاست بايد هدايت يافته و مهار شده در خانواده باشد تا اثرات مطلوب آن در جامعه مورد بهره برداري قرار گيرد و الا در صورتي كه كنترل نشود حيات معنوي انسان ها را دچار زوال و نابودي قرار مي دهد ، بنابر اين جلوه ي ظاهري نبايد به جلوه ي باطني ضرر وارد كند. پوشش ، ضرورت جامعه ي متمدن است و حجاب اسلامي بر همين اساس پايه ريزي شده است. اسلام فقط اصول حاكم بر پوشش را تعيين كرده است. لباس نبايد تبرج داشته باشد كه موجب جلب توجه شود مثلاً تنگ ، كوتاه يا پر زرق و برق بودن مصداق تبرج است. خدا مي فرمايد : و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولي و در مقابل ،مي فرمايد : لا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها يد نين عليهن من جلابيهن جلباب يعني تن پوش كامل كه بدن را تماماً به غير از صورت و دستها تا مچ ، مي پوشاند. تبرج يعني زن ، خودش را در معرض ديد نامحرم قرار بدهد كه مي شود جاهليت اولي. امام خميني (ره) در عصر و زماني ظهور كرد كه اتفاقات جديد در دنيا به روز بود ، از جمله ابعاد و امواج برابري خواهي به ايران و خاورميانه و كشورهاي اسلامي رسيده و در ايران در خصوص آوردن زنان به عرصه ي سياست و اجتماع تأثير گذاشته بود. نكته جالب اين است كه انتظار مي رفت در نظام اسلامي ، زنان كنار گذاشته شوند ولي برعكس ، در نظام اسلامي زنان از انزوا در آمدند. اشرف پهلوي در كتاب نگاهي در آينه مي گويد : من وقتي از تركنستان برگشتم و مجبور شدم مسير فرودگاه تا كاخ را با هلي كوپتر طي كنم ، ديدم خانمها با حجاب جمع شده اند ، فهميدم كه اين همه زحمت كشيديم ولي نتيجه ي ناميموني داشته است. او تصور مي كرده ، زنان را براي حضور در جامعه به بي بند و باري و بي حجابي عادت داده اند ولي با تعجب مشاهده مي كند زنان محجبه ، نقش آفرين و تأثير گذار در امور اجتماعي و سياسي هستند. در هر ملاقات سياسي با محققان خارجي مشاهده مي شود كه علاقه ي فراواني نسبت به آگاهي از وضعيت زنان ايران دارند و وقتي از قبولي چشمگير زنان در كنكور سراسري دانشگاه ها مطلع شوند تعجب مي كنند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ، حضور بانوان در عرصه ي اجتماع بيشتر شد ، آن هم حضوري مؤثر در ابعاد مختلف زندگي ، نه مثل گذشته ، ظاهر فريب و پر تجمل و پر زرق و برق. گر چه درك اين پديده براي خارجي ها مشكل است كه ببينند كه زن هم حجاب دارد و هم سواد و فعاليت هاي سياسي و اجتماعي ، زيرا گمان مي كنند زن يا بايد فعاليت اجتماعي داشته باشد و از سنت و دين جدا شود يا بايد به سنت و دين پاي بند و بي سواد و دور از اجتماع بماند. ما بايد ذهنيت مردم دنيا را نسبت به موقعيت زن در ايران اصلاح كنيم. امروزه ما نوترين و جالب ترين حرف ها را براي گفتن داريم. اعظم حاجي عباسي (خواهر شهيد مهدي حاجي عباسي)

  • اصلاح نگرش مردم نسبت به جانبازان زن

    جهت ايجاد هرگونه اصلاح در نگرشهاي اجتماع در اين زمينه بايد موضوع را در مقوله كلي كم تواني مورد بررسي قرار داد و چنانچه تغييري مدنظر است بايد به طور ريشه اي در اين مقوله دنبال كرد. تنها كم توانايي فيزيكي دچار عارضه كم تواني نيستند كه آنها را به وضعيت و حالت استيگما (Stigma- داغ زده گي و يا وصله ناجور بودن) سوق مي دهد بلكه كم تواني تجربه اي است كه هر كسي در مقطعي و يا مقاطعي از زندگي خود ممكن است آن را داشته باشد. افراد كم توان معمولاً خود را به صورت يك وصله ناجور مي بيند و همين امر باعث مشكلات مهمي در سازگاري هاي رواني و اجتماعي آنان مي گردد بخصوص زماني كه اين افراد در سنين بالاتر با ديدهاي مردم بيشتر آشنا مي شوند. البته تأثير آسيب شناختي آن محدود به اين گونه افراد نمي گردد بلكه اين وضعيت آثار سوئي را بر روي خانواده هاي كم توان فيزيكي مي گذارد: اين خانواده ها فرزندان خود را به صورت افرادي خارج از نرم و يا حتي وصله ناجور مي بينند (به خاطر نگرش منفي مردم و جامعه) و همواره سعي در پنهان كردن آنان از ديد مردم و يا كمتر ظاهر شدن خود و اين افراد در انظار عمومي مي نمايند. اما از طرف جامعه ما نيز به خاطر پايين بودن شناخت در رابطه با كم تواني و داشتن نگرش منفي نسبت به اين پديده نبايد مورد سرزنش قرار گيرد. در اين صورت با اين مشكل چگوه بايد برخورد كرد؟ آنچه بايد در اين مقوله با دقت مورد بررسي قرار گيرد تعريفي است كه در جوامع نسبت به كم تواني (Disability) وجود دارد. بسياري از مردم در كشورها تعريف و شناخت درستي از كم تواني را دارا نيستند. آنان چنين افرادي را كم توان و يا ناتوان نسبت به خود مي سنجند. در حقيقت خود را توانا ديده و اين افراد را كاملاً مستثني از جامعه و كم توان ملاحظه مي كنند. در حالي كه واقعيت امر اين است كه كم تواني و ناتواني امري كاملاً نسبي است. هر كس در برهه اي از زمان و يا تمام طول زندگي خودش احساس كم تواني و ناتواني را دارا است. يك فرد تحصيل كرده در مقابل يك نابغه احساس كم تواني ذهني و ياهوشي را مي كند. تمام انسانها در مقابل پيامبران و مردان الهي احساس كم تواني مي كنند مقداري به كلمه معجزه توجه شود. معجزه يعني آنچه پيامبر و ولي خدا در مقابل مردم انجام مي دهد بطوريكه تمام آنان كه شاهد و ناظر آن هستند در حالت عجز و ناتواني قرار مي گيرند. پس همه ما در مقابل پيامبران و مردان خدا نوعي كم تواني را احساس مي كنيم هر كسي در مقابل يك فرد بالاتر و برتر از خود احساس كم تواني را داراست. ما در مقابل يك ورزشكار ماهر احساس كم تواني فيزيكي داريم. اصلاً رقابت هاي اجتماعي كه به عنوان يك شالوده پويائي جامعه مد نظر است بر اساس احساس كم تواني و يا ناتواني انسانها در عرصه رقابت شكل مي گيرد. اگر كسي نسبت به فرد بالاتر از خود احساس كم تواني نكند در خود انگيزه رقابت با او را احساس نخواهد كرد. اگر همه خود را به طور يكسان توانمند ببينند رقابتي وجود نخواهد داشت زيرا كه رقابت مستلزم تحرك است و حركت در رابطه با هدفي مطرح مي شود كه ما احساس مي كنيم به آن نرسيده ايم. گذاشتن مرز مطلق بين افراد كم توان و افراد توانمند در عرصه اجتماعي امري كاملاً غير منطقي و موهوم است و باعث ايجاد مشكلاتي براي زندگي اجتماعي افرادي مي شود كه در جامعه موصوف به كم تواني جسمي شده اند. امروزه روانشناسان سعي در ترعيعف كم تواني به صورت امري كاملاً نسبي دارند (پروفسوريول Yule1980) به گونه اي كه همه افراد جامعه به نحوي درگير نوعي كم تواني هستند. چنين تعريفي باعث مي گردد كه افراد كم توان خود را كاملاً مجزا از جامعه نبينند و مرزهاي موهوم در جهت ورود آنها به جامعه رنگ خود را كاملاً از دست بدهد. در پناه چنين تفكري روانشاناسان سعي در ديدن كم تواني به صورت يك رفتار را دارند كه مي توان آن را تغيير داد (پروفسور جانسون 1996) چنانچه كم تواني نوعي رفتار باشد يا با شناسائي عوامل درگير و تأثيرگذار بر آن مي توان آن را شدت بخشيد و يا كاهش داد لذا اميد افراد را جهت اصلاح و مداخله درماني در امر كم تواني افزايش مي دهد و كم توانان را افرادي كاملاً جدا و تنها از جامعه معرفي نمي كند. اين ديدگاه جديد در مقابل ديدگاه خطي است كه سازمان بهداشت جهاني ارائه مي دهد كه كم تواني را نوعي نتيجه مستقيم نقص (Impairment) در ارگانيسم مي داند در حالي كه ديدگاه پروفسور جانسون تأكيد بر وجود عوامل متعدد و تأثيرگذار (تشديد كننده و يا كاهش دهنده) بين نقص و كم تواني دارد اين عوامل در بسياري موارد در اختيار فرد كم توان و معلول مي باشد. در اين مدل سعي در تأليف عوامل پزشكي و روانشناختي مي شود. يك فرد كم توان فيزيكي تنها قرباني نقص فيزيكي خودش نيست بسياري از عوامل قابل تغيير وجود دارد كه خارج از شعاع نقص فيزيكي در مقوله كم تواني تأثير مي گذارند. چنانچه اين عوامل به خوبي شناسائي شوند مي توان به عنوان يك رفتار اصلاحات فراواني را انجام داد. در اينجا سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه چگونه مي توان آحاد جامعه را به چنين نگرشي در رابطه با كم تواني جسمي رساند و بار منفي نگرش آنان را كاهش داد. به گونه اي كه مردم نسبتاً عادي تر با اين افراد برخورد كنند: كمتر رفتار تحقير گونه داشته باشند، كمتر اين گونه افراد و يا خانواده هايشان را مسخره كرد و با نگاه تحقيرآميز بنگرند كمتر زنان جانباز با رفتارهاي آزاردهنده مواجه شوند در اين زمينه مي توان راهكارهاي زير را ارائه كرد:
    1- قبل از هر اقدامي بايد حركتي از طرف آموزش و پرورش در سطح جامعه صورت گيرد به گونه اي كه كودكان در سنين ابتدايي و راهنمايي چند درس از دروس مربوط به فارسي و تعليمات اجتماعي خود را در رابطه با تعريف كم تواني جسمي با ديدگاه نسبي مطرح شده فراگيرد و كودكان متوجه نسبيت امر كم تواني گردند در اين دروس بايد به كودكان تمريناتي عيني و ساده شامل نوعي تفحص و بررسي در حال يك كم توان جسمي و يك جانباز داده و از آنها خواسته شود كه توانايي هايي را در يك فرد كم توان شناسايي نمايند و از طرف ديگر به كم توانايي هاي خود در مقابل كودكان آگاهي حاصل كنند. نتيجتاً متوجه وجود كم تواني را شناسايي نمايند و از طرف ديگر به كم توانايي هاي خود در مقابل كودكان آگاهي حاصل كنند. نتيجتاً متوجه وجود كم تواني در همه افراد گردند.
    2- صدا و سيما و رسانه هاي گروهي بايد تبليغات مناسبي در جهت جا انداختن چنين تعريفي از كم تواني در جامعه داشته باشند تا هر چه بيشتر آحاد جامعه متوجه نسبي بودن امر كم تواني ذهني و جسمي گردند. از طريق برنامه هايي در صدا و سيما بايد موضوع رفتار بودن كم تواني به طور واضح در ذهن مردم جا بيفتد. اگر ما موفق شويم كه ديدگاه جديد (پروفسور جانسون) در يك رفتار ببينند و نه چيز ديگر گامي مهم در جهت اصلاح نگرش اجتماع برداشت ايم.
    3- رهبران مذهبي و روحانيون محترم نقش مهمي در اين رابطه دارند كه مي توانند نگرش مردم را نسبت به كم تواني تغيير داده و بهبود بخشند. تحقيقات در كشورهاي ديگر نشان مي دهد كه رهبران و بزرگان جامعه مي توانند نگرش مردم را نسبت به اين امر بهبود بخشند.
    Westbrooketal 1993)- 4- توسط برنامه هاي درماني بايد زنان جانباز را نسبت به تعريف كم تواني آشنا نمود تا آن در مقابل رفتارهاي آزاردهنده ناشي از جهالت بعضي از افراد جامعه بتوانند با جرأت فراوان واكنش نشان دهند. به نظر مي رسد كه داشتن جلسات درماني در سطح گروه در جهت افزايش رفتار جرأت آميز زنان جانباز در مقابل رفتارهاي آزاردهنده بسيار ضروري مي باشد. به طوري كه زنان جانباز با آموزش جرأت آموزي (Assertive Training) قادر به برخورد همراه با اعتماد به نفس در موقعيت هاي آزاردهنده باشند. چنين برخوردهايي از موضع اعتماد به نفس بالا به نوبه خود در اصلاح نگرش مردم نقش به سزايي دارد.
    5- تحقيقات نشان مي دهد كه يك فردي كه داراي كم تواني فيزيكي است در رابطه با تعامل با ديگران چهار مرحله را مي گذراند
    kleck and strenta, 1980)( 1- انتظار اينكه چگونه فرد عادي (غير معمول) رفتار خواهد داشت.
    2) اين امر ممكن است منتهي به تغيير در رفتار فردي شود كه كم توان است.
    3) اين تغيير رفتار از طرف فرد كم توان واكنش و رفتار فرد عادي را اصلاح خواهد كرد.
    4) هر نوع تغيير در رفتار فرد عادي به عنوان تأييد انتظارات فرد كم توان تلقي مي شود و فرد كم توان چنين ملاحظه مي نمايد كه انتظار وي به درست بوده است. در اين فرايند چنانچه فرد كم توان داراي اعتماد به نفس بالا و مهارتهاي لازم درجهت ابراز خواسته هاي خود و رفتاري جرأت آميز باشد چنين مراحلي نه تنها آسيب زا نيست بلكه باعث تغيير نگرش مردم و اطرافيان به طور مثبت نسبت به فرد كم توان خواهد شد اين مراحل تأكيد بر جرأت آموزي كه باعث تقويت اعتماد به نفس يك فرد جانباز مي شود را دارد.
    6- با دادن آموزش هاي لامز براي زنان جانباز كه داراي استعدادهاي بيشتري هستند و گماردن آنان در شغل هاي مهم جامعه و داشتن تبليغات لازم در اين زمينه مي توان گام مهمي در جهبت اصلاح نگرش مردم نسبت به اين قشر وفادار به كشور و انقلاب برداشت. در اين مورد انتصاب يك كم توان فيزيكي در انگلستان به عنوان وزير آموزش و پرورش از طرف حزل كارگر انگلستان نمونه بسيار جالبي است كه توانسته نگرش مردم را نسبت به كم تواني و معلوليت تغيير زيادي دهد.
    7- تحقيقات (Mc Conkey 1994) نشان مي دهد كه تعامل گرم و خوشايند بين افراد كم توان و مردم عادي مي تواند تغييرات مثبتي در نگرش مردم ايجاد كند. تحقيقات تأكيد دارد كه كيفيت تعامل ها بسيار مهم تر از كميت و تعداد تعامل هاست و چنانچه داراي شرايط و ويژگيهاي ذيل باشند بسيار موفق تر خواهند بود.
    1- اگر مردم در محل هاي عادي افراد كم توان را ديدار كنند به جاي آنكه در محل خاص و يا مراكز چنين ملاقات ها و تعاملهايي انجام پذيرد.
    2- مردم در فعاليتهاي عملي با افراد كم توان مشاركت داشته باشند و هر دو گروه كم توانان و مردم عادي به طور عملي در فعاليتها سهيم باشند به جاي آنكه مكالمه تنها بين آنها وجود داشته باشد در اين زمينه پيشنهاد تشكيل كلوپهايي مي شود كه زنان جانباز در كنار زنان غير جانباز از عامه مردم درگير انجام فعاليتهايي شوند.
    3- در مراحل اوليه تماس بايد تعامل هاي مردم با افراد معلول با درجه معلوليت پائين باشد و سپس اين تماسها را به جانبازان با درجه جانبازي بيشتر تسري داد.
    4- حضور يك ميانجي كه اشخاص كم توان را خوب بشناسد مي تواند در معرفي اشخاص جانباز نقش بسزايي داشته باشد. تحقيقات نشان مي دهد كه چنانچه مردم عادي بدون هيچ گونه پيش معرفي بايد شامل آشنايي دادن مردم به علائق و زمينه هاي فعاليتهاي آنان باشد.
    5- ترتيب دادن جلسات ملاقات با گروههاي كوچك بسيار مرجع نسبت به گروههاي بزرگتر است زيرا كه افراد در گروههاي كوچكتر احساس راحتي بيشتري دارند.
    6- ملاقاتها بايد با توجه به همتا بودن افراد از لحاظ خصوصيات سني- محلي- زباني- جغرافيايي و تحصيلاتي باشد.
    7- اطلاعات داده شده به مردم بايد تأكيد بر توانمندي هاي شخصي يكر فرد جانباز داشته باشد به جاي آنكه بر كم تواني هاي وي اشاره كند. براي مثال در معرفي يك جانباز بايد گفت خانم فرهمندي يك بافنده ماهر با درجه جانبازي 70% است. موارد ذيل باعث ايجاد نگرش منفي نسبت به جانبازان خواهد شد. الف- چنانچه افراد جانباز رفتارهاي غير معمول و خشم آلود يا ضد اجتماعي در طول جلسات ملاقات با مردم عادي نشان دهند. ب- ملاقاتها بطور غير منتظره و بدون هيچگونه آمادگي قبلي صورت گيرد. ج- ملاقاتها با گروههاي بزرگ جانبازان و با انواع مختلف كم تواني ها صورت گيرد. به نظر مي رسد با اين راهكارها بتوان زندگي را برعده كثيري از زنان جانباز و خانواده هايشان كه از وضعيت و حالت استيگما (وصله ناجور) به شدت رنج مي برند كمي شيرين تر نمود، شيريني كه ناشي از شكسته شدن مرزهاي موهوم مي باشد. زيرا كه ما انسانها با چنين مرزهاي موهوم بسياري اوقات تلخي هايي براي خود و ديگران ايجاد مي كنيم.

  • حضرت زينب (س) از ديدگاه زن امروز

    طراحي آيات در مورد زن با رحمت و مغفرت قرين است تا بدين وسيله زن را به هوش آورده و او را وا دارد تا با گوش خود را براي شنيدن كلمات حق آماده سازد . حيات زن مانند همه انسان ها بسته به حيات اسلام و قرآن است و مجموعه طراحي شده از آيات الهي در مورد زن فضاي سالم انساني را براي فعاليت او ايجاد كرده و الگويي متعالي را براي او ترسيم مي كند بگونه اي كه اگر تمامي مردم قرآن را فراموش كنند زن بايد قويترين موانع و مذكر آن باشد . اسلام ديني پويا و بالنده است و از ابتداي ظهور مستضغفين را مورد توجه خود قرار داده و در جهت ايجاد تحولي در وضعيت آنان اقدام نموده است . در طول تاريخ زن يكي از اقشار مستضعف جوامع بوده است كه در اثر ظلم هاي بي رويه به استصعاف تن داده است .
    دين انسان ساز اسلام با ايجاد دو تحول در بهبود وضعيت زن گام برداشت :
    1) اصلاح نگرش نسبت به زن ( در تمامي اقشار زن ـ مرد )
    2) جايگزيني تفكر اسلامي بجاي تفكر جاهلي و اين دو تحول را از طريق آيات الهي و روايات و سيره نبوي تحقق بخشيد .
    عاشورا را نمي توان در قلمرو قشر خاضي محدود كرد و تأثير و درس هاي آن براي همگان است از اين رو پيام هايي هم كه مطرح شده است عام است و به يك صورت براي زنان و مردان و پيران و جوانان مطرح مي شود . ولي از آنجا كه نيمي از افراد جامعه از بانوان و دختران تشكيل مي دهند و از آنجا كه در نهضت عاشورا سهمي عمده و قابل ملاحظه بر دوش بانوان كاروان حسيني استوار بود و عاشورا ماندگاري خود را تا حد زيادي مرهوم فداكاري ها و قهرماني هاي خانواده امام حسين (ع) به خصوص حضر ت زينب كبري (ع) است در بخشي جداگانه به پيام هاي عاشورا خطاب به زنان مسلمان پرداخته شده است تا هم رسالت اجتماعي سياسي اين قشر را نشان دهد و خنثي كننده تبليغات سوئي باشد كه ديدگاه اسلام را محروم كردن زنان از مشاركت در كار هاي اجتماعي و حضور در صحنه معرفي مي كند ، هم نقش ز نان را در پشتيباني از مبارزات مردان و جوانان نشان دهد . هم آميختن عفاف و پاكدامني را به تلاش و مجاهدت اجتماعي قابل اجرا بنماياند هم به مسئوليت شهيد پروري و تربيت نسلي بپردازد و نقش ذكر و ياد و روشنگري و پاسداري از خط فكري و عملي شهيدان را ياد آور شود . مجموعه محور هاي مهم ذيل نگرشي مستقل به حضور زنان در نهضت عاشورا مي طلبد : ـ مشاركت زنان در جهاد ـ آموزش و الهام صبر و مقاومت ـ پيام رساني پس از يك حماسه و انقلاب و جهاد ـ روحيه بخشي به رزمندگان و بازماندگان ـ مديريت خانواده هاي شهدا و بازماندگان نهضت در شرايط دشوار ـ حفظ ارزش ها و پاي بندي به اصول حتي در شرايط اسارت نكات فوق مي تواند موضوع بحث هاي مبسوط و گسترده در جريان شناسي عاشورا باشد تا نقش زنان ( حضرت زينب (س) ) را در آن حماسه نشان دهد . از نگاه ديگر شناخت آماري از وضعيت زنان در قيام عاشورا ايفاي آن نقش را روشن تر بيان مي كند . حضور سياسي زنان در جامعه تكليف اجتماعي يك مسلمان مخصوص مردان نيست . زنان نيز بنا به تعهد ديني و مسلماني خويش موظفند نسبت به جريان حق و باطل در جامعه و مساله ولايت و رهبري موضع داشته باشند از رهبري حق دفاع كنند و از حكومت باطل و فساد هاي مسئولان نالايق انتقاد كنند و از آنجا كه پاي حمايت از دين در ميان است در صحنه حضور داشته باشند . در تداوم خطي كه حضرت زهرا(س) در حمايت از امام معصوم (ع) و افشاگري عليه رويه هاي نا سالم حكام داشت حضرت زينب (س) نيز در نهضت كربلا دوشادوش حسين بن علي (ع) مشاركت داشت . براي ايفاي اين نقش در معيت امام خويش از مدينه تا مكه و از آنجا تا كربلا آمد و در صحنه هاي مختلف حضوري فعال و تأثير گذار داشت . عمده ترين محور هايي كه مي توان از حضور زن در نهضت عاشورا برداشت كرد كه زنان ما در هشت سال دفاع مقدس نيز حضور همين گونه را داشته اند اينهاست :
    1) صبر و پايداري و مقاومت در برابر سختي ها و مصيبت ها
    2) شهامت و دليري در افشاي حقايق و گفتن سخت حق
    3) پيام رساني و تبيين و روشنگري در طول مدت
    4) كار هاي پرستاري پشتيباني امدادگري
    5) روحيه بخشي و تشجيع نسبت به رزم آوران يا ترغيب مادران يا همسران شهدا نسبت به دفاع از امام و فداكاري در راه حق .
    6) مديريت در شرايط بحران كه عمدتا نقش حضرت زينب (س) بود .
    7) تغيير ماهيت اسارت و تبديل آن به آزاد سازي انسان ها و بيدادگري اذهان جامعه .
    8) عمق بخشيدن به بعد تراژديك حادثه كه حاصل حضور زنان و دختران در يك ماجرا است .
    9) مراعات حدود الهي و عفاف و متانت يك زن مسلمان و متعهد حتي در شرايط اسارت و زير سلطه سربازان دشمن . زنان پاكدامن و شجاع ايران اسلامي در تبعيت از اين اسوه ها هم در صحنه مبارزات و راهپيمايي ها و تظاهرات ضد طاغوت حضور فعال داشتند هم حضور سياسي و اجتماعي خود را همراه با حفظ متانت و حجاب داشتند درسي كه از عاشورا آموخته بودند و پيامي كه عاشورا به زنان جهان براي هميشه و همه جا دارد . زن مسلمان نمونه ايراني نه تنها از شهادت جوان خويش در راه عقيده و دين خدا روي بر نمي تابد بلكه مشوقي براي اين گونه مجاهدت و جانفشاني هاست و پسر را به جنگيدن و شهادت در راه امام حق ترغيب مي كند . تربيت نسلي شهادت طلب و جان نثار پيام عاشورا را به همه مادران است . حضرت زينب (س) هم دختر شهيد بود . هم خواهر شهيد هم مادر شهيد هم عمه شهيد . صبر و مقاومت او در برابر اين شهادت ها بود كه او را قهرمان صبر ساخت . در انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و جامعه امروزي مادران و خواهران شهدا همچنين همسران جوان شهيدان جبهه برترين الگو هاي صبر ايمان و افتخار به شهادت را از عاشوراي حسيني و اهل بيت (ع) آن حضرت گرفتند. امام امت درباره بانوان رشيد و دلاور ايران اسلامي فرموده است : زنان در عصر ما ثابت كردند كه در مجاهده همدوش مردان بلكه مقدم بر آنانند . شما خواهران عزيز و شجاع دوشادوش مردان پيروزي را براي اسلام بيمه كرديد . بانوان عزيز ما اسباب اين شدند كه مردان هم جرأت و شجاعت پيدا كنند . من هر وقت بانوان محترمي را مي بينم كه با عزم و اراده قاطع در راه هدف حاضر به همه طور زحمت بلكه شهادت هستند مطمئن مي شوم كه اين راه به پيروزي منتهي مي شود . مروري به اظهارات مادران شهدا كه درباره قربانيان خودشان به آستان اسلام و انقلاب داشته و دارند نشان دهنده تأثير پذيري آنان از حركت هاي الگويي زنان حاضر در نهضت كربلا است . ميراث داري نگهباني از خط و خون شهدا حتي با حجاب خويش تبيين اهداف و آرمان هاي شهيدان صبر بر شهادت و بلا در راه خدا همه و همه درس هايي است كه بانوان ما از كربلا حضرت زينب (س) آموخته اند . پيام عاشورا توسط حضرت زينب (س) به بانوان دعوت آنان به شناخت رسالت سياسي خويش است و پشتيباني از مبارزه شهيدان تلاش اجتماعي همراه با عفاف و پاكدامني ، شهيد پروري و تربيت نسلي شهادت طلب تبليغ و تبيين مدام و اهداف شهيدان صبر بر شهادت عزيزان . همچنان كه تا كنون چنين بوده است تا آخر نيز همين درس ها و پيام ها جاودانه خواهد ماند . بخشي از خطبه حضرت زينب (س) سپاس خداي را كه پروردگار جهانيان است و درود خداوند بر پيغمبر و خاندان او باد همه خدايا داد ما را بستان و از اين ستمگران انتقام ما را بكش و خشمت را فرود آور بر آن كه خون ما را بريخت ... اگر امروز به گمان خود غنيمت بدست آوردي و سود بردي بهمين زودي زيان كني وقتي كه نيابي مگر همان را كه دست تو از پيش فرستاد . و خداوند بر بندگان ستم نكند و شكوه به خدا بريم و اعتماد بر او كنيم . پس هر كيد داري بكن و هر چه كوشش خواهي بنماي و هر جهد كه داري بكار بر به خدا سوگند ذكر ما را از ياد ها محو نتواني كرد و وحي ما را كه خداوند فرستاد نتواني مي رانيد ... سپاس خدا را كه اول ما را به سعادت و مغفرت ختم كرد و آخر ما را به شهادت و رحمت فائز گردانيد .

  • زنان در حادثه كربلا

    زناني كه در كربلا حضور داشتند: زناني كه از خيام حسيني به طرف دشمن بيرون آمدند و جنگيدند پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مي توان گفت: يكي آن كه آنان چند نفر و چه كساني بودند، ديگر آن كه چه نقشي داشتند. زناني كه در كربلا حضور داشتند، برخي از اولاد علي(ع) بودند و برخي جز آنان، چه از بني هاشم يا ديگران. زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هاني، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سكينه، دختران سيد الشهدا (ع) بودند، رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، كنيز خاص امام حسين(ع) و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند پنج زن كه از خيام حسيني به طرف دشمن بيرون آمدند، عبارت بودند از: كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله كلبي، مادر عبد الله كلبي، مادر عمر بن جناده، زينب كبري(س). زني كه در عاشورا شهيد شد، مادر وهب بود، بانوي نميريه قاسطيه، زن عبد الله بن عمير كلبي كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوي شهادت كرد و همان جا با عمود غلام شمر(ل) كه بر سرش فرود آورد، كشته شد. در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند: يكي مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند، با عمود خيمه به طرف دشمن روي كرد و امام او را برگرداند. ديگري مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردي را به وسيله آن كشت، سپس شمشيري گرفت و با رجزخواني به ميدان رفت، كه امام حسين(ع) او را به خيمه ها برگرداند دختر عمر (همسر زهير بن قين) نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسيني پيوست. زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسيني شد و به امام پيوست .رباب، دختر امرء القيس كلبي، همسر امام حسين(ع) نيز در كربلا حضور داشت، مادر سكينه و عبد الله. زني از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت، كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولي هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمه هاي اهل بيت، شمشيري برداشت و رو به خيمه ها آمد و آل بكر بن وائل را به ياري طلبيد. زينب كبري و امّ كلثوم (س)، دختران امير المؤمنين(ع)، همچنين فاطمه دختر امام حسين (ع) نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و... سخنراني هاي افشاگرانه داشتند. مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال، كاروان اسراي اهل بيت را تشكيل مي دادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمه ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهي و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.

  • انجذاب پروانه در شمع (چگونگي الگوسازي از زنان تحصيل كرده ي ايثارگر و نحوه ي الگوپذيري جامعه از آنان)

    در سال هاي مياني قرن چهاردهم ، هنگامي كه پليدترين حلقه ي سلسله ي طواغيت حاكم بر سرزمين سلمان فارسي ، سرمست از باده ي وابستگي به شيطان بزرگ به حريم آن مجدد كبير اسلام و عطيه ي الهي اهانت نمود ، همگان ديدند خداوند تبارك و تعالي چگونه با تحرك دشمن ، دوست را بيدار و بسيج نمود و مرگ مصطفي را از الطاف خفيه ي خويش قرار داد و ديري نپاييد كه حياط خلوت صهيونيسم به مأمن محرومين ارض و زمينه ساز امانت و وراثت شيعيان (مستضعفين تاريخ اسلام) تبديل گرديد. تيري كه در ليله ي مباركه ي بيست و دوم بهمن سال 57 از چله ي كمان الهي به سوي قلب قوم مغضوب رها شد ، آن چنان سرعت و صفيري داشت كه يهود عنود را به تحرك و مقابله ي تمام عيار در يك سناريوي چند مرحله ايي از تحمل محاصره ي اقتصادي ، سازمان دهي جنگ تحميلي و توطئه ي انتشار كتاب آيات شيطاني تا استحاله ي فرهنگ واداشت ، فرزندان از بند رسته ي خميني بسان پاره هاي آهن ، گرداگرد او را گرفتند و به اذن الله از جنگ ، فرصتي بي بديل براي تربيت اختران فروزنده فراهم آمد و اينك اقيانوسي از سرمايه هاي انساني بالقوه تشكيل گرديده كه به اشاره ي خلف صالح آماده تموج و اميدوار ساختن خودي ها و نااميد كردن غير خودي هاست. شناسايي و معرفي الگوهاي واقعي ، پيش نياز زمينه سازي اين تموج است. شايد براي اكثر نخبگان متعهد دانشگاهي ، عدم كارآيي و اثر بخشي تقليد كوركورانه از نسخه هاي غربي و شرقي به اثبات رسيده شده باشد ؛ چون نمي شود كه زرناب داد و مس گرفت و كمتر از آن چه خود داشت ، از بيگانه تمنا كرد. كسي كه طالب راه و سلوك طريق خدا باشد ، اگر براي پيدا كردن استاد اين راه ، نيمي از عمر خود را در جست و جو و تفحص بگذارند تا پيدا كند ، ارزش دارد. كسي كه به استاد رسيد، نصف راه را طي كرده است. راستي پس از شهدا چه كسي بهتر از غمگساران آنان مي توانند استاد راه و انگيزه هاي حركت در مسيرشان باشند؟ اسوه و الگو مهم ترين عنصر جامعه ي آينده و مرحله ي بعدي تمدن بشري ، به خدمت گرفتن علم و دانايي در زمينه ي رشد فضايل و كمالات معنوي و بلوغ تعهد بني آدم است. كشورهايي كه در نهادينه سازي اخلاق الهي سريعتر و بهتر عمل كنند ، زودتر به اين مرحله ي تمدن قدم مي گذارند. ام القراي اسلام ، نه تنها براي امت اسلام و كشورهاي اسلامي بلكه براي تمام ملت ها و كشورهاي جهان مي تواند و بايد اسوه باشد ؛ زيرا پيامبر فرمودند : اگر دانش و علم به ستاره ي ثريا آويخته باشد ، هر آينه مرداني از ايران زمين به آن دست خواهند يازيد در اين عصر كه متناسب با افزايش سطح دانش ، بينش و توان منابع انساني از ميزان نفوذ و مانايي اجبار و اغفال و اطماع براي حفظ و افزايش سود صاحبان سرمايه كاسته مي شود ، بر انديشمندان ايراني فرض است مشام جان جامعه را از عصر فروزش شهدا و شيدايي پروانه هايشان آكنده نموده و استعداد حضور در محضر ثقلين اين سرچشمه هاي نور و معرفت را تقويت نمايند. به اين ترتيب موجبات استعلاي زنان و دختران باكياست و آخربين را در فرايند مستمر اندازه گيري و تطبيق با اسوه هاي فاطمه مدار ، تعبيه كنند. در تحليل و تفهيم پديده ي مباهات آميز و قابل طلوع و تداوم درخشش همسران شهدا بر حسب نظريه هاي مديريتي متداول ، مفهومي نزديك تر از الگوي برترين گزيني وجود ندارد ؛ اما بيان زيربناي اصلي علم و فرهنگ در غرب ، انديشمند مسلمان را از انفعال و انكسار در برابر صادرات فكري مغرب زمين ، مصون مي دارد. فرهنگ اومانيستي و فردگرايي حاكم بر غرب ، متغير اصلي و خمير مايه ي رويكرد انديشمندان غربي نسبت به علم و تحقيقات علمي است. نمود بارزي از اين فرهنگ را در اظهار نطر نيچه ميتوان ملاحظه نمود ؛ ... به طور مثال اگر براي پيدايي ابر انساني چون ناپلئون تمامي تمدن بشري نيز نابود شود ،چندان مهم نيست. ما هيچ قدرتي نداريم كه از زاده شدن خود جلوگيري كنيم ولي مي توانيم اين خطا را اصلاح كنيم و چون اين زاده شدن گاهي خطاست ، هنگامي كه كسي خود را مي كشد ، ستايش آميزترين كار ممكن را انجام مي دهد ؛او به اين وسيله شايسته ي زيستن نيز هست. هم از اين رو ، قبل از بيان الگوي برترين گزينه مبتني بر تفكر ترجمه ايي ، شايسته است در پرتو كلام قرآن و عترت (ع) پاسخ به نياز فطري بشريت به شناسايي و پيروي الگوها را ارائه دهيم ؛ الگو كه در زبان عربي مترادف با لفظ اسوه آمده ، عبارت است از چيزي يا كسي كه نمونه ، سمبل و مايه ي تسليت و عبرت باشد. قرآن مجيد در كريمه ي چهارم از سوره ي ممتحنه مي فرمايد : قد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه .. (براي شما مؤمنان بسيار پسنديده و نيكوست كه به ابراهيم و اصحابش اقتدا كنيد ... ) و در ششمين آيه از همين سوره اقتدا به حضرت ابراهيم (ع) و يارانش از جمله ويژگيهاي آخرت گرايان شمرده شده است ؛ لقد كان لكم فيهم اسوه حسنه لمن كان پرجو الله و اليوم الآخر .. (البته براي شما مؤمنان هر كه به خدا و ثواب عالم آخرت اميدوار است ، اقتدار به ابراهيم و يارانش نيكوست) در آيه ي 21 سوره ي احزاب نيز چنين مي فرمايد ؛ لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذكر الله كثيرا (ا لبته شما را در اقتداي به رسول خدا ، چه در صبر و مقاومت در مقابل دشمن و چه ديگر اوصاف و افعال نيكو ، خير و سعادت بسيار نزد خداست براي آن كس كه به ثواب خدا و روز قيامت اميدوار باشد و ياد خدا بسيار كند) اميرمؤمنان علي (ع) در وصف اسوه ي تمام جهانيان يعني حضرت رسول اكرم (ص) فرموده اند : از پيامبر پاك و پاكيزه ات (ص) پيروي كن! زيرا راه و روش او سرمشقي است براي آن كسي كه بخواهد تأسي بجويد و انتسابي است (عالي) براي كسي كه بخواهد منتسب گردد و محبوب ترين بندگان نزد خداوند كسي است كه از پيامبرش سرمشق بگيرد و قدم خود جاي قدم او بگذرد ... ; حافظ در باب ضرورت الگو داشتن مي سرايد : طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهي اي بي خبر! بكوش كه با خبر شوي تا راهرو نباشي ،كي راهبر شوي در مكتب حقايق پيش اديب عشق هان اي پسر! بكوش كه روزي پدر شوي انديشه ي الگوي برترين گزيني در غرب به دهه ي هفتاد قرن بيست ميلادي يعني زماني برميگردد كه ادبيات مديريت تأكيد بر استراتژي و تفكر استراتژيك را شروع نمود. نخستين بار در اواخر اين دهه شركت زيراكس مفهوم الگوي برترين گزيني را مطرح نمود تا به جاي مقايسه ي عملكرد شركت ها و سازمان ها نسبت به عملكرد سال قبل خودشان ، مقايسه در برابر عملكرد سرسخت ترين رقبا مطمح نظر گيرد. مركز آمريكايي كيفيت و بهره وري (1993) به لحاظ فلسفي مفهوم مزبور را اين چنين تعريف نموده است : الگوي برترين گزيني ، طرحي است مبتني بر متواضع بودن در حدي بپذيريم فرد ديگري در عرصه ي بهتر از ماست و ابتناء دارد بر عاقل بودن ، در حدي كه نحوي رسيدن و حتي پشت سر گذاشتن آن فرد را ياد بگيريم. به قرائت مركز ياد شده ، يك الگو و سرمشق در عرصه ي هركاري موفق ترين فرد يا سازمان است به عنوان معيار تعالي براي آن فرايند كسب و كار خاص. در مورد منشأ كلمه ي الگوي برترين گزيني سه نظر وجود دارد ؛ نظر اول مي گويد : اين كلمه از مطالعات جغرافيايي و تعيين نقطه براي قياس به مكان گرفته شده است. دومين نظر ، اقتباس از خط كش فرو ريخته روي پيشخوان مغازه هاي بزازي را مطرح مي نمايد. نظر آخر از خطوطي صحبت مي كند كه در زمان هاي قديم ماهي گيران براي قيمت گذاري و مبادله ي ماهي هاي صيد شده با چاقو روي نيمكت مي كشيدند. شركت زيراكس از طرح مفهوم فوق عمدتاًدو هدف زير را تعقيب مي نمود ؛ 1- بيدار و هوشيار كردن سازمان و نشان دادن ضرورت بهبود. 2- برانگيختن سازمان براي بهبود با مراجعه به عملكرد سازمان هاي موفق و نشان دادن امكان عملي و ميسر بودن بهبود. در سال هاي بعد انديشمندان متوجه شدند كه تأكيد بيش از حد بر اندازه هاي عملكردي ، اطلاعات ناچيزي درباره نحوه ي پيشرفت يا كم كردن شكاف با رقيب به دست مي دهد و اغلب به سه الگوي برترين گزيني يعني عدم باور ، انكار و يأس مي انجامد. فردي نتايج ارائه شده را باور نمي كند (عدم باور) شخصي مدعي مي شود كه شركت ها و سازمان ها قابل مقايسه نيست و از اين رو نتايج را رد مي كند (انكار) و شخص ديگر فلج مي شود و قادر به عمل نمي شود ، چون نمي داند كه چگونه بايد خودش را به رقبا برساند. (يأس) اگر يادگيري ، انگيزش و بهبود بايد نتايج يك مطالعه ي الگوي برترين گزيني باشد ، بايد خود فرايند طي شده براي كسب نتايج مورد مطالعه قرار گيرد ، نه اين كه صرفاً نتايج ، مد نظر قرار گيرد. چرا بايد از عملكرد ديگران به عنوان محك خودمان و گزينش برترين ها استفاده كنيم؟ قبل از پاسخ به اين سؤال خوب است خاطرنشان گردد كه الگوي برترين گزيني تحليل هاي كمي و كيفي درباره ي سطوح عملكرد برترين ها و نحوه ي دستيابي به آن ، هر دو را در بر ميگيرد و اثربخشي عملي اين الگوگيري ، مستلزم داشتن حس تملك نسبت به داده ها و اطلاعات است. اين حس بايد در فرايند و رشد تحليل و جمع آوري داده ها متبلور گردد. اهم دلايل براي گزينش برترين ها و مقايسه ي عملكرد خودمان با آن ها عبارتند از: 1- از طريق يادگيري از آن هايي كه بهتر هستند و يا ترجيحاً بهترين هستند ، پيشرفت و بهبود خودمان را تدارك نماييم. 2- نسبت به فرايندهاي كسب و كار شركت درك و نگرش نقادانه پيدا كنيم. 3- احساس فوريت درباره ي تغيير و بهبود پيدا كنيم و نياز به بهبود مستمر و پيشرفت غير منتظره را بفهميم. 4- بر اهميت آگاهي از نيازهاي در حال تغيير ارباب رجوع و مخاطبان تأكيد نماييم. 5- اهداف استراتژيك و عملياتي بلند پروازانه ولي قابل دسترس تعيين كنيم. 6- درك بهتري از عرصه ي كسب و كار شركت پيدا كنيم. 7- تفكر خلاق را ترغيب كنيم. براي تلاش علمي مجدانه و فراگير و عمل آميخته با استقامت و آخرت گرايي ، تبيين الگوي اخلاقي و عملي از حيات مالامال از چالش همسران شهدا ، به اذن و مدد الهي نردبان مستحكم و پل عريضي است كه ام القراي اسلام و بلكه محبين اهل بيت (ع) را مهياي صعود به آسمان ولايت و گذر از دره ي نيستي به جاودان شهر پيروان حضرت زينب (س) خواهد نمود ؛ چون اين خواهران بصير و سميع و با صبر و شجاعت ، از بحران ، بهران و نهران ساختن را به شايستگي هر چه تمام تر به تاريخ خوبان عالم هديه نموده اند. معرفي الگوها همان طور كه شهدا با شهادت ، آزادگي و فروزندگي خود را جاودانه نمودند ، به همسران خويش نيز تابندگي و فرزانگي بخشيدند و اگر دختران و زنان ما در جست و جوي راهي تسليم و حتي ميانبر به آستانه ي حضرت فاطمه ي زهرا (س) و حضرت زينب (س) باشند ؛ هر چه زودتر باورشان بشود كه طريق وحيد ماندگاري و مفيد واقع شدن ،همين طريق همسران تحصيل كرده و ايثارگر شهداست ، به تأمين سعادت دارين نزديك تر شده اند. از خيل اين اهل شرافت و كرامت فقط به معرفي سه نفر كتفات مي گردد؛ خانم صديقه حكمت ايشان در سال 1352 با شهيد سعيد عباس بابايي پيمان جاودانه ي همسري بست ، كه ثمره ي اين ازدواج ، يك دختر خانم به نام سلما و دو پسر به نام هاي حسين و محمد است. خانم حكمت بدون اغراق در بالا ماندن آن شاهباز آسمان دفاع مقدس ،نقش متين و ثقيلي داشت. ايشان كه خود پس از پيروزي انقلاب اسلامي در سنگر مدرسه مشغول تربيت نوباوگان جامعه اسلامي شده بود ؛ محيط خانه را مؤيد و مشوق فروزش بي دليل باباي عطوف ساخته بود. روز شهادت سرور راست قامت بوستان خميني ، گاه قد برافراشتن خانم حكمت و حمل رايت شهيد بابايي و آغاز رزمي خاموش و مستمر در جبهه ي فرهنگي است ؛ جبهه ايي كه مجروحان و كشته هايش غافلانه در تكاپوي افزايش سهم خويش از جهنم ، روز را به شب مي رسانند و مسئوليت مضاعفي را متوجه سكوي پرش عباس بابايي مي نمايند. از اين رو ضمن تحصيل در دانشگاه ، در خانه و مدرسه تحصيل عشق را به يادگاران شهيد و فرزندان معنوي اش مي آموزد. سال ها پيش هنگامي كه براي ملاقات و گفت و گو با ميهمانان خارجي از ايشان دعوت به عمل آوردم ، با همان طراوت فكري و رفتاري سال هاي دفاع مقدس گفتند :«هر كاري براي تبيين و تبليغ راه شهيد لازم باشد ، برايش وقت مي گذارم.» در اسفند سال گذشته نيز ساعت ها براي خواهران طلبه ي يكي از نقاط محروم كشور در منزل شان وقت گذاشتند. اين گونه خواهران با تأسي به قافله سالار كربلا حضرت زينب (س)لحظه ايي از امداد فرهنگي به مسئولان نظام باز نمي ايستند. خانم حكمت روح استقامت در راه هدف و ايثار در راه نيل به مقصود را به صورت علمي در تن تب دار جامعه مي دمد و مانند همسر قهرمانش همواره م البته به صورت خاموش ، الگوي زندگي هدف دار را در معرض فهم و داوري جامعه قرار ميدهد. خانم ژيلا بديهيان ايشان در سال 1360 با محبوب دل بسيجي ها ازدواج نمود ، كه ثمره ي آن دو پسر به نام هاي مهدي و مصطفي است. خانم بديهيان كه دانش آموخته ي رشته ي شيمي دانشگاه اصفهان است ، از ابتداي انقلاب تا زمستان سال 1360 با حضور در كردستان مشغول كار فرهنگي بود. اگر اندازه گيري وسعت روح شخصي مورد نظر باشد ؛ دقت در گفته ي او مي تواند دلالت هاي خوبي را به دست دهد. در مورد زندگي مشترك با شهيد همت مي گويد :«سختي هاي زندگي با اين مرد را در كنار شخصيت متعالي او و سختي هاي بعدي امروز را در كنار خاطره ي او تحمل مي كنم. تحمل اين سختي ها يك سوختن شيرين است. خانم بديهيان به عنوان يك زن تحصيلكرده ي ايثارگر كه به امر مقدس تعليم و تربيت مشغول است و در مدارس اصفهان به تدريس شيمي اشتغال دارد ، معناي جديدي به تدريس داده است. تعمق در جمله ي زير مخاطب را با عظمت روحي اين خواهر حاضر در جبهه هاي مختلف ، بهتر آشنا مي سازد ؛ تدريس من به خاطر نياز مادي نيست ، بلكه به خاطر تعهداتم نسبت به انقلاب و آرمان هاي حضرت امام خميني (ره) و شهداست.» بديهي است كه زنان و دختران جوان از خانم بديهيان مي توانند الگوي تمام عياري را براي ورود به صحنه ي دفاع از ارزش ها و نوشيدن شربت جاودانگي بسازند. خانم فاطمه اميراني ايشان در سال 1358 با نگين راست قامتان آذربايجان ازدواج كرد و ثمره آن يك دختر به نام آسيه و يك پسر به نام احسان است. خانم اميراني در دانشگاه اروميه ، مهندسي كشاورزي خوانده است. نكته ايي كه حايز اهميت فراواني است ، تمرين داوطلبانه ي تحمل دوري از شهيد است. او مي گويد : من هيچ وقت به حمي نمي گفتم نرو ، اما خيلي دلتنگي مي كردم. ; در مورد لزوم بهره برداري از فرصت ها و انتخاب مسير رشد از لسان شهيد چنين مي خوانيم ؛ «تو كنار من و همراه مني ،اما خودت هم بايد يك مسيري داشته باشي كه مال خودت باشد و در آن رشد كني. از فرصت دوري من استفاده كن ،قرآن را بيشتر بخوان. خانم اميراني كه به حق ، الگوي تمام عياري براي جامعه است ، از مننتظر گذاشتن ياران دريا دل خميني كبير ، واهمه ايي ستودني داشت. او در جواب شهيد حيمد باكري كه براي دلجويي از وي گفته بود ، حاضر است تا ظهر در منزل بماند ، گفت : پاشو! پاشو! مهدي(باكري) بيرون منتظر است. در مورد شدت همراهي با شهيد و تأمين آرامش خيال او چنين مي گويد : از بچه ها پرسيد و من نگفتم هر دوشان تب دارند و حالشان اصلاً خوب نيست. حديث استقامت در راه هدف از لسان اين خانم تحصيلكرده ي ايثارگر ، شنيدني است. وي مي گويد ; حال من با آنها فرق مي كرد. بايد مي رفتم ، مي رفتم جلو. و جامعه ي ما براي رسيدن به فلاح و رستگاري و تأمين سعادت دارين بايد جلوداري اين آيه هاي ايثار را با اشتياق بپذيرد. اصول كلي حاكم بر رفتار و گفتار زنان تحصيلكرده ي ايثارگر اصل همراهي اين زنان ، تأمين آرامش شيران جبهه هاي نور ضد ظلمت و بهره گيري از حضور هر چند ناچيز و نامرتب آنان را آن قدر مطلوب و با اهميت مي دانستند كه دوري از خانواده و بستگان را با ميل و اشتياق وافر ، تحمل مي كردند. اصل ساده زيستي؛ پرهيز از حد معمول و متوسط لوازم زندگي ، در زندگي هر سه خانم تحصيلكرده و ايثارگر ،حريت و سبكباري و سهولت صعود و اوج گيري در آسمان ايثار را برايشان به ارمغان آورده بود. خانم حكمت (بابايي) مي گفت : هر چه درجه ي شهيد بابايي بالاتر مي رفت ، زندگي ما ساده تر و لوازم آن مختصرتر ميشد. زماني كه ايشان معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش شده بودند با موافقت من ، خانه ي سه خوابه ي سازماني را ترك كرديم و در دو اتاق كه به دستور شهيد بابايي كنار موتورخانه ي شوفاژ آماده كرده بودند ، ساكن شديم. خانم بديهيان (همت) مي گفت : تمام لوازم زندگي ما عقب يك وانت را پر نمي كرد.» خانم اميراني(باكري) نيز مي گفت : ارزش لوازم زندگي مشترك ما همين قدر بود كه ارزياب بنياد شهيد معين كرد ؛ يعني تقريباً هيچ!! اصل احساس مسئوليت؛ انتخاب آگاهانه ، وافاداري مجدانه و تفكر مسئولانه آن چنان طراوتي به زنان تحصيلكرده ي ايثارگر بخشيده است كه بعد از گذشت دو دهه از شهادت همسران گران قدرشان ، تمام عيار و مخلصانه در صحنه ي دفاع از طريق نوراني شهدا ، نقش آفريني مي كنند. چگونگي الگوسازي از زنان تحصيلكرده ي ايثارگر آحاد جامعه براي رويارويي با چالش فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي دچار ضعف و تحير هستند. از اين رو ، با اندازه گيري آثار وجودي زنان تحصيلكرده ي ايثارگر مي توان الگويي از رفتار آن ها ترسيم ، تبيين و تبليغ نمود ، كه در راستاي توانمند سازي افراد جامعه ، معنادار باشد. اندازه گيري آثار وجودي؛ با استفاده از شاخص هاي علمي و عملي مي توان برآيند عملكرد اين زنان را در حيطه ي خانواده و به ويژه در صحنه ي اجتماع تخمين زد و به تبيين گستره و عمق آثار مترتب بر رفتار آن ها همت گماشت. نتايج اين اندازه گيري را كه از طريق پرسشنامه و مصاحبه فراهم مي آيد ؛ مي توان در قالب هاي نوشتاري ، شنيداري و ديداري به جامعه عرضه كرد. ترسيم الگو؛ بررسي دست نوشته هاي شهيدان بابايي ، همت و باكري و ساير شهدا و استخراج نكاتي كه آنها در مورد همسر خود بر سينه ي سپيد كاغذ نقش كرده اند ، در كنار مصاحبه هاي نيمه ساختار يافته با زنان تحصيلكرده ي ايثارگر ، امكان ترسيم الگوي تمام عيار از دوران زندگي مشترك اين زنان با ذخاير عالم بقا را فراچنگ فرهيختگان و انديشمندان صاحب دل خواهد آورد. نحوه ي الگو پذيري جامعه از زنان تحصيلكرده ي ايثارگر آحاد جامعه بر اثر آشنايي با الگوي رفتاري زنان تحصيلكرده ي ايثارگر ، به ظرفيت هايي كه خداوند براي مواجهه با بحران ها و شرايط نامساعد در وجود انسان ها به وديعت نهاده است ، واقف مي شوند. بر انديشمندان فرهيخته به طور اعم و مركز دانش پژوهان شاهد به طور اخص ، فرض است كه موجبات دانايي و بيداري افراد جامعه را فراهم سازند. اگر مردم حلاوت گذشت ، كمك و ايثار را در جاي جاي الگوي مزبور بچشند ، مي توان اميدوار بود كه استقبال و اقتباس از اين الگو را براي خود يك نوع امتياز و فرصت بدانند. به نظر مي رسد در يك طيف و پيوستار ، زنان تحصيلكرده ي ايثارگر در طرف راست قرار دارند و مصداق بارز بيت اول از سه بيت شعر ذيل از ابن يمين هستند و با جاذبه ي وجودي خويش آحاد جامعه را به مقابله با تهديدها ، عطف توجه به قوت ها براي كاستن از ضعف ها و بهره گيري از فرصت ها فرا مي خوانند. آن ها كه در ميانه و وسط طيف قرار دارند ،استعداد و آمادگي بيشتري را در درك و پذيرش الگوي زنان مد نظر دارند و مصداق خوبي براي بيت دوم هستند. ولي آن هايي كه در سمت چپ طيف قرار گرفته اند ، وضعيت نامناسبي ندارند و با تازيانه ي هنر بايد آن ها را بيدار نمود تا در يك حركت تحولي و صعودي به سمت راست طيف حركت كنند. اين گونه افراد مصداق مناسبي براي بيت سوم شعر مذكور هستند ؛ «ابن يمين مي گويد : آن كس كه بداند و بداند كه بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهاند وانكس كه نداند ، و بداند كه نداند هم خويشتن از ننگ جهالت برهاند وانكس كه بداند و نداند كه بداند بيدارش بنماييد كه بس خفته نماند مركز دانش پژوهان شاهد و دبيرخانه ي كميته ي علمي آيه هاي ايثار ، به الگو سازي از رفتار زنان تحصيلكرده ي ايثارگر ، به مثابه ي جاده سازي براي رسيدن به كربلا و رساندن مردم به فرهنگ عاشورا نگاه مي كنند و همان طور كه ياران حضرت اباعبدالله (ع) را آخر بيني ، بصيرت و جاودانگي بخشيد و مصداق اتم اين بيت مولوي نمود ، مي خواهند مردم با چشيدن حلاوت آخربيني ، سوختن را بنيان خوش نمايند. مولوي مي گويد : هر كه اول بين بود ، اعمي بود هر كه آخر بين ، چه با معنا بود نتيجه گيري انسان ها براي كسب و حفظ سلامت روحي و جسمي به الگو احتياج دارند ، اما اثر بخشي و كارآيي الگوهاي بيگانه ، آن قدر كم و ناچيز است كه سرعت چرخش به سوي هويت اصيل و مواريث برآمده از قرآن و عترت را يك الزام نموده است. از اين رو زنان تحصيلكرده ي ايثارگر ، جواني و شادابي خويش را پاي نهال شهادت ، جاودانگي بخشيده اند و در طول ربع قرن عمل به كريمه ي 112 از سوره ي هود را كه مي فرمايد : فاستقم كما امرت و من تاب معك وجهه ي همت خود ساخته اند. پيشنهادها؛ مجموعه ي ويژگي ها و خصايص جامعه ي ايران از جمله جواني ، جمعيت ، مشكلات فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي و همچنين تهديدهاي رو به تزايد بيگانگان ، كشور را در شرايطي قرار داده كه اغتنام فرصت ها و جست و جوي ميانبرهاي سليم در رفتار شهدا و همسران آن ها را نوشداروي جامعه بداند. از اين رو موارد زير براي افزايش بهره مندي جامعه از سيره ي همسران شهدا پيشنهاد مي شود؛ 1- يك نسخه از تمام مكتوبات باقي مانده از شهداي بارز در مورد همسرانشان جمع آوري و آماده ي ارائه به پژوهشگران گردد. 2- يك وب سايت با عنوان پروانه ي شمع طراحي شده و با برجسته ترين نكات زندگي همسران ، تغذيه گردد. 3- اعطاي جوايز معنوي به زنان تحصيلكرده ي ايثارگر كه بارزترين خدمات علمي و عملي را در طول هر سال به جامعه داشته اند. 4- برگزاري مسابقه ي خاطره نويسي در ميان همسران شهدا. 5- تهيه ي فيلم و سريال بر مبناي سيره ي همسران شهدا

  • زنان ايران و الگوي معتدل اسلامي

    موفقيت زنان ما در ساليان گذشته از يك سو حاصل تلاش و روشن بيني آنان و از سوي ديگر نتيجه اهتمام و روشنگري رهبران و مسئولين اجرايي كشور بوده است. برخي از اين دستاوردها عبارتند از: 1-خودباوري: مهمترين تاثير انقلاب اسلامي در جامعه زنان را بايد تحول شخصيت زن ايراني و تبديل زنان خود باخته و سرخوردهو سردرگم به زناني دانست كه نه تنها آرمانشهر خود را در داستان هاي تخيلي زن غربي جست و جو نمي كردند، بلكه خود داعيه رهبري زنان را در سر مي پروراندند. زن ايراني در اثر انقلاب افزون بر آنكه خد را در تحولات اجتماعي و تاريخي كشور خود سهيم و داراي نقش تعيين كننده مي دانست، نيم نگاهي نيز به زنان ديگرداشت تا طرحي نو براي نجات و هدايت آنان در افكند. او گر چه در اين عرصه به تدوين برنامه اي منسجم براي زنان ان سوي مرزها نينديشيد، اما تحولات به وجود آمده در داخل كشورش چراغي فرا روي زنان ديگر كشورها به ويژه كشورهاي اسلامي مي گرديد. امروزه زن مسلمان فرهيخته در هر كشوري به راه سومي مي انديشد
    كه نه بر آمده از جمود و تحجر است و نه محصول خودباختگي در برابر غرب و البته خود را در شناخت راه سوم مديون زن ايراني مي داند. 2) ارزشمندي: زن ايراني در عصر انقلاب اسلامي آنگاه به جايگاه ارزشي خود رسيد كه تجلي ارزش هاي انساني شده بود، در صفوف راهپيمايي ها و پيشاپيش مردان تجلي شهامت وحضور در طول انقلاب و دفاع مقدس تجلي مقاومت ;، پس از شهادت همسر و فرزند ;تجلي صبر در صحنه هاي اجتماعي تجلي عفاف در عرصه دفاع سازندگي تلاش و استقامت . به جرات مي توان گفت كه زنان ما به ويژه در دوران دفاع مقدس احياگر روحيه دلاوري شجاعت و قهرمان جبهه هاي كارزار و پرورش

    دهنده نسلي نو بودند كه شهادت در راه آرمان هاي مقدس را سعادت شمردند. 3) حضور اجتماعي: تغيير نظام سياسي و پاك تر شدن فضاي اجتماعي فرصتي به دست داد تا زن مسلمان با ارتقاي رفتار اجتماعي خويش چهره اي از خود از ارايه دهد كه نه به معناي انزوا بود و نه با تبرج و خودنمايي ملازمتي داشت. او به خوبي دريافته بود كه مشاركت اجتماعي ضرورتا نه به معناي حضور فيزيكي در كوچه و خيابان و احراز مشاغل اقتصادي، كه به معناي تاثير هر چه بيشتر در تحولات اجتماعي در مسير سعادت بشري است. كم شدن زمينه هاي اختلاط در برخي محيط هاي كار نيز در افزايش حضور و اقدام به فعاليت هاي اطمينان بخش آنان موثر بود.
    تشكيل NGO هاي زنان و تشكل هاي مردمي زنان در ايران ترسيم الگوي مشاركت اجتماعي زنان بدون اشتغال است. حضور زنان در عرصه دفاع مقدس بيانگر هويت اصلي زنان مسلمان ايراني است و كارنامه 8 سال دفاع مقدس روايت مستور فتح زناني است كه عقبه دفاع مقدس را تقويت مي كردند. جمعيت آيه هاي ايثار وتلاش كه متشكل از راويان فتح ايثارگران دوران دفاع مقدس است، جلوه كوچكي از اين حضور هستند. 4) رشد علمي: بالا رفتن ميزان باسوادي دختران تا بيش از 90 درصد، كم شدن فاصله بي سوادي ميان پسران و دختران، ارتقاي تحصيلات تا سطوح عالي، رشد اطلاعات علمي و ازدياد سريع پژوهشگران زن تنها يكي از شاخصه هاي رشد علمي زمان در دو دهه گذشته است. آنچه از اهميت بيشتري برخوردار است ظهور طبقه اي از زنان فهميده و روشنگر است كه تحولات داخلي و بين المللي را پيگيري مي كنند تا به معادله اي يابند كه جامعه اسلامي به ويژه زنان در برابر هجوم فتنه هاي آخرالزمان به ويژه خطراتي كه از ناحيه تهاجم فرهنگ بيگانه وپروژه جهاني سازي وارد مي شود، محافظت كند. آنچه اميدواري را افزون مي سازد آهنگ روبه رو شدن تعداد اين زنان است. 5) توجه بيشتر به شأن مادري و همسري: زنان ما دريافتند كه مادري و همسري دو فعاليت خطير پيچيده و مهم است كه بيشترين تاثير را در توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي جامعه ايفا مي كند. تجربه انقلاب و دفاع مقدس حقيقت اين كلام امام را كه از به آنان چشانيد و تجربه اي براي دوره سازندگي در اختيارشان گذاشت. آنان به خوبي به نقش تربيتي خود در خانواده آگاه شدند و امروزه به دنبال ارتقاي آگاهي هاي خود براي توانمندتر شدن در اين امر خطير هستند. 6) توجه به مسايل زنان: اگر
    در گذشته اين سرزمين مسايل اصلي جامعه زنان در پس غبارهاي جهالت و تحجر ناديده گرفته يا در پشت زرورق ها و لعاب هايي از تجددزدگي پنهان مي ماند و يا وارونه تفسير مي شد ظهور نسل جديد زنان و هدايت رهبراني كه هم خود را به حل مشكلات زنان موظف مي ديدند و هم قدرت تشخيص مسايل واقعي آنان را داشتند ووجود مسئولاني كه دغدغه حل مشكلات واقعي جامعه را داشتند، فرصتي دست داد تا دريچه اي نو بر حل مسايل زنان گشوده شود. امروزه گرچه اعتراف مي كنيم كه در پيگيري اين مهم افتان و خيزان بوده ايم، اما بر اين باوريم كه شكستن سدهايي كه دفاع از زنان را به منزله بيگانگي با معارف اسلام مي دانست و يا مسايل آنها را بهشبهاتي نيازمند پاسخ گويي تنزيل مي داد، شكسته شده است و امروزه بسياري از نهادهاي فرهنگي و ديني خود را موظف به تحليل و پيگيري مسايل زنان مي دانند. اين مهم مسئوليت نهادهاي حكومتي و غير دولتي را دوچندان مي كند. امروزه زنان فرهيخته ما به حق اين انتظار را دارند كه به دور از شعارزدگي و عوام فريب يمشكلات زنان تحليل و اولويت گذاري شده و با همت اقشار مختلف جامعه مرتفع گردد.


  • نيازهاي اساسي زندگي زنان در عصر حاضر و ارتباط آن با سيره پاك زهراي اطهر

    يا ايها الذين آمنوا عليكم انفسكم لا يضّركم من ضل اذا اهتديتم. اين آيه انسان را به خودشناسي دعوت ميكند چرا كه زيربناي خودسازي، خودشناسي است. اگر انسان خود را شناخت به تحقيق خدايش را نيز شناخته كه من عرف نفسه فقد عرف ربه و در پرتو آن به عرصه حيات واقعي كه پيامبر ترسيم نموده پاي ميگذارد كه يا ايها الذين امنوا استجيبوا الله و للرسول ادعاكم لما يحييكم و چون اين حيات واقعي را بتمامه در خود پرورش داد كمال او به سوي كمال مطلق نيز تحقيق خواهد يافت چرا كه آخرين سير تكامل يعني سير بالحق في الحق صورت گرفته است. زهرا اين انسان كامل و وارستهاي كه با قناعت، حجاب، حياء، عدالت و دفاع از ولايت كه ريشه دار خود باورياش دارند به حمايت از اسلام برمي خيزد. حمايت از رسالت و مقابله با دشمن زهرا در اين انديشه است كه امروز كليد نجات بشريت در دست رسول خداست و ياران رسول خدا ندك. بايد به ياري ناخداي كشتي اسلام در درياي موّاج بي عدالتي و جهالت برخيزد. گاه در شعب، بيتوته كرد و عوض بازي كودكانه، همدم ناله محرومان شد و گاه پس از خلاصي از شعب در كوچه پس كوچه هاي بيكسي همراه پدر به راه افتاد و در مقابل استهزاء مشركان او را حمايت كرد يا با دستان كوچك خود احشاء شتر را از روي مبارك پدر زدود و به هر صورت ممكن در مقابل خودخواهان بيخبر ايستاد. بايد به فكر آزادي انسان از اسارت مال و شهوت و ارتقاء به سوي هدفي برتر بود. انديشه پاك زهرا در گوش زمان به وديعه نهاده شد و امروز ما بايد به نيابت اين انديشه ناب برخيزيم، قامت راست داريم و به پاسداشت اسلام همت گماريم. قلم را اسلحه كنيم و به پاتكهاي فرهنگي دشمن پاسخ دهيم. از رهبر الهام گيريم و الهاماتش را نقشبند سينه نماييم و مطالعه سودمند را غذاي لذيذ. سوار بر مركب راهوار خرد شويم و تقوا را توشه سازيم و در اقيانوس معرفت شناور شويم تا به ساحل نجات رسيم. گرايش عميق حضرت زهرا به عبادت فاطمه هدف از خلقتش را يافته، سيماي زيباي معبود را در وجود خويش ديده، ميداند او هيچ است و خدايش همه چيز؛ يا ايها الذين انتم الفقراء الي الله و الله هو الغني الحميد ؛ پس ساعتها به ملاقات پروردگارش در ميعادگاه عشق به نماز ميايستد، تورم پاهايش را به فراموشي ميسپارد و با پرواز دادن روح به سوي نور دردش را التيام مي بخشد و سكينه مييابد. يكپارچه خداخواه شده و شعاع آن ديگر خواهي را در بر گرفته، چون از او مي پرسند چرا براي خود دعا نميكني ميفرمايد الجار ثم الدار او با عبادت توانسته درهاي رحمت حق را بر خويش بگشايد و بر منازل منيع صلابت و سعادت فرود آيد و بر فرودگاه قرب الي الله آرام گيرد و بر عرشيان نورافشاني كند. چرا او مقرب درگاه الهي شد؟ چون نماز تقيد به نظم، شكستن بتهاي فخر و غرور و عامل كاهش دهنده اضطراب است. آنچنان در اعماق وجود انسان نفوذ ميكند كه نه تنها روح او را كه زندگيش را از جلوههاي معنويش متأثر ميسازد و اين نماز زهراست كه زهرا را زهرا ساخته است. ساخت زيربناي محكم براي اسلام 1. حجاب حضرت زهرا اسلام طفلي است نوپا، هنوز سرد و گرم روزگار را نچشيده و براي رشد و تعالي به صبر علي و تدبير زهرا نيازمند است. زهرا براي حمايت از اسلام در مكه يك شيوه را اجرا كرد و امروز در مدينه تز انسان سازي را به منصه ظهور ميگذارد؛ زيرا ميداند جامعه انسانساز است و محور و هسته اصلي جامعه خانواده است. او با رفتار زيباي خويش الگويي براي الگوجويان حقيقي ميشود. چون علي از سفر برميگردد خود را معطر نموده لباس زيبا پوشيده و با آرايش و زينت به استقبالش ميرود. همين زهرا در مقابل نابينا خود را ميپوشاند، براي خواندن خطبه فدك با حجب و حيا به مسجد ميرود به طوري كه چادر عفت بر پايش ميپيچد. پس از مرگ برخلاف رسم عرب به خواست خودش در تابوتي كه كاملاً محيط بر بردن بود قرار گرفت و حتي پس از مرگش گوهر وجودي خويش را در پس پرده عفاف محجوب ساخت. آناني كه اين الگو را از دست دادند در پشت ويترين فروشگاهها قرار گرفتند، آنچه را كه ارزش پنداشتند ضد ارزش شد و آنچه كه آرزو دانستند غيرمراد گرديد. در قلعه شوم بيهويتي زنداني شدند و مورد اهانت و سوء استفاده قرار گرفتند. اما زهرا با همه اين پستيها جنگيد؛ به زن آموخت كه حجاب مصونيت است نه ممنوعيت؛ بر بالندگي شخصيت زن افزود و با عزت خود، عزت به جامعه بخشيد. 2. قناعت و عدم تجملگرايي حضرت زهرا او اعتبار بخش قناعت است و به خاطر زيورآلات واهي خانوادهاش را به كام تلخ جداي رهنمون نميشود. آنچنان به امور مسلمين اهتمام دارد كه با فراست از رفتار پدر در مييابد بايد از پرده جديدي كه بر در اتاق آويخته و دستبند نقرهاي كه بر دست بسته صرفنظر كند و براي مسلمين هزينه نمايد. او با اين كار ويش شالودههاي اقتصادي حكومت اسلامي را مستحكم نمود و منشأ آثار ارزشمندي شد. اولاً: با بكارگيري اين روش، مسلمين از مواهبي كمابيش برابر برخوردار ميشوند. ثانياً: اگر قناعت باب شد، خودكفايي و استقلال از قدرتمندان زورمدار تحقق مي يابد و اگر وابستگي از بين رفت، وابستگي فرهنگي كه يكي از جنبه هاي ان است نيز از بين خواهد رفت اما اگر عكس اين مطلب محقق شد آن روز روزي است كه بايد براي اسلام فاتحه خواند و بر حقوق و ارزش زن بدرود گفت؛ زيرا آنچه كه بر جامعه مستولي است؛ بي عدالتي، حيوانيت، اهانت به زن و ... است. اينها اثرات بيروني تجمل گرايي بود اما اثرات دروني آن: اگر روح تجمل در انسان دميده شود، تجمل خواهي ميدان را براي طمع باز ميگذارد و حسادت است كه يكه تاز ميدان خواهد شد. بايد آنچه وارد مد شده است تهيه شود و گرنه آب به خوشي از گلو پايين نميرود و اگر كسي آن را داشته باشد هيمنه اتش حسد بر دل خيمه ميزند. اغلب، افراد متجمل فاقد دوست واقعي هستند و چه بسا از اين مسأله رنج ميبرند. موارد ياد شده اثرات مستقيم و غيرمستقيم تجملگرايي است كه ريشه در نوع باور دارد و تا حدود زيادي خود زن در ايجاد آن آسيبها نقش دارد. 3. همگامي حضرت زهرا با ولايت آنچه كه ادمي را به تكاپو وا ميدارد آرمان است و آنچه كه او را مدد ميرساند عقيده جامعه هاي ارمان خواه است كه به خاطر هدف والايشان حتي عزيزان خويش را نيز به قربانگاه بفرستند. در اين مهم چه زن و چه مرد نقش اساسي ايفا ميكنند. زهرا از اين زنان بزرگ است. اگر چه در معركه نيست اما در پشت معركه بر زخمهاي علي مرهم ميگذارد و شمشير او را با كوثر زلال معرفت شستشو ميدهد. همگامي او با همسرش فصلي دراز دارد كه ميتوان از هر گل آن بويي و از هر درختش ميوهاي چيد. شكوه منزلت او را در اين باور عميق ميتوان يافت كه يك لحظه ولايت را بدون عنايت و پشتيبان نميگذارد. او ميداند كه ولايت منجي انسانيت از سرداب مذلّت است، پس براي احقاق حق ;ولي در مسجد خطبه ميخواند، شبها به در خانه اهل مدينه ميرود، از معاذ بن جبل استمداد ميخواهد تا فدك را از غاصبان پس گيرد ولي كسي به او ياري نميرساند اما زمزمه اين كلام زيبا در گوشش باقي است كه: قل انما اعظم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي براي همين از گذرگاه جان گذر ميكند و جان دادن براي رهبرش را سهل ميداند. در فشار بين در و ديوار جانباز ميشود و مظلومانه سيلي ميخورد. در هنگامه بيعت گرفتن غاصبان حكومت از علي، به اطاعت از همسر و مولايش مبني بر عدم نفرين و بازگشت به خانه گردن مي نهد و ميفرمايد: اذاً ارجع و اصبر و اسمع له و اطيع اما گويي مردم روزگار علي و زهرا را نمي بينند و نمي فهمند، پس او روي به مبارزه منفي ميآورد (گريه) بيت الاحزان در بقيع را برميگزيند و با سلاح گريه مظلوميت خويش را اثبات ميكند و هنگامي كه در بستر بيماري بستري است به جفاكنندگان در حقش اذن ملاقات نميدهد و با شفاعت علي آنها را ميپذيرد. در غسل، تدفين و نمازش به پايمال كنندگان حقش اجازه شركت نميدهد. اين چنين عكس العمل شديد او در برابر غاصبان پاخسگويي به اين سوال مقدر در ذهن بشر است كه مگر ولي كيست و ولايت چيست كه زهرا آنرا با تمام قدرت حفظ ميكند. ولي يعني پدر جامعه. پدر است كه بايد خوراك، پوشاك، مسكن و لوازم تعليم فرزند را تأمين ميكند و اين فرزند است كه بايد گوش به فرمان چنين پدر صالحي باشد و در اين راه از خواب و خوراك خود بكاهد. اين چنين زهرا ميداند كه علي ولي و پدر جامعه اسلامي،است و نياز جامعه اسلامي سعادت و دينباوري و علي ميخواهد كه نيازهاي مادي و روحي آنان را تأمين نمايد. حتي به خاطر مصلحت انان سكوت تلخ را برميگزيند و زهرا تنها حامي شاخص اوست از ميان حاميان انگشت شمار. او مطيع رهبر است اگر بگويد برگرد برميگردد و اگر بگويد صبر كن، صبر ميكند. تا زماني كه توان دارد حضور فيزيكي مييابد و چون بستري ميشود با قواي روحي خود دست به كار ميشود و حتي مرگ او افشاگري ميكند.


  • زنان، جنگ و سيره نبي اعظم صلي الله عليه وآله

    امروز مسئله آثار مخرب خشونت و بخصوص جنگهاي مسلحانه بر زنان و كودكان يكي از مباحث مهم حقوق بشري است. در بسياري از اسناد بين المللي زنان به تأثيرات مضاعف خشونتها و جنگها بر زنان و كودكان سخن رفته است. اين بدان معناست كه گرچه همه انسانها از جنگها و مناقشات مسلحانه متضرر ميشوند ليكن زنان به دلايل مختلف دچار صدمات بيشتري مي شوند بدين معني كه علاوه بر لطماتي كه به خود آنان وارد مي آيد، حاميانشان را از دست داده و مسئوليت فرزندان نيز بر عهده آنان قرار مي گيرد لذا پس از جنگ و كشته شدن مردان ، زنان، يكه و تنها عهده دار مسئوليت هاي فراوان تري ميشوند و بدليل حساسيت هاي روحي دچار آزارهاي عاطفي بيشتري شده و آثار مخرب زيست محيطي جنگها سلامت آنان و كودكانشان را به خطر مياندازد و اين در حالي است كه مسئوليت سلامت رواني و جسماني فرزندان هم به طور جدي متوجه آنهاست. فقر و كاستي هاي پس از جنگ نيز زنان بازمانده را با دهها مشكل مواجه ميسازد. گفتني است كه امروزه عناوين جديدي در ارتباط با زنان و جنگها پيدا شده است كه تاريخ بشريت سابقه اي از آنها را بخاطر ندارد. امروز تجاوز به عنف سازمان يافته به زنان يك استراتژي نظامي محسوب مي شود.
    امروز مسئله آثار مخرب خشونت و بخصوص جنگهاي مسلحانه بر زنان و كودكان يكي از مباحث مهم حقوق بشري است. در بسياري از اسناد بينالمللي زنان به تأثيرات مضاعف خشونتها و جنگها بر زنان و كودكان سخن رفته است. اين بدان معناست كه گرچه همه انسانها از جنگها و مناقشات مسلحانه متضرر ميشوند ليكن زنان به دلايل مختلف دچار صدمات بيشتري مي شوند بدين معني كه علاوه بر لطماتي كه به خود آنان وارد ميآيد، حاميانشان را از دست داده و مسئوليت فرزندان نيز بر عهده آنان قرار مي گيرد لذا پس از جنگ و كشته شدن مردان ، زنان، يكه و تنها عهدهدار مسئوليتهاي فراوانتري ميشوند و بدليل حساسيت هاي روحي دچار آزارهاي عاطفي بيشتري شده و آثار مخرب زيست محيطي جنگها سلامت آنان و كودكانشان را به خطر مياندازد و اين در حالي است كه مسئوليت سلامت رواني و جسماني فرزندان هم به طور جدي متوجه آنهاست. فقر و كاستيهاي پس از جنگ نيز زنان بازمانده را با دهها مشكل مواجه ميسازد. گفتني است كه امروزه عناوين جديدي در ارتباط با زنان و جنگها پيدا شده است كه تاريخ بشريت سابقهاي از آنها را بخاطر ندارد. امروز تجاوز به عنف سازمان يافته به زنان يك استراتژي نظامي محسوب مي شود. امروزه در جنگها با چنين روشهاي كثيف و غيرانساني زنان به عنوان موضوعات اصلياي كه ميتوان به كمك آنها تطهير و تغيير نژادي ايجاد كرد، لحاظ ميشوند.دنياي متمدن در حالي صحنه هاي فجيع و تجارب غير قابل باور در جنگها را از سر ميگذارند كه نميداند در تاريخ اسلام و در سيره نبوي زنان در جنگها همواره گروه حفاظت شده اي به حساب مي آمدند. در اين مجال برآنيم تا نگاهي اجمالي به رابطه زنان در صدر اسلام و جنگ در سيره نبوي بياندازيم: حفاظت مادي و معنوي از زنان در جنگها اولاً حضور زنان در جنگها به عنوان سرباز و رزمنده از نظر رسول خدا(ص) و دين اسلام ممنوع بوده است. ثانياً پيام صريح رسول خدا(ص) كه در غزوات و جنگها دائماً براي سربازان اسلام خوانده ميشد اين بود كه به زنان و كودكان آسيبي نرسانيد. امام صادق عليهالسلام فرمود: پيامبر خدا (ص)هر گاه گروهي را براي جنگ ميفرستاد فرمانده لشكر را فرا ميخواند، او را در كنار و اصحاب را در مقابل خود مينشاند، سپس ميفرمودند: به سوي مبارزه برويد به نام خدا و در راه خدا و بنا بر آيين و كيش رسول خدا صلي الله عليه وآله، خيانت و پيمان شكني نكنيد، افراط نكنيد، كشته ها را قطعه قطعه نكنيد، درختي را قطع نكنيد مگر آنكه مجبور شويد و پيرمرد از كار افتاده و كودكان و زنان را نكشيد. در جاي ديگر آمده است كه در غزوه قرده آنگاه كه چندتن از مسلمانان براي كشتن ابورافع به خانه او وارد شدند همسر او جلو آمد كه مانع آنها بشود. يكي از مسلمانان تصميم گرفت كه او را بكشد ولي به ياد آورد كه پيامبر(ص) آنها را از قتل زنان و كودكان نهي نموده است. براساس همين تعاليم زماني كه حضرت اميرعليهالسلام شنيدند كه سربازان اسلام هنگام حمله به شهري، خلخال از پاي زني غيرمسلمان كشيده و او را هراسانده اند، فرمود: اگر مرد مسلماني چنان كلامي را بشنود و از غيرت و تأسف بميرد جا دارد. همانطور كه قبلاً گذشت حضرت رسول پس از جنگها مي كوشيدند كه اسباب استخلاص و آزادي زناني را كه از خاندانهاي بزرگ و كريم بودند فراهم كنند. در موارد متعددي حرمت خود را براي مسلمانان گرو ميگذاشتند تا از حق خود در مورد اسراء بگذرند و زنان و اموالشان را آزاد سازند. در اينجا يادآوري جريان ذيل را مغتنم ميدانيم. در زمان خلافت خليفه دوم كه اسيران ايراني به مدينه وارد شدند عمربن خطاب خواست كه زنان را بفروشد . امير مؤمنان از قول رسول خدا(ص) فرمود كه كريمان هر قومي را بزرگ بداريد... به همين دليل گروهي از قريش تصميم گرفتند كه به جاي خريد و فروش زنان، با آنها ازدواج كنند. امير مومنان فرمود: ازدواج با آنها اشكال ندارد ولي آنها مختارند هر كه را خواستند به همسري انتخاب كنند. در ميان اسراء شهربانو دختر يزگرد سوم شاه ايران نيز ديده ميشد. از او پرسيده شد آيا ميخواهي ازدواج كني؟ چه كسي را انتخاب ميكني؟ و او سكوت كرد.اميرمؤمنان با مشاهده سكوت وي فرمود: اصل ازدواج را اراده كرده ولي بايد دانست كه چه كسي را انتخاب كرده است. خليفه از حضرت علي(ع) سوال كرد: اين را از كجا دانستي؟ حضرت باز از قول رسول خدا(ص) فرمودند: اگر دختر بزرگواري را كه ولي ندارد نزدتان آوردند و از او خواستگاري شد بايد از او پرسيده شود آيا به ازدواج رضايت ميدهي؟ اگر حيا كرد و ساكت شد، سكوت او رضايت است... اما اگر بگويد نه، نبايد بر آنچه اختيار كرده مجبورش كنيم. حضور زنان در پشتيباني جنگها بدليل حضور موثر زنان در پشت جبهه و نقشآفريني بيبديل آنان در امر پرستاري و مراقبت از مجروحان ،پيامبر(ص) برخي زنان را با خود به غزوه ها ميبرد. حضرت در غزوه ها در ميان زنان خود قرعه ميانداخت كه كدام را با خود براي كمك به پشت جبهه ببرد. ام سلمه كه زن آگاه و عاقل رسول خدا(ص) بود از زناني بود كه بارها با رسول خدا(ص) به غزوه ها ميرفت. فاطمه زهرا سلامالله عليها نيز به كرات در غزوات رسول خدا حاضر بود و كارهاي مربوط به مجروحين مخصوصاً پدر و همسرش را انجام ميداد. از جمله اين زنان زني بود به نام ربيع دختر معوذ كه ميگويد ما با رسول خدا(ص) به جنگها ميرفتيم سربازان را آب داده و خدمت ميكرديم و شهدا و مجروحين را به مدينه باز ميگردانديم . رفيده نيز زني بود كه رسول خدا(ص) سعد را پس از زخمي شدن، در خيمه او نهاد چرا كه او پرستار بود و مجروحين را مداوا مينمود. البته در تاريخ جنگهاي رسول خدا(ص) از شيرزناني نظير نسيبه هم سخن به ميان آمده كه در ميدان حاضر ميشد. در جنگ احد وقتي اين بانوي بزرگ و شجاع ديد كه جان رسول خدا(ص) در خطر است در حالي كه همسرش نيز پيش روي او به شهادت رسيده بود آنچنان شجاعانه از رسول خدا(ص) دفاع كرد كه طبق نقل برخي متون تاريخي دوازده زخم برداشت. رسول خدا(ص) از شجاعت او مسرور و متبسم شد براي او دعا كرد و در عين حال از فرزند او خواست كه وي را به پشت جبهه منتقل سازد. تسلي خاطر زنان و خانوادههاي بازمانده از جنگ و رسيدگي به آنها يكي از موضوعات مورد توجه رسول خدا(ص) در جنگها رسيدگي به امور بازماندگان جنگ بود. براي مثال زماني كه خبر شهادت جعفر طيّار به رسول خدا(ص) رسيد حضرت به خانه او رفت و فرزندانش را فراخواند. بدون آنكه از شهادت جعفر چيزي به زبان آورد فرزندان او را مورد لطف و تفقد خود قرار داد. اسماء بنت عميس همسر جعفر متوجه مسئله شد و به رسول خدا(ص) عرض كرد كه رفتار شما حاكي از شهادت جعفر و يتيمي فرزندان من است. رسول خدا(ص) از ذكاوت اسماء متعجب شد و براي تسلي خاطر او از عظمت مقام جعفر در آخرت و رشادتهاي او در ميدان نبرد و خصايص خوب ديگر او براي اسماء سخن گفت و همسر او را ستود. اسماء نيز از رسول خدا(ص) خواست كه حضرت اين سخنان را در جمع مسلمانان بگويد تا مردم ياد و خاطرهي جعفر (شهيد) را فراموش نكنند. رسول خدا(ص) ديگر مرتبه از خردمندي اسماء متحير شد. توجه در رسيدگي به همسران شهدا و دعا براي شوهران آنان شيوه رسول خدا(ص) و سيرهي او بود كه و براي مردم آن روزگار بسيار تسلي بخش مينمود. اين رفتار، از يك سو باعث آگاهي دستگاه حكومت از وضعيت زنان آسيبديده مي شد و از سوي ديگر شرايط رواني مناسبي را براي تحمل رنج، مديريت عواطف و شروع يك زندگي نو براي زن و فرزندان داغ ديده فراهم ميكند. پيامبر اكرم (ص) نه تنها به همسران شهداي مسلمان توجه داشت بلكه به همسران و بازماندگان دشمن هم عنايت و توجه مي نمود شاهد اين قضيه واقعه اي است كه به آن اشاره مي كنم. رسول خدا(ص) خالد بن وليد را براي گرفتن زكات به سوي قبيله بني مصطلق و بني محزوم فرستاد. متأسفانه در حالي كه طبق دستور قرآن، رسول خدا(ص) هرگاه از مردم زكات ميگرفت بر آنان درود مي فرستاد كه درود او مايه آرامش دلهاي مومنين بود، خالد و سربازانش پس از اقامه نماز برعكس به مردم حمله كرده و عده اي را كشته يا مجروح ساختند. بازماندگان به رسول خدا(ص) شكايت كردند و رسول خدا(ص) از رفتار خالد اظهار بياطلاعي و تنفر نمود. سپس حضرت به علي عليه السلام امر فرمودند: برو و مردم آن ديار را راضي ساز. حضرت رفت و بازگشت و به رسول خدا(ص) خبر داد كه به خانواده هاي مقتولين خونبهاي كشته هايشان را پرداختم، به ازاي هر جنين سقط شده مالي را به خانواده ها دادم، حتي مبلغي را جهت شكسته شدن ظروف آبخوري سگها و چهارپايانشان به آنها دادم و مابقي مالي كه نزدم بود به زنان و كودكان بخشيدم زيرا آنان از اين حمله ترسيده، فرياد زده و گريسته بودند. همچنين روايت شده كه نبي اكرم دائماً به خانه ام سليم سر ميزدند و در بيان علت اين كار مي فرمودند: برادران او در غزوه ها به همراه من و براي همياري من جنگيدند و كشته شدند و من به اين خاطر به او محبت ميكنم. امان دهي يكي از عوارض و لوازم مربوط به منازعات در سيره نبوي، سازوكاري به نام امان دهي بود به اين معنا كه اگر كسي به هر دليلي به مسلمانان امان آورده و پناه مي جست هر مسلماني حق داشت كه او را امان دهد. در آيين جنگي اسلام امان دهي مسلمان به يك شخص داراي احترام بود. قابل ذكر است كه در اين حكم شرعي ،ميان امان دهي مردان با زنان تفاوتي نبود. يعني اين رفتار به يك ميزان، بين زنان و مردان داراي ارزش و اعتبار بود. از آن جمله ميتوان به امان دهي ام هاني اشاره كرد. در جريان فتح مكه رسول خدا به همه مردم مكه بجز ده نفر امان داد. يكي از آن ده تن به خانه ام هاني دختر ابوطالب عموي رسول الله(ص) پناه آورد. علي بن ابيطالب(ع) در جستجوي او به خانه خواهرش رسيد و خواست كه دستور پيامبر را راجع به او اجرا نمايد. ام هاني نزد رسول خدا(ص) آمد و عرضه داشت كه من اين مرد را امان دادم. رسول خدا(ص) نيز فرمود ما هم او را امان ميدهيم. از سوي ديگر زنان مسلمان تحت هر شرايطي كه از محيط كفر وشرك مي گريختند و به دامان اسلام پناه مي آوردند به گونهاي متفاوت در امان اسلام قرار ميگرفتند. يكي از اين صفحات درخشان تاريخ اسلام مربوط است به اتفاقي كه پس از صلح حديبيه رخ داد. روزي ام كلثوم دختر عقبه بن ابي معيط از مكه و از ميان مشركان گريخت و پس از پشت سر نهادن مشكلاتي چند، خود را به رسول خدا(ص) رساند. او در حالي مسلمان شده بود كه تمام خانوادهاش به خداوند كافر بودند. طبق قرارداد ميبايست هر دو طرف پيمان، يعني مشركان مكه و مسلمانان مدينه هر فراري از يكديگر را تحويل داده و او را در پناه خود نگيرند. وقتي خانواده ام كلثوم طبق قرارداد براي باز پسگيري او مراجعه كردند، رسول خدا(ص) براساس آيه دهم از سوره ممتحنه (كه مي فرمايد : هرگاه زنان تازه مسلمان از سوي مشركان گريخته و براي حفظ دين خود به مسلمانان پناه آوردند اگر رسول الله آنها را آزمود و از ايمان آنها مطمئن شد، براي حفظ دين و حفاظت از جان آنها،ايشان را نزد جامعه اسلامي نگه دارد.) او را باز نگرداند. اين واقعه كه در حقيقت با توجه به مفاد قرارداد، تبعيض مثبتي به نفع زنان به حساب ميآمد به وضوح حمايت خاص اسلام و رسول خدا(ص) را از زنان ثابت ميكند. گرچه پيامبر (ص) براي گريز از تهمت پيمان شكني با فطانت فرمود در آن قرارداد بحث در مورد مردان بود و از واژهي رجال استفاده شده است. پس قرارداد شامل حال زنان نميشود! چنانچه معلوم شد ملاحظه و توجه به زنان به عنوان يك استثناء در جنگها شيوه خاص رسول خدا(ص) بود كه همواره در تاريخ مناقشات بين حضرت و دشمنانش مورد تأكيد بود. شايد ذكر اين خاطره اسلامي نيز خالي از لطف نباشد كه روزي در خلال يكي از جنگها، دختر حاتم طايي،مرد سخاوتمند ادبيات و تاريخ جهاني، به اسارت نيروهاي اسلام درآمد. دختر نزد رسول خدا(ص) آمد و گفت: پدرم كشته شد و برادرم به شام گريخت. بر من منتي بگذار و مرا به نزد مردمم بفرست. حضرت روز اول و دوم پاسخي به او نداد. روز سوم به اشاره حضرت اميرالمومنين علي عليه السلام دختر دوباره خواسته اش را مطرح كرد. رسول خدا(ص) پاسخ داد منتظر قافله اي امانتدار هستم كه تو را با آنها به نزد قبيله ات بازگردانم. اين رفتار رسول خدا(ص) ضمن پاسداشت روحيه كرامت و بزرگي و سخاوتمندي پدر دختر يعني حاتم طايي، توجه و الطاف وصف ناشدني حضرتش را به زنان ميرساند.

  • هنر و نقش ماندگار زنان هنرمند ايثارگر

    هنر واكنش عشق دروني انسان بوده از طريق ذوق ممكن است و از طرفي اين عشق روح افزا مايه حيرت است و در وادي عشق، حيرت سرگشتگي مايه نوش وعيش است. هنرمند در سايه اين عشق وصل كننده به كائنات و هستي بخش جهان اثر هنري خود را كه از هستي وجود سرچشمه مي گيرد خلق مي كند كه اگر در وجودش آراستگي نو تعالي نباشد،در اثرش منجلي نمي شود و اثر حالت تصنعي مي يابد. اينجاست كه مي گوييم عشق تجليگاه هنر است و آنچه كه به مسلخ مي رود و قرباني مي شود، طفيلي است كه با هنر سنخيتي ندارد.
    نر واكنش عشق دروني انسان بوده از طريق ذوق ممكن است و از طرفي اين عشق روح افزا مايه حيرت است و در وادي عشق، حيرت سرگشتگي مايه نوش وعيش است. هنرمند در سايه اين عشق وصل كننده به كائنات و هستي بخش جهان اثر هنري خود را كه از هستي وجود سرچشمه مي گيرد خلق مي كند كه اگر در وجودشآراستگي نو تعالي نباشد،در اثرش منجلي نمي شود و اثر حالت تصنعي مي يابد. اينجاست كه مي گوييم عشق تجليگاه هنر است و آنچه كه به مسلخ مي رود و قرباني مي شود، طفيلي است كه با هنر سنخيتي ندارد. هنر در تمامي عرصه ها اثر گذار و ماندگار است و اينك از هنرمندان وادي عشق و ايثار سخن به ميان مي آيد كه هر كدام آيه اي از آيه هاي ايثار و تلاش هستند و هنر اولشان از خود گذشتگي و صبوري و همراهي مرداني از تبار قافله حسين (ع)و رادمرداني از كاروان علمدار كربلا است. زندگي هنر است نو هنري وراي هنرهاي زميني و خاكي، زندگي با جانباز و ايثارگري صبور و مومن، بردبار، مبارزي خستگي ناپذير،سربازي منتظر، دردمندي رنجور، اشقي فارغ از دنيا، سرافرازي سربلند، كه خود هنر مي طلبد.در اين بين زناني هنرمند،در تحكيم شيرازه خانوادگي،در تجليلگاه عشق و عررفان هنر نمايي مي كنند. هنر تزريق محبت و عطوفت به وسيله عشق ورزي، ايثار و فداكاري به همسري عطوف كه تنديس ايثار و از خودگذشتگي است،و زماني اين هنر جلوه زيباييدارد كه همسر جانباز انگيزه هاي محكم و استوار و با تنظيم وقت با استقامت الهي و تمسك به خاندان اهل بيت صلوات عليهم اجمعين علاوه بر مراقبت و همراهي و همدلي و همسري و ياوري جانباز در ديگر عرصه ها نيز هنر نمايي مي كند. بسيار لذت بخش است كه با هنر علم آموزي در عرصه تحقيق و پژوهش آهاري محققانه تحويل جامعه دهد و با تلاوت زيباي قرآن درون و برون خود را پاكسازي و اثرات هنر نمايي قرآن را در زندگي عملي كند و اين زن وقتي با سر انگشتان هنرمند خود قالي را مي زند و گلسازي مي كند و پرورش گل و گياه مي دهد و باغچه منزل را همچون گلستان دل آباد مي كند و طرحي و نقشي را در رنگ هاي زيبا مي زند و هنرو نوشتن را با خطا به در مي آميزد، در منصب حضور سياسي و فرهنگي جانگاه اجتماعي عميق پيدا مي كند، همه افتخاري مي شود براي همسران هنرمند جانباز و ايثارگر كه اول هنرشان عشق ورزي است و صبوري. ايثار و فداكاري نوع ديگري از هنرنمايي در عرصه زندگي است و همسران همراه جانباز و ايثارگر كه رشد وتعالي روحي را در كنار مسؤوليت هاي زندگي پذيرفته اند به مقتضيات زمان واقف هستند و اين باعث مي شود در عغرصه هاي ساسي، قرهنگي، اجتماعي، هنري، هنرنمايي كنند. اين هنرنمايي جوشش وجود، تجلي و ظهور استعدادهاي دروني ، سوختن انرژي درون براي ساختن وجود ارزشمند انساني است و اين همه شفاي دردانساني در سايه عشق و صبوري و تكامل است. همسر جانباز، ايثارگر همچون خود جانبازان و ايثارگران تجسم عطوفت و محبت و ايثارگري و عشق ورزي است مبناي آن عشق وصل به مبناي لا متناهي الهي است و ور كردن در اقيانوس بيكران معصومين(ع) .ره آورد آن الگو قرار دادن آن بزرگان در سير صعودي روحي ومعنوي است كه اين حركت نيز خود هنري شايسته بر پايه عشق و ايمان است. امروز در سايه الطاف الهي و عنايات حضرت صاحب الامر و الزمان(ع) و رهنمودهاي مقام معظم رهبري حفظه الله تعالي و وصاياي حضرت امام(ره)و شهداي معظم و به شكرانه نظام مقدس اسلامي و در فصل سبز انتظار زنان ايثارگر فرهيخته،تحصيلكرده مومن، متعهد، مقاوم و صبور در عرصه هنرنمايي همراهي با هنرمندان جاده طريقت عشق و ايثار مي درخشند و چون ستاره هاي درخشان در آسمان هنر در رشته هاي گوناگون، حفظ و تلاوت آيات الهي، نهج البلاغه، خوشنويسي، عكاسي،تئاتر،ورزش، تحقيق و پژوهش،تحصيلات عاليه، هنرهاي تجسمي و دستي،...مي

    درخشند و ثابت كرده اند كه پيرو حضرت زهره زهرا (س) دخت والاي پيامبر اكرم)ص) و مدافع ولايت و امامت، همراه و همسر سردار سپاه اسلام اميرالمومنين علي ابن ابي طالب (ع) هستند. اين هنرنمايي به تمامي مشكلات جاري زنادگي اين زنان صبور، فهيم و مومن و متعالي كه رنج و درد همسران شيميايي، اعصاب و روان،قطع دست و پا و چشم، را تحمل كنند و از يك زندگي عادي محروم هستند، جلوه اي ديگر مي بخشد. غافل نباشيم، كه اول هنر اين بانوان سرافراز، صبوري، همراهي و درستي با همسران رشيد دلاورشان است و زندگي اين خانواده ها براي هر فردي قابل درك نيست، كه درك اين زندگي خود قدرت درك و شعور والا مي طلبد و امروزدر جامعه ما اين عزيزان در غربت ديار هنرنمايي و در عربت ارزش ها، در حيراني انديشه ها،در سر گرداني نسل ها، در بي اعتنايي مسؤولان مربوطه، در فراغ دوستان و ياران وباز هم اين عزيزان شمع وجودشان مي سوزد و مي درخشد پس: پايدار باشند مردان دلسوخته و زنان سوخته دل هنرمند دشت كوير هنر به اندازه مقياس زيبايي ريزش باران و غبارروبي طبيعت، خروش دريا، جوشش چشمه ها و رويش گياهان و زندگي حمادات ...حيات دريا و زيردرياها و ... و پيروز باشند زنان هنرمند صفحه زيباي صبوري كه پيشه كردن صبر بر جهل، جمود و تحجر و مبارزه با آنها، پيروز اين صحنه شدند و به مدال سبز افتخار منتظرين حجت الزمان (عج)درزير سايه پرچم سرخ حسيني و ولايتمداري در نظام مقدس اسلامي مان نايل آمدند.


  • بررسي تأثير آموزش آرام سازي پيش رونده عضلاني بر كيفيت زندگي همسران جانبازان

    جنگ هشت ساله عراق عليه ايران كه با تحريك و حمايت همهجانبه كشورهاي استكباري بر كشور ما تحميل شد، علاوه بر عوارض و مشكلات جسمي و رواني بر رزمندگان، خانواده آنان را نيز در معرض خطر و مشكلات قرار داد. به نظر ميرسد پس از جنگ و برگشت رزمندگان به خانواده، به سبب استرسهاي ناشي از جنگ و اثرات مخرب آن بر روح و روان فرد، تأثير نامطلوب جنگ بر همسر فرد بيمار همچنان ادامه مييابد و سلامت جسمي و رواني آنان را تحت تأثير قرار داده است.
    مقدمه: جنگ هشت ساله عراق عليه ايران كه با تحريك و حمايت همهجانبه كشورهاي استكباري بر كشور ما تحميل شد، علاوه بر عوارض و مشكلات جسمي و رواني بر رزمندگان، خانواده آنان را نيز در معرضخطر و مشكلات قرار داد. به نظر ميرسد پس از جنگ و برگشت رزمندگان به خانواده، به سبب استرسهاي ناشي از جنگ و اثرات مخرب آن بر روح و روان فرد، تأثير نامطلوب جنگ بر همسر فرد بيمار همچنان ادامه مييابد و سلامت جسمي و رواني آنان را تحت تأثير قرار داده است. اين پژوهش با هدف بررسي تأثير آموزش آرامسازي پيشرونده عضلاني بر سلامت و كيفيت زندگي همسران جانبازان انجام شده است.
    مطالعه نيمه تجربي از نوع كارآزمايي باليني كه يبست و هشت نفر از همسران جانبازان اعصاب و روان با درصد از كارافتادگي 25 تا 69 درصد، مراجعهكننده به مراكز درماني منتخب شهر تهران به روش نمونه گيريغيرتصادفي مبتني بر هدف و با توجه به ويژگيهاي واحدهاي مورد پژوهش انتخاب شدند. براي گروه مداخله برنامه آموزشي در سه جلسه دو ساعته به صورت گروهي اجرا گرديد و در گروه شاهد هيچگونهمداخلهاي صورت نگرفت. كيفيت زندگي در هر دو گروه مورد مطالعه مرحله قبل از مداخله و دو مرحله پس از مداخله (مرحله پيگيري و مرحله نهايي) به وسيله پرسشنامه كيفيت زندگي فرم كوتاه شده 36سنجيده شد. تجزيه و تحليل يافتهها با استفاده از آمارهاي توصيفي و استنباطي انجام گرفت. نتايج: آزمون t مستقل (p=0.05) نشان داد كه قبل از مداخله ميانگين نمره كل كيفيت زندگي در هر دو گروه موردمطالعه اختلاف معنيداري وجود ندارد اما در هر دو مرحله پس از مداخله همين آزمون در گروه مورد مداخله اختلاف معنيداري را نشان داد (p=0.01) همچنين مقايسه ميانگين نمره كل كيفيت زندگي در گروه
    مداخله در هر سه مرحله مطالعه با p=(0.0001) اختلاف معنيداري داشته است. لذا آموزش آرامسازي پيشرونده عضلاني، بر كيفيت زندگي همسران تأثير داشته است.

  • حضور زنان در جامعه از ديدگاه اسلام و انقلاب اسلامي ايران

    تخمين زده ميشود بين 2/1-7/0 بيليون مسلمان در سراسر جهان وجود دارند و تقريباً 7 ميليون مسلمان تنها در ايالات متحده آمريكا هستند. بعبارتي تقريباً 21% جمعيت جهان مسلمان هستند. در حالي كه مسيحيت كه بيشترين پيرو را دارد، تنها 33% مردم را شامل مي شود و در چند دهه اخير تعداد آنها كاسته شده و بر تعداد مسلمانان افزوده شده است. اگر اين روند رشد ادامه يابد، احتمال ميرود تا اواسط قرن 21، اسلام دين عمومي در سراسر جهان به شمار آيد. با گسترش اسلام، كشورها و فرهنگهاي مختلف ممكن است اسلام و قوانين آن را به طرق مختلف تفسير نموده و بخصوص نگرش آنان نسبت به زنان دگرگون شود و همين امر تصوير زن مسلمان را پيچيده تر ميكند. زنان قبل از اسلام تحت فشار و استثمار بودند، به طوري كه ميتوانستند در آن واحد چند همسر برگزيده و مورد سوء رفتار قرار گيرند. از طرفي زنان فقط نقش توليد مثلي داشته اند و با آمدن اسلام، مراقبت از زنان به عهده همسر و خانواده او گذاشته شد. پس از اسلام زن پا به پاي مرد ميتوانست د جوامع حضور يافته و در فعاليتهاي اجتماعي شركت كند. تاريخ نشان ميدهد كه زنان صدر اسلام ميتوانستند در جامعه حضور به هم رسانيده و در رديفهاي پسين نماز، پشتسر مردان نماز به جاي آورند. نگاهي به تاريخ تمدن اسلامي نشان ميدهد كه در آن واحد به زن به ديده احترام و اكرام نگريسته ميشد. اسلام روشن نمود كه زن و مرد شاخه ای يك ريشه هستند. اين دو، انشعابهاي طبيعت و واحد بشريتند و جامعه در بوجود آمدن خومد به اين افراد محتاج است. در اسلام حقوق زنان كاملاً روشن و واضح بيان شده و بر رعايت اين حقوق تأكيد شده است. اسلام صريحاً اعلام ميكند كه سرشت زن و مرد و آفرينش اين دو يكي است و هر دو از نفس واحدي يعني از وجود يكتا آفريده شدهاند آنچه از قرآن برمي آيد اين است كه در حقيقت انساني، فرقي بين زن و مرد نيست. تاريخ اسلام نشانگر حضور زنان مدبري است كه در ماقع حساس در پيشبرد اهداف اسلام سهم مهمي داشته ا ند (زندگي درخشان حضرت فاطمه زهرا(س) و دختر گراميش حضرت زينب كبري(س) و زنان برجسته ديگر گواه اين حقيقت ميباشد و تاريخ صدر اسلام آكنده از مشاركت زنان در عرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي است). در جامعه اسلامي ـ ايراني نيز زنان از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده اند. زنان همواره با حفظ شأن و منزلت يك زن مسلمان در بسياري از عرصه هاي علمي و اجتماعي نقش مؤثر، سازنده و پويا داشته ا ند. خصوصاً بعد از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي و با تفكرات حضرت امام خميني(ره) در مورد زنان، تحول بنيادي در حضور اجتماعي، علمي و فرهنگي آنان در جامعه صورت گرفت. زنان در راه اعتلاي علمي و اجتماعي خود قدم در مسير جديدي نهاده و در رشد فرهنگي جامعه نقش مؤثري ايفا كردند. بخصوص در جامعه دانشگاهي و در صحنه هاي علمي اين نقش بسيار چشمگير بوده است و ميتوان گفت مهمترين عرصه پيشرفت زنان جامعه ايران بعد از انقلاب، دانشگاه است. آمارها نشان ميدهد كه از سال تحصيلي 1378-1377 پذيرفته شدگان زن در دانشگاه از مرز 50% كل پذيرفته شدگان گذشت و اين ميزان در دو سال اخير به 60% افزايش يافت. اين امر نشان مدهد كه صحنه دانشگاه، قابليت بسيار بالايي براي مشاكت فعالانه زنان در عرصه هاي اجتماعي دارد. به همين نسبت تعداد مديران زن دانشگاهي نيز در مقايسه با سالهاي قبل از انقلاب تفاوت چشمگيري را نشان ميدهد. افزايش اعضاي هيئت علمي زن و افزايش كتب علمي تأليف و ترجمه توسط آنها، انجام پژوهشهاي علمي معتبر، قرارگرفتن در منصب مديريت گروههاي آموزشي، معاونت و رياست دانشكده و حتي معاونت دانشگاه از دستاوردهاي علمي و مديريتي زنان بعد از انقلاب اسلامي بوده است. به طوري كه در حال حاضر 3634 نفر از اعضاي هيئت علمي دانشگاهها را زنان تشكيل ميدهند كه نشان از قابليتهاي بالاي زنان ايراني و وجود زمينه اي گسترده جهت حضور زنان در جامعه ايران دارد.

  • نقش و مسئوليت زنان تحصيل كرده ايثارگر در تحكيم بنياد خانواده

    انسان به عنوان گوهر اصلي نظام وجود ، همواره مهم ترين محور براي كليه ي مباحث بوده و در طول تاريخ ، گفتمان ها ، همايش ها ، و كتب بسياري را به تحليل و نقد و نظر در مورد شخصيت خويش اختصاص داده است. در اين ميان وجود و جنسيت مختلف و تغافل برخي تئوريسين ها نسبت به واقعيت هاي زيست شناختي و روان شناختي هر كدام از اين دو جنسيت ، خصوصاًزنان ، پيامدهاي منفي فراواني در پي داشته و باعث ايجاد چالش هاي عظيمي در استيفاي حقوق آنان گرديده است. بدون شك تا زماني كه شناختي صحيح از ماهيت حقيقي يك زن وجود نداشته باشد ، بحث از مباني فرهنگي ، حقوقي ، فردي و اجتماعي وي امري بس نابخردانه است. از اين منظر ، جنبش هاي گوناگوني در طول تاريخ ظهور نمودند ، تا بتوانند موفقيت هايي را در اين زمينه كسب نمايند. مهم ترين اين جنبش ها نهضت زنان يا نهضت آزادي زنان بود ، كه به جنبش فمينيست مشهور است.
    الف : نگاهي به جريان فمينيسم و احياي حقوق زن در جهان اين لفظ بر جنبش هاي اجتماعي ايي اطلاق مي شود كه تلاش مي كنند تا زنان به فرصت ها و امكانات مساوي با مردان در تمامي جنبه هاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي دست پيدا كنند. گر چه سازمان يافتن جنبش فمينيسم را به اواخر قرن نوزدهم نسبت مي دهند ، آغاز واقعي جنبش فمينيسم را با انقلاب كبير فرانسه (1789-1799) همزمان دانسته اند. بعد از استقرار حكومت جمهوري و از بين رفتن نظام سلطنت ،لايحه ي حقوق بشر در پارلمان فرانسه به تصويب رسيد. از ويژگي هاي اين قانون در نظر نگرفتن زنان و تضييع حقوق آنان بود. اوليمپ دگونك كه خود در انقلاب كبير فرانسه نقش داشت ، لايحه ايي را به مجلس پيشنهاد نمود و در آن از حق كار زنان ، حقوقي قانوني در خانواده ، حق آزادي بيان و نيز داشتن پارلماني مستقل دفاع كرد. اين لايحه به تصويب نرسيد و موجب مرگ پيشنهاد دهندگان شد. اين جريان در داخل فرانسه و در خارج آن ادامه پيدا كرد. به تدريج و با وقوع انقلاب صنعتي در اروپا و نياز به نيروي كار ارزان و حضور زنان در كارخانه ها و كارگاه هاي صنعتي ، جريان هاي جديدي در غرب ، دامن زده شد. وجود مشكلات فراوان در محيط كار و آسيب پذيري زنان در كنار خانه داري ، نارضايتي هايي را براي جامعه زنان به وجود آورد. جنبش هاي كارگري ، قوي ترين نيرو براي احقاق حقوق زنان در اين سال ها محسوب مي شوند. پس از گسترش دموكراسي و نهادهاي آن و اعطاي حق رأي دادن به مردان در دهه ي هفتاد قرن نوزدهم و محروم ماندن زنان از حق رأي و مشاركت سياسي ، تبعيض ميان زنان و مردان ، برجسته تر و عيني تر شد ، به طوري كه محوري ترين درخواست فمينيست ها تا اواخر دهه ي دوم قرن بيستم ، اعطاي حق رأي دادن به زنان بود. جريان فمينيسم كه از اوايل قرن نوزدهم آغاز شده بود ، تا دهه ي دوم قرن بيستم (1920) كه در آمريكا به زنان حق رأي اعطا شد موج اول فمينيسم ناميده مي شود ، كه مهم ترين ويژگي آن توجه به دستيابي به حقوق مدني و سياسي بر ابر است. اما موج دوم اين جنبش از سال 1970 آغاز گرديد. شعار محوري موج دوم برابري كامل زن و مرد در تمامي زمينه هاي اجتماعي ، رواني و فرهنگي بود. شعار زنان بدون مردان و بروز رفتارهاي مردانه در سطح وسيع توسط زنان از همين دهه شروع مي شود. در اين دوره فمينيست ها با تأكيد بر تجرد و تقبيح ازدواج و با تشويق زنان به شركت گسترده در فعاليت هاي اقتصادي ، اين موج را تشديد مي كردند. سيمون دوبوار فرانسوي كه رهبري اين جريان را به وي نسبت مي دهند ، در كتاب اصلي خود (جنس دوم thesecound) مي گويد : زنان با پذيرش نقش هاي انفعالي از قبيل مادري و همسري زمينه هاي تسلط مردان را بر خود فراهم مي كنند. زنان بايد از پذيرش چنين نقش هايي امتناع كنند و در صحنه ي كار و فعاليت اجتماعي با مردان رقابت نمايند ، در اين صورت تصور عمومي از زن دچار تغيير خواهد شد. موج سوم فمينيسم نيز بر پايه ي گرايش هاي موج دوم در سطحي افراطي تر شكل گرفت و موجب شد زنان ، اساس ستم هاي وارد بر خويش را از ناحيه ي وجود فرهنگ مرد سالاري بدانند و معتقد شوند كه اساس تمامي دانش هاي بشري با نگرش مرد سالارانه پايه ريزي شده و براي نجات از اين فرهنگ بايد با نگاه زنانه به جهان نگريسته شود و از جهان ، تفسيري زنانه ارائه گردد. از اين رو ، به مطالعه در علوم مختلف بشري پرداخته و نحوه ي تبيين و تفسير آن را تغيير دادند و موجب پيدايي گرايش ها و نحله هاي گوناگون فمينيستي گرديدند. وجه مشترك اين گرايش ها به نحوي بود كه بيش تر مزايا در هر كدام از آن دانش ها نصيب زنان مي گرديد. مهم ترين اين نحله ها عبارت اند از : فمينيسم ليبرال ، فمينيسم ماركسيسم ، فمينيسم راديكال ، سوسيال فمينيسم و فمينيسم پست مدرن.
    ب- پيامدهاي فمينيسم در جهان سعي در از بين بردن تبعيض ها و ستم هاي نارواي جنسي ، مشاركت سياسي اجتماعي زنان ،برخورداري از حق مالكيت و استقلال اقتصادي ، اعتماد به نفس زنان براي حضور در صحنه هاي اقتصادي و سياسي و اجتماعي ، ارتقاي سطح علمي و فرهنگي و هنري زنان ، از ويژگيهاي مثبت جنبش فمينيسم ذكر مي شود اما پيامدهاي منفي اين نهضت كه ناشي از سياست هاي نادرست تئوريسين هاي آن بود ، ضربه ي بزرگي را بر جامعه ي انساني وارد ساخت ، كه انحطاط اخلاقي غرب ، خود بيانگر اين معضل بزرگ است. فروپاشي نهاد خانواده ، ازدواج هاي غير رسمي و نامشروع ، طلاق هاي مكرر و تولد فرزندان نامشروع ، نقش خانواده را به عنوان پايگاهي مطمئن براي آرامش روحي و رواني از بين برده و حتي تأثيرات آن بر جامعه نيز آشكار گرديده است. وجود فرزندان تك والد ، زايمان در سنين بالا ، فناوري توليد مثل يا پديده ي مادران ميانجي (مادراني كه با پذيرش ديگران به عنوان ظرف جنين ، زحمت اجاره را متحمل مي شوند و در قبال آن پول دريافت مي كنند ) ، كودكان سر راهي ، اشتغال والدين و گريز از مسئوليت عاطفي و تربيتي ، تحقير نقش مادري و پرورش نسلي آسيب پذير ، خشونت گرا ، غير اخلاقي و نابهنجار ، همگي از جمله پيامدهاي فروپاشي بنيان خانواده است. از طرف ديگر رواج تجارت سكس و استفاده ي ابزاري از چهره ، اندام و صداي زن در تبليغات تجاري و سياسي ، نوع جديدي از تحقير شخصيت و بردگي زنان را به تصوير مي كشد. امروزه در بسياري از نقاط جهان به علت جهل و غفلت بعضي از زنان ، شرافت انساني و معنويت او زير سؤال است و متجاوزان و آلودگان در قالب آزادي زن ، در پي به يغما بردن شرافت او هستند. بدين سان ستمي كه در گذشته به زنان روا مي داشتند ، بيش تر و خطرناك تر شد. آري ، آن روز ستم ها اغلب به صورت جسمي بودند و امروز به صورت فكري ، معنوي ، روحي و طبيعي ، كه آثار اين ستم ، گران تر و سنگين تر است. اين گوشه ايي بود از مهم ترين جناياتي كه در حق زنان جوامع مختلف به خصوص جوامع اروپايي صورت گرفته است. اينك بايد دريافت كه علت بروز اين ارزشهاي متناقض نما (پارادوكسيكال) چيست؟ نمي توان انكار نمود كه ضعف تئوريكي فلاسفه ي غرب و رهبران اين جنبش يكي از كليدي ترين عوامل وقوع اين فجايع بوده است. آيا به وجود آمدن ارزش هاي چند براي زنان ، بايد به اين قيمت تمام شود كه شخصيت اخلاقي و انساني آنها زير سئوال برود؟ هيچ انسان عاقلي منكر اين حقيقت نيست كه محروم ماندن زنان از حق رأي و مشاركت سياسي و اجتماعي ، امري بس جاهلانه و ظلمي به غايت آشكار است. موج اول فمينيسم با تلاش وافر توانست اين حقوق را احيا نمايد ، اما موج دوم و سوم با افراطي گري هاي خود و بدون آينده نگري صحيح و بدون شناخت واقعيت ها و توانايي زنان ،موجبات يك حادثه ي دردآور انساني را فراهم نمودند. اما چرا بايد اين گونه باشد؟ متأسفانه به علت نبود يك دين جامع و صحيح در غرب و پديده ي بازسازي دين بر پايه ي تجربه و عقل بعد از قرون وسطي ، تا كنون گروه هاي مختلفي از جوامع بشري بازيچه ي نظريات فلاسفه ي غرب واقع شده اند. در اين بحران جهاني و در اين عمر پر از آشفتگي و تضاد و تعارض ، در ميان انبوهي از اين درهمي و آشوب ، معرفي يك برنامه صحيح در جهت تحقق سعادت بشري ، مي تواند پويندگان حق را اقناع كند و آرزوها و مقاصدي را كه زن ، قرن ها در جست جوي آن بود تحقق بخشد. امروزه كه خطر سقوط فكري ، دامن عده ايي را گرفته و به گروهي ديگر هم نزديك گرديده ، به نظر ما با اتكاي به چنين شيوه ايي مي توان از خطر جست و سنگري محكم براي حفظ و صيانت از خود و دفاعي جانانه از عقيده و فكر پديد آورد و اين امر ، خود رسالت و مسئوليت آگاهان ، به ويژه زنان تحصيلكرده ي ايثارگر را بيش تر مي سازد. تحكيم بنياد خانواده در عصر ما بر خلاف اعصار پيشين نوعي بيداري و هوشياري براي بانوان و زنان پديد آمده ، كه خواستار رشد خود شده اند ، زيرا با توجه به ناموفق بودن حركت ها و نهضت هايي كه در گوشه و كنار جهان ، سر بر آورده ، آنان به اين درجه از تجربه رسيده اند كه بايد خود را به دست طبقه ايي كه راه را از بيراهه نمي شناسند ، نسپارند تا معضلات بعدي دامنگيرشان نگردد. از اين منظر ،ما برآنيم تا در اين نوشتار ، نقش و مسئوليت زنان تحصيلكرده ي ايثارگر را در ابعاد مختلف به ويژه در تشكيل خانواده و تحكيم بنياد آن تبيين نماييم ؛
    الف ) حيات عقيدتي : در اين دوره ي تصادمات و تعارضات فكري و در عصر جاهليت نو ، همگان نياز به برنامه ايي صحيح ، موثق و الهي دارند ، تا آنان را از غرقاب افكار و موهومات برخي دانشمندان و روان شناسان نجات داده ، به سر منزل سعادت بشري برساند. بدون شك بشر امروز بيش از اعصار پيشين دچار تضادهاي فكري ،عاطفي ، اخلاقي ، اقتصادي ، سياسي و مهم تر از همه مذهبي بوده و خواستار اين است كه خويش را از اين شرايط نامناسب رهايي بخشيده ، راهي را به سوي سعادت خود برگزيند. تنها چيزي كه مي تواند در اين زمينه راه گشا باشد و آن دشواري ها و موانع رشد را از سر راه بردارد ، متمسك گرديدن به عروه الوثقي يعني ريسمان نجات بخش دين پروردگار است.
    ب) الگوپذيري مناسب : زن امروز براي نجات خود از اين مخمصه ها در مبارزه با اين ستم عظيم ، الگويي براي تمام ابعاد انساني خود مي طلبد. زن در دنياي امروز از اين همه تبليغات و آوازه گري ها ، از اين همه مكتب سازي ها و نغمه پراكني ها و از اين همه تلاش ها در عين بي ثمري ها خسته و فرسوده شده و خواستار الگويي است تا وي را از شرور مفاسد دور ساخته و فطرت و وجدانش را نيز قانع سازد. زن امروز نه تنها در ايران ، بلكه در همه جاي جهان ، الگو مي خواهد ، نمونه ايي موفق در زندگي سعادتمندانه ي الهي را جست جو مي كند ، اسوه ايي در خور تبعيت را مي طلبد ، تا در سايه سار آن چگونه شدن و چگونه ماندن را دريابد. در اين ميان نقش زنان تحصيلكرده ي ايثارگر ، هم در تجديد حيات مكتبي و عقيدتي ديگران و هم در معرفي شخصيت هاي ارزشمند ،مسئوليتي خطير و بسيار حساس و سرنوشت ساز است. اصولاً تا فرهنگ ظلم ستيزي و حق جويي در جامعه ايي نهادينه نگردد ، وجود افرادي هر چند تحصيل كرده و ايثارگر در جامعه بدون تأثير خواهد بود و به علت جهل اكثريت ،اقليت نيز در آتش سرخوردگي و تحجر مي سوزند. انقلاب هاي بزرگ و موفق ، زماني توانستند حكام جور را بر خاك سياه بنشانند كه مشعل عدل و داد و بيداري را بر دست گرفتند. نخستين گام براي پيروزي ، تبيين اصول مكتب الهي و در پي آن ، معرفي انسان هاي وارسته و دانشمند و دوري از الگوهاي ظاهري و تصنعي است.
    ج) شخصيت پروري :جامعه شناسان ، چگونگي تأثير مستقيم فرد بر خانواده ، و خانواده بر روي اجتماع را از اصول بسيار كليدي در تعيين ماهيت جوامع به شمار مي آورند. اين سير طولي به وضوح در دين مبين اسلام نيز رعايت گرديده است و لذا نخستين ايدئولوژي چراغ فروزان اسلام بر روي شخصيت فردي زن خلاصه مي گردد. دين اسلام با تأكيد بر علم جويي و ارتقاي سطح فرهنگي زنان و هم چنين دستور اكيد به حفظ حجاب و متانت ، در حقيقت دو عنصر اساسي علم و اخلاق را كه مهم ترين عناصر براي نجات زنان از غرقاب هاي فساد است ، متذكر شده و براي نحوه ي اجراي آن دو مهم نيز دستورهاي مفصلي را ارائه داده است. به همين منظور يكي از وظايف زنان تحصيل كرده ي ايثارگر ، ايجاد فضاهاي علمي ، اخلاقي است ، تا بانوان هر چه بهتر هويت حقيقي خويش را در قالب علم و عمل اسلامي شناسايي نموده و به پرورش نفوس خود بپردازند. از اين منظر ميتوان ايجا هيأت هاي مذهبي در خانه ها يا مساجد براي ارتقاي سطح علمي ، اخلاقي و در سطح وسيع تر تأسيس فرهنگ سراها را مؤثر دانست. د) تشكيل خانواده : ازدواج ، امري محبوب و نوعي تن دادن به سنت آفرينش است. نظام آفرينش بر اساس زوجيت است و منفرد ماندن ، نوعي دور ماندن از اين نظام محسوب مي شود. بدون ازدواج ، وصول به كمال ، مقدور و ميسر نيست و آدمي اگر علامه ي زمان بوده و دائماً در مسير رشد و تحول باشد ،تا هنگامي كه ازدواج نكرده است ، كامل نيست. چه بسيارند اهداف و مقاصد والايي كه تنها در سايه ي ازدواج ميسر مي شوند ؛ مثل آرامش و سكون كه در تصميم گيري هاي معقول آدمي نقش اساسي ايفا مي كنند ،يا توليد نسل كه در سايه ي آن با حفظ شرايط ،زمين پربار مي گردد و بر اثر آن ، عبادت ها رشد و كمال مي يابند و عمل آدمي ، او را در رديف قديسين و مقربان قرار مي دهد ، كه دو ركعت نماز متأهل از هفتاد ركعت نماز افراد مجرد ، برتر و بالاتر است. آنچه در ازدواج مهم است ، وصول به حيات مشتركي است كه در آن رنگ و بوي انسانيت باشد و الحق موجبات رشد و تكامل آدمي را براي او ميسر سازد وگرنه ازدواجي كه موجب دغدغه ي خاطر گردد به زحمتش نمي ارزد. ازدواج بايد آگاهانه ،هدفدار ، گزينش شده و انديشمند شده باشد كه بنايش استوار است بر اتكا به صفات انساني و اخلاقي و ايمان. مرد و زن همتاي هم يا به زبان عادي و جاري ، همسر باشند يعني هم شأن و هم رتبه ؛ چيزي كه در اسلام از آن به كفويت و همتايي ياد شده است. در ازدواج بايد به دنبال معيارهايي بود كه زندگي سازند ، نه اسم و رسم آفرين. در انتخاب همسر ،شرافت و ايمان و تقوا را بايد مد نظر قرار داد ، نه دارايي و ثروت و مكنت را. ازدواج به عنوان اساسي ترين گام براي تشكيل خانواده نقش بسيار مهمي را در سعادت شخص و جامعه بر عهده دارد. زيرا خانواده بسان حلقه ي اتصالي است كه فرد را به جامعه مرتبط مي نمايد و با آرامش فرد در بوته ي خويش ،وي را براي نيل به محيطي فراتر مهيا مي نمايد. از آنچه گذشت ، اين نكته به دست مي آيد كه اگر بخواهيم نقش و مسئوليت يك زن تحصيل كرده ي ايثارگر را در تشكيل خانواده به نحوي وافي بيان كنيم ، بحثي خارج از اين مقال مي گردد ، لذا مي كوشيم تا مختصراً اين وظايف را شرح و تبيين نماييم ؛
    الف) با توجه به توضيحات داده شده ،گام اول براي تشكيل خانواده ، تن دادن به ازدواج است و بدون شك توفيق در اين امر يكي از مهم ترين مراحل زندگي براي نيل به سعادتي حقيقي است. اگر اين مهمه با توجه به معيارهايي كه آورديم انجام گردد ، كاميابي در آن امري قطعي است. به علاوه در توضيح شرايط ازدواج بايد توجه داشته باشيم كه دور محور اساسي براي زندگي مشترك بايد مد نظر قرار گيرد :
    1- محور تفاهم و معنويت و اخلاق
    2- محور اقتصاد و رفاه. زن و مرد بايد با اين دو پيش شرط اساسي ، زندگي جديد خود را آغاز نمايند.
    البته منظور از رفاه در اين مبحث فراهم بودن حداقل امكانات براي يك زندگي مسالمت آميز است ؛ يعني امكاناتي كه دو طرف به آن راضي باشند ، تا بتوانند زندگي را به صورتي آبرومندانه آغاز كنند.
    ب) بدون شك اگر پايه و اصل زندگي فعلي به نيكويي شكل گرفته باشد ،تحكيم آن بسيار آسان تر خواهد بود. در يك زندگي مشترك نيز مطمئناً مشكلات و موانعي وجود دارد كه يك زن ايثارگر مي تواند با صبر و حوصله از پس آن به آسودگي برآيد. علاوه بر آن نبايد اقتضائات ازدواج را هم از ياد برد. اقتضاي ذاتي ،مانند حفظ كانون خانواده ،فرزند داري و تربيت فرزند ،ارتقاي سطح علمي ، فرهنگي خويش متناسب با استعدادها و توانايي ها و مواردي از اين قبيل. همه ي اين مسئوليت ها اگر به درستي رعايت گردد ، تحكيم بنياد خانواده را به دنبال خواهد داشت.
    ج) اگر الگو پذيري كه عامل حياتي در توفيق و پيشبرد زندگي است رعايت گردد مسلماًكيفيت تشكيل خانواده و تحكيم بنياد آن بسيار آسان تر صورت خواهد گرفت ؛ از اين رو ، به عنوان نمونه به مواردي چند از زندگي پر آموزه ي الگوي عظماي عالم اسلام ، حضرت زهرا (س) اشاره مي نماييم؛
    1- ايده ي مستقل : در كتاب گران سنگ بحار الانوار مي خوانيم : وقتي امير المؤمنين به خواستگاري حضرت زهرا رفت ،حضرت زهرا مي دانست كه مردم ، او را در اين ازدواج به خاطر فقر علي (ع) سرزنش مي كنند ،ولي در عين حال او را به عنوان شوهر برگزيد ؛چون علي را همتاي مؤمن خود مي شناخت.
    1- زيرا حضرت از هم شأني و همسري و همدلي و هم سخني و از توان هم رازي و مشاورت امير المؤمنين خبر دارد و به همين علت از ازدواج با علي خوشدل است.
    2- افتخار آميزي ازدواج : علي ; عليه السلام همواره به وجود فاطمه ، و حضرت فاطمه نيز به همسري با اميرالمؤمنين ، فخر مي نمودند و اين از عوامل اساسي اساسي در تشديد روحيه ي تكامل و تفاهم در زوجين است.
    3- همراهي و سازگاري : حضرت زهرا (س)نه سال در خانه ي علي (ع) زندگي مي كند و در اين مدت از او درخواست و تمنايي ندارد و اصل را بر اين گذاشته كه باري بر دوش علي (ع) نباشد. گرسنه است و علي از او مي پرسد : پس چرا نگفته ايي؟ مي فرمايد : من از خدايم حيا مي كنم چيزي را بر تو تكليف كنم كه توانايي انجام آن را نداشته باشي. همدل و همراز علي است ، تسلي ده اوست ، پناهگاه علي است و اين امر به حدي بود كه اگر مشكلي بر علي (ع) وارد مي شد ، مي فرمود :« به خانه مي روم تا كمي با فاطمه سخن بگويم و آرام گيرم. . اين اقدام در تمام مدت زندگي مشترك علي (ع) با فاطمه (س) رعايت مي شد.
    4- دوستداري و همرزمي :دوستداري شان از يك ديگر به صورتي است كه رنگ مكتبي دارد و در اين رنگ است كه آن دو را همرزم و هم مبارزه مي يابيم. فاطمه به دفاع از انديشه هاي علي ، و علي به دفاع از انديشه هاي فاطمه (س) مي پردازد.
    5- فرزندداري و تربيت : فاطمه (س) امر تربيت را امري تحول انگيز ، سازنده ، نجات ده بشر از خطرها و عوارض مي شناسد. او مي داند كه پيشرفت يا انحطاط فرد و جامعه در سايه ي تربيت ، قابل خلاصه شدن است. وي اين ديدگاه را در زندگي دارد و مي داند غفلت از آن موجب صدمه هايي عظيم بر فرد و جامعه است به ويژه در دوران خردسالي كه كودك همانند شاخه ي نارس ،قابل انعطاف است. هم چنين او سخن پدر را به ياد دارد كه فرموده بود : فرزندان را نيكو بشماريد و نيكو تربيت كنيد ؛ كه شما در برابر آن ها مسئوليد. 6- اهميت خانه داري : فاطمه (س) خانه را مدرسه و دانشگاهي ساخته بود كه نه تنها براي فرزندان خود ، بلكه براي زنان مسلمان كه پرسش هاي مذهبي خود را از او مي پرسيدند. او از كساني نبود كه كه خانه داري را كاري كوچك بشمارد و به اين نكته آگاه بود كه كانون خانوادگي و اداره ي آن ، كم تر از اداره ي يك كشور نيست و حتي پايه ي كشور داري به حساب مي آيد و هم او مي دانست و از زبان مبارك پيامبر (ص)شنيده بود كه خدمت در خانه ، داراي اجر و حسنه است ؛ حسنه ايي كه هيچ كاري با آن برابري نمي كند. آنچه گذشت ، گوشه ايي بود از فعاليت هاي آن حضرت در امر تشكيل خانواده و تحكيم بنياد آن. ملاحظه فرموديد كه چگونه آن حضرت با بينش درست و تحمل در برابر مشقت ها توانست الگوي زنان عالم و يگانه بانوي جهان بشريت شود. با نگاهي اجمالي به آنچه گذشت ، اين نكته به دست مي آيد كه همواره زنان هر جامعه بايد براي تكامل خويشتن ، استعدادها و توانايي هاي خود را بيابند و با پيروي از مكتبي الهي و الگويي انساني ، راه تكامل را مرحله به مرحله طي نمايند. اگر زنان تحصيل كرده با تكيه بر علم خويش اصول و ضوابط پيشرفت علمي ، هنري را بيابند و با ايمان به عقايد ايثارگرانه ي خويش گامي در جهت احياي آن بردارند ، بدون شك در آينده يي نزديك شاهد رشد هر چه بيشتر اين قشر از جامعه ي اسلامي خواهيم بود. اگر زنان تحصيل كرده ي ايثارگر ، رمز الگوپذيري را همواره چراغ طريق خويش قرار دهند ، بدون شك به اهداف انساني خويش دست مي يابند. زنان ما بايد با توجه به زندگي پر از آموزه ي اميرالمؤمنين و حضرت زهرا (س)كه سرشار از محبت و همدلي و مشاوري و همرازي بود ، بتوانند با همسران خويش كمال تفاهم را داشته و همسر خويش را در حكم مكملي براي زندگي مشترك بيابند. شيريني زندگي در محبت و مدارا خلاصه شده است ، نه در دارايي و مكنت ، و زندگي آن دو حضرت ، الگويي كامل و قابل اجرا براي زندگي ماست. اگر ما آن توانايي را نداشتيم كه بتوانيم مانند آنان زندگي كنيم ، خداوند هيچ گاه از آن ها به عنوان الگو و اسوه ياد نمي كرد. الگو و اسوه هنگامي معنا پيدا مي كند كه ما بتوانيم اصول و ضوابط زندگي آن ها را در حيات مشترك خود نيز اجرا كنيم.

  • نقش و فعاليت زنان در پروژه هاي نظامي در ايران باستان

    زن در جامعه حماسي، در همه جا حضور دارد، شاعران حماسه آفرين در برابر زن حماسي سر فرود مي آوردند و از شهامت و وفاداري و ابداع و اختراعات وي به شگفت مي افتند، زن در جامعه حماسي علاوه برخصوصيات و امتيازاتي كه خود دارد و امتيازاتي كه براي مرد قايل است، امتياز ديگري را نيز به خود مي دهد. در حماسه اين زن است كه براي اظهار عشق و فداكاري، گذشت، خلاقيت، گام پيش مي گذارد، كه اين را شايد بتوان يكي از برجسته ترين ويژگي هاي زنان حماسي دانست و زن با وجود پيشگام بودن در اين امد، به طرز عجيبي جسارت عشق را پاكدامني مي آميزد، زنان شاهنامه با همسران و فرزندان خود،در راهي گام برمي دارند كه بايد به پيروزي نيكي بر بدي منتهي شود، در جامعه حماسي به زن در قالب ها و نقش هاي گوناگون، عاشق، معشوق، همسر، مادر،رزمجو،جنگاور، شرمگين،غدار، و غيره برخوردمي كنيم ولي آنچه در جامعه حماسي ايران ديده نمي شود به چشم نمي آيد،.وجود زن روسپي است و اين امر بازگو كننده سعادت جامعه است، زيرا شيوع و فحشاء و انحرافات جنسي با جدا بودن و در حاشيهقرار گرفتن زن در اجتماع بستگي دارد. زن در جامعه حماسي از جامعه جدا نيست و در حاشيه قرار ندارد، بلكه در متن جامعه است و همراه آن، محو شدن فحشاء در جامعه حماسي كه شايد از پاي بند بودن زنان و مردان به انديشه ها و دستورات و مقررات ديني به دست مي آيد، در اين جامعه زن براي بيان و بازآفريني واقعيت اجتماعي زمان خويش، نقش و رسالت خاصي را به عهده مي گيرد. آري زنان بيان و مفهومي كرداري دارند، زيرا به طور كلي، نظام فكري حماسي، كرداري است،و زن اين گونه به نهاد خود، بعد و جسميت مي دهد و از اين راه جهاني را كه در آن قرار دارد دگرگون يا ويران و يا آباد مي كند، جنگ مي افروزد واين جنگ كشنده كه در آن،زن حماسي نقش دارد خود نيز زاينده كمال است. عصر افتخار آميز در دوران كهن ماندگي(كه خود نياز به پرداخت جداگانه اي دارد)و جامعه حماسي به ما نشان مي دهد كه آنان ازتوانمندي بالايي برخوردار هستند كه استفاده از آن توانمندي ها و حركت ايت فطرت بطن و درون جامعه،دستيابي به جامعه سالم، مترقي و قدرتمند را مهيا مي كند، نبودن فحشاء وجود افتخارات و پيشرفتهاي آن زمان اين نظريه را به اثبات مي رساند. در اين بين نيم نگاهي به آثار و فعاليت هاي صنعتي و نظامي زنان خارج از اين مرز و بوم مي اندازيم. در خارج از محدوده اين آب و خاك نيز شاهد وجود زنان شايسته و والايي هستيم كه نشان دهنده اين موجود فكور هستند، در رابطه با كشف آهن خود انقلابي در صنعت دفاعي به وجود آورده بود پزشك فرعون مصر نيز در سياحت نامه خود از كشوري ياد كرده كه از آهن جهت ابزارهاي دفاعي خود استفاده مي كردند و در حايي در اين كتاب اشاره شده  ساخت اين ابزارها به دست زنان صورت مي گرفته و مردان در جنگ و ستيزها از آنها استفاده مي كردند. در قبل از جنگ جهاني اول بود كه در اروپا، زن به عرصه احتماع صنعتي به عنوان نيروي ارزان و پر كار پا نهاد و بعد در اثر تلاش ها و سياست هاي اعمال شده، زنان توانستند تا حدي به حقوق احتماعي و اقتصادي خود دست يابند. در زمانمهرداد پنجم در منطقه خاصي در شهري به نام شهر زنان، زناني جنگجو بودند و از سلاح هاي خاصي استفاده مي كردند كه خود مخترع و سازنده آن بودند، در نمايان اين زنان، مردي وجود نداشت و ديگر مناطق وكشورها از شنيدن نام اين منطقه و قبيله وحشت مي كردند، چون آنها هر جا كه پا مي گذاشتند و حمله مي كردند، شكستي نداشتند، مورخ مي نويسد:پيروزي اين زنان به دليل ابزارهاي خاص، رشادت ها وتاكتيك هاي مخصوص خودشان بود و زماني كه مهرداد پيجم در محاصره دشمنان داخلي و حملات دشمنان خارجي قرار گرفت، كمك اين قبيله باعث نجات وي تثبيت حكومتش شد، اين مسايل دال بر اين است كه زن مي تواند خوب فكر كند، خوب عمل كند، اراده اي قوي داشته باشد و در دفاع از آزمان ها،پيش از مردان قدم بردارد. اگر باز به تاريخ كهن خود برگرديم و نگاهي به عصر ننگين حرمسرايي بيندازيم، خواهيم ديد
    كه در اثر اسارت گرفتن تفكرات عاليه و و توانمندي هاي حدود نيمي از افراد جامعه، راه انحطاط عظمت و پيشرفت مهيا شد. در دوره هايي كه همه دست نياز به سوي ما دراز كرده بودند ما به جايي قدمگذاشتيم كه خود عاجزانه و با پرداخت حيثيت و آبرو دست تمنا به سوي ديگران دراز كرديم. در اثر اين انحطاط، يوناني ها و رومي ها و همينطور ابر قدرت هاي ديگر ابداعات و اختراعات عزيزان اين آب و خاك را به نام خود و براي خود ثبت و ضبط كردند، مورخ مي نويسد: مس را كه ايرانيان در دوران كهن سنگي كشف كرده و حتي به مضرات اكسيد آن در وجود انسان پي برده بودند بعدها يونانيان سپس رومي ها به نام خودثبت و از آن جهت استثمار ديگران استفاده كردند. در عصر زندگي حرمسرايي، زن به طور كلي از اجتماع سياسي،صنعتي،كشاورزي و اقتصادي آن زمان كنار گذاشته شده و در موارد نادري در حاشيه قرار گرقت.
    در واقع اجتماع حرمسرايي قسمت بزرگي از تاريخ را تيره كرده است. زن حتي جهت رسيدن به يك زندگي بردگي مرفه آن زمان مجبور مي شد به دسايس و حيله هاي مختلف كه گاه به تشنجات و جنگ وستيزهاي درون حرمسرا و خارج از آن منتهي مي شد دست بزند و اين داستان تا ورود نداي رهايي بخش اسلام به ايران ادامه داشت و از آن پس برگ ديگري از تاريخ ورق خورد....

  • رسانه هاي گروهي و تبيين جايگاه زنان ايثارگر

    امروز ، عصر رسانه ها و انفجار اطلاعات نام گرفته و كشورهاي غربي فرهنگ خود را بيش تر از اين طريق تبيين مي كنند. اما در ايران اسلامي مع الاسف توجه به زنان ايثارگر ، كم تر است و دليل اصلي آن نيز آشنا نبودن با اين مقوله است.
    امروز ، عصر رسانه ها و انفجار اطلاعات نام گرفته و كشورهاي غربي فرهنگ خود را بيش تر از اين طريق تبيين مي كنند. اما در ايران اسلامي مع الاسف توجه به زنان ايثارگر ، كم تر است و دليل اصلي آن نيزآشنا نبودن با اين مقوله است. سردبيران و نويسندگان نبايد نگاه جنسيتي به مسائل زنان داشته باشند ؛ اكثر مردان در اين حوزه فعالند و بيش تر به مسائل آقايان مي پردازند و زبان حال آنان ها هستند. تا كنونكاري در خور شأن و ارزش زنان انجام نشده است و موضوع مسكوت مانده ؛ لذا ديدار و نشست مطبوعات با مسئولان اين بخش و انتشار كتب و نشريات ، ضروري و لازم است. در بخش راهكار ؛ مي توانجلساتي با حضور خبرنگاران ، پژوهشگران (مرد و زن) تشكيل داد يعني در طرف مقابل هم نبايد نگاه فمينيستي حاكم باشد ، تا راحت بتوان گفت و گو كرد. گفت و گو آغاز آشنايي و بيان مشكلات و خواسته هاست. در مراكز استانها كه قطعاً كارهاي كم تري انجام شده نمايندگان زنان ايثارگر بايد همان برنامه هاي ارائه شده در مركز را در سطح منطقه ي خود انجام دهند و منتظر نباشند تمام كارها از بالا به آن هاديكته شود ، يا همان مركز اين امور را انجام دهد. در اين صورت موضوع از غربت و مظلوميت خارج شده اين مسائل در جامعه نهادينه مي شود. لذا تلاش بيشتري لازم و مورد نياز است.

  • بررسي آيات و احاديث نبوي و نقش آن در الگو دهي جهاد و شهادت براي بانوان

    مقدمه: جهادالمرأه حسن التبعل ان المرأه ريحانه و ليست بقهرمانه متأسفانه به دليل هجوم فرهنگي دشمن به عقايد ديني مسلمانان و خصوصاً بانوان مسلمان، برخي از آنها نسبت به بعضي در احاديثي كه در مورد زن وجود دارد توجيه نشده اند و گاهي آن را حمل بر ظلم و ستم ميكنند. و اين در حالي است كه وقتي معني حديث شرح داده ميشود مشاهده ميشود كه در همان احاديث از حقوق مضاعف زنان سخن رفته است. اگر با يك ديد اجمالي به موضوع بنگريم، متوجه تفاوتهاي بدني و روحي زيادي بين زن و مرد ميشويم و به ناصحيح بودن اين عقيده كه هيچ تفاوتي بين زن و مرد نيست، و اينكه حقوق آنان نيز بايد مشابه يكديگر باشد پي ميبريم و عدالت زماني برقرار ميشود كه حقوق و وظايف با در نظر گرفتن استعدادها و توانائي ها تعريف شود. سير در احاديث نبوي و احكام شرعي نشان ميدهد كه اسلام زيباترين وجه عدالت را براي زن و مرد و نيكوترين تجليل را كه در همه ملل و مذاهب گوناگون بي سابقه و قطعاً بينظير است را در خصوص زنان بعمل آورده است. در اين مقاله كوتاه ابتدا به چند تفاوت اجرايي زن و مرد و سپس به تفاوت آن دو در خصوص جهاد پرداخته شده است.
    فصل اول: شواهد روايي بر تفاوتهاي اجرايي زن و مرد اينكه گفته ميشود زن و مرد تفاوتهايي دارند اگر با همان بدبيني و سوءظني كه دشمن به وجود آورده نگريسته شود، چنين گمان مي رود كه تفاوت زن با مرد در چيزهايي است كه مرد بطور علاوه و مضاعف دارد و زن از داشتن آنها محروم است. اما با يك ديد صحيح مي بينيم كه، بسياري از كارهايي كه بر دوش زنان است، به دليل ضعف و ناتواني مردان در انجام آنهاست كه به آنها محول نشده و بحث از ضعف و ناتواني زن در جايي است كه دستگاه خلقت او را براي ان كارها نيافريده و خارج از وظيفه اوست. دستگاه آفرينش بيسار با دقت عمل كرده و تمام نيازهاي انسانها را برآورده اما به طوري كه به يكديگر وابسته بوده و محتاج به هم باشند تا زندگي اجتماعي را برقرار كنند. لذا هيچ مادري نيست كه بتواند نيازهاي فرزندش را هم از حيث مادري و هم از حيث پدري بطور كامل تأمين كند و هيچ پدري هم نيست كه بتواند چنين كند و اين تفاوت براي اينست كه زن و مرد وجود خود را با يكديگر تكميل كنند و در سايه يكديگر به آرامش و آسايش روحي برسند كه: هوالذي خلقكم من نفس واحده و جعل منها زوجها ليسكن اليها به گفته يكي از دانشمندان اينجا بحث تخصص در كار است نه تفاوت، زيرا هر كسي را بهر كاري ساختند . و چه زيبا امام علي به فرزندش امام حسن درباره رفتار فرزند با زنان ميفرمايد: ولا تملك المرأه من امرها ما جوز نفسها فان المرأه ريحانه و ليست بقهرمانه . به زن بيش از آنچه تحمل آنرا ندارد كار مده و كاري را كه به او ربطي ندارد واگذار مكن و او را بر اموري كه انجام آن از حدود قدرت و توانايي او بيرون است مسلط ننما زيرا زن گلي است خوشبو، نه كارفرما و مقاومت كارهاي مردان را ندارد. اين كمال لطف و محبت الهي و اوج عدالت اسلامي به زنان است كه در كلام مولاي متقيان موج ميزند به نحوي كه زنان را از كارهاي سخت خارج خانه كه تحمل زياد در برابر ناكامي ها و شكستهاي ناشي از مشكلات و معضلات زندگي را مي طلبد، معاف ساخته و در عوض به او چونان گلي خوشبو كه داراي روحي لطيف و پرعاطفه ميباشد نگريسته شده و وظايفي مناسب با اين روحيات از او خواسته شده، چنانكه تربيت فرزند كه حوصله و تحمل زيادي مي طلبد به او واگذار شده، چرا كه براي پروراندن تمايلات روحي كودك معصوم سازگارتر يافته شده است. خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: الذي اعطي كل شي خلقه ثم هدي از آنجا كه خدا به هر چيزي خلقت خود او را داده و سپس در مقام هدايت آن درآمده معلوم مي شود پروردگار خلقت و آفرينش اشياء را با هم متفاوت قرار داده پس هدايت آنها نيز بايد از راه هاي متفاوتي حاصل شود كه البته خود خداوند متعال به اين راه ها آگاه تر است. بطور مثال در خصوص زن و مرد ميداند كه از هر كدام بنا به خلقت متفاوتشان چه بخواهد و چگونه آنها را تا رسيدن به كمال هدايت كند. يكي از مسايلي كه اين تفاوت را نشان داده و ذهن بعضي را به خود مشغول داشته است اين است كه: چرا زنان بايد شش سال زودتر از مردان مكلف به انجام وظايف شرعي شوند؟ ممكن است تصور شود كه بلوغ نوعي تكليف به امور سخت و سنگين است، در حالي كه در اين حكم به وضوح حقوق مضاعف زنان مشاهده مي شود زيرا مي بينيم دين اسلام عنايت خاصي به زن داشته كه او را زودتر از مرد مشرف به درگاه حق نموده است. حضرت استاد آيت الله جوادي آملي در اين خصوص ميفرمايد: اين شش سال زودتر مكلف شدن نه براي آن است كه زن ناقص، بلكه براي آن است كه زن ريحانه است و اين گل فقط بايد به دست باغبان باشد و باغبان اين گل فقط عترت و قرآن و ذات اقدس اله است. درست است كه باغبان هر انساني خدا است و الله انبتكم من الارض نباتاً خداست كه شما را مانند گياهي مي روياند. منتهي همان باغباني بهتر ميداند كه كدام گل را بهتر و زودتر از ديگر گلها بايد حفظ كرد. كدام نهال را بيشتر بايد پذيرايي كرد. اين پذيرايي ويژه الهي نشانه عظمت زن است. اين ديد صحيح و بسيار زيبا كه پرده از واقعيت عطوف و مهرانگيز احكام اسلامي برميدارد تنها در سايه خوشبين بودن به احكام و واقعنگر بون انسان حاصل ميشود و ميبينيم كه اين ديد صحيح چقدر به زن عزت و عظمت ميدهد. روايت ديگري كه مي تواند ما را در شناخت تفاوت و شناخت وظيفه ياري كند اين حديث شريف علوي است كه ميفرمايد: عقول النساء في جمالهن و جمال الرجال في عقولهم معني حديث اين است كه: عقل زن در جمال او و جمال مرد در عقل اوست. شايد اگر فقط به همين شكل به اين حديث بنگريم دچار شبهه شده و گمان كنيم كه به شخصيت زن توهين شده، اما لازم است براي دانستن شرح و تفسير آن به عالم كامل و عارف واصلي چون حضرت آيت الله جوادي آملي مراجعه كنيم. ايشان ميفرمايند: زيور جان آدمي به ايمان است نه چيز ديگر چنانكه خداي سبحان فرمود: حبب اليكم الايمان و زينه في قلوبكم ... از حديث شريف علوي كه فرمود عقول... ميتوان معني دستوري فهميد نه معناي وصفي، يعني منظور آن نباشد كه حديث شريف در توصيف دو صنف از انسان باشد كه عقل زن در جمال او خلاصه شود و جنبه سرزنش داشته باشد و جمال مرد در عقل او تعبيه شود و عنوان ستايش بگيرد. بلكه ممكن است معني آن دستور، يا وصف سازنده باشد. به بيان ديگر، زن موظف است و يا مي تواند عقل و انديشه انساني خود را در ظرافت عاطفه، و زيبايي گفتار و كيفيت محاوره و نحوه برخورد و نظاير آن ارائه دهد. چنانكه مرد موظف است و مي تواند هنر خود را در انديشه انساني و تفكر عقلاني خويش متجلي سازد... گاه در روايات و احاديث به موارد مشابه برمي خوريم كه همه را مي توان به همين منوال تفسير نمود. اكنون كه متوجه تفاوت هاي زن و مرد در مسايل مختلف شديم پذيرفتن اين نكته كه جهاد زن و مرد هم مي تواند با هم متفاوت باشد سهل است. لذا در بخش دوم به تفاوت جهاد زن و مرد مي پردازيم. انشاءالله.
     فصل دوم: تفاوت زن و مرد در خصوص جهاد در باب فضيلت جهاد سخن بيش از آنست كه به شماره آيد و اجر و پاداش آن، چه در قرآن و چه در احاديث به اندازه اي معرفي شده كه شايد كمترين عملي با آن برابري كند. به طور مثال در قرآن كريم آمده: لا يستوي القاعدون من المؤمنين غير اولي الضرر و المجاهدون في سبيل الله باموالهم و انفسهم فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم علي القاعدين درجه و كلا وعدالله الحسن و فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً . احساس ميشود بانوان مسلمان از اين همه فضيلت و اين اجر عظيم محروم مانده اند و جهاد اختصاص به مردان يافته است. زيرا گاه زنان توانايي انجام اين كار را ندارند و يا ممكن است با رفتن به چنين ميداني بعضي شؤونات رعايت نشود و بعضاً ممكن است خلائي در زندگي مسلمانان به وجود آيد. زيرا اگر هم زن و هم مرد خانه و كاشانه را رها كرده به ميدان بروند فرزندان بيسرپرست مانده و كارهاي زندگي معطل ميماند و باعث كمبودها و معضلات متعددي ميشود كه شايد هرگز آن نقص ها و كمبودها جبران نشود و چون خانواده جامعه اي كوچك و اساس جامعه انساني است و يك جامعه بزرگ از همين كانونهاي انسانساز و نسل پرور به وجود ميآيد مسلماً اين خلل و كمبودها نه تنها بر كانون خانواده اثر ميگذارد بلكه تمام جامعه بزرگ اسلامي دچار نقص و تشويق خواهد شد. اگر زن و مرد هر دو در جبهه جهاد به شهادت برسند جامعه اي ميماند با اطفالي كه قادر به حفظ خودشان نيستند چه رسد به اينكه جامعه را سرپا نگه دارند. و يا حتي حضور در اين ميدان قتال و جهاد را روحيه بسياري از زنان سازگار نيست، در عين حال اگر جهاد امر مستحب و پر اجري براي زن شمرده شود بسياري از بانوان گرامي تمايل زيادي به حضور در آن صحنه پيدا مي كنند و بدون در نظر گرفتن شرايط روحي و جسمي خود با اشتياق فراوان به جبهه هاي جنگ رفته و چه بسا زمينه ساز مشكلاتي براي خود و ديگران شوند. اما روايات ديگري وجود دارد كه جهاد را براي زن لازم ميداند ولي اين جهاد نيز همچون مسايل ديگري كه از نظر اجرا در مورد زن و مرد فرق مي كرد، شكل ظاهرش متفاوت، ولي اجر و پاداش آن نزد پروردگار متعال به يك اندازه است دليل ما بر اثبات اين مدعا اين حديث شريف است كه از رسول خا نقل شده است كه اسماء، دختر يزيد انصاري به نمايندگي از طرف زنان به نزد آن حضرت آمد و عرض كرد: شما از جانب خدا به سوي همه مردم چه زن و چه مرد مبعوث شده ايد و ما زنان به شما و خداي شما ايمان آورده ايم. ما زنان در خانه هاي خود نشسته و حاجت جنسي شما را برآورده، فرزندانتان را در رحم خويش مي پروردانيم و از آن سو شما مردان را ميبينيم كه كارهاي مقدس و پراجري مانند نماز جمعه و جماعت و تشيع جنازه و عيادت بيماران و حج مكرر و از همه بالاتر جهاد در راه خدا به شما اختصاص يافته و ما بهره اي از آن نداريم در صورتيكه وقتي يك مرد به حج يا عمره يا جهاد در راه خدا مي رود ما زنان هستيم كه اموالشان را نگهداري مي كنيم و براي جامعه هاي آنان تخريسي مي كنيم و فرزندانشان را تربيت مي كنيم، پس چگونه است كه ما در اين كارهاي پراجر و مقدس با مردان شريك نيستيم؟ رسول خدا نگاهي به اصحاب خود كرده فرمودند: آيا تاكنون از هيچ زني سوالي به اين زيبايي شنيده بوديد كه در كار دين خود كرده باشد. اصحاب عرض كردند: گمان نداريم اين سوال از خود اين زن باشد. رسول خدا رو به اسماء كرده فرمودند: آنچه مي گويم به خوبي فهم كن و در خاطرت بسپار و به زنان ديگر بگو: ان حسن التبعل المرأه لزوجها و طلبها مرضاته و اتباعها بعدل ذالك كله ؛ به راستي اگر زن خوب شوهرداري كند و درصدد جلب رضايت و خشنودي او باشد اجر و پاداش او معادل است با همه كارهايي كه مردان انجام مي دهند. بعد از شنيدن اين جواب زيبا از حضرت ختمي مرتبت كه هيچ سخني را از جانب خود به زبان نمي آورد بلكه هر چه مي گويد از وحي است، جا براي هيچ سخن ديگري باقي نمي ماند و راه بر هر اعتراضي بسته مي شود. زيرا ما به واقع به دنبال خشنودي و رضاي خداي تبارك و تعالي مي باشيم و بيشترين سعي ما بايد د رجهت آنچه خداوند از ما مي خواهد باشد و ديگر فرقي نمي كند كه اين جلب رضاي پروردگار از چه راهي باشد. البته تنها نكته مهم اين است كه راه انتخاب شده همان راهي باشد كه مطابق خواست خداست، چيزي كه مهم است باطن عمل و نيت پاك است و اين دو جهاد اگر از نظر ظاهري با هم فرق مي كنند و دو شكل كاملاً متفاوت دارند اما از نظر باطن و نيت و اجر و پاداش مساوي هستند و اين چيزي نيست ما آن را ادعا كنيم بلكه سخن گرانقدر حضرت رسول به آن دلالت مي كند كه به اسماء سفارش شده به زنان ديگر نيز گفته شود. لذا اين يك قاعده عمومي است نه فقط يك اقناع ظاهري و مسكوت كردن آن زن كه چنين نسبتي به رسول اكرم روا نمي باشد. اما اين دو شكل متفاوت هم بي دليل به وجود نيامده بلكه به دليل دو نياز اساسي مختلف در جامعه يعني: 1. مقاتله با كفار در ميدان جنگ و ... 2. حفظ خانه و زندگي و تربيت فرزندان يا همان نسل آينده اين دو روحيه متفاوت و دو توانائي مختلف براساس برآوردن يك نياز جامعه به وجود آمده است به سخن بهتر هر كدام از اين دو توانائي و روحيه بر يك نياز اساسي منطبق است. نقش زنان در حفظ و پاسداري خانه و انتقال ارزشهاي فرهنگي: اما اينكه چرا تقسيم كار به اين شكل باشد هم در فصل قبل و هم در عبارات بالا كاملا روشن است. اينكه مادري به فرزند خود فرهنگ جهاد و مبارزه عليه باطل را بياموزد و او را براي رفتن به جبهه جنگ و شهادت با روش هايي كه غير خود او كسي نمي داند تشويق كند، كم ارزش نيست. در واقع اگر فرزند در ميدان جنگ از جان خود مي گذرد مادر قبل از او، از جان فرزندش كه بي مبالغه آن را از جان خود بيشتر دوست مي دارد گذشته و او حقيقتاً جهاد اكبر انجام داده است. چرا كه او سختي هاي پس از بي سرپرست شدن و بي فرزند ماندن را قبل از آنكه مرد به جبهه رود بر خود هموار كرده است. او در خانه مي ماند تا زندگي همسرش سر و سامان دهد. او مي تواند با ايجاد يك محيط فرهنگي در خانه خود، نيروهاي انساني با فرهنگ و والايي را براي جهاد و مقاتله و هم براي جهاد اكبر پرورش دهد و از اينجاست كه حقيقتاً متوجه مي شويم: از دامن زن مرد به معراج ميرود. نقش زنان در پشت جبهه: آنچه تا يانجا گفته شد، در واقع مهمترين وظيفه زن و بالاترين جهاد اوست كه در تمام دوران حياتش با آن روبروست. يعني چه جنگي برپا باشد و ه نباشد او بايد به اين وظايف كه در واقع جهاد او شناخته شده خوب عمل كند اما اين دليل بر آن نيست كه حتي در وقت اضطرار هم در خانه بماند و پا فراتر از آن وظايف نگذارد چنانكه جهاد دفاعي بر زن و مرد و پير و جون واجب است يعني وقتي خانه و كاشانه و ميهن مسلمانان در معرض خطر باشد و بيم از بين رفتن جامعه اسلامي ميرود طبق احكام اسلام، زن نمي تواند در خانه بماند به گمان اينكه وظيفه او تنها خوب همسرداري كردن و تربيت فرزن مي باشد بلكه با آن هجومي كه به مسلمانان شده بيم آن مي رود كه اصلاً خانه و زندگي براي مسلمانان باقي نماند تا زن بخواهد به وظايفش در آن عمل كند. لذا اين خيال باطل و اميد به آينده نامطمئن بيجاست. بلكه از نظر عقلاني هم چنين است كه ابتدا زن و مرد با جهاد و مبارزه به دفاع از خانه خود بپردازند و آنرا حفظ كنند و از چنگال دشمن به درآورند، سپس هر كس به وظايف خود بپردازد. آنچه بر آن بسيار تأكيد شد اين بود كه خداوند خارج از توان او چيزي نخواسته تكليفي مالايطاق بر او نكرده و هم به دليل نيازهاي موجود ديگر كه زن از عهده آنها بهتر برميآيد و امكان اينكه بعضي شؤونات رعايت نشود چنين تكليفي به گردنش نيامده است. لذا زنان ميتوانند با رعايت اين اصول به سيره حضرت زهرا كه در پشت جبهه خدماتي انجام ميدادهاند اقتدا كنند و به پيشبرد اهداف جهاد كمك كنند. نكته ديگري كه شايان ذكر است اينكه شكل جهاد محدود بر همين مواردي كه ما بر شمرديم نيست و شايد حسن التبعل كه در روايات نبوي مشاهده ميشود بزرگترين، اصليترين و مهمترين جهاد زن باشد.

  • قرآن و نقش مادر در تربيت جوانان‏ - بررسي چهره‏هاي جوان در قرآن

    از مسائل مورد ابتلا، چگونگي برخورد با جوان براي تأثيرپذيري بيشتر مي باشد. هر كسي راه و روشي پيشنهاد مي كند و به گونه اي مي خواهد با جوان تعامل و برخورد داشته باشد، اما كدام راه صحيح است و ملاك راه صحيح چيست. اين گونه پرسش ها معمولاً مورد غفلت واقع مي شود و اگر كساني بخواهند راه صحيح يا بهتر را بيابند، به تجربه، آزمايش و آمارگيري متوسل مي شوند. اما بي نقص بودن اين گونه راهها مورد ترديد مي باشد و حتي گاهي مي +توان در درستي آنها مناقشه كرد؛ زيرا جوان مانند يك شي ء بي جان آزمايشگاهي نيست و صحنه اجتماع آزمايشگاه نيست.
    از مسائل مورد ابتلا، چگونگي برخورد با جوان براي تأثيرپذيري بيشتر مي باشد. هر كسي راه و روشي پيشنهاد مي كند و به گونه اي مي خواهد با جوان تعامل و برخورد داشته باشد، اما كدام راه صحيح است و ملاك راه صحيح چيست. اين گونه پرسش ها معمولاً مورد غفلت واقع مي شود و اگر كساني بخواهند راه صحيح يا بهتر را بيابند، به تجربه، آزمايش و آمارگيري متوسل مي شوند. اما بي ;نقص بودن اين گونه راهها مورد ترديد مي ;باشد و حتي گاهي مي توان در درستي آنها مناقشه كرد؛ زيرا جوان مانند يك شي ء بي ;جان آزمايشگاهي نيست و صحنه اجتماع آزمايشگاه نيست. در آزمايشگاه تمامي عناصر، ابزار و اشياي مورد آزمايش در اختيار آزمايشگر است اما اشيااختياري ندارند، بنابراين آزمايشگر با ثابت قرار دادن آنها به جز يكي، ميزان تأثير و تغييرات آن را اندازه گيري مي ;كند يا سپس امر ديگري را متغيّر و بقيه را ثابت نگه مي دارد و ... اما در اجتماع اوّلاً شرايط و اوضاع به اختيار آزمايشگر نمي باشد؛ ثانياً جوان از امور گوناگون اطراف خود، آن گونه كه مي خواهد اثر مي پذيرد يا براطراف اثر مي گذارد. نيز اراده، تصميم، عاطفه، احساس، گذشته خانوادگي و تاريخي، خوراك، پوشاك وي و ... در تشخيص و تعيين مسير او و چگونگي تصميمش نقش دارد. اين همه، قابل اندازه گيري، كنترل و نسبت سنجي نمي باشد. بنابراين پيدا كردن روش و قانون مناسب براي برخورد با جوان، از اين راه، ناقص و حتي ناصحيحمي نمايد. راه ديگري كه مي توان پيمود و راحت تر از راه قبلي است و نتايج آن كم نقص تر مي نمايد، همچنين براي ما مسلمانان جاذبه دارتر است، بررسي ميزان تربيت   وان هاي مطرح شده در قرآن و شاخص هاي تربيتي و تعيين مقدار تأثير هر يك از آنها بر جوان مي باشد. اين راه براي ما راحت است زيرا قرآن آن را مطرح ساخته، با مطالعه آيات در باره جوان مي توان به آن رسيد. مردم نيز با توجه به اعتقاداتشان، براي پذيرش اين راه و روش، آمادگي بيشتري دارند. چنان كه نتيجه پيمودن اين راه مورد قبول مسلمانان مي باشد زيرا همه اتفاق نظر دارند قرآن، كتاب هدايت و تربيت است. از سوي ديگر امكانات پيمودن اين راه فراهم است زيرا تفاسير گوناگون وجود دارد و بالاخره پيمودن اين راه لازم و حياتي است چون از يك طرف، با جوانان برخورد داريم و هر فردي دوست دارد ثمره وجودي و اميد و آينده خود را، به بهترين نحو تربيت كند. از سوي ديگر چون مسلمان و ديندار هستيم موظفيم قرآن را بشناسيم و با آن برخورد مثبت داشته باشيم. نيز چون قرآن را معجزه جاويد مي دانيم وكتابي كه از پيش رو و پشت سرش باطل نمي آيد (1) و فرستنده آن خالق انسان هاست، اطمينان داريم كه آن كتاب به ما بهترين راه هدايت را مي نماياند و ما را به سرمنزل مطلوب سوق مي دهد. بنابراين، راه و روش قرآن ما را از راههاي ديگران بي ;نياز مي كند و حتي قابل ارائه به ديگران براي تربيت جوانان مي باشد. قرآن سرگذشت جوان هاي متعددي را مطرح ساخته و به ابعاد گوناگون تربيتي هر يك پرداخته است. از جواني كه گوش به فرمان پدر و مربي خويش بود و هر خواسته پدر را قبول مي كرد و بر خواسته خود مقدّم مي داشت تا جواني كه به هيچ نحو گوش به سخنان پدر نمي داد و حتي در سخت ترين وضع و هنگامي كه آثار عذاب الهي ظاهر شده بود، باز برراه و روش باطل خود اصرار مي كرد و بالاخره به هلاكت رسيد. نيز از جواني كه در بهترين محيط رشد و نمو كرد تا جواني كه در بدترين محيط از نظر اعتقادي به سر برد. از جواني كه بيشترين امكانات را در اختيار داشت و سرانجام همه آنها را از دست داد تا جواني كه هيچ امكاناتي نداشت و كم كم آنها را به دست آورد. از جوانيكه ... . داستان پسر حضرت نوح(ع) فرزند نوح از بهترين امكانات هدايتي برخوردار بود ولي به سخنان پدر گوش نداد و نصيحت ها و راهنمايي هاي او را به هيچ انگاشت و در نافرماني، از همگان گوي سبقت را ربود حتي تبليغ نهصد و پنجاه ساله پدرش سودي نبخشيد. داستان او چنين است: نفرين نوح به قومش، دستور يافتن براي ساختن كشتي، سوار كردن مؤمنان بر آن، آوردن دو جفت از هر حيواني، بارش باران هاي سيل آسا از آسمان، جوشيدن آب فراوان از زمين، به گونه اي كه آب همه جا را فرا گرفت و موجب شد كشتي كه در محلي دور از دريا قرار داشت، روي آب قرار گرفت، به گونه اي كه براي هر كسي آثار غضب خداوند محسوس بود. حضرت نوح با التماس از فرزندش كه متحيرانه كناري ايستاده بود، خواست كه به كشتي آيد و نجات يابد ولي لجبازي، تعصب و جاهليت پسر، حتي در آن هنگام به او اجازه نداد بر كشتي سوار شود بلكه با بيان به كوهي پناه مي برم تا از آب پناهم دهد (2)، اوج لجبازي و حق ناپذيري خود را به نمايش گذاشت. پدر دلسوخته سال ها رنج تبليغ ونصيحت را به جان خريده بود و علاوه بر انجام وظيفه الهي، عاطفه پدري ايجاب مي كرد فرزند را نصيحت كند. آن زمان نيز احساس كرد كه در آخرين لحظه به او گوشزد كند امروز، روز ديگري است و هيچ چيز نمي تواند مانع عذاب الهي شود. به همين جهت به فرزندش گفت: در برابر فرمان خدا، امروز نگهدارنده اي نيست مگراينكه خداوند به كسي رحم كند (3) ولي او به آخرين نصيحت پدر اعتنايي نكرد و موجي بين پدر و پسر فاصله شد و او را از پدر جدا ساخت و بالاخره غرق گرديد. نكته ها و پرسش ها 1- حضرت نوح از پيامبران اولوالعزم است و همچون بقيه پيامبران در انجام وظايف تبليغي كوشش كرده و راه كاستي يا خطا را نپيموده است، چنان كه طولاني ترين مدت را در راه تبليغ صرف كرده، خداوند در هيچ جا از شيوه تبليغ يا كم كاري يا كم صبري  اش انتقاد نكرده، اگر چه از عجول بودن حضرت يونس ياد كرده است.(4) اين نشان مي دهد كه ميزان و شيوه تبليغ حضرت نوح كاملاً مورد تأييد خداوند بود. 2- پس از اطمينان يافتن حضرت نوح از اينكه قوم، خويشان و حتي زن وفرزندش به او ايمان نمي آورند و آن مردمان و حتي نسل هاي بعد جز پليدكار و ناسپاس(5) نخواهند بود، تقاضاي عذاب كرد ولي خداوند به سرعت آنان را عذاب نكرد و براي هدايت شدن، فرصت هاي زيادي در اختيارشان گذاشت. ساختن كشتي كه با توجه به عده كم مؤمنان زمان زيادي طول كشيد، سوار كردن هر نوع حيوان، كه وقتزيادي مي طلبيد، بارش تدريجي باران و جوشش آب از زمين كه تا جمع شدن آنها و پر شدن نهرها و جويبارها و جاري شدن در سطح زمين و بالا آمدن زير كشتي نيز مدت زماني طول مي كشيد، همه براي اين بود كه اگر كمترين امكاني براي هدايت شدن كسي وجود دارد شكوفا شود و به راه راست روي آورد ولي پسر نوح و دوستان وهم  مسلكانش ايمان نياوردند بلكه به لجبازي ادامه دادند. 3- حضرت نوح به مقتضاي اينكه پيامبر اولوالعزم و دلسوز فرزندش بود، حتماً او را ارشاد و نصيحت كرده و از همه شگردها براي هدايت او بهره برده بود. از سخنان آخر او مي ;توان فهميد كه در طول عمر از زبان محبت آميز استفاده نموده و خواستار هدايت وي بوده است. چرااين همه زحمت طاقت فرسا و نصايح پدرانه و محبت آميز، حتي ديدن نشانه هاي عذاب الهي، تأثيري در پسر نگذاشت و او به راه و روش پدر كه روشي عقل پسند و مطابق فطرت بود متمايل نگشت؟ چند پاسخ مطرح است: 1- فرزند حضرت نوح(ع) ذاتاً فاسد بود و چون از ريشه، و از نظر ژنتيكي يا وراثتي مشكل داشت، نمي  توانست راهزاده گرگ شود گرچه با آدمي بزرگ شود به اصطلاحِ روايات، او طينت سجّيني (جهنمي) داشته و واقع شدن او در خانه پيامبر خدا از اين طينت نكاسته بود. 2- فرزند حضرت نوح داراي طينتي پاك وخوب بود ولي چون محيط زندگي او پر از فساد بود و مادر و خويشاوندان و همسايگان، همه كافر و مخالف حضرت نوح بودند، محيط زندگي بر او اثر كرد و طينت خوب او را از بين برد و وي را به عنصري نامطلوب بلكه لجوج و كافر تبديل كرد. 3- عوامل ژنتيكي و محيطي هر دو دست به دست هم داده، عزمِ پسر بر پيمودن مسير ضلالت، بر آنها افزون گشته، موجودي بسيار لجوج و عنود به بار آورد. به نظر ما تنها احتمال سوم، با واقع و آيات تطبيق دارد و احتمال هاي ديگر ناقص يا باطل است. احتمال اوّل كامل نيست زيرا حضرت نوح پيامبر الهي و داراي جسم و روحي سالم بود و هيچ يك از آبا و نياكان پيامبران به كفر و شرك و پليدي آلوده نبودند.
    چون فرزند، از صلب حضرت نوح بود نمي توانست ذاتاً پليد و منحرف باشد، چنان كه بعداً معلوم خواهد شد ژن و وراثت زمينه ساز است نه مجبورساز. مي توان گفت: چون فرزندان، حامل برآيند تعامل ژن هاي زن و مرد هستند و زن حضرت نوح از نظر اعتقادي و روحي داراي مشكل بود، آن ويژگي هاي روحي مادر در فرزند، بروزبيشتري داشت. احتمال دوم، كامل نيست زيرا محيط، هر چند فاسد باشد ولي نقش و عليّت تام و كامل در انحراف انسان ندارد. انسان با هر موجود طبيعي ديگر اين تفاوت را دارد كه مقهور كامل شرايط، جوّ و وراثت نيست. وي مي تواند در مقابل مشكلات، تصميم مخالف بگيرد و بر خلاف مسير حركت كند، هر چند به سختي در هم بشكند. حضرت موسي(ع) در كاخ فرعون رشد و نمو كرد(6) ولي فطرت حق خواهي، حق جويي و ياور مظلوم بودنش، از بين نرفت.(7) حضرت يوسف در خانه عزيز مصر بزرگ شد ولي خوي و روش آنان را نپذيرفت و بر راه حق اصرار ورزيد. پسر نوح از مادري خوب و مؤمن بهره  مند نبود. حال نقش اين تفاوت در عزم و اراده و تصميم هاي غلط او چقدر مؤثر بود، در ادامه روشن خواهد شد. نيروهاي مؤثر بر انسان دانشمندان، در مورد نيروهاي تأثيرگذار بر انسان نظرهاي گوناگون و متفاوتي مي دهند. گروهي مي گويند ژنتيك، مهم ترين عامل بلكه تنها عامل سعادت يا شقاوت فرد است. همان گونه كه ويژگي هاي جسمي والدين به فرزند منتقل مي شود و به طورطبيعي فرزند راهي براي فرار از تأثير ژن ها ندارد، خصوصيات روحي نظير شجاعت، سخاوت، حق طلبي و تجاوزگري وراثتي است و از آن، راه فراري وجود ندارد.(8) اين گروه به احاديثي نظير السعيدُ سعيدٌ في بطن اُمّه و الشقيُّ مَن شقي في بطن اُمه ، تمسك مي كنند و همه چيز را تابع و مقهور وراثت مي دانند. از اين گروه پرسيده
    مي شود: پس اولين انسان ها چگونه با هم متفاوت شدند؟! گروه ديگري در مقابل گروه اوّل قرار دارند و نقش ژنتيك را تقريباً صفر مي دانند و تمامي تأثيرات را از تربيت و محيط مي دانند. اينان اعلام مي كنند كه چند بچه را به ما بسپاريد و هر چه خواستيد، به شما تحويل مي دهيم: دانشمند، دزد، جنايتكار و ... . به نظر مي رسد هر دو گروه،انسان را آن گونه كه بايسته است، نشناخته اند و هر يك با يك چشم به انسان نگريسته و تنها يكي از ابعاد وي را ديده اند. اگر به دقت به انسان مي نگريستند، معلوم مي گشت كه هر دو عامل در سرنوشت انسان دخالت دارد ولي دخالت هيچ يك كامل نيست. نقش عزم و اراده خيال نشود اگر با دو چشم (وراثت و محيط) به انسان نظر شود
    كار تمام است؛ يعني نبايد تصور شود برآيند ژنتيك و تربيت، علت تامه براي سرنوشت انسان مي باشد و آدمي چون جسمي آزمايشگاهي است كه دو نيرو بر آن وارد مي شود و برآيند آن تغيير ايجاد مي كند. بايد دانست چشم قوي تر و دقيق تري نياز است تا نقش عزم و اراده را تعيين كند زيرا عزم و اراده، در عرض و هم رديف محيط و وراثت نيست تا مثلاً تأثير هر يك را حدود سي و سه درصد بدانيم يا نقش اراده كمي برتر از آن دو نيست تا تأثير آن دو را شصت درصد و نقش اراده را چهل درصد بدانيم. اراده، عزم و نيّت، در طول عوامل وراثتي و محيطي است و آنها تنها نقش زمينه ساز و مددكار را بازي مي كنند و انسان است كه تصميم مي گيرد و راه و روشي رابرمي گزيند و از آنها استفاده لازم را مي برد. در امور روحاني، تربيتي، رفتاري و ... تنها نيّت و عزم انسان است كه تمام موضوع مي باشد و به امور ديگر خط و جهت مي دهد. اگر گاهي ديده مي شود كه اراده تحت تأثير محيط يا وراثت قرار مي گيرد، در اثر بي توجهي به نيّت و كم انگاشتن تأثير آن است، نه اينكه نيروي اراده و عزم كمباشد و مغلوب وراثت يا محيط شود. در قسمت جسمي و مادي چون عالَم ماده داراي تنگنا و مزاحم ها مي باشد، وراثت مستقيماً تأثير مي كند و اراده نمي تواند از تأثير آن بكاهد. بنابراين پدر و مادرِ داراي بيماري هاي جسمي، فرزند بيمار به وجود مي آورند و عزم و اراده پدر و مادر يا فرزند نمي تواند از انتقال بيماري جلوگيري كند. باز به جهت تنگناها و مزاحم ها، عوامل محيطي بر جسم اثر مي گذارد و بچه اي كه از سوء تغذيه رنج مي برد داراي بدني ضعيف و بيمار مي باشد و نمي تواند داراي هيكلي مناسب و موزون گردد. در معنويات، عواطف و راههاي سعادت و شقاوت، از آن رو كه جسم و جسميّت نقش چنداني ندارد و تنگناهاي مادي موجود نيست، اراده و عزم، نقش خود را كاملاً مي تواند ايفا كند. قرآن كريم مثال هايي مي آورد كه نشان مي دهد افرادي توانسته اند بُعد شقاوت و بدبختي را تا آخرين حد بپيمايند. در بُعد سعادت نيز همين طور است. فرزند نوح زمينه هاي محيطي و ژنتيكي مناسب را داشت، با اين حال منحرف شد، به گونه اي كه قرآن به جاي اينكه او را بدكار بداند، وي را مجسمه بدكارييا اساساً كارِ بد مي داند: اِنَّه عمل غير صالح؛(9) او عمل غير صالح است. پسر نوح آنقدر بدكاره بود كه جرثومه فساد و بدكاري شد و آنقدر بدكاري را ادامه داد تا از جرثومه گذشته، خودِ كار بد شد، و اين حكايتگر نهايت شقاوت و بدبختي انسان است. اسماعيل فرزند ابراهيم عليهماالسلام مثال ديگر از قرآن در مورد فرزندي كه كاملاً راه هدايت يافته، مطيع پدر و مادر بود و نسبت به آنان حرف شنوي داشت، حضرت اسماعيل است. خداوند وي را در پيري نصيب حضرت ابراهيم نمود.(10) وقتي پدري تا اواخر عمر فرزندي نداشته باشد و معجزه آسا بچه دار شود، طبعاً بايد بچه لوس، بي تربيت و نازپرورده باشد و در همه جا حرف و خواسته او مهم ترین چيز جلوه كند و اراده اش بر اراده همه غلبه داشته باشد ولي چنين نبود و اسماعيل نخواست راه ناصواب يا باطل را طي كند. در دوران شيرخوارگي، پدر، مأمور شد او و مادرش را در بياباني بدون آب و آباداني رها سازد.(11) در دوراني كه كودك بيشترين نياز را به ياري پدر داشت، از چنين الطافي محروم شد. اما به طورمعجزه آسا، در آن محيط خشك و سوزان، با جوشيدن آب زمزم، از تشنگي نجات يافت. قبيله هايي كه در بيابان دنبال آب مي گشتند و از نشست و برخاست پرندگان، جاي آب را تشخيص مي دادند، آنجا را يافتند و با دادن نان و غذا به بچه و مادرش، از آب بهره مند شدند. بدين گونه اسماعيل از گرفتاري و گرسنگي نجات يافت تا كم كمرشد كرد، اما همچون هر بچه ديگر كمبود پدر را در زندگي حس مي كرد. در اين هنگام پدرش حضرت ابراهيم(ع) آمد و از او خواست در ساختن خانه خدا به او كمك كند. او نيز چنين كرد.(12) وقتي بزرگ تر شد و مردي گرديد كه مي توانست همتاي پدر به كار بپردازد، پدر گفت: در خواب ديده كه وي را سر مي بُرد! پسر به راحتي باانجام اين خواب موافقت كرد و خود را براي ذبح شدن آماده ساخت و صبور و موفق بودن در اين امتحان را از خداوند درخواست ها و پرسش  ها 1- به حضرت ابراهيم و امتحانات سختي كه خداوند ازاو گرفت و وي در همه موفق شد، نمي پردازيم. تنهابه همين مطلب بسنده مي كنيم كه تصميم به گذاشتن زن و فرزند در بيابان يا ذبحِ فرزند، از امتحاناتي بود كه حضرتش به آنها دستور يافت. حضرت اسماعيل در مقابل اين تصميم ها تسليم بود. او در كودكي كه زبان اعتراض نداشت و در بزرگي كه مي توانست اعتراض كند، هيچ گاه به پدر اعتراض نكرد كه چرا مرا در بيابانِ بدون آب و آباداني رها ساختي! نيز به پدر اعتراض نكرد كه چه خدمتي به من كرده اي كه اكنون انتظار داري در ساخت خانه خدا به تو كمك كنم؛ چنان كه از پدر نخواست نزد وي در مكه بماند يا نخواست همراه پدر به فلسطين، محل سكونت پدر برود. هر از چندگاهي كه پدر به ديدن او ومادرش مي رفت، ابراز رضايت مي كردند و اعتراض نمي نمودند يا درخواستي نمي كردند.(14) اين نشان از روحيه عالي، احترام به پدر و تسليم محض بودن مي نمايد. 2- حضرت ابراهيم از روحيه عالي فرزند خبر داشت. به همين جهت خواب خود را با او در ميان گذاشت و گرنه، بايد با نقشه اي او را غافلگير مي كرد تا خواب خود را اجرانمايد. 3- حضرت اسماعيل مي توانست با تشكيك در حجيّت خواب، خود را از خطر برهاند يا به پدر بگويد كه تو در رشد و هدايت من نقشي نداشته اي. پس مرا به حال خود رها ساز و قصد گرفتن جانم را نكن. ولي هرگز چنين نكرد بلكه در صدد ترغيب و تشويق پدر براي انجام رسالت الهي برآمد و از رؤياي او به امر ، تعبير كرد
    و از پدر خواست مأموريتش را انجام دهد: يا ابتِ افْعلْ ما تؤمر؛ اي پدر، آنچه را مأموري انجام ده. (15) در عين حال، ادب سخن را رعايت كرد و در حالي كه از درد ذبح شدن آگاه بود، عزم و اراده اش را بر تسليم در مقابل خواستِ پدر و تحمل چنين شدايد و رنج هايي در راه انجام مأموريت اعلام نمود. اين همه ادب، تسليم فرمانپدر بودن و اخلاص و پاكي را، اسماعيل(ع) كِي و چگونه و از چه كساني فرا گرفت؟ اسماعيل مدت زيادي نزد پدر نبود تا از او درس دين، اخلاص، فداكاري و ... بياموزد. قبايلي كه گِرد زمزم جمع شدند نيز از داشتن پيامبر يا مربي ورزيده اي برخوردار نبودند، بنابراين بايد براي اين امور توجيهي يافت. آري او تنها نزد مادرخويش، هاجر بود، كه وي در خانه حضرت ابراهيم پرورش يافته بود. مقايسه بين دو فرزند در مقايسه بين اين فرزند و فرزند حضرت نوح كه هر دو فرزند پيامبر بوده و پدران از پيامبران اولوالعزم اند و از هر گونه خطايي در تبليغ مبرّا مي باشند، مي توان دريافت كه از نظر ژنتيكي (تا آنجا كه مرتبط به پدر بوده) بهترين موقعیت را داشته اند. اما مادران متفاوت بوده اند؛ هاجر زني فرمانبردار و خوب، و زن نوح الگوي كافران(16) و متمردان بودند. ممكن است پرسيده شود: مادر اسماعيل، او را در بيابان و به دور از چشم مردم مشرك پرورش داد. اين، يك موقعيت مناسب و خوب براي حضرت اسماعيل بود زيرا هنگامي كه شهر را شرك و كفر فرا گرفته وتبليغات پيامبر نتواند مردم را به دين حق دعوت كند، پرورش يافتن كودك در بيابان، بهتر از پرورش يافتن در چنين جامعه اي است و اين عامل (محيط) در خوب شدن اسماعيل نقش داشته است. پاسخ: عوامل وراثتي و محيطي در سرنوشت فرد دخالت دارد اما نمي توان هيچ يك را ثابت دانست. در داستان پسران پيامبران، چند امر ثابت وجود دارد، از جمله اينكه انبيا از نظر جسمي و روحي سالم ترين افراد بوده اند، ثانياً از نظر فرهنگي و تربيتي، بهترين شرايط را به وجود آورده و رعايت تمامي اموري را كه در رشد فرزند نقش داشته، لحاظ مي نمودند. اما وقتي دو فرزند متفاوت شدند بايد به سراغ نقاط تمايز و اختلاف رفت. در مورد فرزند نوح(ع) و فرزندابراهيم(ع)، تنها يك تفاوت اساسي وجود دارد و آن مؤمن نبودن همسرِ حضرت نوح(ع) مي باشد. دور بودن حضرت اسماعيل از محيط شرك و كفر، نمي تواند نقش چنداني داشته باشد، چنان كه برادرش اسحاق در محيط خانوادگي ماند و به فساد نگراييد. افراد ديگري نظير موسي(ع) و يوسف(ع) نيز در محيط فاسد ماندند ولي فاسد نشدند.
    افزون بر اين محيط اطراف حضرت اسماعيل خوب نبود زيرا قبيله جُرُهم اولين گروهي بودند كه كنار آب زمزم سكونت گزيدند و با دادن اجاره بهايي مختصر از آب بهره مي ;بردند و مشرك بودند. اگر حضرت اسماعيل به دنبال جوانان منحرف و محيط آلوده اي مي گشت، بين آنان پيدا مي شد. خلاصه اينكه غير از عزم و اراده كه هر فردداراست و بين افراد، اراده متفاوت مي باشد، مهم ترين تفاوتي كه بين فرزند نوح با فرزندان ساير انبيا وجود دارد، نقش مادر مي باشد. 1) سوره فصلت، آيه 42. 2) سوره هود، آيه 43. 3) همان. 4) سوره انبياء، آيه 87. 5) حضرت نوح فرمود: و لا يلدوا اِلّا فاجراً كفّاراً؛ (سوره نوح، آيه 27) اينان جز پليدكار ناسپاس نزايند ; كهنشان مي دهد از نسل آنان فرد خوبي به وجود نمي آمد. 6) سوره قصص، آيه 7 تا 9. 7) همان، آيه هاي 15 تا 18. 8) كافي، ج ، ص ;81؛ وسائل الشيعه، ج ;27، ص 84، چاپ آل البيت. 9) سوره هود، آيه 46. 10) قرآن در اين باره شكر و سپاس حضرت ابراهيم(ع) را نقل كرده است: الحمد للَّه الذي وهب لي علي الكبر اسماعيل واسحاق (سوره ابراهيم، آيه 39). 11) قرآن در اين باره دعاي حضرت ابراهيم(ع) را نقل كرده است: ;ربنا اِنّي اسكنتُ مِن ذريتي بوادٍ غير ذي زرع ، (سوره ابراهيم، آيه 37). 12) قرآن در اين باره مي فرمايد: و اِذْ يرفع ابراهيمُ القواعد مِن البيت و اسماعيل، ربّنا تقبلْ منا ... ، (سوره بقره، آيه 127). 13) قرآن در اين باره فرمود: فلمّا بلغ معه السعي قال يا بُنيّ اِنّي اَري 0; في المنام انّي اَذبحك فانْظر ماذا تري قال: يا ابتِ افْعل ما تُؤمر ستجدني اِنْ شاءاللَّه من الصابرين ، (سوره صافات، آيه 102). 14) از قرآن به دست مي آيد كه حضرت ابراهيم(ع) تا زمان بزرگ شدن اسماعيل و دستور يافتن به ذبح او چندين بار به مكه سفر كرده است. در يك مرتبه آنسرزمين هنوز بيابان بوده و آثار شهر يا شهرنشيني وجود نداشته است، به همين جهت حضرت ابراهيم دعا مي كند: رب اجْعلْ هذا بلداً آمناً؛ (سوره بقره، آيه 126)، پروردگارا، اينجا را شهر امني قرار بده . ولي در زمان ديگري آثار شهرنشيني و وجود جمعيت را مي بيند و دعا مي ;كند: رب اجْعلْ هذا البلد آمناً؛ سوره ابراهيم، آيه 35
    ، پروردگارا، اين شهر را ايمن گردان . ذكر بلد به صورت نكره در مرحله اول و با الف و لام در مرحله دوم نشان مي دهد كه اين دعاها در دو زمان صورت گرفته و بين دعاها فاصله زيادي بوده تا بيابان به شهر تبديل شده است. دعاي حضرت ابراهيم در هر دو بار براي امنيت آن سرزمين، اهميت امنيت را نشان مي دهد.
    نيز مي فهماند ماندن يك زن و كودك در بيابان وحشتناك بوده، غذا و آب و مهم تر از آن امنيت آنان مورد توجه بوده است. 15) سوره صافات، آيه 102. 16) سوره تحريم، آيه 10، ;و ضرب اللَّه مثلاً للذين كفروا امْرأةَ نوحٍ و امْرأةَ لوطٍ .

  • ادعاهاي فمينيستي و ظلم به زنان افغان و عراق

    گرايش هاي فمينيستي در مقابل ديدگاه رايج در غرب ، كه غالباً بر ضد حقوق زنان بود ، فمينيست ها نوشته هايي از زنان درباره ي حقوق زنان يافته اند ، كه به قرن چهاردهم باز مي گردد. در قرن هيجدهم ، اروپا شاهد يكي از مهم ترين تحولات تاريخ خود بود ؛ در پي سلسله تحولاتي كه از سال 1789 تا 1799 در كشور فرانسه اتفاق افتاد و به «انقلاب كبير فرانسه» مشهور شد ، نظام سلطنت از ميان رفت و جمهوريت جاي آن را گرفت.
    بخش اول : گرايش هاي فمينيستي در مقابل ديدگاه رايج در غرب ، كه غالباً بر ضد حقوق زنان بود ، فمينيست ها نوشته هايي از زنان درباره ي حقوق زنان يافته اند ، كه به قرن چهاردهم باز مي گردد. در قرن هيجدهم ، اروپا شاهد يكي از مهم ترين تحولات تاريخ خود بود ؛ در پي سلسله تحولاتي كه از سال 1789 تا 1799 در كشور فرانسه اتفاق افتاد و به «انقلاب كبير فرانسه» مشهور شد ، نظام سلطنت از ميان رفت و جمهوريت جاي آن را گرفت. مجلس شوراي ملي تأسيس شد و لايحه ي حقوق بشر فرانسه تدوين گرديد. اما نكته ي جالب آن بود كه مسأله ي برابري حقوق انساني ، كه در اعلاميه ي حقوق بشر فرانسه مطرح شده بود ، زنان را در بر نمي گرفت. اين اعلاميه كه به نام «حقوق مردان» بود ، با مخالفت زنان انقلابي فرانسه روبه رو شد. پس از انقلاب فرانسه ، نويسندگاني چون «كندورسه» و «سن سيمون» مباحث مربوط به حقوق زنان را ادامه دادند. موارد اشاره شده به آرمان هاي فمينيستي قابل انكار نيست ، اما ريشه ي فمينيسم به عنوان يك جنبش اجتماعي ، سياسي را مي توان به اواسط قرن نوزدهم و ايجاد باشگاه هاي زنان پس از انقلاب فرانسه باز گردانيد. در همين اوان بود كه واژه ي فرانسوي فمينيسم براي اشاره به طرفداران برابري حقوق زن و مرد به كار رفت ؛ «Feminism». اين واژه با اندكي تغيير در زبان هاي انگيليسي ، فرانسوي و آلماني به يك معنا به كار مي رود. اواخر قرن نوزدهم جنبش هاي زنانه شكل بين المللي به خود گرفت و زنان كشورهاي اروپايي در اجتماعاتي مهم ترين مسائل زنان را مطرح كردند. پس از اعطاي حق رأي همگاني به مردان فرانسه ، آلمان و سوئيس در دهه ي 1870 و ديگر كشورها تبعيض ميان زنان و مردان برجسته تر شده بود. تا سال 1900 اكثر فمينيست ها متقاعد شده بودند كه تنها راه دست يابي زنان به فرصت هاي برابر ، در درجه ي اول ، كسب رأي است. در كشور انگلستان نيز از اوايل قرن بيستم طرفداري از حقوق زنان توسط دوشيزه «پانك هورست» آغاز گرديد و زمينه ساز دست يابي زنان انگليسي به حق رأي در سال 1918 گرديد. زنان آمريكايي هم در سال 1920 به حق رأي دست يافتند. از نظر تاريخي ، تكامل فمينيسم به دو مرحله ي اصلي تقسيم مي شود ؛ مرحله ي اول از اوايل قرن نوزدهم تا اندكي پس از جنگ جهاني اول يعني تا سال 1920 است. ويژگي موج اول ، توجه به دست يابي زنان به حقوق مدني و سياسي برابر ، به ويژه برخورداري از حق رأي است. جنبش هاي زنان ، رو به افول گذاشت و تا پس از جنگ جهاني دوم ، تحرك قابل توجهي صورت نگرفت. موج دوم جريان فمينيستي از دهه ي 60 آغاز شد. رهبري اين جريان را فمينيست هاي انسان گرا به رهبري «سيمون دوبوار» (1908 ميلادي) در دست داشتند ، كه با انتشار كتاب جنس دوم (1949) زمينه ساز شكل گيري گرايش هاي تند (راديكال) در جريان هاي فمينيسم شد. شاخه هاي فمينيسم تنوع گروه ها و گرايش هاي فمينيستي به گونه ايي است كه برخي دانشوران غربي به جاي كلمه ي فمينيسم ، واژه ي « فمينيسم ها» را مورد استفاده قرار دادند. گويا اختلاف هاي موجود به قدري گسترده مي باشد كه وجه اشتراك مهمي در تمام آنان وجود ندارد. ولي بايد اذعان نمود كه فمينيست ها با وجود اختلاف ديدگاه هاي اساسي در دو مسأله ي مهم وحدت نظر دارند ؛ اول آن كه زنان به دليل جنسيت خود گرفتار تبعيض و فروتري هستند و نيازهاي آنان ناديده گرفته مي شود. و ديگر آن كه ؛ اين تبعيض بايد از بين برود و لازمه ي از بين بردن اين تبعيض ، اصلاح نظام اقتصادي ، اجتماعي و سياسي است كه علت پيدايي تنوع ديدگاه هاي فمينيستي را مي توان در پاسخ به اين دو سؤال اساسي مطرح نمود ؛ اول اين كه علت فرودستي زنان را چگونه تحليل مي كنيد؟دوم اين كه راه حل پيشنهادي براي اصلاح كلي وضعيت زنان چيست؟ لذا مكاتب بر اساس آموزه هاي خود علت فروتري زنان را تحليل نموده ، دست كم به پنج گرايش عمده مي توان اشاره نمود كه در پاسخ به اين دو پرسش ، جواب هاي متفاوتي دارند ؛
    1- فمينيسم ليبرال ليبرال ها قديمي ترين گروه هاي فمينيستي هستند كه هم اكنون در اقليت به سر مي برند و در پاسخ به سئوال اول معتقدند كه : نقش هاي جنسيتي تبعيض آميز ، باورهاي پذيرفته شده درباره ي تفاوت در جنس و روابط اجتماعي است ، كه سرنوشت متفاوتي براي مرد و زن رقم مي زند ؛ لذا ليبرال ها مخالف نقش هاي كليشه ايي در خانواده و جامعه اند. اين گروه متأثر از ديدگاه هاي ليبرالي ، اصل را بر آزادي عملكردها ، لذت جويي و رضايت خود محورانه قرار داده اند و نسبت به نقش مادري و همسري در خانواده هاي سنتي از آن جهت كه محدود كننده ي تمايلات افراد خانواده است ، بدبين هستند و كار خانگي را به طور رسمي جزء اشتغالات ديگر به حساب نمي آورند و آن را ظالمانه مي دانند. در پاسخ به سئوال دوم معتقدند با اصلاح قوانين و ساختار سياسي و اجتماعي مي توان به اهداف تساوي طلبانه رسيد. آرمان آنان تحقق جامعه ايي دو جنسي است كه اعضاي آن از نظر جنسي مذكر يا مؤنث اند. اما ويژگي هاي زنانه و مردانه را با اختلاف هاي فاحش نشان نمي دهد. از ميان نظريه پردازان قديمي ليبرال مي توان به «هاريت تيلور» اشاره كرد و از ليبرال فمينيست هاي جديد «بتي فريدان» نويسنده ي كتاب «رمز و راز زنانگي» را مي توان اشاره كرد.
    2- فمينيسم ماركسيسم «كارل ماركس» و «فردريش انگلس» بنيانگذار نظريه ي ماركسيسم در قرن نوزدهم اند. محور اصلي توجه آنان به نقش اختلاف هاي طبقاتي و تحول ابزار توليد در وقوع تحولات فرهنگي و اجتماعي است. در نظريه ي ماركسيسم ، تابعيت تاريخي جنس زن نسبت به مرد ، ريشه ي اقتصادي دارد و بر ماهيت زيست شناختي زنان مبتني نيست ، خانواده به شكل كنوني نيز چيزي جز نظامي متشكل از نقش هاي مسلط و تحت تسلط كه نظام سرمايه داري بر بشريت تحميل كرده است ، نيست. تأكيد ماركس بر اين بود كه تنها با تغيير شكل سرمايه داري ، طبيعت آزاد انساني شكوفا مي شود و تساوي جنسيتي پديد مي آيد. بنابراين لازم است انقلابي از سوي كارگران پديد آيد و با حذف سرمايه داري ، آرمان هاي تساوي طلبانه را محقق سازد. بنابراين زن و مرد بايد با تمام قوا به جنگ طبقاتي دامن بزنند و مسأله ي زنان را تا سرنگوني سرمايه داري كنار بگذارند. به اعتقاد ماركس و انگلس ، خانواده نخستين نهاد اجتماعي است كه تقسيم نابرابر كارآمد در آن صورت مي گيرد و بايد نابود گردد. بنابر اين با پيشنهاد حذف خانواده به شكل رايج آن ، ايجاد مؤسسات اشتراكي را پيشنهاد مي كنند كه در آن مجموعه ي كارهاي خانه و نگهداري از كودكان از وظايف اجتماعي هر دو جنس به حساب مي آيد. خلاصه : ماركسيست هاي اوليه در پاسخ به سؤال اول ،تحولات اقتصادي را منشأ فروتري زنان و در پاسخ به سؤال دوم ، انقلاب اقتصادي و نفي سرمايه داري را عامل رهايي آنان مي دانستند.
    3- فمينيسم راديكال اين گروه معتقدند كه :هر يك از نهادهاي اجتماعي ، نظامي است كه با آن برخي از انسان ها برخي ديگر را تحت تسلط خود در آورده ، بر آنان ستم مي كنند اما از ميان تمام ستم هاي طبقاتي ، قومي ، مذهبي ، نژادي و جنسيتي ، بنيادي ترين ساختار ستمگري به جنسيت تعلق دارد ، كه همان نظام پدر سالاري است. «سيمون دوبوار» معروف ترين شخصيت اين گروه معتقد است كه : هيچ انساني زن يا مرد متولد نمي شود ، بلكه هويت زنانه يا مردانه را در طول حيات خود كسب ميكند ، تفاوت هاي فيزيولوژيك تنها زن و مرد را از نظر زيست شناختي از هم متمايز مي سازد و تفاوت هاي ذهني ، روحي و اختلاف در نگرش ها و استعدادها تماماً محصول روابط اجتماعي و تاريخي است. راديكال ها بر خلاف ليبرال ها كه قوانين نابرابر را عامل فروتري زنان مي دانستند ، معتقدند كه مسائل نابرابري زنان ، ريشه هاي بسيار عميق تري در ذهنيت ها و فرهنگ ها دارد و انقلاب در قوانين تا زماني كه درون فرهنگ موجود انجام شود ، تنها مرهمي بر زخم هاي عميق جنس مؤنث است. لذا برابري قانوني در جامعه ايي لبريز از نابرابري هاي فرهنگي و اعتقادي چندان ثمري نخواهد داشت. لذا در پاسخ به سئوال اول ، راديكال ها ستمگري جنسي ، جنس مذكر را ريشه ي تمام ستم ها و عامل نابرابري زن و مرد مي دانند. به اعتقاد آن ها ازدواج و خانواده مهم ترين عامل توسعه و پايداري پدر سالاري است ، عامل بدبختي زنان و نوعي فحشاي عمومي است. آرمان راديكال فمينيست ها ، تحقق جامعه ي فاقد جنسيت است ؛ از اين رو آرمان انسان ، آرمان زن است اما زني كه تحت سلطه ي نظام پدرسالاري نباشد. اما در پاسخ به سئوال دوم ، پيشنهادي مي دهند كه برابري فقط از طريق انقلاب جنس مؤنث پديد خواهد آمد. اگر زنان يك طبقه اند ، پس بايد همچون يك طبقه بر ضد عوامل سركوب خود سازمان يابند. بنابر ايم مبارزه ي سياسي سيازماندهي شده بر ضد سلطه ي جنس مذكر ، چه در حوزه ي عمومي (جامعه) و چه در حوزه ي خصوصي (خانواده) امري لازم به حساب مي آيد ئ تأسيس سازمان هاي مستقل ، تنها راه تحقق و سازماندهي اين مبارزه است. چون نهاد خانواده و ازدواج از مهم ترين عوامل سركوب زنان اند ، لازم است ارتباطات جنسي در خارج از نهاد خانواده سامان يابد ، از اين رو همزيستي آزاد با جنس مخالف يا موافق كه التزامات خاص زناشويي بر آن حاكم نباشد ، پيشنهاد شده است. بعضي پا را فراتر گذاشته و بر اين باورند كه براي پيروزي در اين مبارزه لازم است ارتباطات جنسي در همجنس گرايي محدود شود.
    4- سوسيال فمينيسم سوسيال فمينيسم گرايشي است كه از دهه ي 1970 ميلادي و از آميزش دو ديدگاه ماركسيسم فمينيسم و راديكال فمينيسم به وجود آمده است. نظريه پردازان اين گروه بر آن بودند كه بهترين عناصر فكري اين دو گرايش را پذيرفته و از اشتباه هاي هر يك مبرا باشند. به نظر آنان ، هم نظام جنسيتي پدر سالارانه و هم نظام سرمايه داري در ستم بر ضد زنان نقش اساسي دارند؛ لذا عبارت «سرمايه داري پدرسالارانه» تعبيري گويا براي نشان دادن ريشه ي ظلم بر ضد زنان است. بدين ترتيب انگشت گذاردن بر مشكل تبعيت زنان در حيطه ي اقتصادي كافي نيست و نبرد بايد در جبهه ي خانه نيز ادامه يابد و براي رسيدن به اين هدف تغيير در آموزش ، كار ، سرپرستي از كودكان و عرصه هاي ديگر ضرورت دارد. بنابراين سوسياليست ها در پاسخ به پرسش اول ، علت فرودستي زنان را نظام اقتصادي و سلطه ي پدر سالارانه مي دانند و در پاسخ به پرسش دوم ، علاوه بر مبارزات طبقاتي ، مبارزه ي جنسيتي را نيز لازم مي شمارند. از مهم ترين نظريه پردازان اين گروه ، مي توان به «هايدي هارتمن» اشاره كرد. 5- فمينيسم فرامدرن (پست مدرنيسم) در چند دهه ي اخير شاهد بروز تحولات فكري هستم كه از آن با عنوان «پست مدرنيسم» (فرامدرن) ياد مي شود. نسبي گرايي شاخصه ي اصلي اين ديدگاه است. بر همين اساس پست مدرن ها قبول ندارند حقيقت غايي يا عينيتي وجود داشته باشد كه با كاربرد مفاهيم مربوط به عصر جديد غرب (روشنگري) همچون خرد و شناخت ، قابل فهم باشد. از اين ديدگاه ، هر مكتب فكري كه مدعي درك واقعيت در وجهي يكسان و يك پارچه باشد (ليبراليسم ، ماركسيسم ، سوسياليسم يا ناسيوناليسم) هم گمراه كننده و هم ظاهر فريب است. پست مدرن ها مي گويند : چون واقعيت بسيار پيچيده تر از آن است كه در روش واحدي براي ديدن جهان بگنجد ، آن ها تلاش براي ايجاد يك مكتب فمينيستي خاص را رد مي كنند ؛ چرا كه روش زنان براي درك خويش ، چندگانه و متنوع است. بنابراين مدل واحدي از فمينيسم كه بتوان آن را بر همه ي زنان تحميل كرد ، وجود ندارد بلكه هر مدلي براي يك فرد مناسب است ؛ پس مي توان گفت به تعداد زنان جهان ، فمينيسم وجود دارد. در اين ديدگاه ، هر فرهنگ براي مشكلات جامعه ي خود پاسخ هايي بومي دارد كه بايد تنها در محدوده ي همان فرهنگ ، ارزيابي گردد. مشكلات زنان عراقي و افغاني با مسائل زنان كانادايي و آمريكايي متفاوت است ؛ بنابراين لازم است زنان در شرايط و مناطق مختلف ، راه هاي متفاوتي براي مقابله با پدر سالاري بپيمايند. اين امر جزء خرافات و توحش هاي روزگاران كودكي نوع بشر شمرده خواهد شد.» ورود اين چنيني زن به اجتماع ، گذشته از فساد اخلاقي و بي بندوباري كه به دنبال داشت ، كانون خانواده را متلاشي كرد ،به طوري كه امروزه متفكران دلسوز آن ديار ، خود از متلاشي شدن خانواده كه كانون محبت و تربيت فرزندان شايسته است ، مي نالند. با متلاشي شدن خانواده و از بين رفتن علاقه و ارتباط پدر و مادر در محيط خانواده و فرو ريختن خيمه ي خانواده ، فرزندان حيران و سرگردان و محروم از محبت و عاطفه ي پدري و مادري وارد اجتماع شده و هر كدام جذب قطب هايي در اجتماع فاسد گشته و بسياري از آنان به پوچي رسيدند. طراحان و صحنه گردانان ، سيستمي را پايه گذاري كردند كه پدر ، مادر و فرزند ، هر كدام بيگانه از يك ديگر و به صورت جدا فقط كار كنند و كار كنند تا نظام سرمايه داري سر پا بماند و البته مردم نيز از رفاهي نسبي برخوردار باشند. در آن سيستم هدف ، كار و فعاليت است و از برآورده كردن نيازهاي معنوي و روحي خبري نيست ؛ چرا كه بسياري از نيازهاي روحي و معنوي در آن زندگي به فراموشي سپرده شده است. در چنين نظامي زن بيش از مرد متضرر شده است ؛ چرا كه او بيش از مرد از خلقت و فطرت خويش فاصله گرفت و به تعبير صحيح تر دور نگه داشته شد. در اين سيستم ، زن هم نيروي كار ارزان براي مردان استثمارگر است ، هم بدون آن كه مرد بار سنگين مسئوليت معيشت زن را بر عهده بگيرد و رسالت اداره ي خانواده ، همسر و فرزندان را بپذيرد ، مجاناً به هدف خود كه همانا بهره كشي بي حد و حصر جنسي از زن بود ، رسيد. البته شناخت عميق از بعضي از روحيات زن ، مثل علاقه به خودنمايي ، او را مانند كودكي با اسباب بازي ها مشغول كرد. او را ستاره ي تئاتر و سينما نمود ، چهره ي شاخص تبليغاتي براي شركت ها و سازمان ها كرد ، و اين همه را با شعار فريبنده ي «آزادي زن» و «تساوي زن و مرد» انجام داد. ج) زن ، كالاي تجاري مصيبت بارتر آن كه امروز زن به عنوان يك كالاي تجارتي در اروپاي متمدن ، خريد و فروش مي شود. در مجارستان يك قاچاقچي مي تواند يك دختربچه ي يتيم را به قيمت يك ماشين كهنه يعني 900 دلار خريداري كند ، سپس مي تواند اين دختر را به قيمت 2700 دلار به يكي از مراكز فساد غربي بفروشد ، صاحب مركز مي تواند با كرايه دادن اين دختر بچه به مراكز فساد لندن ، پاريس يا آمستردام چند برابر اين پول را بدست آورد. يك پليس لندن در اين باره مي گويد : تجارت زن در حال رونق گرفتن است. چون تقريباً بي خطر و پرسود است. تجارت مواد مخدر ، پول ساز است اما هر روز خطرناك تر مي شود و ممكن است بيست سال حبس براي مجرم در پي داشته باشد ؛ اما خريد و فروش زن ، آسان و پرسود است به خصوص وقتي كه آن ها را با ماشين از اروپاي شرقي مي آورند و خرج هواپيما را هم نمي دهند! بنابر گزارش سازمان بين المللي مهاجرت ، هر ساله هزاران زن اروپايي خريد و فروش مي شوند. طريقه ي كار ، اين گونه است كه زن ها از طريق دوستانشان يا آگهي روزنامه ها مطلع مي شوند كه مي توانند در كشورهاي مختلف اروپاي غربي به عنوان رقاصه يا كارگر كاباره كار كنند. براي اين كار داشتن زبان لازم نيست. حقوق خوب و حتي پروانه ي كار هم داده مي شود! دبير كل سازمان ياد شده مي گويد : زن هاي روسي اكثراً از مرز لهستان وارد مي شوند. در آنجا مدارك شناسايي و رواديد توريستي در اختيار آن ها قرار مي گيرد. براي زن هاي ديگر رواديد رقاصي يا هنرمندي تهيه مي شود! ملاحظه مي شود كه در عصر جاهليت مدرن و با شعارهاي فريبنده نه تنها زن از مظلوميت و محروميت ، نجات نيافت بلكه در بعضي از ابعاد ، محروم تر و مظلوم تر شد. اگر در گذشته استبداد حاكم بود و زن به صراحت استثمار مي شد ، امروزه با شعار دموكراسي و آزادي و تساوي حقوق ، زنان از هويت خويش دور مانده ، به صورت كالاي بي ارزشي در آمده اند. در گذشته زن ، تنها تحت ستم شوهرش بود اما امروز تحت ستم مردان بي شماري است. بخش سوم : ظلم به زنان افغان زنان افغان نه نامي دارند ، نه چهره ايي « تا چه وقت بايد ما آرام باشيم؟ تا هنگامي كه ما ، كشور ما ، دموكراسي ما و موقعيت زنان در اين كشور قوي شود ، پس از آن مي توانيم دهان هايمان را باز كنيم.» اين سخن «فتانه گيلاني» زن ميانسال عضو كميسيون قانون گذاري «لويه جرگه» (بزرگ ترين مجتمع قانون گذاري افغانستان) است. او در فريادي كه سال گذشته (1382 شمسي) در جلسه ي تدوين قانون اساسي «لويه جرگه» بر سر مردان كشيد ، خواستار محاكمه ي آن ها به خاطر جنايات بعضي از آنها در سال هاي گذشته شد. پس از آن ميكروفون ها قطع و او تهديد به مرگ شد! بدين ترتيب آزادي افغانستان از استيلاي طالبان ، تنها در گذاشتن با برداشتن برقع هاي آن ها كه روزگاري به آن ها شهرت جهاني بخشيده بود ، محدود نمي شود. هر چند اين امر براي تمام جهانيان روشن است كه منظور از به قدرت رساندن طالبان ، نشان دادن چهره ايي خشن و عقب مانده از اسلام در مقابل اسلام پيشرو در ايران اسلامي بوده است. پس از آشكار شدن رفتار بيرحمانه ي طالبان كه با استفاده از قوانين مذهبي هر بلايي را خواستند بر سر زنان افغانستان آوردند ، ناگهان رسانه هاي گروهي بورژوازي غربي شروع به افسانه سرايي كردند ، كه گويا يكي از اهداف حكام آمريكا ، رها كردن زنان افغانستان است. سركردگان نظام سلطه ، يعني بوش و شريك كوچكش بلر انگليسي ، همسران خود را به اين طرف و آن طرف فرستادند تا در مورد اهميت پايان بخشيدن به استبداد و حتي «متوقف كردن ستم بر زنان افغانستان» سخن سرايي كنند. اين ها همان كساني هستند كه طالبان مرتجع را از طريق سازمان سيا و نوكرانشان در پاكستان آفريدند و در افغانستان به قدرت رساندند. كشف ناگهاني ستم هايي كه بر زنان افغانستان رفته است ، از سوي اينان نه عوام فريبي ، كه جنايت است. جنگ آمريكا در افغانستان (كه دنباله اش تجاوز به ديگر نقاط جهان است) يك بار ديگر به طور عريان نشان داد كه حلقه هاي زنجير ستمگران بر دست و پاي زنان ، حلقه هايي از زنجير اسارت ستمديدگان سراسر جهان در نظام امپرياليستي است. اين يك دروغ خطرناك است كه گويا امپرياليسم به رغم اتخاذ روشهاي منفور (مانند دست زدن به اين جنگ تروريستي بيرحمانه بر ضد هر آن كس كه در مقابل منافعش بايستد ) ، مي تواند برخي پيشرفت ها براي زنان ستمديده بياورد. چنين توهماتي با مخدوش كردن حقايق ،باعث محكم تر شدن زنجيرهاي زنان و قوي تر شدن دست امثال بوش و شركايش مي شود. در حقيقت آمريكا (و امپرياليست هاي ديگر) خود بر جاده ي دراز و خونيني از استبداد قدم مي زنند. آمريكا ، رژيم هايي را كه دوست ندارد ، يا با نقشه هايش نمي خواند ، سرنگون مي كند. براي كسب حداكثر سود در جهان سوم ،كارگران زن را بيرحمانه با مزدهاي بخور و نيمر به بيگاري مي كشد. ارتش آمريكا در هر بخش از جهان سوم كه براي «استراحت و تجديد قوا» لنگر مي اندازد ، زنان بومي را به بردگان جنسي سربازان آمريكايي تبديل ميكند (زنان كره ، پاناما ، تايلند يا حتي اوكي ناواي ژاپن از تعرضات جنسي سربازان آمريكايي در امان نبوده اند). آري ، اين ها نشان مي دهد كه بهبود وضع زنان جهان چه قدر مشغله ي فكري آمريكاست! از زنان فليپيني بپرسيد كه احساسشان نسبت به بازگشت سربازان آمريكايي چيست؟ تصويري كه از زن افغان ، مجسم و بزرگ نمايي مي شود ، بيش تر نيازهايي چون آزادي فرار از قيد لباس هاي سنتي (برقع) است. گويي كه جامعه ي افغانستان طي 25 سال گذشته با تجاوز و كشتار بي امان دولت مقتدري چون روسيه و درگيري هاي مسلحانه ، آوارگي ، گرسنگي و مرگ و مير هزاران كودك و زن به دليل كمبودهاي غذايي و دارو مواجه نبوده و حياتي ترين نيازهاي آنان طي چند سال حكومت دست نشانده ي طالبان ايجاد شده است. امپرياليست غربي مي توانند چند دلار خونين براي تعمير شيشه هاي مدارس كه بر اثر بمباران افغانستان ،شكسته بفرستند. شايد چند دختر شهري بتوانند در آن كلاس ها درس بخوانند اما امروز علاقه امپرياليست ها به برابري زنان ، بيش تر از ديروز كه طبق اعتراف خودشان زنان ، كودكان و اهالي غير نظامي روستاهاي افغانستان را جزء «آماج نظامي مشروع» يا «قربانيان اجتناب ناپذير» محسوب مي كردند ، نيست. هدف آمريكا آن است كه اين منطقه و ديگر مناطق بي ثبات جهان را زير كنترل در آورد. آن ها پا به پاي عرياني و وقاحت شگفت آور در تجاوز نظامي ، بر توهمات نيز دامن مي زنند و در هر گوشي كه مايل به شنيدن است ، زمزمه مي كنند ، كه : نظام امپرياليستي آن ها در عين حال كه دست به اين جنايات مي زند ، مي تواند حقوق دموكراتيك و ترقي و پيشرفت براي توده هاي تحت ستم به همراه بياورد ؛ حقوق دموكراتيك و ترقي براي توده هاي تحت ستم به همراه بياورد ؛ حقوق دموكراتيك و ترقي براي توده هايي كه شرايط دهشتناكشان محصول ماهيت بي رحم و جنايتكار خود امپريالسيت ها و دلالان بومي شان است.» كساني كه صميمانه خواهان حمايت از مبارزات افغانستان هستند ، بايد بدانند نخستين خدمتي كه به اين كار مي توانند بكنند افشاي فعالانه ي عوامفريبي امپرياليست ها و مقابله با جنگ تجاوز كارانه ي آن ها بر ضد مردم جهان است. بنابراين اجازه ندهند جناياتي مانند بوش و بلر از خشم بر حق آن ها سوء استفاده كنند و دست هاي خون آلودشان را پشت پرده ي «آزاد كردن زنان افغانستان» پنهان كنند. بمب هاي آمريكايي و كماندوهاي بريتانيايي ، هزاران زن افغاني را كه قرار بود «نجات دهند» ، كشتند. اين بمب ها نه قصد ضربه زدن به مناسبات نيمه فئودالي را داشتند و نه منفعتي در اين كار و حتي اگر نيتش را هم داشتند (كه نداشتند) نمي توانستند ضربه ايي به اين مناسبات بزنند. تنها خود زنان و نيروهاي دموكراتيك نوين افغانستان مي توانند به اين بافت نيمه فئودالي غير قابل تحمل را كه گلوي زنان را مي فشرد ، نابود كنند و مناسبات اجتماعي را دگرگون نمايند. تنها آنان مي توانند كاملاً نظام نيمه فئودالي را ريشه كن كنند و امپرياليست ها را كه به خاطر منافع جهاني شان از اين مناسبات حفاظت مي كنند ، با لگد بيرون اندازند. تحولات رو بنايي ، آسان تر است. «ويدا صمدزي» بيست و پنج ساله ، در حال حاضر ساكن آمريكا ، در مسابقه ي انتخاب ملكه ي زيبايي دوشيزه ي زمين ، شركت كرده است. «حبيبه سرابي» وزير امور زنان افغانستان ، از اقدام «ويدا» در اين مسابقه انتقاد كرد ، چرا كه در بخشي از اين مسابقه ، نامزدهاي داوطلب بايد با لباس شنا شركت كنند. سرابي گفت كه : ظاهر شدن با لباس شنا در برابر ديگران ، با فرهنگ افغاني مغايرت دارد. آزادي زنان بايد مطابق با فرهنگ افغانستان و ارزشهاي اسلامي باشد و شركت يك دختر افغاني در چنين مسابقاتي در طول سي سال گذشته بي سابقه بوده است. شاخص هاي اسلامي به جاي بين المللي به جاي آنچه در شاخص هاي بين المللي با عنوان «تساوي» زن و مرد در تمام عرصه ها اعلام مي گردد ،بايد به لحاظ نمودن شاخض هاي برگرفته از شروع به «توازن» بين زن و مرد تبديل شود. در طبقه بندي اولويت ها و نيازهاي جامعه ايي چون افغانستان كه سال ها مورد تهاجم دولت هاي استكباري است ، به جاي پرداختن به شعارهاي تبليغاتي براي نجات زنان به وسيله ي احراز مناصب دولتي ، بايد به معضلات و مشكلات اصلي آنان توجه گردد. هنوز خيلي از زنان ترجيح مي دهند از برقع استفاده كنند ، اين مسأله ايي بوده كه آنان به صورت سنتي پذيرفته اند ، شايد ربطي به اسلام هم نداشت. افغانستان هنوز يك جامعه ي روستايي است. اين تصور كه زنان پس از طالبان ، بي حجاب خواهند شد ، صدق نكرد. خانواده ها حجاب را تشويق مي كنند و به طور كلي در فضاي فرهنگي ، جاافتاده كه اين پوشش ، بهتر است. در حقيقت ، مسأله ي برقع نشان دهنده ي مسائل فرهنگي ، امنيتي جامعه ي افغان است. از سويي سنت ها به شدت ريشه دوانده و از سويي با وجود اصلاحات سياسي و اجتماعي پس از طالبان ، در ناخودآگاه جامعه ي زن افغان ، هنوز نوعي احساس ناامني وجود دارد. آموزه هاي ديني ربطي به دوران مجاهدين ، كمونيست ها يا طالبان ندارد. هنوز هم اگر زني از ته كوچه ، مردي را ببنيد ، رويش را برميگرداند تا آن مرد بگذرد. در كابل ، زنان مطابق با خواست و سليقه ي خود لباس مي پوشند ، در مجامع حضور مي پايند ، در تلويزيون برنامه اجرا مي كنند. در مزار شريف نيز همانند كابل حضور زنان در تلويزيون ، راديو و مجامع ، هيچ گونه محدوديتي ندارد و در انتخاب نوع پوشش خود نيز آزاد هستند اما در قندهار ، وضعيت به گونه ايي ديگر است. در اين شهر به ندرت مي توان حضور زنان را در كوچه و بازار يا محافل ديد ، اما آواز و حتي رقص زنان در تلويزيون و راديوي اين شهر زياد ديده و شنيده مي شود. همين نكته شايد گوياي اين مسأله باشد كه به دست آوردن آزادي هاي مجازي و صوري سهل الوصول تر از به دست آوردن آزادي ها وحقوق بنياني تر و ريشه ايي هستند. در هرات وضع به گونه ايي ديگر است. زنان در اين شهر ، به گونه ايي سنتي از حضور آزادانه در مجامعي كه مردان نيز در آن حاضر باشند ، خودداري مي كنند. ضمن اين كه از جانب حاكميت هرات هيچ گونه ممانعتي براي حضور زنان در اجتماع وجود ندارد. پوشش زنان در اين شهر ، عمدتاً چادرهايي است كه تمام بدن ، حتي صورت را در بر مي گيرد. در تلويزيون هرات ، حضور زنان بسيار كمرنگ است. نمايش رقص و آواز زنان مطلقاًممنوع است ، حتي از نمايش فيلم هاي خارجي كه زنان در آن حضور داشته باشند ، خودداري مي شود مگر اين كه آن فيلم ها ايراني باشند. بخش چهارم : ظلم به زنان عراق غربتي نو در ابوغريب گزارشي درباره ي آزار و اذيت زنان و كودكان بازداشت شده در زندان ابوغريب 10 مي 2004Yellow Times News برگردان : الف . آناهيتا به گزارش مأمور عالي رتبه ي حقوق بشر از كشور انگليس ، «آن كلوئد» ، زني عراقي كه بيش از هفتاد سال سن دارد و به مدت شش هفته در زندان محبوس بوده ، توسط سربازان آمريكايي مورد آزار و اذيت قرار گرفته است. كلوئد به يك روزنامه ي انگليسي مي گويد :« زن سالمندي را تحت كنترل در آورده ، به كمر وي زين مي گذارند و يكي از سربازان آمريكايي بر پشت وي سوار مي شود.» خبرنگار الجزايري كه هنگام جمع كردن خبر براي شبكه براي تلويزيون اينديپندت كشور خود در ماه نوامبر توسط نيروهاي آمريكايي دستگير شده و به مدت دو ماه در زندان ابوغريب محبوس مي گردد ، مصاحبه ايي را انجام داده است. اين خبرنگار كه «الباز» نام دارد ، ابراز مي دارد كه وي شاهد كتك زدن دختر نوجواني عراقي در زندان ابوغريب توسط نيروهاي آمريكايي بوده است ؛«سربازان آمريكايي نيمه هاي شب دختر دوازده ساله ايي را به درون سلول آوردند. او برهنه بود و جيغ مي زد ، فرياد مي زد كه او را كتك زده اند ، برادر اين دختر در سلول كناري حبس بود و فقط صداي گريه و فرياد خواهر خود را مي شنيد. اين مسأله بسيار ما را متأثر كرد ؛ زيرا اين دختر كودكي بيش نبود.» «الباز» ادامه مي دهد كه هم چنين شاهد كتك خوردن پسر پانزده ساله ايي همراه با پدرش بود ؛ «عكس هاي تمامي اين فجايع ظالمانه در يك رقابت مخوف شركت مي دادند و تصويري را كه برنده ي اين مسابقه ي نفرت انگيز مي شد ،به ديوار چسبانده ، يا به عنوان تصوير اول روي پرده ي كامپيوتر هاي دستي ثبت مي كردند.» تا كنون گزارش هاي خبرنگاران آمريكا درباره ي آزار و اذيت زنان و مردان عراقي كه توسط نيروهاي آمريكايي زندان ابوغريب بازداشت هستند ، بسيار محدود كننده بوده است. به تازگي از وجود فيلم هاي ويدئويي و تصويرهاي برهنه ي زنان و مردان بازداشت شده ، تصاوير تجاوز يكي از سربازان گارد آمريكا به يك زن عراقي بازداشت شده در زندان ابوغريب خبر داده اند. به گزارش خبري «ان.بي.سي» ارتش آمريكا وجود فيلمهاي ويدئويي و عكس هايي را كه در آن پسران نوجوان عراقي توسط نگهبانان عراقي مورد تجاوز قرار گرفته اند ، تأييد كرده است. با شنيدن اين خبر ، هاله ايي از جزئيات چگونگي آزار و اذيت زنان و كودكان محبوس در دست نيروي آمريكايي پديدار مي شود ؛ روز دوازده آوريل ، خبرگزاري «دنور پست» گزارشي درباره ي مجازات سربازان آمريكايي كه همكاران زن خود را مورد آزار و اذيت جنسي قرار داده اند ، به چاپ رساند. طبق اين گزارش تمام اين موارد مربوط به آزار و اذيت هاي جنسي از طرف سربازان مرد به سربازان زن نبوده است ، بلكه يكي از مأموران عالي رتبه ارتش آمريكا نيز به دليل حمله و تجاوز به يك زن عراقي در زندان ابوغريب متهم به پرداخت 500 دلار جريمه ي نقدي شد و رتبه اش در ارتش آمريكا تنزل كرد. براي سرباز ديگري كه يك پسر عراقي را مكرراً مورد آزار و اذيت قرار داده بود ، يك دادگاه آرام و بي صداي نظامي تشكيل شد. براي زنان زنداني عراقي ، تجاوز جنسي شرمندگي دردناكي به همراه دارد. 12 مي 2004 Los angeles times طبق گزارشي از «تريس ويلكين سون» هنوز مشخص نيست كه چه تعداد زنان عراقي بازداشت شده در زندان ابوغريب مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند اما بدون شك آنان كه مورد تجاوز قرار گرفته اند در يك شرم ابدي به سر مي برند و حتي مي توانند از طرف يكي از مردان خانواده به قتل برسند. يكي از زنان به وكيل خود گفته است كه او را مجبور به برهنه شدن در مقابل نگهبانان مرد كرده اند. ديگري مي گويد آن چنان توسط سربازان آمريكايي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته كه بيهوش شده است. ارتش آمريكا يك مورد آزار و اذيت جنسي زني بازداشت شده در زندان ابوغريب را تأييد كرده است. سخنگوي پنتاگون از هزار و دويست تصوير كه اجازه ي انتشار نيافته اند و درباره ي آزار و اذيت در زندان ابوغريب هستند ، خبر داده است. بسياري از مردم عراق اعتقاد دارند كه آزار و اذيت جنسي زنان در بازداشت گاه ها و زندان هايي كه سرپرستي آنان به دست نيروهاي آمريكايي است ، بسيار شايع است. زناني كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند ، بعد از رها شدن از زندان به دليل اين كه از اجتماع و حقوق اجتماعي طرد خواهند شد تلاش مي كنند كه اين موضوع را انكار كنند ، زيرا زندان رفتن براي زنان و مورد تجاوز قرار گرفتن ، شرم و بي حيثيتي را براي خانواده به ارمغان مي آورد. «رجا حبيب خوزايي» كه متخصص زنان و زايمان است و يكي از سه زني است كه در شوراي حكومت عراق حضور دارد ، ميگويد :«بعضي از زنان در عراق در تلاشند كه به جزئيات آزار و اذيت زنان زنداني در زندان ابوغريب و ديگر زندان هاي نيروهاي آمريكايي در عراق دست پيدا كنند. آن ها اعتقاد دارند كه بسياري از زنان در ارتباط با اين مسأله صحبت خواهند كرد.» يك گروه از زنان وكيل كه در ماه مارس امسال به ملاقات زندانيان ابوغريب رفته بودند ،مي گويند موكلان آنان ابراز كرده اند كه اعمال آزار و اذيت و رفتارهاي تحقير آميز در زندان بسيار زياد است. چهار زن از نه زن بازداشت شده ايي را كه اين وكيلان بعد از ساعت ها انتظار ملاقات كردند مدعي هستند كه اتهام آن ها هنوز مشخص نشده است! يكي از وكيلان به نام «صحرا جانبي» مي گويد سخن گفتن درباره ي تجاربشان در زندان براي موكلان بسيار سخت و ناگوار بود. ما نمي توانستيم راحت و آزادانه صحبت بكنيم ؛ زنان بسيار آسيب ديده بودند و در حين صحبت كردن مدام گريه مي كردند.» يكي از بازداشت شدگان ، راحت صحبت مي كند. طبق گفته هاي وكيل جانبي يكي از زندانيان ميانسال زن ، راحت به صحبت كردن پرداخته و گفته است كه براي او مهم نيست اگر نگهبانان او را تنبيه كنند. او به وكلا مي گويد وي را مجبور به برهنه شدن در مقابل نگهبانان كرده اند. در اين زمان مترجم عراقي كه در اتاق حضور داشت و از گفتگوها ياداشت بر مي داشت ، از شرم سر خود را به سوي ديگري چرخاند. در ماه مارس ، سخن درباره ي آزار و اذيت جنسي و جسمي بسيار شايع بود. وكيل ها و مأموران عراقي مي گفتند كه نيروهاي آمريكايي و سرويس سري حكومتي ، شرايطي را فراهم كرده اند كه آزار و اذيت بازداشت شدگان را به سادگي موجب مي شد. جانبي مي گويد :بسياري از زنان قادر به صحبت كردن در مورد آنچه بر آنان در مدت بازداشت گذشته است ، نيستند. آنان و خانواده شان تلاش مي كنند آن طور وانمود كنند كه هيچ اتفاقي نيفتاده است. يكي ديگر از وكيلان به نام «آمول صعودي» مي گويد كه موكل وي بعد از تجاوز جنسي و زخم چاقو خوردن توسط نيروهاي آمريكايي ، بيهوش شده است. پنج عراقي كه قبلاً بازداشت شده بودند به وكلاي خود گفته اند كتك خورده اند ولي به آنها تجاوز جنسي نشده است. جانبي مي گويد : «آن ها بسيار خجالت زده اند.» اين زنان مي گويند :« ما نمي توانيم به شما چيزي را توضيح دهيم... ما خانواده داريم... ما نمي توانيم از اتفاقاتي كه در زندان براي مان افتاده صحبت كنيم.» جانبي مي گويد :« اين زنان سكوت كردن را بهترين محافظ خود مي دانند.» طبق گزارش «سوزان گلدنبرگ» وابسته ي مطبوعاتي «گاردين» در خاورميانه ، حكومت اشغال و جنايت در آرام ترين مناطق عراق ، ابعاد انفجاري پيدا كرده و زنان را به درون خانه رانده است. پليس به «سوزان گلدنبرگ» كه از بغداد براي «گاردين» گزارش مي كند ، گفته است بهاي زناني كه توسط دلالان داد و ستدي جنسي زن (ترافيك) در عراق ربوده و در بازار به فروش مي رسند ، شصت پوند استو «ناديا» دختر جواني است كه در يك كافي شاپ در محله ي سابق اشرافي بغداد كار مي كند و به تن فروشي اشتغال دارد. او كه از حمله ي يك دسته آدم ربا در رفته است به «گلدنبرگ» مي گويد :فكر مي كني اين دار و دسته ، فقط دختراني مثل من را مي دزدند؟ نه ، هر دختري در خيابان ، همين وضع را دارد. اين كار را به خاطر انتقام نمي كنند ، يا به خاطر كاري كه دارم. اين به خاطر اين است كه آن ها هر كاري دلشان بخواهد ، مي توانند بكنند. روشن است كه در عراق كنوني به دست آوردن ارقام آماري ، غير ممكن است ولي «گلدنبرگ» آمار تكان دهنده ايي دارد كه از اعداد نمونه وار سرشماري ، گوياتر است ؛ «وقتي در 14 اكتبر مدارس دوباره باز شد ، نيمي از كلاس ها خالي بودند. والدين ، دختران خود را در خانه نگه داشتند ، چون مجبور بودند بين دانش و امنيت ، يكي را انتخاب كنند.» «سوزان گلدنبرگ»مقاله ي خود را با شرح حال «امنيه» آغاز مي كند كه مجبور شده است سالن زيبايي اش را تعطيل كند. او خود در ماه ژوئن مورد حمله ي مردان مسلح قرار گرفت ، شاگرد نوجوان و مشتريانش در معرض حملات مكرر آدم رباياني قرار گرفته اند كه دختران را دزديده ، بعد از تجاوز در ترافيك زن به خدمت مي گيرند. كافي شاپ همسايه اش مركز تير اندازي مداوم ست. «گلدنبرگ» مي نويسد :« اين است پيشرفت اوضاع در عراق بعد از جنگ ، كه تحت حكومت اشغال و جنايت ،در آرام ترين مناطق آن ابعاد انفجاري پيدا كرده و زنان را به درون خانه رانده است.» گلدنبرگ خاطر نشان مي كند كه ربودن و تجاوز را به زنان مشخصه ي همه ي انواع جناياتي است كه در عراق بعد از جنگ رواج يافته است ؛ چه اين جنايات از نوع انتقامجويي سياسي و يا خانوادگي باشد ،چه حاصل كينه توزي ، چه جنايات دار و دسته هاي دزد و رقيب كه در ترافيك زنان ، قاچاق و سرقت بعد از درهم شكستن سيستم انتظامي جامعه در جنگ معمول شده است. «عصمه» يك مهندس بيست و چند ساله كه «گلدنبرگ» با مادر او صحبت كرده است هنگامي كه همراه مادر ، خواهر كوچك تر و يك پسر عموي جوانش در بازار مشغول خريد بود ، مورد حمله ي مرداني سوار بر يك كاميون قرار گرفت كه به روي آن ها آتش گشودند و او را ربودند و در در مزرعه ايي بيرون شهر مورد تجاوز گروهي قرار دادند. از آن به بعد او ديگر حرف نزده است ، در خانه نشسته و با مادرش كارت بازي ميكند. با وجود اين ، «عصمه» خوش شانس است ، نه فقط به خاطر آن چنان كه گلدنبرگ مي گويد او بر خلاف موارد ديگر ، زنده مانده است ، بلكه به خاطر برخورد پدر و مادرش. «نيدال حسيني» يك پرستار انستيتوي «فورنسيك» بغداد به سوزان مي گويد : « تعداد زيادي از دختراني كه بعد از تجاوز توسط پدران و مادرشان نزد پزشك آورده شده و بعد از تشخيص اين كه باكره نيستند ،مي روند ، بعد جسدشان به بيمارستان بر ميگردد. خانواده ها دختر را مي كشند ، چون براي آنها شرم همراه دارد. اين انستيتو در يك ماه 50 مورد مشكوك را مشخص كرد كه يا قرباني تجاوز يا قتل ناموسي بودند.» به نوشته ي گلدنبرگ مقامات از اعتراف به وجود اين گونه مسائل سرباز مي زنند. نيروي پليس كه خود ناتوان و فاسد است بيش از حد گرفتار است و مأموران رسمي ، تمايلي به همدردي نشان نمي دهند. در حال حاضر ، حملات گسترده به شيعيان معتقد به اجراي مناسك در مراسم عاشورا نشان مي دهد كه ائتلاف حاكم قادر به تضمين محيطي امن و امان نبوده است. اين امر بر زنان به شيوه ايي متمايز تأثير مي گذارد. در جاهايي كه ربودن اشخاص ، مدام اتفاق مي افتد ، كودكان بايد در معيت بزرگسالان به مدرسه بروند و زنان نمي توانند تنها براي خريد به بازار بروند و براي محكم كاري مجبورند عبا بپوشند. يكي از عراقي ها كه زن شيعه ايي همكارش بود ، نقل مي كند اين زن كه با سر و وضعي آراسته تر از من سر كار حاضر مي شد ، حالا عباپوش شده است. او قبل از سقوط صدام مجبور به اين كار نبود اما حالا مي گويد بي قانوني ، او را به وحشت انداخته است. قانون مدني عراق قانون خانواده ي عراق با عنوان «قانون موقعيت فردي» در سال 1995 تصويب شد. «سو واد الجزايري» از انجمن زنان عراقي در لندن ، در نامه ايي سرگشاده به تغيير اين قانون اعتراض كرده و معتقد است :« اين قانون در نوع خود مترقي ترين قانون خانواده در خاورميانه به شمار مي آيد ، چرا كه در يكي از مفاد آن سرپرستي كودكان پس از طلاق ، از حقوق زنان شمرده مي شود.» گفتني است كه حضانت و سرپرستي كودكان پس از طلاق از مصاديق وظيفه است ، نه حق ، و اين ماده ي قانوني وظيفه ي سنگين و رنج مضاعفي را براي زنان مطلقه به بار مي آورد كه در صورت استنكاف مادر از حضانت كودك ، خسارات روحي فرزندان به لحاظ عدم تقبل مادر ، قابل پيش بيني نيست. پيش از فروپاشي صدام يكي از استدلال هاي آمريكا براي توجيه افكار عمومي در حمله به عراق ، نجات مردم و به ويژه زنان از نظام ديكتاتوري بود. در بيش تر اخباري كه از عراق منتشر شد ، جدا از فقر اقتصادي و فضاي بسته و خوفناك استبداد و حكايت كشتار و شكنجه ي مردم ، كشتار زنان به بهانه ي قتل هاي ناموسي ، به طور اخص از موارد مكرر بود و اين تصور وجود داشت كه با فروپاشي صدام ، رنگ زيباي آزادي و برابري بر جامعه ي عراقي به يكسان پاشيده شود ، اما وقايع بعدي ثابت كرد كه اين معضل به آساني قابل حل نيست. بخش پنجم : نتيجه سكوت مجامع بين المللي شروع جنبش فمينيسم با هدف حذف ظلم هايي بود كه در طول تاريخ به زن روا داشته اند ، ولي متأسفانه ارمغان اين جنبش ، تغيير ظلم به زنان بود نه تعطيل آن. در حالي كه زنان عراق و افغان از كمترين حق كه امنيت است ، محرومند چگونه مي توان كنوانسيون «رفع كليه ي اشكال تبعيض بر ضد زن» را جزء قوانين مترقي و كارآمد براي زنان عصر حاضر دانست؟! چگونه است كه وقتي در كارگاه بررسي جنگ ها و آثار آن بر زنان ، بررسي سند كنفرانس پكن در تايلند برگزار مي گردد ، هيچ يك از زنان فمينيست شركت كننده در كارگاه ، اشاره يي به خشونت هاي اعمال شده بر زنان عراق و افغان نمي كنند؟! و تنها يك زن ايراني با اعتراض به عدم طرح مشكلات زنان عراق و افغان ، سكوت سنگين اجلاس را مي شكند. فمينسم با ذره بين قرار دادن اشكال سنتي ستم بر ضد زنان ، از تحليل اشكال جديد ستم جنسي ، طفره مي روند. امروزه برخي كشورهاي صنعتي ، از جمله آلمان به عنوان مركز واردات و فروش دختران جوان كه بيش تر آنان دختران آسيايي هستند ،به حساب مي آيند و برخي كشورهاي در حال توسعه همچون تايلند ، اقتصاد خود را بر اساس تجارت بين المللي سكس استوار كرده اند به گونه ايي كه ساليانه ميليون ها جهانگرد همجنس گرا و دگر جنس خواه از كشورهاي مختلف جهان را به خود جذب مي كنند. آمار رسمي ، نزديك به يك ميليون نفر زن خدماتي (روسپي) را در كارنامه ي تايلند ثبت كرده و آمار هاي غيررسمي از چند براببر اين ميزان حكايت مي كنند. در حالي كه در اجلاس هاي بين المللي ، گروه هاي خاص خادمين سكس و لزبين (هم جنس بازان) كارگاه تشكيل داده از حقوق انساني خود سر ميدهند ، زنان عراق در زندان ابوغريب در مقابل چشمان شوهر خود مورد تجاوز جنسي قرار مي گيرند. مشكل زنان عراق و افغان را ، نه مي توان در لابه لاي سرمايه داري جست و جو كرد و نه نقض قوانين. مشكل عمده ي مجموع زنان در طول تاريخ ، ناشي از جهل و خودپسندي است. اگر چه جهل و خودپسندي منحصراً در جنس مذكر تحقق نمي يابد و در جنس مؤنث هم به گونه ايي خاص ،و ستم آفريني مي كند اما امكانات استعدادي مرد ، وي را در موقعيتي قرار داده است كه ستم برآمده از جهل و خودپسندي در او به نوعي ملموس تر و زننده تر بروز يافته است. دور شدن از ارزش هاي انساني و اخلاقي ، وقتي چاشني جهل و خودپسندي گردد ، بستر و زمينه هاي ظلم بر زنان را مهيا مي نمايد. در عصر جديد نيز كه آن را عصر حكومت علم و تكنولوژي مي دانند ، جهالت در لباس علم ، به ايفاي نقش مي پردازد و انسان عصر جديد كه خود كامگي را در شكلي نو به ظهور مي رساند ، به صورتي پيچيده تر بر ضد زنان ستم روا مي دارد. آيا زنان فمينيسم در آمريكا يك بار زحمت به خود داده اند تا نسبت به فجايع و جنايات آمريكا در عراق و افغانستان زبان به اعتراض گشايند و از حرمت زن به دفاع برخيزند؟! آيا در انگلستان بيانيه يا اطلاعيه ايي بر ضد سياست هاي دشمنانه ي بلر ، در همكاري با بوش صادر گرديد؟! حال چه بايد كرد؟ اصلاح ذهنيت ؛ نخستين گام است. بر اساس بينش ديني براي دست يابي به وضعيت مطلوب كه همانا رفع ستم از زنان است ، بايد از اصلاح ذهنيت ها آغاز كرد. در مرحله ي نخست لازم است محوريت آرامش و سعادت را جايگزين محوريت توسعه ي رفاه كرد. توسعه ي رفاه به معناي دست يابي به امكانات مادي و امكان پاسخگويي به خواسته هاي دروني ، نه تنها آرامش را به ارمغان نم آورد بلكه زمينه ساز توسعه ي اضطراب هاي بشر و دوري از مسير زندگي است. «قل هل ننبئكم بالاخسرين اعمالاً الذين ضل سعيهم في الحياه الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعاً» (سوره ي كهف ، آيات 103 و 104) رفاه مادي ، تنها به ما مي گويد چه بخواهيم ، حال آن كه دست يابي به سعادت و آرامش منوط به آن است كه بدانيم چه بخواهيم و چه نخواهيم؟ بايد ميان خواستن ها و نخواستن ها به گونه ايي تعادل برقرار كنيم كه نتيجه ي آن دست يابي به سعادت راستين و آرامش واقعي است. در مرحله ي بعد بايد در روابط اجتماعي به ويژه ميان زن و مرد به محوريت اخلاق و معنويت توجه كرد و با آموزش هاي فرهنگي لازم ، زمينه ي تلطيف روابط را فراهم نمود. تأكيد بر پيوندهاي عاطفي بايد جايگزين مقابله ها و تضادهاي خردكننده گردد. به اين منظور بايد بر ارزشها و ويژگي هاي زنانه و مردانه تأكيد شود ، تا زن و مرد را با تفاوت هاي طبيعي و تكويني موجود به رسميت بشناسند و انتظار هر يك از ديگري واقع بينانه و علمي باشد. در گام سوم ، بايد با تنظيم قوانين حقوقي روشن بر اساس آموزه هاي ديني و متناسب با شرايط اجتماعي ، زمينه ي تعدي را تا حد ممكن از ميان برد. بايد آموزش هاي حقوقي را به گونه ايي مطرح كرد كه خود ، زمينه ي تنش متقابل را فراهم نياورد. شيوه ي اصلي امامان معصوم (ع) در بيان حقوق ، آن است كه هر صنف را با حقوق مقابل ، آشنا مي كنند و به عبارت ديگر ، هر گروه را با وظايف خود در مقابل گروه ديگر آشنا مي سازند. بخش ششم : زنان ايران و الگوي معتدل اسلامي توفيق زنان ما ، در ساليان گذشته از يك سو حاصل تلاش و روشن بيني آنان و از سوي ديگر نتيجه ي اهتمام و روشن گري رهبران و مسئولين اجرايي كشور بوده است. برخي از اين دستاوردها عبارت اند از ؛
    1- خودباوري مهم ترين تأثير انقلاب اسلامي در جامعه ي زنان را بايد تحول شخصيت زن ا يراني و تبديل زنان خودباخته و سردرگم ، به زناني دانست كه نه تنها آرمان شهر خود را در داستان هاي تخيلي زن غربي ، جست و جو نمي كنند بلكه خود داعيه ي رهبري زنان را در سر مي پرورانند. زن ايراني در عصر انقلاب ، افزون بر آن كه خود را در تحولات اجتماعي و تاريخي كشورش سهيم و د اراي نقش تعيين كننده مي دانست بلكه نيم نگاهي نيز به زنان ديگر داشت تا طرحي نو براي نجات و هدايت آنان در افكند. اوگرچه در اين عرصه به تدوين برنامه ايي منسجم براي زنان آن سوي مرزها نينديشيد اما تحولات پديد آمده در داخل كشورش چراغي فرا روي زنان ديگر كشورها به ويژه كشورهاي اسلامي گرديد. امروزه زن مسلمان فرهيخته در هر كشوري به راه سومي مي انديشد كه نه برآمده از جمود و تحجر است و نه محصول خود باختگي در برابر غرب ، و البته خود را در شناخت راه سوم مديون زن ايراني مي داند.
    2- ارزشمندي زن ايراني در عصر انقلاب اسلامي ، آن گاه به جايگاه ارزشي خود رسيد ، كه تجلي ارزش هاي انساني شده بود در صفوف راه پيمايي ها و پيشاپيش مردان ؛ تجلي شهامت و حضور ، در طول انقلاب و دفاع مقدس ؛ تجلي ايثار و گذشت از بزرگ ترين سرمايه هاي زندگي خود ، در زمان حملات مكرر دشمن ؛ تجلي مقاومت ، پس از شهادت همسر و فرزند ؛ تجلي صبر ، در صحنه هاي اجتماعي ؛ «تجلي عفاف و در عرصه ي سازندگي ؛ تجلي تلاش و استقامت. به جرأت مي توان گفت كه زنان ما به ويژه در دوران دفاع مقدس ، احياگر روحيه ي دلاوري و شجاعت در جبهه هاي كارزار و پرورش دهنده نسلي نو بودند كه شهادت در راه آرمان هاي مقدس را سعادت مي شمردند.
    3- حضور اجتماعي تغيير نظام سياسي و پاك تر شدن فضاي اجتماعي ، فرصتي به دست داد تا زن مسلمان با ارتقاي رفتار اجتماعي خويش چهره اي از خود ارائه دهد كه نه به معناي انزوا بود و نه با تبرج و خودنمايي ، ملازمتي داشت. او به خوبي دريافته بود كه مشاركت اجتماعي ضرورتاً نه به معناي حضور فيزيكي در كوچه و خيابان و احراز مشاغل اقتصادي ، كه به معناي تأثير هر چه بيشتر در تحولات اجتماعي در مسير سعادت بشري است. كم شدن زمينه هاي اختلاط در برخي محيط هاي كار نيز در افزايش حضور و اقدام به فعاليت هاي اطمينان بخش آنان مؤثر بود. تشكيل NGOهاي زنان و تشكل هاي مردمي زنان در ايران ، ترسيم الگوي مشاركت اجتماعي زنان مسلمان ايراني است كه كارنامه ي هشت سال دفاع مقدس را تقويت مي كردند. جمعيت هاي آيه هاي ايثار و تلاش ؛ متشكل از راويان فتح ايثارگران دوران دفاع مقدس ، جلوه ي كوچكي از اين حضور است.
    4- رشد علمي بالا رفتن ميزان با سوادي دختران تا بيش از نود درصد ، كم شدن فاصله بي سوادي ميان پسران و دختران ، ارتقاي تحصيلات تا سطوح عالي ، رشد اطلاعات علمي و ازدياد سريع پژوهشگران زن ، تنها يكي از شاخصه هاي رشد علمي زنان در دو دهه ي گذشته است. آنچه از اهميت بيش تري برخوردار است ، ظهور طبقه ايي از زنان فهميده و روشنگر است كه تحولات داخلي و بين المللي را پيگيري مي كنند و به تغيير موازنه ي جهان اسلام در مقابل نظام استكباري مي انديشند و مي كوشند به معادله ايي دست يابند كه از جامعه ي اسلامي به ويژه زنان در برابر هجوم فتنه هاي آخر الزمان و مخصوصاًخطرهايي كه از ناحيه ي تهاجم فرهنگ بيگانه و پروژه ي جهاني سازي وارد مي شود ، محافظت نمايند. آنچه اميدواري را افزون مي سازد ، آهنگ رو به رشد تعداد اين زنان است.
    5- توجه بيش تر به شأن مادري و همسري زنان ما ، دريافتند كه مادري وهمسري ، دو فعاليت خطير ، پيچيده و مهم است كه بيش ترين تأثير را در توسعه ي فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي جامعه ايفا مي كند. تجربه ي انقلاب و دفاع مقدس ، حقيقت اين كلام امام را كه «مرد از دامن زن به معراج مي رود.» به آنان چشانيد و تجربه ايي براي دوران سازندگي در اختيارشان گذاشت. آنان به خوبي به نقش تربيتي خود در خانواده آگاه شدند و امروزه به دنبال ارتقاي آگاهي هاي خود براي توانمند تر شدن در اين امر خطيرند.
    6- توجه به مسائل زنان اگر در گذشته ي اين سرزمين ، مسائل اصلي جامعه ي زنان در پس غبارهاي جهالت و تحجر ، ناديده گرفته مي شد يا در پشت زرورق و لعاب هايي از تجدد زدگي پنهان مي ماند و يا وارونه تفسير مي شد ، ظهور نسل جديد زنان و هدايت رهبراني كه هم خود را به حل مشكلات زنان موظف مي ديدند و هم قدرت تشخيص مسائل واقعي آنان را داشتند و وجود مسئولاني كه دغدغه ي حل مشكلات واقعي جامعه را داشتند ، فرصتي به دست داد تا دريچه ايي نو به حل مسائل زنان گشوده شود. امروزه گرچه اعتراف مي كنيم كه در پيگيري اين مهم ، افتان و خيزان بوده ايم اما بر اين باوريم كه شكستن سدهايي كه دفاع از زنان را به منزله ي بيگانگي با معارف اسلامي مي دانست ، يا مسائل آن ها را به شبهاتي نيازمند پاسخگويي تنزل مي داد ، شكسته شده است و امروزه بسياري از نهادهاي فرهنگي و ديني ، خود را موظف به تحليل و پيگيري مسائل زنان مي دانند. اين مهم ، مسئوليت نهادهاي حكومتي و غير دولتي را دو چندان مي كند. امروزه زنان فرهيخته ي ما به حق ، اين انتظار را دارند كه به دور از شعار زدگي و عوام فريبي ، مشكلات زنان تحليل و اولويت گذاري شده و با همت قشرهاي مختلف مرتفع گردد. 

  • استفاده بهينه از توانمندي هاي بانوان ايثارگر و رفع موانع شايسته سالاري

    اشاره: آنچه در پي مي آيد تأكيدي است بر نقش محوري بانوان خصوصاً آحاد ايثارگر و تحصيل كرده از اين قشر قويم و خداخواه در خانواده و اجتماع ، برابري ارتقائات ايماني و فتح قله هاي رفيع عبوديت ؛ من عمل صالحاً من ذكر ٍاو انثي فهو مؤمن (نحل ، 97) (هر كس اهل اعمال شايسته و خداپسندانه باشد ، چه مرد و چه زن ، در زمره ي ايمانيان به شمار مي رود).
    استيفاي حقوق بانوان معظم ، توجه مسئولين و مقامات ميهن به جايگاه رفيع زنان و مقام و منزلت الهي آنان و توجه ويژه به مساله ي اشتغال اين جلوه هاي جمال خداوند ،از جمله مباحثي است كه در اين نوشتار به طور اجمال به آن پرداخته شده است ؛ بانوان نبايد به خاطر كار در خارج از منزل ، از ايفاي وظايف مادري و همسري غفلت بورزند. حضرت امام خيمني (ره) بنيان گذار جمهوري اسلامي ضمن تأكيد بر اينكه شغل مناسب ، براي زن هيج ممانعتي ندارد ، مي فرمايد: در طول سلطنت پهلوي كوشش كردند كه مادران را از بچه ها جدا كنند و به آنها تلقين كردند كه بچه داري چيزي نيست ، شما به ادارات بيابيد ، كه اين مبدا بسياري از مفاسد است. متوليان اين امر بايد در نظر داشته باشند كه در زمينه اشتغال بانوان نگرش جامعه اسلامي ما با نگرش جوامع غربي متفاوت است. در جوامع غربي همه زنان بايد همچونمردان اشتغال به كار داشته باشند ولي در ايران اسلامي بنابر فرهنگ سنتي و بافت خانوداگي و بنابر حكم شارع مقدس در امر نفقه و نهادن آن بر دوش مرد ، اشتغال زنان امري ضروري و حتمي نيست. زن به دليل مسئوليت خطير مادري و پرورش انسان ،بستر حركت جامعه به سوي كمال است و مرد مسئول تهيه و پرداخت نفقه ي خانواده به ويژه مسئول تأمين هزينه زندگي زن مي باشد. نكته ي شايان ذكر ديگر اينكه مقتضيات شغلي مثل مرخصي زايمان براي زنان باردار ، تهميدات كاري و معافيت مالي استفاده از مرخصي يك سوم ساعت كار روزانه و محروميت زنان از برخي از شغلها كه عملي روا و مطلوب به نظر ميآيد ، از ديدگاه غربيان ، تبعيض محسوب مي شود. ضمناًبايد خاطر نشان ساخت كه علي رغم تلاش هاي انجام گرفته در جاي جاي دنيا و نيز در كشور ما هنوز زنان از جايگاه خاص خود برخوردار نمي باشند. با اينحال مي بينيم كه نوعاًدر كليه كشورها نوعي تقسيم شغل براي مردان و زنان وجود دارد ولي تمركز زنان در شغل هاي كشاورزي و دامداري و دفتر داري و شغل هايي از اين قبيل به خاطر اين است كه از آموزش
    هاي آسان تري برخوردار است و در مواردي ريشه هاي تقسيم مشاغل مبتني بر آداب و رسوم اجتماعي مي باشد. نوعاًمشاغل مالي و پست هاي بالاي مديريت ، بيشتر در اختيار مردان قرار دارد و به جز چندمورد استثنايي در كشورها تبعيض شغلي به چشم مي خورد. در برخي از كشورها مانند اتريش زنان از شركت در جنگ و حضور در مشاغلي همچون آن مستثني هستند ولي در بسياري از كشورها ممنوعيت زنان در اين امر برداشته شده است. در گذشته در فرانسه مرد مي توانست مانع انتخاب شغل يك زن باشد اما در سال 1385 اين نيز لغو شد. در كشور ما بانوان پس از وقوع انقلاب اسلامي در مشاغل بهداشتي، فرهنگي ، آموزشي ، پژوهشي ، خدماتي و بعضاً قضايي و حتي در نيروي انتظامي مشغول به كار شدند. با اين حال بايد تدابيري انديشيد كه زنان بتوانند توانمنديهاي خود را كاملاًبه منصه ي ظهور بگذراند.
    علاوه بر آن كه اسلام بر استقلال مادي زن و نيز حضور وي در جامعه نيز تأكيد مي ورزد. ما پيرو كتاب آسماني هستيم كه مي فرمايد ؛ للرجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء مما اكتسبن مردان و زنان از آن چه كسب مي كنند برخوردارند. ثروت حضرت خديجه (س) كه از راه تجارت حاصل شده بود پشتوانه اي عظيم براي حمايت از اسلام شد. آيه ي بيعت پيامبر اكرم (ص) با زنان نيز اهميت نقش آنان در سياست و اموراجتماعي را نشان مي دهد كه نمونه ي بارز حضور زنان در اجتماع و اهميت آن ايراد خطبه توسط حضرت زهرا (س) در جمع مسلمانان در مسجد كربلا مي باشد ، اما چنان چه اشاره شد زنان ما در كشور اسلامي عزيزمان هنوز با وجود تلاش هاي انجام گرفته به جايگاه خاص خود نرسيده اند زيرا از سوي خود زنان و نيز از جانب ديگران موانعي در اين راه پديد آمده است كه بعضاً به آنها اشاره مي شود ؛
    1- زنها با همانمعيارهايي سنجيده مي شوند كه مردها با آنها مورد سنجش قرار مي گيرند و اين مانع خودباوري آنان مي شود.
    2- اصولاً كساني مي توانند مدير خوبي باشند كه ميدان خوبي را تجربه كرده باشند و چون درگذشته زنان به حاشيه رانده شده بودند و از حقوق خود محروم بودند در اين امر چندان تجربه اي كسب نكردند.
    3- حاكميت تفكر مرد سالار ي ، به عنوان مثال گمان بسياري از مردان بر اين است كه زنان به خاطردارا بودن مسئوليت هاي خانوادگي مثل مادري و همسري نمي تواند مدير خوبي باشند. اين امر باعث به گوشه رانده شدن آنها گشته است.
    4- برداشت هاي نامناسب از شأن زن و استقلال مالي زن ، موجبت مرد وي مي شود كه در گذشته اين نگرش ، بسيار رواج داشته است.
    5- برداشت غلط از مديريت كه مي انديشند مدير بايد فردي خشن ، مي شود كه در گذشته اين نگرش ، بسيار رواج داشته است.
    6-برداشت غلط از مديريت كه مي انديشند مدير بايد فردي خشن ، پرخاشگر و مستبد باشد و بيش از همه ، مناسب نبودن عرصه اجتماع با شئونات زن مسلمان در دوران پيش از پيروزي انقلاب و عواملي از اين دست ، سبب كنار ماندن زنان از احراز پست هاي مهم مملكتي گشته است. به هر حال شايان درك است كه سپردن مسئوليت هاي كليدي و مديريت هاي كلان به زنان در فرهنگ جامعه تأثير بسزايي خواهدداشت و عملاً ذهنيت هاي غلط و ناروا درباره آنان را اصلاح مي نمايد. بنابراين برخوردها ، موضع گيري ها ، رفتارها و عملكردها داراي پيام است و در فرهنگ سازي مؤثر مي باشد. اگر زنان بر اساس شايستگي به كار گرفته شوند ، مي توانند در محيط هاي اطلاع يابي و تصميم گيري ، نقش آفرين و تأثير گذار باشند و از توانايي هاي علمي ، سياسي ، فرهنگي و اجتماعي خود بهره هاي فراواني نصيب جامعه نمايند واز عهده كارهاي كلان اجرايي به خوبي برآيند ، مضافاًاين كه خطر سوء استفاد